بازدیدها
: 820K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: FATEMEH_R
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Elayab

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
11/12/17
14
88
71
سلام
یه رمانی بود دقیق یادم نیست فقط یه قسمتیش که یادمه اینه که یه دختر و پسر با هم ازدواج میکنن بعد به دنیا اومدن بچه سر یه قضیه ای با هم دعوا میکنن و دختره میره ولی بعد اینکه بر میگرده پسر نمیذاره بچه رو ببینه و شرطش اینه که اگه دختر خودش تونست به بچه شیر بده میتونه برگرده و پیششون باشه
 

Yalta

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
5/10/17
3
35
36
24
سلام
یه رمانی بود دقیق یادم نیست فقط یه قسمتیش که یادمه اینه که یه دختر و پسر با هم ازدواج میکنن بعد به دنیا اومدن بچه سر یه قضیه ای با هم دعوا میکنن و دختره میره ولی بعد اینکه بر میگرده پسر نمیذاره بچه رو ببینه و شرطش اینه که اگه دختر خودش تونست به بچه شیر بده میتونه برگرده و پیششون باشه
بمون كنارم جلد ٢
 

Nady48

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
6/1/18
16
176
111
40
سلام .
رمانی که خانم منجزی تو سایت نودوهشتیا نوشتن رو می خوام لطفا .
خلاصه ش این بود که خواهر دختر داستان از عشق پسر عمه خودکشی کرده مرده ولی همین دختره دوباره عاشق همون میشه ولی نمیتونه باهاش ازدواج کنه زن پسرعموش به اسم طالب میشه
 

ZahraHayati

کاربر اخراج شده
اخراج شده
3/7/16
5,721
58,888
1,021
یه رمان هست حالا نمی‌دونم حکم دل یا چیز دیه
ماجراش اینه که یه پسره دختری رو از شیوخ عرب می‌خره و میاره ایران!
خودم نخوندم کسی دنبالش میگشت گفتم شاید شما بدونید:campe45on2:
 

Eghlimia

همراه انجمن
عضو انجمن
7/7/16
199
756
276
سلام دوستان...روزهاتون شیرین...از رمانی که دنبالشم تقریبا هيچي یادم نیست... صرفا یادمه که سبکه همخونه ای بود و صحنه ای که توی ذهنم خیلی واضح یادمه اينه که دختره یک روز داخل راه پله شاهد این ميشه که مرد همسایه با همسرش دعوا می کنه و بعد خانمش رو می زنه و این دختره هم می گیرش و زنگ می زنه به پلیس که بیاد ببرتش و بعدها هم توی دادگاه علیه اش شهادت می ده و می گـه چند بار صدای جنگ و دعوا و زد و خورد شنیده و زن طرف هم می ره کما و این مرده می افته زندان و یکبار از زندان فرار می کنه و می خواهد دختره رو بزنه یا بکشه دقیق نمی دونم که همخونه ی دختره می رسه و نجاتش می ده...همینقدرش رو به خاطر دارم...
 

رقیه ی

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
12/2/18
7
68
81
20
رمانی که خوندم درباره دختری بود که توی شمال هتل پدرش با سازی کرد و با یه شرکت هوا پیمای قرارداد بست که دوتا داداش بودن برای انتقام از پدر دختر اومدن بعد ازدواج وقتی دختره حامله است میفهمه
 

رقیه ی

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
12/2/18
7
68
81
20
رمانی بود اول دختر عاشق پسری بود ه و بعد استاد دانشگاهش عموی پسره بود بعد پسره ازدواج میکنه زنش بارداره و این دختره با عمو ازدواج میکنه کسی اسمش میدونه
 

CAPRICORN

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
رمانی که خوندم درباره دختری بود که توی شمال هتل پدرش با سازی کرد و با یه شرکت هوا پیمای قرارداد بست که دوتا داداش بودن برای انتقام از پدر دختر اومدن بعد ازدواج وقتی دختره حامله است میفهمه
" جان و شوکران " از بهاره حسنی
 

Mona.n

همراه انجمن
عضو انجمن
24/8/17
323
2,657
451
15
آبادان
سلام یه بار یکی پرسید که یه رمان بود دختره دوستش بهش میگه میخوام زنداداشم بشی دختره هم به شوخی میگه باشه کی بهتر از داداش تو
اسم این رمان از شوخی تا واقعیت هست
 

آشنا

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
3/11/16
61
567
246
سلام
رماني كه داستانش درباره يه دختري كه وضع مالي خوبي داشته كه با يه پسري كه وضع متوسطي داشته و كارش خوانندگي تو رستوران بود تصادف ميكنه. پسرِ هم براي انتقام ز ميزنه به دختر كه بياد خونش ، همون لحظه باباي دخترِ ميرسه و مجبور ميشن ازدواج كنن. بعد مدام كل كل دارن و كم كم بهم علاقه پيدا ميكنن.
دوستان كسي اگه اسم رمان رو ميدونه لطفا راهنمايي كنه
رمان تلنگر
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.