قلـم عـشــ❤ــق |‌ ♛فاطمہ معصومے♛کاربر انجمن نگاه دانلود

بازدیدها
: 503 -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: فاطمه معصومی❤

دلنوشته هام مورد پسندتون هست؟

  • اره❤

    رای: 15 100.0%
  • نه

    رای: 0 0.0%

  • مجموع رای دهندگان
    15

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
❤به نام یگانه خالق قلم❤
سلام عزیزای من، این تاپیک دلنوشته های شخصی منه
و از جایی کپی برداری نشده!
امیدوارم خوشتون بیاد❤
اگر کاستی دیدید بخشید چون تازه کار هستم

(خدا)

♥♥♥
غم که در دلم سرازیر می‌شود، راهم را کج می‌کنم به سمت انتهایی ترین نقطه دلم....
خانه نورانیش در آن ظلمت قیراندود خودنمایی می‌کند، کمی جلو می‌روم...
بعد از چند تقه ای که به در می‌زنم، بلافاصله در را برایم باز می‌کند و من خودم را همانند کودکان برایش لوس می‌کنم، در آغوشش می‌فشاردم... نازم را می‌کشد و با صدای دلنشینش آرام می‌گوید:
«آرام باش جانانم، تو امن ترین آغـ*ـوش جهان را داری!..
از چه می‌ترسی؟
تو غیر من چه می‌خواهی؟تو بگشا لب، بگو حرف دلت
با من، بگو تا آرام کنم دل شوریده ات ...
بدان تا که من هستم نه ترسی، نه غمی، نه مشکلی توان لرزاندن قلب کوچکت را ندارد!»
♥♥♥
فاطمه_معصومی​
 
آخرین ویرایش:

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(دلداده‌ی ماه)
♥♥♥
نمی‌دانم کی دلم این‌گونه‌ دیوانه‌ وار عاشقت شد،
آنقدر که هرشب فنجان قهوه‌ای دست می‌گیرم و
روی صندلی کنار پنجره می‌نشینم و تا می‌توانم خیره
نگاهت می‌کنم، بلکه سیر شوم...
وقتی که به خودم می‌آیم, می‌بینم چشم‌هایم از شوق نگاهت خیس شده،
نمی‌دانم حواست هست؟
اینجا کسی با چشم‌هایش برایت عاشقانه می‌سراید...
♥♥♥
فاطمه_معصومی
 
آخرین ویرایش:

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(عشق حقیقی)
هوای دلم بارانیست، آسمانش غم دارد، حالا که نیستی راه و بی‌راه بی‌تابیت را می‌کند...
نمی‌دانم بدون من روزگار چگونه می‌گذرد؟
نمی‌دانم که به کنج فراموشی سپرده شده‌ام یا نه؟
نمی‌دانم هنوز هم جایی برایم در قلبت هست یا نه؟

امّا؛ مرا همین بس که با تمام بی‌توجهی‌ها و نبودن‌هایت در گوشه‌ای از قلبم یواشکی دوستت بدارم...
فاطمه_معصومی
 
آخرین ویرایش:

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(بند تنهایی)
بر در و دیوار کوفتنم فایده‌ای ندارد، اسیر شده‌ام در بند تنهایی، نمی‌دانم راه رهایی چیست!؟
نمی‌شنوی؟ ناله‌های گاه‌ و بی‌گاهی را که از کنج خلوتم سر می‌دهم یا تپش‌های قلب خسته‌ام که به شماره افتاده است؟
بیا و نجاتم بده، بی‌تو رهایی از این بند مرگ است!

فاطمه_معصومی







خوشحال میشم اگه خوشتون اومده رو پیگیری موضوع کیلیک کنین و مطالب تاپیک رو دنبال کنین❤:aiwan_lggight_blum::aiwan_light_heart:
 
آخرین ویرایش:

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(شیشه و سنگ)
به هر کسی دل نبند، داشتنت لیاقت می‌خواهد...
گاهی انقدر دلت شکسته می‌شود که دیگر چیزی برای ساختن دوباره‌اش نمی‌ماند...
چرا دل بسته‌ای...سنگ که احساس ندارد...
شعور ندارد...
درک و فهم ندارد...
فاطمه_معصومی
 
آخرین ویرایش:

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(کبریت سوخته)
سوز سرما تا مغز استخوان‌هایم را می‌سوزاند و من آواره‌ی کوچه پس کوچه‌های تاریک شهر تنهایی، در به در به دنبالت می‌گردم. کبریت‌هایم را یکی پس از دیگری آتش می‌زنم تا زمانی که ببینمت!
افسوس که به اخری رسید، سوزاندمش برای دیدنت اما، باز هم تنهایی بود و تاریکی محض و من مانده در این حصار شهر آرام آرام در تنهاییش گم می‌شوم!
فاطمه_معصومی
 

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
(زهر عشق)
عشق همان زهر کشنده ‌ایست که چون جامش را بنوشی درونت را آتش می‌زند و ذره ذرهِ وجودت را می‌سوزاند آنقدر که دیگر چیزی بزایت باقی نمی‌گذارد، جز خاکستر عمارت عشقی که در آتش بی‌رحمی این احساس ناکام سوخت.
فاطمه_معصومی
 

فاطمه معصومی❤

دوستدار انجمن
عضو انجمن
25/10/18
104
2,953
426
شهر رشت
برگ های سبز اسکناس دست به دست می‌چرخید و هر کس خرسند از عیدی سال جدیدش لبخند به لب می آورد، و اما من محکم در آغوشت گرفتم،
دسته گل رز قرمزی را به دستت دادم، بوسیدمت و ارام در گوشت زمزمه کردم:«تنها ارزویم هزاران سال، عاشقانه با تو بودن است.»
فاطمه_معصومی