*** پیدا کردن رمان های بی نام ***

بازدیدها
: 113K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: _mah_

baran13

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
9/7/17
15
95
81
43
سلام به رمانی هستش قفط یه جاشو یادمه که پسره برای انتقام اومده خواستگاری دختره مراسم ازدواج و اینا میگیرن اما شب قبل عقد پسره میگ الان و فردا نداره و اینا باهاش رابـ ـطه برقرار میکنه و بعد ولش میکنه و میرهجشن عقد و اینام نمیاد من دیگ هیچی یادم نیس ممنون میشم بهم کمک کنید
 

baran13

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
9/7/17
15
95
81
43

Sh.aghaye.gh

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
7/11/19
1
4
6
سلام بچه ها من دنبال یه رمانی هستم که
موضوعش اینجوری بود که دختر داستان و پسره میدزده تا بابای دختره که تو کار خلاف بوده بدهی هاش و بده . پسره دختره رو میبره توی یه خونه ی ویلایی فکر کنم تو شمال و زندانیش میکنه بابای دختره هم پول و نمیده و به پسره میگه باید به خاطر این کارت با دخترم ازدواج کنی پسره هم ازدواج میکنه آخر داستانم یادمه که دختره از ترسش به پسره چاقو میزنه و از خونه فرار میکنه با اینکه پسره رو دوست داشته و پسره دنبالش میره و my friend قبلیه دختره رو که مزاحمت ایجاد کرده بود و میکشه
دقیق یادم نیست پسره قبلا عاشق یکی بوده که بهش خــ ـیانـت کرده بود دختره هم فکر کتم فرزند واقعی خانوادش نبود
 

Saaraa98

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
8/11/19
1
3
6
سلام.يه رمان بود كه يه دختر از خانواده پولدار ادعا كرد لزبين هست و با سه تا دختر توي خونه زندگي ميكرد و لباس طراحي ميكرد.بعد يه پسر كه اصالتا ترك بود عاشق اين شد بعد دختره حامله شد.مرسي
 

فـاطـمـه . ح

تایپیست انجمن
تایپیست انجمن
5/6/17
1,545
6,788
606
17
سلام یه رمانی بود در مورد دختری که تازه از خارج اومده برای اولین بار و این دختر بدون پدر و مادرش اومده چون پدر مادرش فک کنم یه بیماری بد گرفتن بعد این دخترم برای این که مبتلا نشه باباش مجبورش کرده بیاد ایران پیش مامان بزرگش اینا بعد اومدم این دختره هم برابر میشه با مرگ پدربزرگش و تقسیم ارث و میراث ک فک کنم بیشتر ارث برا پدر مادر دختره بوده که میرسیده به دختره و خلاصه هیچکس نمیخواست اینو برای همین پسر عمه اش سهیل تصمیم میگیره تا این دختره رو عاشق خودش کنه و ارث و میراثش و بالا بکشه ولی دختره زود میفهمه و نمی زاره و با پسر سرایدار خونه ی مادربزرگش که اسمش قباد عاشق هم میشن و تمام فک کنم اسم دختره هم فرانک یا فرنگیس بود
 

Asalgh

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
8/11/19
1
3
6
سللم یه رمان بودش که اسمش یادم رفته ممنون میشم کمک کنید پیدا کنم...فقط یه تیکه اش رو یادمه پسره دختری رو دوس داشت به کسی نگفته بود فقط دادشش دختره رو دیده بود با دختره قهر بود دختره میاد خونش نهار درس میکنن موقع خوردن دختر رو میندازه رو مبل و میبوسه همون موقعداشش و و زن داداشش میاد بهش سر بزنن چون چند وقت بوده اصلا از خونه بیرون نمی اومده خلاصه میبره همه بالالشتای مبل رو زمینه و دیگه میگرن اوضاع چطور بوده اینا میرن ناهار بخورن اما دادشه و زن داداشته تعارف رو رد میکنن فقطپسر داداشش رو میبره سر میز ...همین هرکس میدونه لطفا بگه
 

Serendipity.

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
20/6/18
21
123
111
سلام.. رمان درمورد یه دختری بود که نامزدش با خواهرش بهش خــ ـیانـت میکنن و خواهره حامله میشه برا همین پدر مادر دختره میگن باید با خواهرت ازدواج کنه و فلان... یادمه پسره هنوز دوست داشت دختره رو..
یه پسره دیگه هم بود تو رمان که اسمش سامیار یا همچین چیزی بود که اونم به دختره علاقه مند بود .. یه تیکش هم دختره رگهشو تو حموم میزنه که سر میرسن نجاتش میدن و تو بیمارستان سامیاره و اون یکی دعواشون میشه.. آخر رمانم خیلییی گنگ بود تو هواپیما بود و همون نامزد اولیش داشت میدزدیدش و تامام تا اونجا که یادمه دو جلد بود ولی جلد دومو هنوز ننوشته بود ... همینا ازش یادمه فقط..اگر اسمشو میدونید به منم بگین ممنون..رمان تنها نیستیم هم نیست:aiwan_light_dirol:
 
  • Like
Reactions: sara1371 and _mah_

Mahdissss77

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
30/5/19
22
138
111
20
سلام
رمان درباره دختری هست که با پسری به اسم کوهیار (یه اینطور چیزی بود اسم پسره)مجبور میشن با هم ازدواج کنن (ولی دلیلش رو یادم نیست) و دختره هم هی اسم پسره رو مسخره می کرد و حرصش می داد.
 

_mah_

خطاط انجمن
خطاط انجمن
27/10/15
61
634
246
سلام.يه رمان بود كه يه دختر از خانواده پولدار ادعا كرد لزبين هست و با سه تا دختر توي خونه زندگي ميكرد و لباس طراحي ميكرد.بعد يه پسر كه اصالتا ترك بود عاشق اين شد بعد دختره حامله شد.مرسي
سلام
یه رمان بود که دقیقا کپی شده از رمان قبل از شروع مهسا زهیری بود کسی اسمشومیدونه؟
«همین که کنارت نفس میکشم» رو چک کنید.
 

Ashnaz

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
8/11/19
2
6
6
رمان انلاین بود که اسم پسره ارسلان دختره پریزاد دختر پدر بزرگش حاج علیه و پسره ازدختره انتقام میگره بخاطر حاج علی