وضعیت
موضوع بسته شده است.

Mary123

کاربر نگاه
عضو انجمن
17/5/19
7
25
41
20
سلام
یه رمان بود که فک کنم اسم پسره آرشام بود با دختره ازدواج میکنن بعد شب عروسیشون پسره میبینه که دختره دختر نیست یه مدت اذیتش میکنه بعد طلاقش که میده برادر آرشام با دختره ازدواج میکنه برادر آرشام یه مشکلی داره که نمیتونه بادختره رابـ ـطه برقرارکنه...همینا فقط یادمه کسی میدونه اسمش چیه؟:NewNegah (1):
 

saharkhanomam

کاربر نگاه
عضو انجمن
17/1/19
11
77
71
26
سلام یه رمانی دختره پرستار یه پسری میشه که مادرش اونو دوس نداشته اذیتش میکرده بچه بوده اونو انداخته بوده توی لونه سگ اسمشو بگید . اسم رمانش رنج عشق نیست
 

__mgh__

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
27/4/19
2
11
16
17
سلام
يه رمانى بود كه دختره توش يه گروه رقـ*ـص داشت و مسابقه ميداد
باباش مرده بود و مامانش با عموش ازدواج كرده بود و براى همين دختره از اون خونه مياد بيرون چون عموش عاشق دختره بوده. پدر دختره هم قبلا اهنگ ساز بوده واسه همين به دختره ياد داده و بود دختره هم ، كلى ساز رو بلده بزنه و اهنگسازى هم انجام ميده.
پسر داستان هم خوانندست ( البته زيرزمينى)و عاشق يه دخترست كه دوسش نداره و ميخواد با بكى ديگَه ازدواج كنه
حالا تو داستان دختره كه علاوه بر اهنگسازى و ... پيك موتوري هم بوده ميره دم خونه ى پسره و بأهم درگير ميشن
تو داستان دختره براى اينكه حوصله إش سر نره ميره كلاس پيانو تا بهتر پيانو بزنه ولى ميفهمه رفته اموزشگاه پسره
وسطاي داستانم دختره اهنگساز پسره ميشه
خلاصه ميگذره و عاشق هم ميشن تا اينكه دختره ميخواد بره خارج از قضا يه كشورى هم ميره كه پسره و داداشاش اونجا بودن ( ولى دختره نميدونسته)كه فكر ميكردن باباى دختره باباشون رو كشته ولى بعد ميفهمن كه عمرو دختره بوده نه باباش
كه بعد يه مدت عموى دختره مياد اونجا تا دختره با خودش ببره ولى پسره نجاتش ميده بعدم عموش رو دستگير ميكنن
ميشه بگين اسمش چيه!؟
ممنون:aiwan_light_flirt::aiwan_light_heart:
 
آخرین ویرایش:

حنااااا

دوستدار انجمن
عضو انجمن
2/2/19
31
108
81
19
سلام دوستان
من دنبال یه رمانی که موضوعش راجبه یه دختری بود که بخاطر بدهی پدرش با شخصی ازدواج میکنه اسم دختره هم رز بود دختره تصادف کرده بوده در گذشته و یه قسمت از زندگیشو فراموش کرده مثل اینکه عاشقه پسره بوده ولی یادش نمیومده پسره هم برای انتقام ازش ازدواج میکنه باهاش و اینکه نمیدونسته وختره فراموشی گرفته
ممنون میشم اگه اسمشو میدونید بگید
 

maryam661379

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
26/4/19
3
17
16
19
سلام دوستان
من دنبال یه رمانی که موضوعش راجبه یه دختری بود که بخاطر بدهی پدرش با شخصی ازدواج میکنه اسم دختره هم رز بود دختره تصادف کرده بوده در گذشته و یه قسمت از زندگیشو فراموش کرده مثل اینکه عاشقه پسره بوده ولی یادش نمیومده پسره هم برای انتقام ازش ازدواج میکنه باهاش و اینکه نمیدونسته وختره فراموشی گرفته
ممنون میشم اگه اسمشو میدونید بگید
من اربـاب توام
 

@nicedavil

مدیر آزمایشی تالار هنر + نقاش انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر آزمایشی
نقاش انجمن
یه رمان بود که دختره خیلی زشت بوده و همش دلش میخواست خوشگل باشه تا بتونه توجه پسرا رو جلب کنه
یه روز یه پسره که مدلینگ بوده برای اینکه یه دختررو از سرش وا کنه میاد سمت دختره
و دوست اون پسره هم که حرصش میگیره رو صورت دختره اسیدپاشی میکنه
و بعد از اسید پاشی دختره خوشگل میشه و میره مدل بشه تا از پسره و دختره انتقام بگیره
کسی میدونه ؟
 

ryhnn

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
11/4/19
1
5
16
18
دنبال ی رمانم ک اسم دختره ندا بود و اسم پسره بهراد دختره اهوازی بود داشنکده پزشکی تهران قبول شده ارتا ی پسره بود ک فهمید بهراد از ندا خوشش اومده چون کینه بهرادو داشت میخاست ب ندا تجـ*ـاوز کنه
 

flashlight

کاربر نگاه
عضو انجمن
15/4/17
15
88
81
19
سلام ببخشید اگه کسی میتونه کمک کنه.... یه رمانه که نامزد و برادر دختره پلیس بودن که طی عملیاتی کشته میشن، خونه ی دختره تحت نظره، تهدید میشه، میره پیش برادر شوهرش که شدیدا از دختره متنفره ولی تو خونه راهش میده بعد از چند مدت زندگی در خونشون، دختره متوجه میشه که برادر شوهرش یه دختر داره که پرستارش بهش خواب اور میده تا بخوابه و دختره تصمیم میگیره خودش از بچه مراقبت کنه، مادر بچه فوت شده، یه قسمت از رمان میخواستن برن سر خاک و دختره حلوا درست کرد ولی برادر شوهرش گفت با پول من چرا برای برادرت حلوا درست میکنی
اگر کسی می دونه لطفاً بگه
 

razeinab9

کاربر نگاه
عضو انجمن
12/12/18
7
38
41
21
ر
سلام دوستان،من دنبال یه رمانی هستم که یه دختری توی دانشگاه خیلی شیطون بوده بعد یه روز که یه استاد قرار بیاد براشون رو صندلی ادامس میچسبونه و استادشون که پسری جوونی هم بودع میاد و برگه میده که بچه ها اسم هاشونو بنویسن دختره بجای اسمش مینویسه عمو زنجیرباف و استادشون وقتی میخواد اسمارو بخونه میفهمه و اونو نمیخونه بعد که میرع خونه قرار بوده براشون مهمون بیاد که میبینه همین استادشون مهمونشونه و باهم فامیلن
ببخشید همینقدر یادم بود
ممنون میشم اگه کمک کنید اسمشو پیدا کنم:aiwan_light_heart:
رمان کی گفته من شیطونم ؟ رو چک کنید
 

♡nazanin♡

کاربر نیمه فعال
عضو انجمن
26/4/17
339
2,448
371
سلام
يه رمانى بود كه دختره توش يه گروه رقـ*ـص داشت و مسابقه ميداد
باباش مرده بود و مامانش با عموش ازدواج كرده بود و براى همين دختره از اون خونه مياد بيرون چون عموش عاشق دختره بوده. پدر دختره هم قبلا اهنگ ساز بوده واسه همين به دختره ياد داده و بود دختره هم ، كلى ساز رو بلده بزنه و اهنگسازى هم انجام ميده.
پسر داستان هم خوانندست ( البته زيرزمينى)و عاشق يه دخترست كه دوسش نداره و ميخواد با بكى ديگَه ازدواج كنه
حالا تو داستان دختره كه علاوه بر اهنگسازى و ... پيك موتوري هم بوده ميره دم خونه ى پسره و بأهم درگير ميشن
تو داستان دختره براى اينكه حوصله إش سر نره ميره كلاس پيانو تا بهتر پيانو بزنه ولى ميفهمه رفته اموزشگاه پسره
وسطاي داستانم دختره اهنگساز پسره ميشه
خلاصه ميگذره و عاشق هم ميشن تا اينكه دختره ميخواد بره خارج از قضا يه كشورى هم ميره كه پسره و داداشاش اونجا بودن ( ولى دختره نميدونسته)كه فكر ميكردن باباى دختره باباشون رو كشته ولى بعد ميفهمن كه عمرو دختره بوده نه باباش
كه بعد يه مدت عموى دختره مياد اونجا تا دختره با خودش ببره ولى پسره نجاتش ميده بعدم عموش رو دستگير ميكنن
ميشه بگين اسمش چيه!؟
ممنون:aiwan_light_flirt::aiwan_light_heart:
رمان دختر بد پسر بدتر از مرجان فریدی
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.