نمایش ها
: 876K -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: FATEMEH_R
وضعیت
موضوع بسته شده است.

viorika

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
31/8/17
10
70
71
28
سلام
يه
Please, ورود or ثبت نام to view URLs content!
بود که پسره با دختره تو دانشگاه آشنا ميشه. به خاطر هــ ـوس با دختره ازدواج ميکنه ولي دختره عاشقشه.
شب عروسي پسره با دوستاش به زنش تجـ*ـاوز میکنن. دختره هم کم کم پسره رو عاشق مي کنه بعد ولش مي کنه که پسره ديوونه ميشه و بعدها دختره برميگرده. اسمش چیه؟؟
لطفا!!!!
 

GoZaR_MoVaGhAt

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
18/5/17
37
2,493
311
حوالی زمین
سلام...داستان درباره یه دختره که دانشگاه قبول میشه بعد از ورود به دانشگاه اتفاقات عجیبی براش میوفته و به همین دلیل میره پیش یه جنگیر که یه پسر بوده که چشم سوم داشته و قبلا یا افسر ارتش یا توی نیروی انتظامی بوده...
کسی میدونه اسمشو لطفا بگه.......
 

گلسنم

دوستدار انجمن
عضو انجمن
7/5/16
97
468
186
سلام دنبال یه رمان میگردم که دختره با دوستش میرن یه شرکت که مال دو تا برادر که اونی که رئیس خیلی مرموزه بعد نمی دونم چی میشه که اینا رفت و آمد خانوادگی پیدا میکنن بعد دختره دزدیده میشه پسره میره اتاق دختره از طریق شال دختره که بوش میکنه میفهمه کجاست
 

Miss_MSV

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
20/7/16
33
397
171
20
تبریز
سلام دنبال یه رمان میگردم که دختره با دوستش میرن یه شرکت که مال دو تا برادر که اونی که رئیس خیلی مرموزه بعد نمی دونم چی میشه که اینا رفت و آمد خانوادگی پیدا میکنن بعد دختره دزدیده میشه پسره میره اتاق دختره از طریق شال دختره که بوش میکنه میفهمه کجاست
رمان مسلخ چشمان او
 
آخرین ویرایش:

Delasham

همراه انجمن
عضو انجمن
11/1/17
128
459
206
سلام دوستان يه رکان بود که شوهر دختره مشکل روانى داشت و شکنجش ميداد و بالاخره دختره ازش طلاق مى گيره و با يه پسرخوب ازدواج مى کنه.
وقتى براى تو وقتى براى من نيست
 

Sheida77

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
15/12/17
14
105
71
28
داستان يه زني بود اسمش مهناز بود فك كنم كه ٥ سال بعد از ازدواج فهميد شوهرش عاشق يه زن خراب به اسم فك كنم صدف بوده قبلا بعد رفت اون زن ه رو پيدا كرد بعد آخرش شوهره بااون هم ازدواج كرد
 

فریحا۱۲

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
23/1/18
50
348
196
23
سلام دنبال این رمان می گردم هرکی اسمش می دونه بگه یه پسره فکنم ازشهردیگه خونه مادربزرگ این دختره می میاداین عاشق هم میشن فکنم مادرپسره برای دختره پاپوش درست میکنه تابادختره ازدواج نکنه برای پسره عکس ازدختره بایه پسردیگه میپرسته پسره دختره ول میکنه میره شهرش وبایه دختردیگه ازدواج میکنه بعد۵سال پسره برمی گرده ویه پسرداره دختره وقتی پسره می بینه غش میکنه دختره معلم خصوصی است وپایان خوش
 

flashlight

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
15/4/17
15
92
81
19
سلام یه رمانی بو درباره یه پسره که از شوک از دست دادن خواهرش تو تصادفی تو بچگیش لال میشه بعد پیش فامیلاش زندگی میکنه فکر کنم عموش به فرزند خوندگیش میگیره اونو چون مادر و پدر پسر مرگ خواهر رو تقصیر پسره میدونن و اینکه خارج زندگی میکنن ولی پسر تو ایرانه بعد با یه دختر دوست میشه که تنها با باباش زندگی میکنه مامان دختره هم با خواهر دختره تو یه محله پایین شهر زندگی میکنند بعد اخر رمان دختره از پسره جدا میشه البته هم مادره و هم پسره از دوستی اینها خبر داشتن ولی مادر موافق نبوده
فک کنم جلد دوم هم داشت که پسره بر اثر شوک دوباره میتونه حرف بزنه وحتی خواننده بشه بعد دوباره دختره رو میبینه ولی دختره فراموشی گرفته
موقعی که با هم دوست میشن دبیرستانی بودن
 

Miss_MSV

کاربر تازه وارد
عضو انجمن
20/7/16
33
397
171
20
تبریز
سلام دوستان يه رکان بود که شوهر دختره مشکل روانى داشت و شکنجش ميداد و بالاخره دختره ازش طلاق مى گيره و با يه پسرخوب ازدواج مى کنه.
وقتى براى تو وقتى براى من نيست
رمان خاطرات برهنه
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است.