♦کنکور را کور کن ← "کنکور۹۷"♦

بازدیدها
: 134 -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: کوکیッ

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
20.gif

باسلام :)
امیدوارم توی این روزهای نزدیک کنکور حال روح و روانتون خوب باشه :)


درس خواندن شاید یکی از سخت ترین کارهای دنیا باشه؛ باید ساعت ها سرت توی کتاب و جزوه باشه درحالی که دوستانت اون بیرون درحال خوش گذرانی هستند. واقعا سخت و طاقت فرسا است، اما خب ارزشش رو داره !
افراد کمی هستن که مشکلات زندگی رو دوست داشته باشند. هیچکس عاشق مشکل نیست. اما تمام افراد موفق دنیا، مشکلات زندگی را تحمل و بر آن غلبه کردند تا به اهداف شان برسند.
اگر درس خواندن برای شما کنکوری ها یا دانشجویان عزیز هم سخت است، نگران نباشید، هیچ نتیجه با ارزشی، آسان بدست نمی آید. چون در این صورت همه آنرا بدست می آوردند.
با توجه به اینکه میدانیم درس خواندن و مطالعه برای یک آزمون بزرگ، سخت است.. پس باید چه کار کنیم؟
در این جا قراره رک و راست با هم صحبت کنیم
درباره فراز و نشیب ها،پستی و بلندی ها و....
به امید اینکه با خوندن و مطالعه مطالب گفته شده انگیزه بیشتری برای رسیدن به هدف در اخرین لحظات داشته باشید.
امیدوارم این نقل قول ها و عکس نوشته های انگیزشی کنکوری برای شما الهام بخش باشند و با سخت کوشی بیشتر مطالعه خود را انجام دهید.

راستی:
nazar_3.gif
 
آخرین ویرایش:

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
★حرف اول و آخر:

تمام ارکان اموزشی امروزه دچار مشکلاتی شدن و مثل یه زنجیر به هم مرتبط‌اند :)

میگید نه؟ پس برو ادامه رو بخون :)
اجازه بدید از رده های بالا شروع کنم.... اساتید محترم:


اساتیدی که به لطف افزایش چشمگیر دانشگاه‌های غیرانتفاعی، پیام نور، مجازی و علمی-کاربردی روز به روز از حیث کمیت بر تعدادشان و از حیث کیفیت بر بی‌سوادیشان افزوده می‌شود و تنها به دنبال امتیازهای کاذب علمی‌اند و در حدی که خود می‌توانند با وصل‌شدن به این پژوهشکده یا آن نهاد و گرفتن پروژه‌هایی چندده تا چندصد میلیون تومانی گلیم خود را از آب بیرون بکشند؛ دانشگاهی که مسئولینش به دنبال پرکردن لیست‌ها، قاپیدن امتیازات و افتتاح طرح‌های بی‌ثمر و بی‌اثرند و هر چقدر که بیشتر دانشجوی شبانه می‌گیرند و کلاس‌های دانشگاه را به مؤسسه‌های برگزاری کلاس کنکور اجاره می‌دهند، بیشتر از کسری بودجه می‌نالند‌؛ مسئولین دولتی که تنها از دانشگاه توقع تأیید و حرف‌شنوی دارند و به ویژه در دولت قبل با تلاش برای سیاست‌زدایی از دانشگاه کوشیدند بنیان‌ و ریشه دانشگاه ها رو را براندازند.

بیچاره‌های این زنجیر:

دانشجویانی که آنچنان لای چرخ‌دنده‌‌‌‌های نظام مدرسه و زیر غلتک کنکور لِه شده‌اند که وقتی پای‌شان به دانشگاه می‌رسد نه جانی براشان مانده است، نه تکلیف‌شان را می‌دانند و نه علاقه‌شان را می‌شناسند، نه پشتوانۀ نظری-علمی به‌دردبخوری دارند و نه چیزی از انگیزۀ کسب دانش در چنته‌شان باقی مانده است و از همین رو بی‌سواد به دانشگاه می‌آیند و نهایتاً بی‌سواد فارغ‌التحصیل می‌شوند و در این میان در بهترین حالت، البته صرفاً کوشاترین و مجاهدترین‌هاشان، با منتشرکردن چند مقاله‌ی علمی به مدد چسباندن نام نمادین یک استاد و با انتشار چند مقالۀ آی اس آی در چند مجله‌ی نامعتبر خارجی چندصد دلاری برای خود و خانواده‌شان خرج می‌تراشند، اما در عوض، رزومه‌ی پُرملاطی برای «روزهای خوب آینده» دست و پا می‌کنند.

بیچاره‌های شماره ۲ : که واقعا سکوت میکنم :|

والدینی که خود هنوز نمی‌دانند واقعاً به چه دلیل فرزندان خود را به دانشگاه می‌فرستند و در نهایت پس از فارغ‌التحصیلی دلبندان‌شان ثمری جز پزدادن مدرک مهندسی و دکترای فرزند خَلف‌شان در این مهمانی یا آن خواستگاری نصیبشان نمی‌شود و نهایتاً هم باید به انواع و اقسام شیوه‌های پارتی‌بازی و رانت شغلی متوسل شوند تا کاری برای فرزندانشان دست‌وپا کنند که هیچ ارتباطی با مدرکشان ندارد، تا عزیزکرده‌گان‌شان بیش از این لقب بیکار را یدک نکشد.

رابـ ـطه فیل و فنجون:

در این میان باید به فرآیند پیچیده و متقابل تنبلی میان استاد و دانشجو نیز اشاره کرد که تنبلیِ یکی تنبلیِ دیگری را بازتولید می‌کند و بالعکس. اما این وضعیت برای همه هم بی‌ثمر و بی فایده نیست. هستند دانشجویان و اساتیدِ زحمتکش، پرمطالعه و زرنگی نیز که پس از طی مدارج پیشرفت ، راه و روش درآمدزایی و «تولید علم» را آموخته‌اند و به قصد پروژه‌خواری پیوسته از این نهاد نیمه‌دولتی به آن اداره‌ی تمام‌دولتی در عزیمت‌اند و یا شرکتی زده‌اند که تبلیغاتش در سراسر خیابان انقلاب به چشم می‌خورد و حاضرند با فداکاری و البته با دریافت وجه چند میلیون تومانیِ ناقابلی، زحمتِ نگارش مقاله و پایان‌نامه و ترجمه‌ی انگلیسی و انتشار تضمینی مقالات در قالب ISI را از دوش خلق الله تشنۀ معرفت بردارند. نتیجۀ کل این فرآیند هم چیزی نیست جز دانشگاهی ناکارآمد، دانشجویانی بی‌سواد، اساتیدی گرفتار در بازی‌های بوروکراتیک دانشگاهی و در پی افزایش پایه‌ی حقوق، خانواده‌هایی دست به جیب و چشم به آسمان، مسئولینی شعارزده و در نهایت علوم ‌انسانی‌ای در حال احتضار و چند استاد و دانشجوی دغدغه‌مند و منزوی که تقلایشان راه به جایی نمی‌برد و به همین خاطر یا باید از این سیستم طرد شوند یا بالکل در آن هضم گردند و یا اینکه در این میان، به سختی، مجرای تنفسی برای خود بیابند.

مردم غیور در صحنه پس کجان؟ برو ادامه!

صدای غالبی که هم در کلام دانشجویان و اساتید، هم در خانواده‌ها و جامعه شنیده می‌شود، نوعی تصدیق شیفته‌وارِ آکادمی و مطلق‌سازیِ مدارج و مراتب علمی است که عملاً راه را بر هرگونه نقدی بسته است و با تن‌سپردن به شعارِ از درون تهی‌شدۀ «فعالیت علمی»، بیش از پیش بر زوال آکادمی می‌افزاید و دور باطلِ زوال را بازتولید می‌کند و به نوعی نگاه از بالا به پایینِ کاذب دامن می‌زند، از استاد به دانشجو، از تحصیل‌کردگان به تحصیل‌نکردگان، گویی از انسان به ناانسان! این رویکرد نهایتاً و در آرمان خود به دنبال مهندس‌پروری است و این مهندس‌پروری را نه تنها در رشته‌های فنی و ریاضی، بلکه به سطح علوم انسانی و «مهندسی فرهنگی» نیز تعمیم می‌دهد و نهایتا خلاقیت، شجاعت و نقد را هدف حمله قرار می‌دهد.

منتقدان عزیز و رخ نشان میدهند:

در سوی دیگر، اما منتقدانی نیز وجود دارند که با موشکافیِ وضعیت آکادمی در ایران می‌کوشند تا تحلیلی از زوال آکادمی به دست دهند. اما این تحلیل‌ها بعضاً به صرف نقد آکادمی و تقلای بیهوده برای نفی آن منجر شده است.
در حقیقت این شیوۀ انتقاد عملاً به جای بازسازی آکادمی اموزشی در ایران، بیشتر مانند لگدزدن به بدن محتضری در حال مرگ است. نباید فراموش کرد که در چنین وضعیتی، حتی برای انتقاد از آکادمی، باید پیش از هرچیز، سعی در بازسازی انتقادی آن داشت.
در سوی دیگر، اما منتقدانی نیز وجود دارند که با موشکافیِ وضعیت آکادمی در ایران می‌کوشند تا تحلیلی از زوال آکادمی به دست دهند. اما این تحلیل‌ها بعضاً به صرف نقد آکادمی و تقلای بیهوده برای نفی آن منجر شده است.

پیشگفتار پدیدارشناسی روح در بحثش از انتقادات مطرح شده نسبت به علم، در عین پذیرش محتوای این انتقادات، به شدت نسبت به موضع خواهی آنها، یعنی نفی کلیت علم موضع می‌گیرد: «علم در مراحل آغازینش، یعنی زمانی که نه به جامعیت شناخت تمام اجزاء و نه به کمال صورت دست یافته است، در برابر انتقادات آسیب‌پذیر است. اما اینکه چنین منتقدانی دقیقا و عینا ذات علم را هدف حمله قرار می‌دهند، به همان اندازه نارواست که پیشرفت بیشتر علم را طلب نکردن، غیرقابل دفاع است»
واقعا جای سکوت نداره؟
در بحث از وضعیت آکادمی اموزشی هم همین مساله صادق است. یعنی از یک سو، همانگونه که در بالا اشاره شد، باید اذعان کرد که آکادمی اساساً حال و روز خوشی ندارد و به لطف اقدامات دولت قبل، چه بسا به نازل‌ترین دوران خود رسیده است و در نتیجه قریب به اتفاقِ انتقادات مطرح‌شده علیه آن وارد و پذیرفتنی است. اما این وضعیت نباید بهانه‌ای برای آکادمی‌ستیزان (یعنی از یک سو، منتقدان چپ‌گرای آکادمی که آن را صرفاً ابزاری در دست ایدئولوژی حاکم می‌دانند و یا نهادی خواب‌زده تصویر می‌کنند که باید پیشاپیش فاتحه‌اش را خواند؛ و از سوی دیگر، مخالفان سنتیِ آکادمی که با تکیه بر نقد بنیان‌های غربی علوم انسانی، آن را رقیبی برای حوزه‌های سنتی تولید دانش و از این بیش، خطری برای بنیان‌های سیـاس*ـی و معرفتی خود می‌شمارند و از این حیث به چیزی کمتر از تقلیل «علم» به «کلام» رضایت نمی‌دهند)، به دست دهد تا کمر به قتل آکادمی اموزشی ببندند، و با هدف یکه‌تازی در عرصۀ دانش، همین نهاد نصفه و نیمه را به عنوان رقیبی در برابر خویش نابود سازند.

واقعا باید فریاد زد
"آهسته ارام ارام به کجا چنین شتابان؟"
فریاد چاره کار نیست نچ! کارامد نی!
 
آخرین ویرایش:

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
تیتر خبر: کنکوری ها در زیر غلتک کنکور له شده‌اند!

اره والا با این روند پیش بریم اسفالتیم :|
قدیما والا یه کلاس کنکور هم نبود کسی هم اگر میرفت میگفتن واه واه بچه چه خنگه....!
الان خنگی رو گذاشتن تو جیبشون...خنگی چیه کلاس مهمه کلاس!
الان کلاس رفتن شده کلاس!
به قول یک عزیزی هممون گله وار از این کلاس میریم اون کلاس :| (با عرض پوزش!)
فکر کردین تو کلاس خبریه؟ نه بابا!
طرف میاد همه رو میچپونه تو یه کلاس یه بلندگو میگیره دستش تا صداش برسه اون ته کلاس :|
فکر کردین رفع اشکال میکنه؟ نه جونم :|
درسش رو میده و میره
پیگیر اینه که توعه دانش اموز یاد گرفتی یا نه؟ نه جونم اون فقط،به فکر اون پوله که از جیب پدر و مادرت در میاد میره تو جیب اون :aiwan_lightsds_blum:
جزوه هاشون و که نگم دل من و خون کرده :|
یه جزوه زپرتی میده دستت
تازه اگر خیلی های کلاس باشه رنگیه!
تهش هم میگن با بسته اموزشی ما
نه نگران امتحانا باشین نه کنکورها
دقت کنین کنکورها یعنی اونم میدونه داره سرت رو شیره میماله :aiwan_lightsds_blum: تو قراره سردار ازمون ها بشی :aiwan_lightsds_blum:
تو جزوش هم چارتا تکنیک و چارتا نکته نوشته که دل تو خوش بشه اما توعه دانش اموز اگر میخواستی تکنیک یاد بگیری همون کتاب اصلیت رو قورت میدادی راحت تر بود
اموزشگاه‌ها شدن فت و فراوون :|
اساتید خاص و مجرب هم اوف اوف زیاااااد
دانش اموز همرنگ جماعت هم زیاد
خب دیگه ماشالله وقتی که همه اینا دست به دست هم دادن کی این وسط ضرر کرده؟ دانش اموز بیچاره
هم وقتش رفته هم پولش
ماشالله دلار رفته بالا بد روی این اموزشگاه ها تاثیر گذاشته
به شخصه شاهد بودم طرف برای یک کتاب فیزیک ۳ میلیون میگرفته
چه خبر اخه برادر و خواهر دینی من؟
بازصد رحمت به اموزشگاه های شهر های بزرگ تعداد دانش اموزاش توی یک کلاس کمتره
توی شهرستانا که هیچ ۵۰ نفر ۴۵ نفر توی یک کلاس :|
سر در هر اموزشگاهی هم که بری رتبه ها و رشته های برتر مشترک میبینی :aiwan_lightsds_blum:
فلانی با رتبه فلان رشته فلان توی بنر این اموزشگاه هم هست توی بنر اون اموزشگاه هم هست :aiwan_lightsds_blum:
پول قاپیدن توی روز روشن یعنی این!
وای بحث کتاب های کمک اموزشی که یه دنیا حرف و نقد داره:
چارتا مولف نشستن دور هم خاله بازی کنن نشستن به جاش کتاب نوشتن :|
درسنامه داره اینقدر فونتش ریز و بی محتواست که تو وقتی میخونیش دیگه کتاب اصلیت و مولفش رو فحش و لعنت نمیکنی:|
تبلیغات تلویزیونی هم شورش رو در اورده
الحق و الانصاف خوب هم روی مخ مردم راه رفته
اینقدر اون احساسات درونی مردم رو جاری میکنن طرف دیگه طاقت نمیاره فلان اموزشگاه شرکت نکنه یا فلان کتاب و بسته اموزشی رو نخره!
معلمای مدرسه هم ازاد راحت
اینقدر این بچه ها این کلاس و اون کلاس میرن
معلما میگن ما دیگه چرا نکته اضافی بگیم اون معلما میگن دیگه صد رحمت به معلمای قدیم اینقدر نکته میگفتن کتابت سیاه میشد
الان برو کتاب یه دانش اموز دبیرستانی رو باز کن سفید برفه ماشالله :| میگی چرا سفیده؟ میگه من این کتاب و نمیخونم که جزوه فلان دبیر رو میخونم
این مولف بدبخت فلک زده این کتاب مگه دل نداره؟ بیچاره تمام علم و دانش و وقتش رو پای اینا گذاشته
واقعا اخر زمونه خدایا خودت ظهور کن :|
فردی داشتیم خودش و متکی به این جزوه ها کرده فلان کتاب و خونده نمیدونم فلان کتاب سبز و خونده رتبه اورده دیدیم اصلا قهوه‌ای کرده :|
اخ اخ چرا از این برنامه های کنکوری تلویزیون غافل شدیم
طرف میاد دین و زندگی تدریس کنه اینقدر رمزگذاری میکنه کلا خودت یه رمز میشی :|
همچین امیدواری میده میگه کاری میکنم تو زیست و فلان درصد بزنی تو اصلا از خود بی خود میشی
ماشالله یکی دیگه با صدای قشنگش اینقدر تکنیک میگه تو بخوای تکنیک ها رو حفظ کنی همون بهتر که بری روی مهندسی معکوس سرمایه گذاری کنی اره والا چون دیگه واست مخ نمیمونه :)

کلا میخوام این و بگم کنکوری عزیز خودت باید استین همت و بدی بالا خودت باید دل و بزنی به دریا
البته درست و اصولی
پ.ن: من اصلا قصد توهین به هیچ معلم و استاد و دبیر عزیزی رو نداشتم و ندارم .. داریم توی مملکتمون دبیران عزیزی که چه توی اموزشگاه ها چه توی برنامه های تلویزیونی چه توی مدارس از جون و دل برای موفقیت کنکوری های عزیز سرمایه گذاری میکنن و ما هم به وجودشون افتخار میکنیم!
قصد من تخریب روحیه کنکوری های عزیز نیست من خودم هم زمانی کنکوری بودم همین دغدغه ها و استرسا رو داشتم. من قصدم فقط نشون دادن روش درست و اصولیه :)
گر چه فکر کنم یکم دیر این تاپیک رو زدم ولی شاید همین الان با خوندن این مطالب یه قدم بری جلو!