وقتی خلاقیت عکاسی و نقاشی را ترکیب می کند‌!

@nicedavil

مدیر آزمایشی تالار هنر + نقاش انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر آزمایشی
نقاش انجمن
” یه لیوان رودخونه”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


وااای من راجب این عکس چی بگم آخه ؟ چقدر خلاقیت و حرفه ای بودن پشت این نگاه میتونه باشه ؟

ساعت ها هم بشینیم به این رودخونه نگاه کنیم و ازمون بخوان که راجبش خلاقیت به خرج بدیم ، هیچ وقت به مغزمون نمیرسه که میتونه اینجوری هم باشه .

” چرخ و فیل”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


من هر وقت این مدل فیل های کارتونی رو میبینم یاد سس فیل میافتم ، اون اوایل که مد شده بود بهش میگفتن سسیلا.

شما به زاویه نگاه چه نمره ای می دید؟

“اسپایدر پل”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


همه پسر ها عاشق اسپایدرمن بودند و هم چنان هستند ، اما اگه به جای خالق این تصویر روی این پل بودند می تونستند اسپایدر من رو اون بالا ببینند؟

بخدای احد و واحد اگه می تونستند.
 

@nicedavil

مدیر آزمایشی تالار هنر + نقاش انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر آزمایشی
نقاش انجمن
“یه رژ لب گنده”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


ارزوی هر دختری داشتن همچین رژلبیه ، البته در رنگ های مختلف ،

کاش میشد این تصویر واقعی بود ،مگه نه دخترا ؟

“به کجا نگاه میکنه؟”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


این همون گربهه نیست که دنبال سه تا مگس تپل مپل و کثیف بود چون اون ها دهن مهنشو سرویس کرده بودند؟؟

اسم کارتونشو یاد رفته اما یادمه عاشقش بودم وهستم، همیشه از کثیف بودن رفتار اون سه تا مگس انرژی میگرفتم و یه جورایی باهاشون همزاد پنداری می کردم ، تنها حسرتم این بود که صداشونو بشنوم ، یادمه اصلا حرف نمیزند.

این هم همون پله که حاجی اسپایدر من از بالاش تف میریخت پایین . البته از یه زاویه دیگه میتونه دندون گربهه هم باشه ، خیلی هم جالبه .

” یعنی از بین اینهمه کاری که دیدم ، هیچی بجز این یکی به دل من نشست، خداوکیلی خیلی باحاله ، چقد هم بهش میاد ور پریده .
 

@nicedavil

مدیر آزمایشی تالار هنر + نقاش انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر آزمایشی
نقاش انجمن
” نهگ شهری”
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


احساس میکنم این هنرمند عزیز علاقه ای به پل داشته یا اینکه هر روز یه طرف اون پل چرخ چرخ میزده ، و گرنه این حجم از زاویه دید بی سابقست و بیداد میکنه .

و بخش عظیمی از احساسم میگه اینجا ونیزه .

” ملوان زبل “
خلاقیت-در-نقاشی-و-عکاسی


داستان ملوان زبلو که از بچگی شنید و تماشا کردین ، اما میخوام الان همه رویاپردازی های قشنگتون رو به خاک فنا بدم ، البته من هم وقتی متوجه شدم نابود شدم و کمرم شکست ، عاقا از اونجا که در ایران همه چیز منشوریه و سانسور میشه ملوان زبل هم از این داستان بی نصیب نبوده.

ای کافئینی های ساده لوح زیبا رویم.

اون بطری که ملوان زبل هی میخورد زورش زیاد میشد ماریجوانا بود ، نه اسفناج ،

اگه دقت کنید در قسمت هایی ملوان زبل عزیزمون اون بطری رو خالی میکنه داخل پیپش و شروع میکنه به اسموک کردن ، ما بچه بودیم و شل مغز ولی حتی مامان باباهامون هم متوجه نشدن که کسی اسفناج رو نمیکشه ؟