نیمه حرفه‌ای رمان ماکسوس (جلد دوم لرزیدن قلب یک پری) | pariafsa کاربر انجمن نگاه دانلود

بازدیدها
: 8K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: pariafsa

شرکت در نظرسنجی فراموش نشه (در انتخاب محدودیتی نیست) ^~°

  • ♡ لرزیدن قلب یک پری ♡ ...جلد اول...

  • ☆ ماکسوس ☆ ...جلد دوم...

  • •°• آسفالیس ( وارنو) •°•

  • •°• پن •°•

  • •°• میتا •°•

  • .°. تارین .°.

  • هیجان رمان بیشتر کن

  • هیجان رمان کمتر کن


نتایج فقط بعد از شرکت در نظرسنجی قابل رویت است.

pariafsa

نویسنده انجمن
نویسنده انجمن
GOD_122020-1.jpg

نام
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
: ماکسوس ( جلد دوم لرزیدن قلب یک پری)

نویسنده: pariafsa کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: فانتزی، تخیلی، معمایی، عاشقانه
ناظر : @سییما
سطح رمان: نیمه حرفه ای


خلاصه:
سرنوشتی که پس از قتل عام والاستاریان در عالم اشباح پیچ و تاب خورد تا گره ای شود بر سر راه یک" کموریس" * به نام "آسفالیس" *!
آسفالیس در دل جنگل اسرار آمیز زندگی می کند. در قبیله ای به نام کموریا*. او تصمیم میگیرد تا برای گرفتن انتقام مرگ پدرش از شلهاس، به عالم اشباح برود اما قبل از گرفتن انتقام از شلهاس، سرنوشت او را به سمت فاش کردن اسرار زندگی اش سوق می دهد.


maxsus,pariafsa.ماکسوس.png
ماکسوس/Maxsus _ به معنای "خاص" _ رمانی است که در ادامه جلد اولش ( لرزیدن قلب یک پری) نوشته شده و برای لـ*ـذت بردن از آن بهتر است نخست جلد اول آن مطالعه شود .

توجه: تمامی " اسامی" و مکان ها و موجودات ساخته تخیل نویسنده است.

کموریس ( یه اطلاعات پایه ازاین موجودات می گم اما بیشتر اطلاعات رو باید تو خود رمان بخونید):
کموریس ها شاخ های شیشه ای قوچ مانندی دارند که مایع اکلیلی درونش آن ها را متفاوت و زیبا کرده.
گوش های آهویی پرز دارشان با بالارفتن سن، به گوش های نوک تیز و خالی از پرز بدل می شود.
اغلب رنگ پوستشان یاسی رنگ و گاهی مایل به بنفش است. هیکل باریک و بلندی دارند؛ این موضوع برای زنان و دختران بیشتر به چشم می آید و ساکن قبیله ی مرکزی جنگل اسرار آمیز هستند که نامش کموریا ست.


نکته : از پست اول تا پست ۵۴ ام رمان، تمام اتفاقات در طی یک روز رخ میده !

برای گم نکردن رمان و اطلاع از آپ شدن پست ها دکمه ی پیگیری موضوع یادتون نره بزنید.

جلد اول:

Please, ورود or عضویت to view URLs content!

صفحه نقد رمان فراموش نشه:
Please, ورود or عضویت to view URLs content!



سلامی به گرمی شن های داغ لب ساحل به عزیزان و همراهان همیشگیم!
بنابه در خواست شما شروع به نوشتن جلد دوم رمان لرزیدن قلب یک پری کردم. جلد دومی که توش با موجودات جدیدی آشنا می شید که جایی مثلش نیست.
داستان من نه زامبی داره نه اژدهاو نه...اینجا کموریاست و موجوداتی به نام کموریس در اونجا زندگی می کنند.
امیدوارم ماکسوس هم شما رو غرق در عالم پر از شگفتی ماورایی بکنه و ازش لـ*ـذت ببرید.

عزیزانی که قصد همراهی در جلد دوم رو دارند، پیشنهاد می کنم حتما جلد اول رو بخونن تا روال داستان رو بدونند.
جلد اول و دوم از هم جدا نیستند و لازم میدونم قبل مطالعه ی رمان ماکسوس، لرزیدن قلب یک پری رو بخونید.

و در آخر:
جلد دوم پر از شگفتی رو تقدیم می کنم به نگاه زیباتون:campeon2:

و اینکه جلد دوم رو دوست داشته باشید... دوستتون دارم:aiwan_light_heart:
 
آخرین ویرایش:

زهرااسدی

ناظر تالار رمان + نویسنده انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
نویسنده انجمن
5/7/16
588
43,439
781
کانادا
«به نام خدا»
265669_231444_bcy_nax_danlud.jpg
نویسنده‌ی گرامی! ضمن خوشامدگویی به شما، سپاس از اعتماد و انتشار اثر خود در انجمن وزین نگاه دانلود.

خواهشمند است قبل از آغاز به کار نگارش، قوانین زیر را بادقت مطالعه نمایید:
Please, ورود or عضویت to view URLs content!


دقت به این نکات و رعایت تمامی این موارد الزامی است؛ چراکه علاوه بر حفظ نظم و انسجام انجمن، تمامی ابهامات شما از قبیل:
چگونگی داشتن جلد؛
به نقد گذاشتن
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
؛

تگ گرفتن؛
ویرایش؛
پایان کار و سایر مسائل مربوط به
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
رفع خواهد شد. بااین‌حال می‌توانید پرسش‌ها، درخواست‌ها و مشکلات خود را در
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
عنوان نمایید.


پیروز و برقرار باشید.
«گروه کتاب نگاه دانلود»
 

pariafsa

نویسنده انجمن
نویسنده انجمن
مقدمه:
نمیتوانستم تحملت کنم...
دوست داشتنت سخت ترین کار دنیا بود!
از نگاهت بیزار بودم
ای کاش...
ای کاش عاشقت هم نبودم!
#پری_افسا

* * * * *

برگی از رمان :

_ نبضش خیلی ضعیفه. خون زیادی هم از دست داده.
کمر راست کرد و ادامه داد:
_ من حرفی به کسی نمیزنم ولی...
و نگاهش را به رد برجای مانده از اشک های دختر دوخت و گفت:
_ این دختر دقیقا کیه؟
آسفالیس عصبی شده بود. خود را به پزشک رساند و کنار گوشش زمزمه کرد:
_ فقط وظیفتو انجام بده و از اینجا برو!
پزشک نیم نگاهی به اَش انداخت. نمی توانست پیش او راحت حرف بزند. کنجکاو بود. اینکه آسفالیس برای نجات یک دختر از تبار اشباح او را احضار کرده بود... خب اولین بار بود!
تا به حال پیش نیامده بود که از او چیزی بخواهد.خوب می دانست که آسفالیس از کودکی چشم دیدنش را نداشته و ندارد. آنوقت بی مقدمه او را فراخواند. آن هم نه هر جایی، عالم اشباح! آن هم نه هر کسی، بلکه برای یک دختر!
اصلا درک نمی کرد چه بر سر دخترک آمده! شنیده بود عالم اشباح در و پیکر ندارد اما آن همه اغتشاش؟!



ماکسوس
Hidden content
You need to react to this post in order to see this content.


سلام :)
میدونم الان همتون کنجکاو شدین . می خواین بدونین قضییه چیه..

آلینا و ایفاء هم که...
پس جلد دوم چطور قراره پیش بره و کلی سوالای دیگه!

فقط دعوتتون میگم به صبر :aiwan_light_king: و واقعا می خوام از جلد دوم لـ*ـذت ببرید. پس صبر صبر صبر. چون جلد دوم کلی متفاوته و این تفاوت یه تفاوت خوبه.
خلاصه امیدوارم دوستش داشته باشید
:aiwan_lighfffgt_blum:
 
آخرین ویرایش:

pariafsa

نویسنده انجمن
نویسنده انجمن
Hidden content
You need to react to this post in order to see this content.

سلام این هم از پارت سوم ماکسوس. پارت چهارم هم داریم.
و اینکه می دونم اوایل رمانه برای اینکه بخواید راجبش نظر بدید زوده ولی خب چه کنیم دیگه... دلمان نظر خواهد :(
 
آخرین ویرایش:

pariafsa

نویسنده انجمن
نویسنده انجمن
سلام ^~^ شبتون بخیر. امشب دو پارت می ذارم اما به این معنی نیست که فردا پارت نداریم. طبق قولم فردا هم پارت می ذارم :)


Hidden content
You need to react to this post in order to see this content.
 
آخرین ویرایش: