حرفه‌ای رمان بهار سرد | سروش73 و *سیما* کاربران انجمن نگاه دانلود

بازدیدها
: 10K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: سروش73

رنج سنی شما برای مطالعه ی بهار سرد؟

  • ۱۰ تا ۱۵ سال

    رای: 12 6.0%
  • ۱۵ تا ۲۰ سال

    رای: 96 48.2%
  • ۲۰ تا ۲۵ سال

    رای: 62 31.2%
  • ۲۵ تا ۳۰ سال

    رای: 18 9.0%
  • ۳۰ به بالا

    رای: 11 5.5%

  • مجموع رای دهندگان
    199

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
《هو الجمیل》
نون و القلم و ما یسطرون...
سو گند به قلم و آنچه می نویسند!

نام رمان: بهار سرد
نویسنده: علیرضا خواستار( سروش73) و سیما کاربران انجمن نگاه دانلود
ژانر: اجتماعی_ عاشقانه
ناظر: @*یـگـانـه*
سبک: رئال
راوی: سیال ذهن
نثر: ادبی

سطح رمان: حرفه ای
بهار سرد: پارادوکسیست که از آن به بهار کال یا بهار نارس تعبیر می شود!
u886940_.png
با تشکر از @F@EZEH عزیز بخاطر طراحی جلد رمان
خلاصه:

جهاد ماهر، پسری مصریست که در عنفوان جوانی، اِقدام به ترور ناموفق یکی از افسران عالی رتبه ی کشور مصر می کند.
حالا او پس از هشت سال اسارت در زندان های دیکتاتور، آزاد شده و می خواهد شغلی برای خود دست و پا کند.
در این میان، آشنایی جهاد با دختری به نام اَسما، او را با گذشته ی خود پیوند می دهد، گذشته ای که اگرچه مدت هاست با آن دسته و پنجه نرم می کند و از آن کناره می گیرد اما حالا با وارد شدن اَسما به زندگی اش، دوباره اوج می گیرد و فوران می کند!
انقلاب۲۰۱۱ مصر:
در اواخر سال ۲۰۱۰ میلادی، کشورهای عربی خاورمیانه دست خوش حوادثی شدند که اگر مسیر اصلاحات حکومتی آنها به همین منوال پیش می رفت، مطمئنا جهان به سوی امن تر شدن گامی بزرگ برمی داشت.
جرقه ی این مهم، با خود سوزی محمد بوعزیزی ( دست فروش تونسی) در مقابل کاخ بن علی ( حاکم تونس) آغاز و دومینو وار منجربه سقوط حکّام ظالم عرب شد.
در این میان سقوط مبارک( حاکم مصر) اهمیت ویژه ای داشت. مصر که خود را بزرگ جهان عرب و جهان اسلام می دانست و از طرفی سابقه ی تمدن چندهزارساله ی فرهنگی داشت، طلایه دار این حرکت عربی در خاورمیانه شد.
طلایه داری که خیلی زود توانست دیکتاتور خود را سرنگون و دولت انقلابی خود را تشکیل دهد.
اما به راستی چه شد که بهار مصر به بهاری سرد و ویرانگر تبدیل شد؟
چه اتفاقاتی باعث شد تند باد خزان زده ی مصری ها خیلی زود باعث به یغما رفتن این تحول فرهنگی در خاورمیانه شود؟
آیا همه ی این اتفاقات بر اساس یک سری حوادث شانسی و غیر قابل پیش بینی بود؟
آیا اصولا دست های پشت پرده توهم ذهن توطئه گر ما نویسندگان و تحلیل گران شرقیست؟
سخنی با مخاطب:
بهار سرد، سومین داستان بلند و به اصطلاح رمانیست که کار نگارش اون رو به فضل خدا در سال ۹۸ آغاز کردم، که اگر عنایت حق تعالی نبود مطمئنا به نوشتن رو نمی آوردم!
بعد از دو کار قبلی سراب و معادله به این نتیجه رسیدم که عموماً مخاطبین داستان های من به دو گروه ارزشی نگر و عامه پسند تقسیم شدند، ارزشی نگرها بیشتر طرفدار سراب و عامه پسندها به معادله گرایش پیدا کردند!
هرچند دعوای بین این دو گروه در طول تاریخ ادبیات جهان همیشه مورد توجه پژوهشگران حوزه ی داستان نویسی بوده و هست ولی من سعی کردم در طول کار جدیدی که ارائه میدم این شکاف رو دست کم بین مخاطبین داستان خودم از بین ببرم و هر دو گروه رو با خودم همراه کنم، به همین دلیل به نوشتن بهار سرد رو آوردم!
بهار سرد:
بهار سرد پارادوکسیست که از آن به بهار کال یا نارس نیز تعبیر می شود، روایتگر جوانان پرشوریست که سودای دموکراسی و دموکراسی خواهی در قلب خاورمیانه داشتند و دارند.
روایتگر جوانانی از جنس های مختلف توده ی مردم که عاشق می شوند، دلباخته می شوند، به وصال می رسند و سر انجام...
***
میگن خوب نیست نویسنده قبل از شروع داستانش زبان به تعریف و تمجید از اون باز کنه اما من خیلی کوتاه به معرفی بهارم می پردازم.
این رمان رو ابتدا در جواب دوستانی می نویسم که من رو بخاطر نگارش معادله تخطئه کردن و مدام تو پروفایل و خصوصی من می گفتن چرا بعد از یک کار ارزشی مثل سراب به نوشتن داستان های تجاری پسندی چون معادله رو آوردی؟!
من با نوشتن معادله فقط خواستم ثابت کنم که نگارش داستان های خیال پردازی شده و بدون تحقیق چقدر برای من آسونه و اگر واقعا به دنبال جذب مخاطب و لایک باشم می تونم هزاران داستان مثل معادله ببافم و کیفش رو کنم و حالش رو ببرم اما با این حال یک بار دیگه این ریسک رو می کنم و به نوشتن یک کار ترکیبی( اجتماعی عاشقانه) رو میارم.
اما عاجزانه از شما تقاضا دارم که اگه بهار هم مثل سراب با کم لطفی دوستان مواجه شد! من این اجازه رو داشته باشم پست گذاری رو متوقف کنم تا به ارزش نوشته هام شک نکنم.
با این شرط حاضر به استارت بهار سرد هستم و پای عهدم هم می مونم، ضمن اینکه نظرات و انتقاد های شما دوستان گل هم می تونه مثل دو کار قبلی من تو روند بهتر شدن داستان مفید و موثر واقع بشه!
نکته ی آخر اینکه دوم شدن من تو نظرسنجی سال ۹۷ افتخار بزرگی بود که از دست های شما عزیزان دریافت کردم و در واقع بهترین جایزه ی این سال های نگارشم بود.
چند تذکر:
1) بهار، ترکیبی از دو کار قبلی من یعنی سراب و معادله هست و مخاطبین هر دو رمان قبلی من می تونن با خیالی آسوده به خوندن اون بپردازن و بدونن که مطمئنا این کار با سلیقه ی هر دو گروه جور در میاد انشاالله.
2) در مورد اینکه آیا بهار کار تکراریه یا نه؟ کپی شده هست یا نه؟ همخونه ای هست یا نه؟ کسل کننده هست یا نه؟ آیا اصلا ارزش وقت گذاشتن داره یا نه؟ باید این اطمینان صد در صدی رو به شما بدم که نه فیلمی تا به حال به این موضوع پرداخته و نه رمانی از اون به رشته ی تحریر در اومده و دوستان گلی که تقریبا و تا حدودی با تفکر من آشنا هستن می دونن من دست به قلمی نمی برم که قبل از من به اون موضوع حتی اشاره ای شده باشه پس با خیال آسوده وقتتون رو صرفش کنید!
3) بهار سرد یک حقیقت گمشده در تاریخ معاصر خاورمیانه هست که از زوایه ی خاصی به اون پرداخته شده! من همینجا از تمامی عاشقان نویسندگی هم دعوت میکنم زمان کوچکی رو به خواندن این داستان اختصاص بدن و بدونن که شخصیت پردازی بهار فوق العاده با وسواس خاصی انجام گرفته و طراحی صحنه ها و دیالوگ ها هم با فکر انجام شده و می تونه راهنمای خوبی برای شخصیت پردازی دوستان ژانر نویس باشه
4) چیزی که من از شما میخوام دو فاکتور صبر و حمایته و قول میدم اگه شما این دو فاکتور رو به داستان من هدیه بدید من هم کاری رو به شما تقدیم کنم که با تک تک صحنه ها و دیالوگ هاش زندگی کنید!
5) جمله ای رو تو یه کتاب آموزش رمان نویسی خوندم به این مضمون: اگر استعداد نداشته باشید خودتان را بکشید هم نویسنده نخواهید شد اما اگر استعداد داشته باشید تنها در صورتی نویسنده خواهید شد که خودتان را بکشید.
پیرو جمله ی فوق من این قول رو به شما میدم که داستان بهار فوق العاده به نویسنده های انجمن در آموزش رمان نویسی کمک خواهد کرد چرا که مبتنی بر اصول ژانر و ژانر نویس نوشته شده و طراحی پلات و شخصیت هاشم ماه ها زمان بـرده، چیزی حدود سه یا چهار ماه قبل از اتمام معادله شروع به نگارش شده.
6) بچه ها به خدا قسم نوشتن داستانی که بخواد کپی پیس و هم خونه ای باشه نه تنها برای من کاری نداره بلکه مثل آب خوردن برام آسون تره و زحمتی هم نداره و لازم نیست مثل بهار براش وقت و هزینه صرف کنم( برای گواه این ادعام رجوع کنید به معادله) پس اگه کنار ژانر عاشقانه به مسائل مهم اجتماعی هم بپردازیم نه تنها اشکالی نداره بلکه یه چیزی هم یاد می گیریم پس تا دو سه پست از داستان رو خوندید رهاش نکنید و بگید اینکه همخونه ای نیست و...
۷) باور کنید هزاران ایده و خلاقیت از نویسنده های خوش فکر کشورمون زیر این ذائقه ی بد مخاطب له شده، شما نگاه کنید تو همین نمایشگاه کتابی که چند وقت پیش برگزار شد و هر سالم برگزار میشه، ده ها انتشارات غرفه دارن و همه هم به یک ژانر خاص می پردازن من از شما می پرسم؟ پس خلاقیت چی میشه؟ جایگاه فانتزی نویس های ما این وسط کجاست؟ شما نگاه کنید تو هالیوود بابت احترامی که به هر نوع نوشته و ژانری میذارن الان سینماشون به کجا رسیده؟ چرا ما این همه عقبیم و ادبیات جهانی ما تا این حد لاغر شناخته میشه؟ آخرین شاهکار حماسی ما بر می گرده به شاهنامه؟ تا به حال فکر کردید چرا؟ تکلیف ناشرای ما که روشنه، خب طرف به دنبال سوده و چون فروش عاشقانه ها جذابیت بیشتری داره پس ژانر دیگه چاپ نمی کنن.
۸) وظیفه ی شما مخاطب گل این وسط چیه؟ اینه که فقط به دنبال کار تکراری نباشید و با اندکی تغییر توی دیدگاه مطالعه، ناشرین محترم رو مجبور به چاپ آثار دیگه هم بکنید و اگرنه همچنان دنده عقب خواهیم رفت و نویسنده های خلاق ما هم عقب نشینی می کنن و میرن سراغ کارهای تکراری!
۹) در پایان از شما خواهشمندم که داستان بهار سرد رو بدون اجازه ی کتبی از نویسنده توی وبلاگ ها و سایت های خودتون به اشتراک نذارید چرا که تمامی حقوق مادی و معنوی بهار در حال حاضر و تا وقتی مجوز چاپ نگرفته متعلق به سایت خوب و فرهنگی هنری نگاه دانلود عزیز هست.
۱۰) از تمامی مدیران و کادر محترم سایت و انجمن نگاه بخاطر راه اندازی چنین فضای خوبی برای نگارش داستان های مجازی تشکر میکنم و امیدوارم نگاه دانلود هم در آینده ای نه چندان دور نویسنده های حرفه ای رو
تربیت کنه و به جامعه ی فرهنگی کشور تحویل بده.
نکته: راجع به نحوه ی پست گذاری هم همه چیز به استقبال شما عزیزان بستگی داره!
 
آخرین ویرایش:

>YEGANEH<

ناظر تالار رمان + مدیر تالار موسیقی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار

نویسنده ی گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما؛ سپاس از اعتماد و انتشار اثر خود در انجمن وزین نگاه دانلود .

خواهشمند است قبل از آغاز به کار نگارش، قوانین زیر را با دقت مطالعه نمایید:

Please, ورود or عضویت to view URLs content!


دقت به این نکات و رعایت تمامی این موارد الزامی ست؛ چرا که علاوه بر حفظ نظم و انسجام انجمن، تمامی ابهامات شما ( چگونگی داشتن جلد، به نقد گذاشتن رمـان، تگ گرفتن، ویرایش، پایان کار و سایر مسائل مربوط به رمـان ) رفع خواهد شد. با این حال می توانید پرسش ها، درخواست ها و مشکلات خود را در
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
عنوان نمایید.

پیروز و برقرار باشید.
گروه کتاب نگاه دانلود
 

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
مقدمه:
آتش، شعله، دود، سیاهی، تاریکی، تباهی...
در کشوری که سالانه یک میلیون و نیم قبر خواب داشت، بیش از این ها هم انتظار نبود، اما باورش سخت بود!
باورش برای منی سخت بود که نزدیک به یک دهه از جوانی ام را پای همین شعله ها سوزاندم، سوزاندند و آخرش وقتی راهی سیاه چاله هایشان شدم فهمیدم دنبال نخود سیاه بوده ام.
فهمیدم همه ی این دعواها سوریست، برای اینست که من و تو را سرکار بگذارند و برای این است که به نام ما و به کام خودشان تمام شود که شد!
حال از تو می پرسم؟ به دنبال چه هستی دختر؟ خیال کردی با نوشتن تو چیزی عوض می شود؟ خیال می کنی این ها به اربـاب جراید اهمیت می دهند؟
ورق می زنی و می نویسی و چاپ می کنی؟ به امید آنکه دیکتاتور دست از سر سرزمینت بردارد؟ اما زهی خیال باطل! او دندان هایش تیزتر و چنگال هایش درنده تر می شود!
فقط ای کاش، ای کاش می دانستم چه در زیر آن آبشار خرمایی موهایت در سر داری؟ ای کاش می دانستم برق چشمان تیله ایت حکایت از عشق دارد یا فریب؟
دستت را به من بده، دستت را به من بده و با من قدم بزن! یادت می آید وقتی از فشارهای دیکتاتور به تنگ می آمدیم بالاترین نقطه ی قاهره را برای خلوت کردنمان انتخاب می کردیم و ازعمق وجود فریاد می زدیم؟
اما افسوس که اینجا فریاد را در نطفه خفه می کنند، اینجا عاشق را به جرم عشق محکوم می کنند! اینجا جایگاه متهم و شاکی عوض شده است!
و باران تنها خاطره ی دونفره ی ماست، هنگامی که کوهنوردی بهانه ی خلوت کردن دو نفره ی مان برای سرنگونی مبارک بود، آدم فروشان زاغ سیاه مان را چوب می زدند. اما چه شده که حالا آن طرف خط ایستاده ای و به ما لبخند می زنی؟
نگذار مردم بگویند تافته ی جدا بافته ای هستی که آقازاده بودن در خونت جریان دارد.
لرزش دست هایم را ببین، بغض صدایم را بشنو، این لعنتی مغرور که مقابلت ایستاده سال های سال طعم انفرادی را چشیده و بدترین شکنجه ها را تحمل کرده اما هنوز ایستاده نه بخاطر خودش بلکه بخاطر تمدن چندهزار ساله ی اهرامی که فخر جهان است!
می دانی اسما؟ آلا می گفت: اگر خون فراعنه در رگ هایمان جریان داشته باشد، نباید راست راست راه برویم و لبخند بزنیم!
خون گریه کردن برای مصیبت مردم ما، کمترین کاریست که هر صبح و شام موظف به انجام آن هستیم.
دیکتاتور را اینگونه نبین، تاجش ترک می خورد اما نمی شکند، پس جوانی ات را مثل من حرام نکن، خرمایی که تو داری می خوری، هسته اش سال های سالست که در جیب من سنگینی می کند.
دوستدار همیشگی تو، جهاد ماهر

To view the content, you need to Sign In or Register.
یادمون باشه ماه رمضان ماه امیرالمونین هم هست:aiwan_lggight_blum:
 
آخرین ویرایش:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
ماه عبادتست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گـ ـناه کردن است:aiwan_lggight_blum:

To view the content, you need to Sign In or Register.
اسم الله: کلمه ای مثل بسم الله که عرب زبان هنگام ترس و تعجب به زبان می آورد!
اگه حس می کنید نثر رمان ثقیل یا سنگینه تذکر بدید تا سبکشو به امروزی نزدیک تر کنم.
نماز و روزه هاتونم قبول
برم تا پر حرفی نکردم.:campe45on2:
پست بعدی انشاالله جمعه:aiwan_lggight_blum:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
سلام. طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق انشاالله.
چندتا نکته:
۱: تمامی پست ها، اول شخص و از زبان جهاد هست.
۲: روایت داستان مربوط به دو زمان حال و گذشته هست.
زمان حال: سال۲۰۱۸ در پاریس
زمان گذشته: سال۲۰۱۰ در قاهره
اکثر رمان به جز پست های شروع هر فصل مربوط به گذشته هست و تعداد کمی از پست ها روایت زمان حاله!

To view the content, you need to Sign In or Register.
۳: تو پست استارت رمان یه توضیحی راجع به انقلاب۲۰۱۱ مصر دادم: تشکر از ندا خانم( Bahar66) بابت تذکر به جا و منطقی شون.
۴: نقد سازنده نقدیست که به نکات قوت و ضعف اثر توام با هم بپردازه.
۵: دکمه ی پیگیری( بالا سمت چپ) تاپیک رو بزنید تا از آپ شدن داستان مطلع بشید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
چون علی باش و لحظه ی افطار/ دیگری را به خود مقدم دار
شرمنده بابت تاخیر:aiwan_lggight_blum:
یه فلش بک بزنیم به دوران زندان جهاد:campe45on2:
To view the content, you need to Sign In or Register.
دوستان راجع به نثر رمان هم یه مقدار تحمل کنید بهتر میشه.
تو نظر سنجی بالا هم شرکت کنید، راهنمای خوبی برای کارهای بعدی نویسنده هست
 
آخرین ویرایش:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
با تمام انتقادهایی که به معادله وارده باید اینو بگم که تو سال ۹۷، معادله ی احساس یکی از رمان های پرطرفدار و موفق انجمن شناخته شد.
برای من نوشتن سراب یا معادله فرقی نمی کنه این شمایید که با استقبالتون همه چیز رو تعیین می کنید
با این حال اگه واقعا دوستان طالب داستان های ترکیبی( عاشقانه و ارزشی) هستن خب بسم الله...
این شما و این بهار سرد...

To view the content, you need to Sign In or Register.
:aiwan_light_give_rose:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
آقا ما که بخیل نیستیم، ایشالا پرسپولیس امشب قهرمان بشه ولی...
هفته ی پیش گل سالم ما رو داور آفساید گرفت:aiwan_light_wizard:

To view the content, you need to Sign In or Register.
بعد افطار دارم میرم سالن، آخر شب بر می گردم و آن میشم، تا اون موقع پست رو بخونیدBoredsmiley
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
شرمنده بابت تاخیری که پیش اومد، رفته بودم خرید، این شد که دیر شد، به بزرگواری خودتون ببخشید:campe45on2:
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو:aiwan_lggight_blum:

To view the content, you need to Sign In or Register.
توضیحات:
1: جهاد، نوه ی دختری شیخ عدنان هست.
2: آلا هم که دیگه لازم به توضیح نیست: زن پدر بزرگ جهاد هست.Boredsmiley

چقدرم نظرات روی سایت راجع به معادله دلسرد کننده شدهHanghead
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

سروش73

نویسنده ویژه
نویسنده ویژه انجمن
27/10/16
550
36,337
781
25
ایران زمین
وای چه خسته می کند، تنگی این قفس مرا
پیر شدم نکرد از این، رنج و شکنجه بس مرا
گرگ درنده ای به من، تاخت به نام زندگی
پنجه که در جگر زند، نام نهد نفس مرا

بهار سرد رو به جز مخاطبین عزیز، به همه ی عاشقان نویسندگی هم پیشنهاد میدم.:aiwan_lggight_blum:
To view the content, you need to Sign In or Register.
فصل اول تموم شد.
انشاالله از پس فردا شب فصل دوم بهار کلید میخوره با شیب تندتر اما نه سرسری و آماتور!
یه تشکر ویژه هم از تمامی مخاطب هام میکنن چه موافق ها چه مخالف ها که اگه به عشق شما نبود هیچ وقت دست به قلم نمی شدم و اینو بدونید تا وقتی شما پشت من هستید من هیچ وقت از نوشتن دلسرد نمیشم چون بعد از خدا امیدم به شماست.
خاک پای همتون هستم.

فکر کنم دیگه داستان به حدی رسیده که لایق تبلیغ کردن باشه پس اگه بهار منو لایق می دونید به بقیه هم معرفی کنید تا با افزایش کاربرها انگیزه ی من هم در نوشتن بیشتر بشه.
نقد سازنده: نقدیست که به ذکر نکات مثبت و منفی داستان به صورت همزمان بپردازه.
بچه ها من بهارمو خیلی دوس دارم و مطمئنا تنهایی باعث میشه بهار سرد من تبدیل به خزان بشه.
پس خواهشا این شاخه گل بهار رو از من بگیرید:aiwan_lggight_blum:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر: