معرفی ونقد رمان چتر بی بارون | HananehKH کاربر انجمن نگاه دانلود

بازدیدها
: 120 -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: HananehKH

HananehKH

دوستدار انجمن
عضو انجمن
30/7/19
93
952
256
22
نام رمان:چتر بی بارون
نویسنده: HananehKH کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر:عشقانه،اجتماعی.
نام ناظر: @*یـگـانـه*
خلاصه: من پسریم، که همیشه حامی خانواده ام تو مشکلات وسختی ها بودم.تاجایی که ازخودمم گذشتم؛ اما درست زمانی که برای اولین بار خواستم طعم عشق رو بچشم، همه چیز عوض شدو من درگیر اتفاقی شدم، که نباید رخ می داد!
لینک رمان:
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
 
آخرین ویرایش:

«n-i-y-a»

مدیر تالار نقد + مترجم انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
منتقد انجمن
مترجم انجمن
به نام خدا

نویسنده عزیز ، ضمن عرض سلام ، ورود شما به تاپیک نقد که نشانی از نقد پذیری و علاقه مندی شما به پیشرفت قلمتان است را تبریک می گوییم . لطفا قبل از شروع فعالیت در تاپیک نقد ، قوانین بخش را مطالعه فرمایید .

Please, ورود or عضویت to view URLs content!


توجه فرمایید که این چنین پیام ها اسپم محسوب میشوند و لازم است در صورت مشاهده ، پیام مربوطه را به کادر مدیریت بخش نقد ، گزارش دهید :
-عزیزم ادامه بده
-خیلی رمانت قشنگه من عاشقش شدم
-تند تند پست بزار
-تو رو خدا مهناز و فرهود بهم نرسن
و...........


برای درخواست نقد توسط "شورای نقد انجمن نگاه دانلود" می توانید به تاپیک زیر مراجه نمایید:
Please, ورود or عضویت to view URLs content!



برای آموزش " نقد " می توانید از تاپیک زیر بهره ببرید :
Please, ورود or عضویت to view URLs content!


موفق باشید .
مدیریت بخش نقد


 

R_m_R

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
2/9/19
1
5
16
سلام و خسته نباشد خدمت نویسنده محترم.
تخصصی در نقد ندارم اما تا جایی که رمانتون رو دنبال کردم،نکاتی رو در نظر گرفتم.
1. رمان شما اولین رمانی بود که بنده در این سایت چشمم بهش خورد و به صورت اتفاقی چند پستی ازش رو خوندم.رمان شروعی معمولی داشت و فکر نمی کردم بخوام به ادامه برم،اما جذابیتی در نوشتار شما وجود داشت که به دنبال ادامه رفتم.
2 . بااینکه سیر رمان در ابتدا کمی کند بود،اما هرچه بیشتر از پست ها می گذشت اتفاقات بیشتری می افتاد واین برای خواننده ای که رمانتون رو دنبال کرده،خوب بود.
3 . رعایت علایم نگارشی و نداشتن غلط های املایی در حد زیادی در شیوایی نوشتار و خواندن به خواننده کمک می کرد.
4 . حالات احساسات تا حد زیادی رعایت ودربعضی جاها توصیفات باز جای بهتر شدن رو داشت.
5. درمورد ژانر هم،به نظرم ابتدای کار با ژانر اجتماعی شروع کردین وبعد به عاشقانه رسیدین.به نظر در مورد ژانر اجتماعی این که فردی بخاطر خانواده اش و شاید کار خیلی از مسائل شخصیش رو از یاد می بره،امریه که شاید تو جامعه البته بیشتر فکر می کنم برای دخترها اتفاق می افته،اما این که از گفتار یک پسر باشه اون رو متفاوت تر کرده.
6 . یک نکته ای که رمانتونو دنباله تر می کرد،دیالوگ هایی بود که در چندین پست انتهایی، در آخر پست می اومدن که مبهم بودنشون خواننده رو به ادامه وا می داشت.
7 . در مورد دیگر مسائل نظری بنابر نقد دقیق ندارم ودرکل بااین که جای بهتر شدن دارین،اما رمانتون منو مجذوب و تبدیل به طرفدارتون کرد.
در آخر امیدوارم از نقد ناراحت نشده باشید و قلمتون پایدار باشه.
 
آخرین ویرایش:

HananehKH

دوستدار انجمن
عضو انجمن
30/7/19
93
952
256
22
سلام و خسته نباشد خدمت نویسنده محترم.
تخصصی در نقد ندارم اما تا جایی که رمانتون رو دنبال کردم،نکاتی رو در نظر گرفتم.
1. رمان شما اولین رمانی بود که بنده در این سایت چشمم بهش خورد و به صورت اتفاقی چند پستی ازش رو خوندم.رمان شروعی معمولی داشت و فکر نمی کردم بخوام به ادامه برم،اما جذابیتی در نوشتار شما وجود داشت که به دنبال ادامه رفتم.
2 . بااینکه سیر رمان در ابتدا کمی کند بود،اما هرچه بیشتر از پست ها می گذشت اتفاقات بیشتری می افتاد واین برای خواننده ای که رمانتون رو دنبال کرده،خوب بود.
3 . رعایت علایم نگارشی و نداشتن غلط های املایی در حد زیادی در شیوایی نوشتار و خواندن به خواننده کمک می کرد.
4 . حالات احساسات تا حد زیادی رعایت ودربعضی جاها توصیفات باز جای بهتر شدن رو داشت.
5. درمورد ژانر هم،به نظرم ابتدای کار با ژانر اجتماعی شروع کردین وبعد به عاشقانه رسیدین.به نظر در مورد ژانر اجتماعی این که فردی بخاطر خانواده اش و شاید کار خیلی از مسائل شخصیش رو از یاد می بره،امریه که شاید تو جامعه البته بیشتر فکر می کنم برای دخترها اتفاق می افته،اما این که از گفتار یک پسر باشه اون رو متفاوت تر کرده.
6 . یک نکته ای که رمانتونو دنباله تر می کرد،دیالوگ هایی بود که در چندین پست انتهایی، در آخر پست می اومدن که مبهم بودنشون خواننده رو به ادامه وا می داشت.
7 . در مورد دیگر مسائل نظری بنابر نقد دقیق ندارم ودرکل بااین که جای بهتر شدن دارین،اما رمانتون منو مجذوب و تبدیل به طرفدارتون کرد.
در آخر امیدوارم از نقد ناراحت نشده باشید و قلمتون پایدار باشه.
باتشکر از شما خواننده گرامی.
ممنون بابت وقتی که برای نقد و خوندن رمان صرف کردین.نه تنها از نقدتون ناراحت نشدم بلکه خیلی خوب تونستین درکنار نکات، انرژی مثبتی رو بهم القا کنین.
به عنوان اولین تجربه نقد رمانم،جای کار زیاد دارم وبرای پیشرفت قلمم احتیاج به نقدهای سازندتون.بازم ممنون از شما.
 

مروارید 781

منتقد آزمایشی
منتقد آزمایشی
منتقد: آیسا؛ عضو آزمایشی شورای نقد.@*ᾋẏṩᾄ*
بسمه تعالی
نقد رمان چتر بی بارون
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده گرامی؛
نقد زیر بر اساس پست های ارائه شده توسط نویسنده می باشد.
نام، خلاصه، مقدمه و جلد جزء جذابیت های ظاهری رمان هستند و بیشترین نقش را در جذب مخاطب دارند. نام رمان یکی از مهمترین انها است که در وهله ی اول خواننده را جذب و سپس ترغیب به خواندن خلاصه و... می کند. نام رمان شما، چتر بی بارون بود. کلمه ی باران در نام بسیاری از رمان ها دیده می شود و کلمه ی چتر نیز ترکیب جدیدی را در کنار ان نساخته و این جذابیتی که نام نگـاه دانلـود باید داشته باشد را کاهش می دهد. کلمه ی باران که معمولا یاداور عشاق بوده و ترکیب چتر و باران تقریبا ژانر عاشقانه را به خواننده القا می کند اما ژانر اجتماعی چندان در نام مشاهده نمی شود. نام رمان نیز مانند تمام قسمت های دیگر رمان، باید با محتوا ارتباط داشته باشد. ارتباط چندانی میان نام و محتوا؛ غیر از ابتدای رمان و عشق هانا به باران مشاهده نمی شد. هرچند در ابتدا ذکر کرده بودید که این نام، تشبیهی از افرادی که عاشق نیستند و عاشق می شوند است؛ اما ارتباط مشهودی با یکدیگر ندارند. در کل بهتر است نام رمانتان را تغییر دهید. هنگام انتخاب نام می توانید سری به اینتزنت هم بزنید تا نامی تکراری انتخاب نکنید.
ژانرها پایه اولیه رمان بوده و اکثر رویداد ها باید با انها مرتبط باشند. در رمان شما ژانر اجتماعی از ژانر عاشقانه پررنگ تر بود. هرچند تلاش شما برای استفاده از این ژانر کاملا احساس می شد اما باید بدانید ژانر عاشقانه ژانری کاملا احساسی بوده و نیاز به توصیف احساسات قوی دارد و تنها در اینکه دو نفر عاشق یکدیگر بوده و اتفاقاتی را رغم بزند؛ خلاصه نمی شود. مشکلات خانوادگی برسام ژانر اجتماعی را در بر گرفته بود. اگر کمی بیشتر روی این قسمت مانور داده و اتفاقات بیشتر باز کنید؛ این ژانر خودش را بهتر نشان می دهد.
خلاصه باید عاری از اضافه گویی و کم گویی بوده و در عین حال گره هایی را برای خواننده ایجاد کند. خلاصه ی شما کوتاه بوده و گره هایی رانیز برای خواننده ایجاد می کرد. اما بهتر است در پایان خلاصه پس از که ... قرار دهید تا ذهن خواننده بیشتر درگیر شود.
تصویر زوجی که با چتر در کنار یکدیگر قدم می زدند و جمله ای که انتهای جلد نوشته شده، ژانر عاشقانه و ارتباط ان با نام را کاملا نشان می دهد. اما اثری از ژانر اجتماعی به چشم نمی خورد. اگه کمی از رنگ های گرم مانند قهوه ای در ان استفاده کنید؛ به ژانر اجتماعی نزدیک ترمی شود. اما در کل نیاز مبرمی به تغییر جلد نیست.
مقدمه متنی کوتاه در قالب شعر یا دلنوشته است که خواننده را با حال و هوای رمان اشنا می کند. مقدمه ی شما متنی در رابـ ـطه با باران و عشاق بود که می توان گفت برای رمانی در ژانر عاشقانه؛ کاملا متناسب و به جا بود.
شروع خوب، شروعی است که متناسب با ژانر و حال و هوای رمان بوده و خواننده را به رمان بچسباند. رمان شما از صحنه بیدار شدن برسام و رفتن اوبه کارخانه شروع شد. خب این شروع کمی کلیشه ای بوده و ما در خیلی از رمان ها شاهد ان بودیم. خود شما به عنوان خواننده رمانی که با یک بحث خانوادگی( برای ژانر اجتماعی) مثلا بحث برسام با پدرش، شروع شود را بیشتر می پسندید یا یک شروع معمولی و تقریبا کلیشه ای؟ بهتر است ابتدای رمان را ویرایش کرده و ان را تغییر دهید.
توصیفات یکی از مهمترین اصل ها در نگـاه دانلـود است که به ان رنگ می دهد. نویسنده باید طوری توصیف کند که انگار فضا، چهره، حالات، مکان و... را برای یک فرد نابینا تعریف می کند. طوری که ان فرد خسته نشده و کاملا بتواند فضا را در ذهنش ترسیم کند. شما در خیلی موارد فقط بعضی قسمت ها را توصیف کرده بودید. مثلا برای توصیف چهره تنها به رنگ مو و چشم شخصیت ها ان هم چندین بار اشاره شده بود اما دیگر اجزای صورت اصلا توصیف نشده بود. این ضعف در توصیفات مربوط به مکان نیز مشاهده می شد؛ شما چندین بار کاناپه دفتر را نام بردید اما چیزی از گچ بری ساختمان نگفتید. این ضعف در تمامی قسمتها مشاهده می شد اما قسمت احساسات دارای ضعف بیشتری بود. ژانر های اجتماعی و عاشقانه جزء ژانرهایی هستند که نیاز بسیاری به توصیف احساسات دارند و توصیف در ان ها امری بسیار ضروری است. احساسات را عمیق تر نشان دهید کمی مبالغه کنید چون احساسات شخصیت مهمترین چیز برای یک خواننده است. احساسات را بیشتر نشان دهید. سعی کنید کاری کنید که خواننده با شخصیت همذات پنداری کند و شخصیت برایش قابل لمس باشد.
مشکلات فرزند و خانواده، از خودگذشتگی پسر بزرگتر، عشقی همراه با مشکلات بسیار، پسری مهندس و دختری که در کنارش کار می کند؛ بسیار در فضای مجازی دیده می شود و رمان شما تقریبا تمامی این موضوعات را در بر داشت که این باعث شده بود رمان شما کلیشه ای به نظر بیاید. یک ایده ی خاص و نو قطعا طرفداران بیشتری خواهد داشت. البته این به معنای اینکه رمان شما طرفداری نخواهد داشت نیست بلکه شما در ادامه می توانید این کلیشه را شکسته و رویداد های جدیدی را وارد داستان کنید. پیشنهاد می کنم سری به روزنامه ها و مجلات خبری یا اخبار روز بزنید قطعا موضوعات جالبی پیدا خواهید کرد. یک نویسنده کسی است که حتی از اتفاقات روزمره نیز ایده بگیرد. خواندن نیز به شما کمک می کند تا موضوعات کلیشه ای را تشخیص دهید.
اتفاقات رمان بسیار تند تند و پشت یکدیگر رخ می داد و خواننده قادر به تفکیک انها نبود. ابتدا عشق در دو ماه سپس ان اتفاقی که برای مهراد افتاد و هنوز نگذشته دستگیری برسام و هانا. سیر رمان باید وابسته به ان قسمت رمان تند یا کند پیش برود اگر تمام طول داستان سیر تماما تند یا کند باشد خواننده را عاصی و خسته می کند. اتفاقات روزمره باید تند و اتفاقات مهم باید سیر ارامی داشته باشند.
زاویه دید رمان شما اول شخص بود. این زاویه دید، محبوب ترین زاویه دید میان نوجوانان است و طرافداران بسیاری دارد. خواننده نیز احساسات شخصیت را توسط این زاویه دید اسان تر نمایش می دهد.
نثر رمان، محاوره، در کنار زاویه دید اول شخص بسیار میان نوجوانان محبوب است. البته باید دقت داشته باشید که استفاده از این نثر به معنای تحت الفازی نوشتن نیست و محدودیت های خاص خودش را دارد. در قسمت هایی از رمان اشاره می شد که شما کلماتی مانند نو رو را نونو می نوشتید که این اشتباه است و در نثر محاوره را به رو تبدیل می شود نه و.
برسام شخصیتی ارام و خونسرد بود که همیشه دیگر شخصیت هارا ارام می کردن بنابراین خروش ناگهانی اش در برابر هانا باور پذیر نبود. برادری که حامی خانواده اش بوده و خوانواده برایش در اولویت قرار دارد از خطای خواهرش چشم پوشی کرده اما به خاطر حرفی نه چندان بد عشقش را مواخذه می کند؛ کاری که اصلا قابل درک نیست.
کسی که ادعا می کند تا 27 سالگی ازدواج نکرده و به قول علیرضا چوب خشک است چگونه می تواند در عرض دو ماه عاشق شود؟ ان هم تنها دو ماه هم کاری نه چیز بیشتر فوقش در این دو ماه از هم خوششان
بیاید. اسم عشق را روی این احساس نمیتوان گذاشت.
رضایت دادن یکدفعه ای پدر هانده کمی غیر منطقی بود پدری که دخترش را طرد کرده و دختر دیگرش را محدود می کند. چگونه انقدر زود زضایت می دهد؟ تنها رضایت هم نه کاملا اورا می بخشد.
دختری که در یک روز همه چیزش را از دست داده و از خانواده اش طرد شده ابتدا کمی افسردگی گرفته و تنها به دلیل اتفاقات و تجزیه تحلیل انها می پردازد و شاید خیلی کم به احساس پسری که عاشقش هم نیست و تنها از او خوشش می اید فکر کند.
اتفاقی که میان مهراد و هانده افتاد اتفاق ساده ای نبود که راحت بتوان ان را قبول کرده و با ان کنار امد حداقل مدتی وقت برای کنار امدن با این مسله نیاز است.
کمی بیشتر روی شخصیت پردازی کار کنید چون شخصیت ها هستند که رمان را می سازند.
تکرار گفت وضعف بسیاری در جمله سازی از زیبایی نثر کاسته بود:
خیره به خیابان بی روح بودم.
به خیابان بی روح خیره بودم.
به چی خیره شدی اینجوری؟
به چی اینجوری خیره شدی؟
برای دوباره یاداوری افکارم...
برای یاداوری دوباره ی افکارم...
و...
بعضی قسمت ها از و به جای نقطه یا ویرگول استفاده شده بود:
شالگردن رو از دورم شل کردم و باز هم سکوت بود.
شالگدن رو از دورم شل کردم. بازهم سکوت بود.
و...
در بعضی جاها نیز غلط های تایپی و املایی به چشم می خورد:
تایپی:
نیم خیر/ نیم خیز
زینب/ زینت
سمتومون/ سمتمون
و...
املایی:
مقنه/ مقنعه
تفره/ طفره
می شمورد/ می شمرد
توجه: علایم نگارشی به کلمه ی قبل از خود چسبیده و از کلمه بعدی فاصله می گیرند.
قلمتون هنوز جای پیشرفت دارد و قطعا با تمرین مهارت بیشتری پیدا می کنید.
موفق باشید:aiwan_lggight_blum:
توجه: این تنها نقد از طرف شورای نقد می‌باشد.
نویسنده‌ی گرامی ویرایش‌های شما بایستی رنگی باشند.
دلیل تاخیر: فیلترینگ سایت.
 
آخرین ویرایش:

HananehKH

دوستدار انجمن
عضو انجمن
30/7/19
93
952
256
22
منتقد: آیسا؛ عضو آزمایشی شورای نقد.@*ᾋẏṩᾄ*
بسمه تعالی
نقد رمان چتر بی بارون
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده گرامی؛
نقد زیر بر اساس پست های ارائه شده توسط نویسنده می باشد.
نام، خلاصه، مقدمه و جلد جزء جذابیت های ظاهری رمان هستند و بیشترین نقش را در جذب مخاطب دارند. نام رمان یکی از مهمترین انها است که در وهله ی اول خواننده را جذب و سپس ترغیب به خواندن خلاصه و... می کند. نام رمان شما، چتر بی بارون بود. کلمه ی باران در نام بسیاری از رمان ها دیده می شود و کلمه ی چتر نیز ترکیب جدیدی را در کنار ان نساخته و این جذابیتی که نام نگـاه دانلـود باید داشته باشد را کاهش می دهد. کلمه ی باران که معمولا یاداور عشاق بوده و ترکیب چتر و باران تقریبا ژانر عاشقانه را به خواننده القا می کند اما ژانر اجتماعی چندان در نام مشاهده نمی شود. نام رمان نیز مانند تمام قسمت های دیگر رمان، باید با محتوا ارتباط داشته باشد. ارتباط چندانی میان نام و محتوا؛ غیر از ابتدای رمان و عشق هانا به باران مشاهده نمی شد. هرچند در ابتدا ذکر کرده بودید که این نام، تشبیهی از افرادی که عاشق نیستند و عاشق می شوند است؛ اما ارتباط مشهودی با یکدیگر ندارند. در کل بهتر است نام رمانتان را تغییر دهید. هنگام انتخاب نام می توانید سری به اینتزنت هم بزنید تا نامی تکراری انتخاب نکنید.
ژانرها پایه اولیه رمان بوده و اکثر رویداد ها باید با انها مرتبط باشند. در رمان شما ژانر اجتماعی از ژانر عاشقانه پررنگ تر بود. هرچند تلاش شما برای استفاده از این ژانر کاملا احساس می شد اما باید بدانید ژانر عاشقانه ژانری کاملا احساسی بوده و نیاز به توصیف احساسات قوی دارد و تنها در اینکه دو نفر عاشق یکدیگر بوده و اتفاقاتی را رغم بزند؛ خلاصه نمی شود. مشکلات خانوادگی برسام ژانر اجتماعی را در بر گرفته بود. اگر کمی بیشتر روی این قسمت مانور داده و اتفاقات بیشتر باز کنید؛ این ژانر خودش را بهتر نشان می دهد.
خلاصه باید عاری از اضافه گویی و کم گویی بوده و در عین حال گره هایی را برای خواننده ایجاد کند. خلاصه ی شما کوتاه بوده و گره هایی رانیز برای خواننده ایجاد می کرد. اما بهتر است در پایان خلاصه پس از که ... قرار دهید تا ذهن خواننده بیشتر درگیر شود.
تصویر زوجی که با چتر در کنار یکدیگر قدم می زدند و جمله ای که انتهای جلد نوشته شده، ژانر عاشقانه و ارتباط ان با نام را کاملا نشان می دهد. اما اثری از ژانر اجتماعی به چشم نمی خورد. اگه کمی از رنگ های گرم مانند قهوه ای در ان استفاده کنید؛ به ژانر اجتماعی نزدیک ترمی شود. اما در کل نیاز مبرمی به تغییر جلد نیست.
مقدمه متنی کوتاه در قالب شعر یا دلنوشته است که خواننده را با حال و هوای رمان اشنا می کند. مقدمه ی شما متنی در رابـ ـطه با باران و عشاق بود که می توان گفت برای رمانی در ژانر عاشقانه؛ کاملا متناسب و به جا بود.
شروع خوب، شروعی است که متناسب با ژانر و حال و هوای رمان بوده و خواننده را به رمان بچسباند. رمان شما از صحنه بیدار شدن برسام و رفتن اوبه کارخانه شروع شد. خب این شروع کمی کلیشه ای بوده و ما در خیلی از رمان ها شاهد ان بودیم. خود شما به عنوان خواننده رمانی که با یک بحث خانوادگی( برای ژانر اجتماعی) مثلا بحث برسام با پدرش، شروع شود را بیشتر می پسندید یا یک شروع معمولی و تقریبا کلیشه ای؟ بهتر است ابتدای رمان را ویرایش کرده و ان را تغییر دهید.
توصیفات یکی از مهمترین اصل ها در نگـاه دانلـود است که به ان رنگ می دهد. نویسنده باید طوری توصیف کند که انگار فضا، چهره، حالات، مکان و... را برای یک فرد نابینا تعریف می کند. طوری که ان فرد خسته نشده و کاملا بتواند فضا را در ذهنش ترسیم کند. شما در خیلی موارد فقط بعضی قسمت ها را توصیف کرده بودید. مثلا برای توصیف چهره تنها به رنگ مو و چشم شخصیت ها ان هم چندین بار اشاره شده بود اما دیگر اجزای صورت اصلا توصیف نشده بود. این ضعف در توصیفات مربوط به مکان نیز مشاهده می شد؛ شما چندین بار کاناپه دفتر را نام بردید اما چیزی از گچ بری ساختمان نگفتید. این ضعف در تمامی قسمتها مشاهده می شد اما قسمت احساسات دارای ضعف بیشتری بود. ژانر های اجتماعی و عاشقانه جزء ژانرهایی هستند که نیاز بسیاری به توصیف احساسات دارند و توصیف در ان ها امری بسیار ضروری است. احساسات را عمیق تر نشان دهید کمی مبالغه کنید چون احساسات شخصیت مهمترین چیز برای یک خواننده است. احساسات را بیشتر نشان دهید. سعی کنید کاری کنید که خواننده با شخصیت همذات پنداری کند و شخصیت برایش قابل لمس باشد.
مشکلات فرزند و خانواده، از خودگذشتگی پسر بزرگتر، عشقی همراه با مشکلات بسیار، پسری مهندس و دختری که در کنارش کار می کند؛ بسیار در فضای مجازی دیده می شود و رمان شما تقریبا تمامی این موضوعات را در بر داشت که این باعث شده بود رمان شما کلیشه ای به نظر بیاید. یک ایده ی خاص و نو قطعا طرفداران بیشتری خواهد داشت. البته این به معنای اینکه رمان شما طرفداری نخواهد داشت نیست بلکه شما در ادامه می توانید این کلیشه را شکسته و رویداد های جدیدی را وارد داستان کنید. پیشنهاد می کنم سری به روزنامه ها و مجلات خبری یا اخبار روز بزنید قطعا موضوعات جالبی پیدا خواهید کرد. یک نویسنده کسی است که حتی از اتفاقات روزمره نیز ایده بگیرد. خواندن نیز به شما کمک می کند تا موضوعات کلیشه ای را تشخیص دهید.
اتفاقات رمان بسیار تند تند و پشت یکدیگر رخ می داد و خواننده قادر به تفکیک انها نبود. ابتدا عشق در دو ماه سپس ان اتفاقی که برای مهراد افتاد و هنوز نگذشته دستگیری برسام و هانا. سیر رمان باید وابسته به ان قسمت رمان تند یا کند پیش برود اگر تمام طول داستان سیر تماما تند یا کند باشد خواننده را عاصی و خسته می کند. اتفاقات روزمره باید تند و اتفاقات مهم باید سیر ارامی داشته باشند.
زاویه دید رمان شما اول شخص بود. این زاویه دید، محبوب ترین زاویه دید میان نوجوانان است و طرافداران بسیاری دارد. خواننده نیز احساسات شخصیت را توسط این زاویه دید اسان تر نمایش می دهد.
نثر رمان، محاوره، در کنار زاویه دید اول شخص بسیار میان نوجوانان محبوب است. البته باید دقت داشته باشید که استفاده از این نثر به معنای تحت الفازی نوشتن نیست و محدودیت های خاص خودش را دارد. در قسمت هایی از رمان اشاره می شد که شما کلماتی مانند نو رو را نونو می نوشتید که این اشتباه است و در نثر محاوره را به رو تبدیل می شود نه و.
برسام شخصیتی ارام و خونسرد بود که همیشه دیگر شخصیت هارا ارام می کردن بنابراین خروش ناگهانی اش در برابر هانا باور پذیر نبود. برادری که حامی خانواده اش بوده و خوانواده برایش در اولویت قرار دارد از خطای خواهرش چشم پوشی کرده اما به خاطر حرفی نه چندان بد عشقش را مواخذه می کند؛ کاری که اصلا قابل درک نیست.
کسی که ادعا می کند تا 27 سالگی ازدواج نکرده و به قول علیرضا چوب خشک است چگونه می تواند در عرض دو ماه عاشق شود؟ ان هم تنها دو ماه هم کاری نه چیز بیشتر فوقش در این دو ماه از هم خوششان
بیاید. اسم عشق را روی این احساس نمیتوان گذاشت.
رضایت دادن یکدفعه ای پدر هانده کمی غیر منطقی بود پدری که دخترش را طرد کرده و دختر دیگرش را محدود می کند. چگونه انقدر زود زضایت می دهد؟ تنها رضایت هم نه کاملا اورا می بخشد.
دختری که در یک روز همه چیزش را از دست داده و از خانواده اش طرد شده ابتدا کمی افسردگی گرفته و تنها به دلیل اتفاقات و تجزیه تحلیل انها می پردازد و شاید خیلی کم به احساس پسری که عاشقش هم نیست و تنها از او خوشش می اید فکر کند.
اتفاقی که میان مهراد و هانده افتاد اتفاق ساده ای نبود که راحت بتوان ان را قبول کرده و با ان کنار امد حداقل مدتی وقت برای کنار امدن با این مسله نیاز است.
کمی بیشتر روی شخصیت پردازی کار کنید چون شخصیت ها هستند که رمان را می سازند.
تکرار گفت وضعف بسیاری در جمله سازی از زیبایی نثر کاسته بود:
خیره به خیابان بی روح بودم.
به خیابان بی روح خیره بودم.
به چی خیره شدی اینجوری؟
به چی اینجوری خیره شدی؟
برای دوباره یاداوری افکارم...
برای یاداوری دوباره ی افکارم...
و...
بعضی قسمت ها از و به جای نقطه یا ویرگول استفاده شده بود:
شالگردن رو از دورم شل کردم و باز هم سکوت بود.
شالگدن رو از دورم شل کردم. بازهم سکوت بود.
و...
در بعضی جاها نیز غلط های تایپی و املایی به چشم می خورد:
تایپی:
نیم خیر/ نیم خیز
زینب/ زینت
سمتومون/ سمتمون
و...
املایی:
مقنه/ مقنعه
تفره/ طفره
می شمورد/ می شمرد
توجه: علایم نگارشی به کلمه ی قبل از خود چسبیده و از کلمه بعدی فاصله می گیرند.
قلمتون هنوز جای پیشرفت دارد و قطعا با تمرین مهارت بیشتری پیدا می کنید.
موفق باشید:aiwan_lggight_blum:
توجه: این تنها نقد از طرف شورای نقد می‌باشد.
نویسنده‌ی گرامی ویرایش‌های شما بایستی رنگی باشند.
دلیل تاخیر: فیلترینگ سایت.
باسلام خدمت شما منتقد عزیز.
ممنون بابت صبر و وقتی که برای نقد صرف کردید.
مسلما اولین رمان ها همیشه بهترین نیستن و هدف من هم از نقد بهتر کردن قلم و استفاده سازنده هستش.
لازم به ذکر یکسری توضیحات هستش. من هدفم از عشق دوماهه برسام، القا کردن این که یک فردی که درگیر خانواده اشه و وقتی به خودش میاد زود عاشق می شه و این چیزیه که من زیاد دیدم.
اتفاقی که برای هانده افتاد و خانواده اش به سرعت قبول کردن، اینم مسئله ای هست که گاهی پدر یا مادر، توی بحث حرفی می زنن و وقتی آروم تر میشن منتظر جرقه ای برای درست کردن حرف ناخواسته زده اشون هستن.
شروعش هم با رفتن برسام به ساختمون شروع می شه، نه کارخونه. و حتما عوض می شه.
درمورد نادیده گرفتن خطای خواهر، و واکنش در برابر دختر مورد علاقه. مشخصا عشق برادری با عشق به فرد دیگری تمایز هایی داره. برسام فردیه که برای از هم نپاشیدن خانواده اش، از خیلی چیزا گذشته. خطای خواهرش بااین دلیل براش قابل بخشش. اما عشقی که برسام خیلی روش حساسه؛ اون هم به دلیل تجربه اولیه اش، قاعدتا تندی خاص خودش رو داره.
مشخصا اتفاقات اکثرا رمان ها نزدیک بهم هست و این اتفاقات خاص هستش که اون هارو از هم متمایز می کنن.
درمورد غلط املایی و جا انداختگی، بسیار تلاش کردم که کم باشه و خب به عنوان کسی که می نویسم که بارها کلمات به چشمم می خوره، با کسی که فقط یک بار اون رو می خونه فرق داره و بازم سعی می کنم کمتر شه.
درمورد اسم رمان هم، درسته دو کلمه تکراری کنار هم هستن؛ اما پارادوکسی که بینشونه محتوای رمان رو در بر می گیره. رمان نصف هست و اتفاقات پیش رو داره. اسم رمان صرفا برای القا کردن همه جانبه اون هست، درخواست دارم اگر می شه تغییرش ندم. لازم به ذکره؛ رمانی که از قبل اسمش سرچ نشده باشه و تکراری باشه، ناظر محترم اجازه تایید نمی ده.
جلد رمان هم دارای کمی رنگ تیره است و من نگران بودم که بخواید روشن تر باشه.
در بقیه موارد هم سعی خودم رو می کنم تا بتونم، موارد رو رفع کنم.
باز هم ممنون از نقد سازنده اتون.
 
آخرین ویرایش: