فهرست و بیوگرافی دانشمندان ایرانی پیش از دوران معاصر

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
نظریه نفس
او نفس را جوهر بسیطی می‌داند که با هیچ‌کدام از حواس قابل احساس نیست ابن مسکویه به پیروی از افلاطون نفس انسان را دارای سه قوه می‌داند

قوه ناطقه، قوه غضبیه، قوه شهویه

آثار
از ابن مسکویه، حدودِ بیست کتاب به جا مانده‌است که از این قرارند:

الطهاره فی علم‌الاخلاق
فی جواب المسایل الثلث
الفوز الاصغر
احوال المتقدمین و صفات انبیا اسافلین و احوالهم
تجارب‌الامم
کتاب السعاده
دفع الهم عند وقوع الموت
الفوز الاکبر
انس الفرید
کتاب الجامع
کتاب السیر
آداب العرب و الفرس
کتاب السیاسه
کتاب مختار الاشعار
کتاب مجموعه الخواطر
کتاب المستوفی
آداب دنیا و الدین
الحکمةالخالدة (جاویدان خرد)
احوال الحکما السلف
کتاب الاشربه
تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق
الرساله المسعده
ترتیب السعادات و منازل العلوم
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
شرف‌الزمان طاهر مروزی ملقب به شرف الزمان، پزشک و جغرافی‌دان ایرانی و طبیب دربار ملکشاه سلجوقی بود. وی کتاب کتاب طبائع الحیوان در سال‌های نخستین قرن ۱۲ میلادی و دربارهٔ علوم طبیعی نگاشته‌است.

طبائع الحیوان
وی در کتاب طبائع الحیوان به آثار ارسطو، دیوسکوریدس، جالینوس، اوریباسیوس، تیموتاوس غزه، پولس ایجاینا و جاحظ تأکید داشت. این کتاب ۵ بخش دارد:

دربارهٔ انسانها
دربارهٔ چهارگوش‌های داخلی و وحشی
دربارهٔ پرندگان زمینی و دریایی
دربارهٔ موجودات سمی
دربارهٔ حیوانات دریایی
پزشکی
وی به عنوان پزشک در دربار ملکشاه سلجوقی خدمت کردو به عنوان پزشک، به بررسی کرم‌های انگلی پرداخت.
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
حمدالله، یا حمد بن تاج‌الدین ابی‌بکر بن حمد بن نصر مستوفی قزوینی، نام کامل جغرافی‌دان، مورخ، شاعر و نویسنده ایرانی قرن هشتم است.

حمدالله مستوفی
تندیس حمدالله موستوفی و آرامگاهش.
نام اصلی
حمدالله مستوفی قزوینی
زمینهٔ کاری
شاعر و نویسنده و مورخ و جغرافی‌دان
زادروز
۶۸۰ هجری قمری
قزوین
مرگ
۷۵۰ ه. ق ذکر شده
قزوین
ملیت
ایرانی ایران
محل زندگی
قزوین
در زمان حکومت
شاه شیخ ابواسحاق اینجو
شاه شجاع مظفری
سال‌های نویسندگی
قرن هشتم هجری قمری
کتاب‌ها
ظفرنامه -
نزهت القلوب - تاریخ گزیده
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
آرامگاه حمدالله مستوفی، قزوین
وی از خاندان مستوفیان قزوین است که مدت‌ها متصدی حکومت آن شهر بودند. پدر حمدالله و نیز خود او با عنوان «مستوفی» در دستگاه ایلخانان خدمت می‌کردند و حمدالله خود از نزدیکان خواجه رشیدالدین فضل‌الله بود و پس از او نیز همچنان سمت خود را در کارهای دیوانی حفظ نمود.

حمدالله مستوفی متولد به سال ۶۸۰ است و وفات او در سال ۷۵۰ ه‍. ق اتفاق افتاده‌ است و مزارش در محله ملک‌آباد قزوین باقی است. آرامگاه او در شهر قزوین، خیابان طالقانی، خیابان ملک‌آباد سابق، کوچه مستوفی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شمارهٔ ثبت ۳۳۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و از اماکن مورد احترام اهالی این شهر به حساب می‌آید.
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
آثار
از حمدالله مستوفی، سه اثر باقیست:

تاریخ گزیده: این کتاب در خلاصه تاریخ عالم -تاریخ عمومی، تاریخ اسلام و تاریخ ایران تا زمان نویسنده- به نام «غیاث الدین محمد» نگاشته شده‌است. در پایان کتاب دو فصل دیگر نیز، یکی در تاریخ علما و شعرای عرب و عجم و دیگری در تاریخ قزوین و بیان احوال اهل علم و ادب آن شهر وجود دارد. این کتاب در یک مقدمه و ۶ باب در سال ۷۳۰ ه‍. ق به پایان رسیده‌است.
نزهت القلوب: این کتاب در جغرافیا است و در سال ۷۴۰ ه‍. ق نگارش آن به پایان رسیده‌است. این کتاب را از اولین دانشنامه‌های فارسی به حساب آورده‌اند.
ظفرنامه: منظومه ظفرنامه در هفتاد و پنج هزار بیت به وزن شاهنامه در سال ۷۳۵ ه‍. ق به پایان رسید. ظفرنامه به سه کتاب یا سه قسم تقسیم می‌شود: کتاب نخست در تاریخ عرب (قسم اسلامی)، کتاب دوم در تاریخ عجم (قسم احکام) و کتاب سوم در تاریخ مغول (قسم سلطانی).
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (درگذشته ۱۰۴۵ قمری)، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است. کارهای او را می‌توان نمایش دهندهٔ نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشهٔ اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد.

ملاصدرا

فلسفه اسلامی
و
حکمت متعالیه
شناسنامه
نام کامل
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی
لقب
صدرالمتألهین
حیطه
فلسفه اسلامی
مکتب
حکمت متعالیه
ایده‌های چشمگیر
اصالت وجود و حرکت جوهری
زادروز
۹ جمادی‌الاول ۹۷۹ قمری (۱۵۷۱ میلادی)
زادگاه
شیراز، ایران
تاریخ مرگ
۱۰۴۵ قمری (۱۶۴۰ میلادی)
محل مرگ
بصره، عراق
مدفن
نجف
فرزند(ها)
ابراهیم شیرازی
دین
اسلام
مذهب
شیعه دوازده‌امامی
استادان
شیخ بهائی، میرفندرسکی و میرداماد
شاگردان
فیض کاشانی، عبدالرزاق لاهیجی و حسین تنکابنی و ملامحمد آقاجانی
متأثر از
علی بن ابی طالب، افلوطین، ارسطو، ابن سینا، سهروردی، ابن عربی، فخر رازی و محقق دوانی
اثرگذار بر
علی زنوزی، محمدرضا قمشه‌ای، هادی سبزورای، محمدحسین طباطبایی، هانری کربن، عبدالله انوار، سید جلال‌الدین آشتیانی، سید حسین نصر
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
کودکی و نوجوانی
ملاصدرا در روز نهم جمادی‌الاول سال ۹۷۹ قمری (هفدهم مهر ۹۵۰، ۱۵۷۱ میلادی)، در شیراز و در محله قوام زاده شد و نام او را محمد نامیدند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار پارس - محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد بود - و صدرالدین محمد تنها فرزند او، حاصل یک دعا بود. به باور هانری کربن خواجه ابراهیم بازرگان بود و به خرید و فروش مروارید، شکر بنگاله و شال کشمیری می‌پرداخت. وی هر از گاهی برای به دست آوردن مروارید به مغاص لؤلؤ در بحرین می‌رفت.

ابراهیم قوام در آغاز، محمد کوچک را به مکتب‌خانه ملااحمد در محله قوام و به نزد ملااحمد برد. محمد دو سال در این مکتب‌خانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فراگرفت. سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملا عبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرف و نحو بیاموزد.
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
دو پیشامد سبب وقفه در تحصیل محمد نوجوان شد، یکی وفات ملا عبدالرزاق ابرقویی بود که محمد نوجوان را در مرگ استاد خود سوگوار کرد و دیگر وفات شاه تهماسب یکم صفوی و به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل دوم صفوی که سبب ناامنی ایران از جمله شیراز گشت، و ابراهیم قوام از بیم جان خانوادهٔ خود را از شیراز به امیرنشین‌های جنوب خلیج فارس کوچاند.

پس از مرگ یا کشته شدن شاه اسماعیل دوم و با به فرمانروایی رسیدن شاه عباس یکم دوران هرج و مرج به پایان رسید و ابراهیم و خانواده‌اش به شیراز بازگشتند. محمد به فرمان پدرش به بصره رفت و در حجرهٔ بازرگانی شیرازی به نام یوسف بیضاوی که پدرش با او قرارداد بازرگانی بسته بود، به کار مشغول شد

سه ماه پس از آن، ابراهیم قوام به دیار باقی شتافت و محمد سوگوار ناگزیر به شیراز بازگشت و به گرداندن حجره‌های بازرگانی پدرش پرداخت.
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
زندگی و تحصیل در قزوین و سپس اصفهان
ویرایش
ملاصدرا در سن ۶ سالگی به همراه پدرش در پی شاه محمد خدابنده به قزوین پایتخت آن دوران صفویان رفت و دوران نوجوانی و جوانی اش را در آن سامان سپری کرد، او درمدرسه «التفاتیه» قزوین حجره‌ای داشت که هم‌اکنون نیز برای بازدید «طلبه‌ها» و «گردشگران» پابرجااست، سنگ بنای پیشرفت علمی او در حوزه‌های علمیه قزوین بود. در همان‌جا با شیخ بهایی و میرداماد آشنا شد و پس از انتقال پایتخت به اصفهان، با استادانش به اصفهان مهاجرت نمود.

او در مدرسه خواجواصفهان نیز از محضر درس استادانش شیخ بهایی، میرداماد (معلم ثالث) و میرفندرسکی بهره جست. ملاصدرا دروس فقه، علوم حدیث و تفسیر را از شیخ بهایی، حکمت الهی و حکمت شرق و غرب را از میرداماد و علم ملل و نحل را از میرفندرسکی آموخت.

به هر حال شاه عباس یکم در پایان سال ۹۹۹ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۶)، از قزوین به اصفهان نقل مکان کرد و این شهر را به پایتختی خویش برگزید.
 
  • Like
Reactions: Diba

*یـگـانـه*

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
در بخش‌کردن میراث یکی از توانگران اصفهان، هوش، آگاهی و دانش ملاصدرا در مسایل فقهی بر شاه عباس آشکار شد و شاه تصمیم گرفت تا از مدرسه خواجه بازدید کند و با شیخ بهایی و ملاصدرا بیشتر آشنا شود.

دوران تبعید

خانه ملاصدرا در روستای کهک از توابع قم.
ملاصدرا پس از کسب درجهٔ اجتهاد، به تدریس در مدرسهٔ خواجه پرداخت، اما از آنجایی که نظریاتش در برخی مسائل فقهی با بیشتر دانشمندان قشری اصفهان متفاوت بود، او را به بدعت‌گذاری در دین متهم ساختند و خواهان اخراج او از مدرسه و در نهایت تبعید او از اصفهان شدند. بدین سان ملاصدرا از اصفهان تبعید شد. او راه مورچه خورت را در پیش گرفت و از آن‌جا راهی کهک قم گشت. برخی از اتهام‌هایی که به وی می‌زدند در کتاب گفتگوی خرد آمده‌است.

ملاصدرا در دوران تبعید به حوزه‌هایی رفت اما به او اجازه نمی‌دادند. جلوی او گرفته می‌شد و او را مرتد اعلام می‌کردند. ملاصدرا به مدت ۵ یا ۷ سال در کهک قم و در تبعید زیست، اما هرگز کار تدریس و پژوهش را رها نکرد و در همان روستای کوچک و دورافتاده به برگزاری جلسات درس مبادرت نمود. دروس وی بیشتر دربارهٔ افکار و باورهای حکیمان و دانشمندان ایرانی مانند شهاب‌الدین سهروردی، ابن سینا و ابویعقوب الکندی و برخی از دانشمندان اندلسی همچون ابن عربی و ابن رشد بودند. به روایتی دیگر، او در این مدت به ریاضت و عبادت پرداخت و مدتی را نیز در شهر قم سپری نمود
 
  • Like
Reactions: Diba