بازدیدها
: 820K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: FATEMEH_R
وضعیت
موضوع بسته شده است.

F.sh.76

مدیر تالار جلد + طراح انجمن+مترجم انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
مترجم انجمن
درود دوستان، کمک لازمم :\
داستان زندگی دختری به نام باران که از زمانی که پدرشو از دست داده، عمارت پدری ول کرده و با مادر و مادربزرگش زندگی می کنه(پدر و مادرش بخاطر حرفای فامیل پدری از هم جدا شدن وگرنه همو دوست داشتن)
حالا سالها گذشته و باران برای عقد نیاز به تایید قیم خودش داره که پدربزرگش اجازه نمیده و اونو مجبور میکنه به عمارتش بیاد
از طرفی دو پسرعمه ش که خارج درس می خوندن به ایران میان
رابـ ـطه باران و خانواده پدریش اصلا خوب نیست و یکی از دلایلش ترانه ست. ترانه دختر عمه ی باران که با نامزد باران ازدواج کرده!
مدتی میگذره و باران متوجه میشه که به یکی از پسر عمه هاش، یعنی متین احساساتی داره و این حس داره دو طرفه میشه، در صورتیکه عمه از باران متنفره و میخواد هردو پسرشو دوماد خانواده ی دیگه ای کنه....
در اخر داستان
ترانه از شوهرش طلاق میگیره، چون همسرش کلا ادم خیانتکاری بوده
متین و باران به هم می رسن
معین هم به کسی که دوستش داره
و عمه باران باهاش خوب میشه و میفهمه این همه سال الکی دشمن تراشی کرده

لطفا کسی اسم این رمان رو میدونه بگهシ
 

DENIRA

نویسنده ویژه انجمن + طراح آزمایشی
نویسنده ویژه انجمن
درود دوستان، کمک لازمم :\
داستان زندگی دختری به نام باران که از زمانی که پدرشو از دست داده، عمارت پدری ول کرده و با مادر و مادربزرگش زندگی می کنه(پدر و مادرش بخاطر حرفای فامیل پدری از هم جدا شدن وگرنه همو دوست داشتن)
حالا سالها گذشته و باران برای عقد نیاز به تایید قیم خودش داره که پدربزرگش اجازه نمیده و اونو مجبور میکنه به عمارتش بیاد
از طرفی دو پسرعمه ش که خارج درس می خوندن به ایران میان
رابـ ـطه باران و خانواده پدریش اصلا خوب نیست و یکی از دلایلش ترانه ست. ترانه دختر عمه ی باران که با نامزد باران ازدواج کرده!
مدتی میگذره و باران متوجه میشه که به یکی از پسر عمه هاش، یعنی متین احساساتی داره و این حس داره دو طرفه میشه، در صورتیکه عمه از باران متنفره و میخواد هردو پسرشو دوماد خانواده ی دیگه ای کنه....
در اخر داستان
ترانه از شوهرش طلاق میگیره، چون همسرش کلا ادم خیانتکاری بوده
متین و باران به هم می رسن
معین هم به کسی که دوستش داره
و عمه باران باهاش خوب میشه و میفهمه این همه سال الکی دشمن تراشی کرده

لطفا کسی اسم این رمان رو میدونه بگهシ
رمان پیشکش
 

Moon girl :)

کاربر ویژه
عضو انجمن
28/5/17
955
4,377
481
شهر رویای خیالی
یه رمان بود در مورد یه دختر به اسم فرشته که مادرش مرده و پدرش معتاده و یه شب میاد فرار کنه و بره بیش خوانواده مادریش که طردش کردن که یه مرد مـسـ*ـت میوفته اسم پسره فرزامه بعد چند وقت دختره حمامله میشه و سر یه جریاناتی پسره میگه 40 روز بعد از به دنیا امدن بچشون از پیششون بره دختره میره شیراز پیش مادر بزرگش بعد 8 ماه پسره اتفاقی تو بازار میبنتش دختره فرارمیکنه تصدف میکنه پایان خوش
 
آخرین ویرایش:

atena.dp

کاربر فعال
عضو انجمن
سلام من دنبال یه
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
هستم که مال زمان جنگ بود که دختر میخواست بایه نفرازدواج کنه ولی برادر بزرگش موافق نبود شب عروسی داماد ترور میشه ودختره بعدامیفهمه برادربزرگش که توی جبهه بوده پسرعموشه وعاشقشه
در آغـ*ـوش رویا
 

Marzieh.M

کاربر ویژه
عضو انجمن
14/4/17
1,332
18,279
706
سلام دنبال یه رمانی میگردم که دختره که فکر کنم اسمش دلارام یا شایدم آرام بود پرستار بود..
بعد توی بیمارستان بودن که یه گروه فیلم برداری میان و ازش خوششون میاد..
بهش گفتن یه تکه‌ی کوچیک از فیلم رو بازی کن...
این دلارامه عاشق یه خوانندس که فکر کنم اسمش امیرسام یا امیر باشه که از بچگی همو میشناختن...
ولی امیرسامه عاشق دختره‌ی نقش اول اون فیلمست...
امیرسامه به دختره نقش اول درخواست ازدواج میده ولی اون میگه نه...
دختره باهاش ازدواج نمی‌کنه میره با کارگردان فیلمه ازدواج میکنه...
امیرسام هم با دلارام ازدواج میکنه و...
 

ammar_sh21

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
22/2/18
1
8
6
42
سلام دنبال یه رمان پلیسیم ک چن سال پیش خوندم

که دوتا دختر مدرسه رو می پیچونن و میرن پیش دوس پسراشون و یکی از دخترا میفته دست قاچاقیای ادم و اسم یه شخصیت پلیسیش امیر بوده که بخاطر بعضی از رفتار های نابجاش درجش رو از سرگردی به سروانی میدن
 
سلام دنبال یه رمان پلیسیم ک چن سال پیش خوندم

که دوتا دختر مدرسه رو می پیچونن و میرن پیش دوس پسراشون و یکی از دخترا میفته دست قاچاقیای ادم و اسم یه شخصیت پلیسیش امیر بوده که بخاطر بعضی از رفتار های نابجاش درجش رو از سرگردی به سروانی میدن

رمان تا تلاقی خطوط موازی رو چک کنید.
 

Saunaaaaa1994

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
17/5/17
12
53
41
25
سلام یه رمان بود چیز زیادی ازش یادم نیس فقط اسم دختره شمیم پسره ارمیا بود
خانواده شمیم برای کاری میرن خارج و شمیم خونه دوست خانوادگیشون میمونه و پسر اون خانواده بعنی ارمیا خیلی باهاش لجه بعدا فک کنم عاشق هم میشن اسم این رمان چیه
و یه سوال دیگه این همون رمانی که با اسم بعد از ان اجبار چاپ شده؟
 

فری مری

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
7/6/17
2
11
16
18
سلام یه رمان بود که دقیق یادم نیست ولی فکر کنم دختری به اسم رها به خاطر موضوعی با باباش مشکل پیدا میکنه و مستقل زندگی میکنه و خرج زندگیشو از خودفروشی بدست میاره بعد یه روزی با پسری به اسم سامان یا سام برخورد میکنه که بهش کمک میکنه اینا با هم ازدواج میکنن و معلوم میشه سام از طرف بابای دختره بهش نزدیک شده و آخر رمان معلوم میشه دختره مشکل قلبی داره . پایانشم خوبه . ممنون میشم بگید اسمشو .
 

فریحا۱۲

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
23/1/18
49
345
181
22
سلام یه رمان است اسمش یادم نیست دختره خدمتکاره باپسره خانواده ازدواج میکنه مادرپسره مخالف ازدواج است بعددختره حامله میشه پسره میره خارج ازکشوربرای درس خوندن مادره پسره دختره روبیرون میکنه
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.