نقد رمان معرفی و نقد رمان پسری از دیار دختران | نگاه عشق کاربر انجمن نگاه دانلود

DEAD_QUEEN

کاربر ارزشمند خانواده و‌ زندگی
عضو انجمن
نام رمان:پسری از دیار دختران

نام نویسنده : نگاه عشق کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر :عاشقانه , اجتماعی و کمی غمگین

نام ناظر:NAZ-BANOW

خلاصه : این رمان درباره دختری به اسم بهار است به خاطر بهم خوردن هورمون هایش و مردانه شدن
آنها تغییر جنسیت می دهد.و خانواده اش او را طرد می کنند.او برای ساختن آینده اش بدون خانواده اش
تلاش میکند.بی آنکه بداند چه آینده ای در انتظار اوست.

Please, ورود or عضویت to view URLs content!

 
به نام خدا
نویسنده عزیز ، ضمن عرض سلام ، ورود شما به تاپیک نقد که نشانی از نقد پذیری و علاقه مندی شما به پیشرفت قلمتان است را تبریک می گوییم . لطفا قبل از شروع فعالیت در تاپیک نقد ، قوانین بخش را مطالعه فرمایید .


Please, ورود or عضویت to view URLs content!


توجه فرمایید که این چنین پیام ها اسپم محسوب میشوند و لازم است در صورت مشاهده ، پیام مربوطه را به کادر مدیریت بخش نقد ، گزارش دهید :
-عزیزم ادامه بده

-خیلی رمانت قشنگه من عاشقش شدم

-تند تند پست بزار

-تو رو خدا مهناز و فرهود بهم نرسن

و...........

برای آموزش " نقد " می توانید از تاپیک زیر بهره ببرید :
Please, ورود or عضویت to view URLs content!


موفق باشید .
مدیریت بخش نقد

 

Raha2681

حامی انجمن
عضو انجمن
با نام خدا زندگی آغاز شد،گل شکفت!
سلام و صد سلام به نویسنده عزیز.
اسم رمانت خیلی جذاب و کاملا مناسبه موضع رمانته.
خلاصه هم کاملا مختصر و مفید و جذاب بود.
ایده رمانت فوق العاده است و حقیقت تلخیه که تو جامعه ما وجود داره و اینکه تونستی از زندگی یک
ترنس کشوال اف تو ام بنویسی عالیه؛ فقط خیلی بهتر میشد اگه رمان رو از شروع مشکالاتش برای عمل مینوشتید، اینطوری هم اطلاعات بیشتری رو به دوستان میدادی و هم از مشکلاتشون در اون زمان مطلع میکردی.
متاسفانه امروزه مردم با اطلاعات کمشون این افراد رو آزار میدن در صورتی که ترنس کشوال های اف تو ام مردانگی شون از مردان عادی بیشتر و ترنس کشوال های ام تو اف زنانگی شون بیشتر از همه زنای عادیه.
خیلی ازت ممنونم که این رمان رو شروع کردی و امیدوارم موفق بشی.
شروع رمانت خشن و جالب بود و منو خیلی جذب کرد. روند داستانت بد نیست و بعضی جاها پرش داشته. اون زمان انتقام گرفتن و سه ماه تو روستا. و اینکه دلیلی نداره وقتی حالش خوبه بمونه اونم سه ماه. اما اومدن بی بی گلاره بدجور ماجرا رو جالب کرده.
ژانر رمانت هم عالیه.
طرفدار پر و پا قرص رمانت رها.
 

.DORNA.

کاربر ویژه
عضو انجمن
به نام تو


اسم رمانت به سیر داستان و خلاصه هم خونی داره ، ولی قبل از اینکه خلاصه ات رو بخونم با خودم فکر کردم که این رمان یه رمان طنزه . پسری از دیار دختران . ولی وقتی یکم عمیق تر فکر کردم متوجه شدم . نه تنها رمان طنز نیست بلکه تراژدی هم هست . سعی کن از اسم های طولانی اجتناب کنی . میدونی اسم های که طولانی هستن توی ذهن ادم نمیمونن . در کل اسم رمانت اگه از طولانی بودنش فاکتور بگیریم بد نیست ولی همیشه جای پیشرفت هست .



خلاصه ات نشون میده که تو میخوای یکی از معضل های و مشکلات جامعه رو به قلم بکشی . خلاصه ات مختصر خوبیش اینه که چرت نویسی نکردی . یه دختر که از خانواده اش طرد میشه چرا ؟ بخاطر اینکه تغییر جنسیت داده . و مجبور میشه خودش رو پای خودش وایسه . بعد خلاصه به خودم گفتم . خودش خواسته تغییر جنسیت بده یا مجبور شده ؟ پدر و مادرش به همین راحتی ولش کردن یا بخاطر حرف مردم ؟ و چندتا سوال دیگه که انگیزه پیدا میکنم تا رمانت رو دنبال کنم .



جلد رمانت سراسر سیاهی حتی فونتت با رنگ های تیره نوشته شده . مگه این رمان اخرش با پایان خوش تموم نمیشه ؟ رنگ سیاه نشون دهنده غم و اندوهه . اگه رمانت واقعا درامه باید ژانر تراژدی رو هم اضافش کنی . عکس کوچیک گوشه رمان نشون میده که رمانت عاشقتانه اس . معمولا از عکس های مدل یا چهره روی جلد رمان استفاده نمیکنن ، سبک جلد رمانت رو دوست دارم . اون لبخند دختر و چشماش که توی اون همه سیاهی سوسو میزنه هارمونی جالبی با تاریکی و تیرگی جلد ایجاد کرده . بازم جای پیشرفت هست و سعی کن توی عکس برای جلد رمان دقت بیشتری کنی . همیشه جا برای پیشرفت هست .



چرا دروغ بگم تا پست نهم هیچ چیز نفهمیدم . اول فکر کردم که این مرد خشن . همون مردیه که به بهار کمک میکنه ولی یکم که خوندم قاطی کردم که بعد پای آرسام کشیدی وسط و زنش . یه درصدم احتمال دادم که این مرد ممکنه بهار باشه ولی اخه مگه میشه یه زن که تغییر جنسیت داده به این زودی زن بگیره بعد تازه زنشو ازش بگیرن ؟! نمیخوام بگم غیرممکن بود ولی احتمال اولی بیشتر بود . همینجور با خودم رمان رو تکرار میکردم . اگه وحیده خانم نمیگفت که این تغییر جنسیت داده و از خانواده بکنینش بیرون بازم تو خماری میموندم . یکی از فن های نویسندگی اینه که از همون اول همه چی رو رو نکنی و همیشه یه چیزی رو مخفی کنی . بهتزه یکم بیشتر توضیح میدادی همون اول رمان . مستقیم نگو که این مرده همون بهاره ولی یه اشاره های کوچیک کافیه . (( نمیدونم شاید من زیادی خنگم /"Bokmal )) ولی اولش جالب بود برام یه مرد خشن . اگه یکی مثل من فکر کنه به خودش میگه چطور همچین مردی به یه دختر که پسر شده کمک میکنه یا اگر همون اول گیج بازی در نیاره :NewNegah (1):با خودش میگه چطور یه دختر به همچین مرد خشنی تبدیل شده و مجبور میشه رمانت رو بخونه .



اکثر رمان ها زاوایه دیدشون اول شخصه ولی باید مواظب باشی که یه وقت اول شخص به سوم شخص تبدیل نشه . این اتفاق توی خیلی از رمانا میفته و کیفیت رمان رو پایین میاره . درضمن باید خوب توی انتخاب زاویه دید دقت کن چون اگه رمانتو شروع کردی دیگه نمیتونی عوضش کنی . میتونی ولی هم رمانت بد میشه و هم خود خواننده خوشش نمیاد و از خوندن رمانت دست میکشه



سیر داستان در کل خوب بود . ولی بعد یهویی با یه تلفن تصمیم به انتقام میگیره . بهتره از همون اول داستان برای انتقام اماده میشد اینطوری هم سیر داستانت بهتر میشد هم چیزای دیگه . ولی خوبیش اینکه سیر یکنواخت نیست . یه وقتای طنز یه وقتایی درام یه وقتایی عادی . نباید بزاری رمانت یه سیر یکنواخت داشته باشه . باید هیجان داشته باشه .



دیالوگ هات نه خوبه و نه بد ولی باید بیشتر روشون کار کنی نصف محتواییه رمان مربوط به حرفایه که شخصیت ها بهم میزنن در واقع این حرف ها شخصیت های رمانت رو میسازن . از حرفایی که بهم میزنن میشه فهمید خشنن یا خونسرد یا مهربون و فضول و زبون دراز .خودت رو جای شخصیت ها بزار و ببین که توی اون موقعیت باید چی بگی . بهترین و مناسب ترین حرفی که مثلا توی یه دعوا بهم میزنن یا توی ی قرار بهم میزنن چیه ؟ جای قرار گرفتن فعل ها هم خیلی مهمه که چه وقتایی باید اخر بیاد و چه وقتایی اول جمله .



توی جلد هم تکرار کردم . با خوندن رمانت هم میشه راحت فهمید که این رمان تراژدی بهتره این ژانر رو به بقیه ژانر ها اضافه کنی .



ایده داستانت جالب بود . ایده ات جدید و کمیابه رمان یه ایده است که بعد با استفاده از دیالوگ سیرو نثر و بقیه چیزای دیگه به اون به داستان طولانی تبدیل میشه . ایده رمانت تکراری و کلیشه ای نبود .



این داستان توی جامعه اتفاق میفته و حداقل ما یه بار این مشکلات رو دیدیم یا حداقل یه گوشمون خورده . پس راحت میشه این داستان رو باور کرد .



پست 22 : مهم نخواهد بود . خب ت نثر محاوره ای هست ولی نباید از این فعل استفاده کنی ما توی مکالمه های روزانه از خواهد بود و خواهد شد به ندرت ( خیلی به ندرت Sigh) استفاده میکنیم . بهتره بنویسی مهم نیست . توی پست 45 هم همین اتفاق افتاده . ( خواهد بود )


پست 23 : اشک تمساح . میدونی اشک تمساح یه واژه بچگانه است . بهتره عوضش کنی مثلا بنویسی گریه های الکی . اشک های واقعی نبودن . نمیدونم:aiwan_light_sddsdblum: بهر حال تو نویسنده ای خودت بهترمیدونی


پست 24 : یهویی فریبا به ارسام میگه دوست دارم . بهتره مثل پست 26 که سرهنگ میخواد یه چیزی رو بپرسه و من من میکنه و بعد کلی کلنجار رفتن با خودش اون سوالو میپرسه. فریبا هی با خودش کلنجار بره و کلافه باشه و من من کنه . فک میکنم اینجوری بهتره .


پست 32 : دختره با خودش میگه چه اسم سختی . این یه جورایی وجدانش داره باهاش حرف میزنه که اینجور وقتا این کار نویسنده ی جورایی کلیشه ای نظر میاد . بهتره بگی خودم گفتم یا به نظرم .


پست 34 : اسام به خودش میگه من حرص دادنشو دوس دارم و خیلی باحاله بهتر قسمت دوم رو حذف کنی خود خواننده میفهمه که این حرص دادن برای اسام لـ*ـذت بخشه .


پست 23 : پرش مکانی . اسام از خونه حاجی میاد بیرون یهو تو اسانسور اپارتمانشه :aiwan_light_bbbbbblum:. اینجا رو توضیح بده و این پرش رو حذف کن .

پست 14 : مامان به بابا پیوست . خیلی جالب نیست . مخصوصا برای یه نثر محاوره ای . فعلت رو بهتره عوض کنی .

تموم شد . تمام حرف ها و کلمات بالا که من برای نویسنده این رمان نوشتم نه دستور بود نه نصیحت و نه چیزدیگه ای همه اونا فقط یه پیشنهاد بود . نویسنده میتونه به اونا عمل بکنه میتونه هم نکنه . میتونه راحت از این نقد بگذره یا نهایتا دکمه تشکر رو بزنه . یا میتونه هم با دقت این مطالب رو بخونه . سعی کردم یکم لحنم طنز باشه و از این شکلکا استفاده کنم تا درکش برای نویسنده این رمان راحت تر باشه


اها راستی رمانت خیلیییی قشنگه بعد که رفت برا دانلود بهم خبر بده برم بخونمش :NewNegah (7):
 

DEAD_QUEEN

کاربر ارزشمند خانواده و‌ زندگی
عضو انجمن
به نام تو


اسم رمانت به سیر داستان و خلاصه هم خونی داره ، ولی قبل از اینکه خلاصه ات رو بخونم با خودم فکر کردم که این رمان یه رمان طنزه . پسری از دیار دختران . ولی وقتی یکم عمیق تر فکر کردم متوجه شدم . نه تنها رمان طنز نیست بلکه تراژدی هم هست . سعی کن از اسم های طولانی اجتناب کنی . میدونی اسم های که طولانی هستن توی ذهن ادم نمیمونن . در کل اسم رمانت اگه از طولانی بودنش فاکتور بگیریم بد نیست ولی همیشه جای پیشرفت هست .



خلاصه ات نشون میده که تو میخوای یکی از معضل های و مشکلات جامعه رو به قلم بکشی . خلاصه ات مختصر خوبیش اینه که چرت نویسی نکردی . یه دختر که از خانواده اش طرد میشه چرا ؟ بخاطر اینکه تغییر جنسیت داده . و مجبور میشه خودش رو پای خودش وایسه . بعد خلاصه به خودم گفتم . خودش خواسته تغییر جنسیت بده یا مجبور شده ؟ پدر و مادرش به همین راحتی ولش کردن یا بخاطر حرف مردم ؟ و چندتا سوال دیگه که انگیزه پیدا میکنم تا رمانت رو دنبال کنم .



جلد رمانت سراسر سیاهی حتی فونتت با رنگ های تیره نوشته شده . مگه این رمان اخرش با پایان خوش تموم نمیشه ؟ رنگ سیاه نشون دهنده غم و اندوهه . اگه رمانت واقعا درامه باید ژانر تراژدی رو هم اضافش کنی . عکس کوچیک گوشه رمان نشون میده که رمانت عاشقتانه اس . معمولا از عکس های مدل یا چهره روی جلد رمان استفاده نمیکنن ، سبک جلد رمانت رو دوست دارم . اون لبخند دختر و چشماش که توی اون همه سیاهی سوسو میزنه هارمونی جالبی با تاریکی و تیرگی جلد ایجاد کرده . بازم جای پیشرفت هست و سعی کن توی عکس برای جلد رمان دقت بیشتری کنی . همیشه جا برای پیشرفت هست .



چرا دروغ بگم تا پست نهم هیچ چیز نفهمیدم . اول فکر کردم که این مرد خشن . همون مردیه که به بهار کمک میکنه ولی یکم که خوندم قاطی کردم که بعد پای آرسام کشیدی وسط و زنش . یه درصدم احتمال دادم که این مرد ممکنه بهار باشه ولی اخه مگه میشه یه زن که تغییر جنسیت داده به این زودی زن بگیره بعد تازه زنشو ازش بگیرن ؟! نمیخوام بگم غیرممکن بود ولی احتمال اولی بیشتر بود . همینجور با خودم رمان رو تکرار میکردم . اگه وحیده خانم نمیگفت که این تغییر جنسیت داده و از خانواده بکنینش بیرون بازم تو خماری میموندم . یکی از فن های نویسندگی اینه که از همون اول همه چی رو رو نکنی و همیشه یه چیزی رو مخفی کنی . بهتزه یکم بیشتر توضیح میدادی همون اول رمان . مستقیم نگو که این مرده همون بهاره ولی یه اشاره های کوچیک کافیه . (( نمیدونم شاید من زیادی خنگم /"Bokmal )) ولی اولش جالب بود برام یه مرد خشن . اگه یکی مثل من فکر کنه به خودش میگه چطور همچین مردی به یه دختر که پسر شده کمک میکنه یا اگر همون اول گیج بازی در نیاره :NewNegah (1):با خودش میگه چطور یه دختر به همچین مرد خشنی تبدیل شده و مجبور میشه رمانت رو بخونه .



اکثر رمان ها زاوایه دیدشون اول شخصه ولی باید مواظب باشی که یه وقت اول شخص به سوم شخص تبدیل نشه . این اتفاق توی خیلی از رمانا میفته و کیفیت رمان رو پایین میاره . درضمن باید خوب توی انتخاب زاویه دید دقت کن چون اگه رمانتو شروع کردی دیگه نمیتونی عوضش کنی . میتونی ولی هم رمانت بد میشه و هم خود خواننده خوشش نمیاد و از خوندن رمانت دست میکشه



سیر داستان در کل خوب بود . ولی بعد یهویی با یه تلفن تصمیم به انتقام میگیره . بهتره از همون اول داستان برای انتقام اماده میشد اینطوری هم سیر داستانت بهتر میشد هم چیزای دیگه . ولی خوبیش اینکه سیر یکنواخت نیست . یه وقتای طنز یه وقتایی درام یه وقتایی عادی . نباید بزاری رمانت یه سیر یکنواخت داشته باشه . باید هیجان داشته باشه .



دیالوگ هات نه خوبه و نه بد ولی باید بیشتر روشون کار کنی نصف محتواییه رمان مربوط به حرفایه که شخصیت ها بهم میزنن در واقع این حرف ها شخصیت های رمانت رو میسازن . از حرفایی که بهم میزنن میشه فهمید خشنن یا خونسرد یا مهربون و فضول و زبون دراز .خودت رو جای شخصیت ها بزار و ببین که توی اون موقعیت باید چی بگی . بهترین و مناسب ترین حرفی که مثلا توی یه دعوا بهم میزنن یا توی ی قرار بهم میزنن چیه ؟ جای قرار گرفتن فعل ها هم خیلی مهمه که چه وقتایی باید اخر بیاد و چه وقتایی اول جمله .



توی جلد هم تکرار کردم . با خوندن رمانت هم میشه راحت فهمید که این رمان تراژدی بهتره این ژانر رو به بقیه ژانر ها اضافه کنی .



ایده داستانت جالب بود . ایده ات جدید و کمیابه رمان یه ایده است که بعد با استفاده از دیالوگ سیرو نثر و بقیه چیزای دیگه به اون به داستان طولانی تبدیل میشه . ایده رمانت تکراری و کلیشه ای نبود .



این داستان توی جامعه اتفاق میفته و حداقل ما یه بار این مشکلات رو دیدیم یا حداقل یه گوشمون خورده . پس راحت میشه این داستان رو باور کرد .



پست 22 : مهم نخواهد بود . خب ت نثر محاوره ای هست ولی نباید از این فعل استفاده کنی ما توی مکالمه های روزانه از خواهد بود و خواهد شد به ندرت ( خیلی به ندرت Sigh) استفاده میکنیم . بهتره بنویسی مهم نیست . توی پست 45 هم همین اتفاق افتاده . ( خواهد بود )


پست 23 : اشک تمساح . میدونی اشک تمساح یه واژه بچگانه است . بهتره عوضش کنی مثلا بنویسی گریه های الکی . اشک های واقعی نبودن . نمیدونم:aiwan_light_sddsdblum: بهر حال تو نویسنده ای خودت بهترمیدونی


پست 24 : یهویی فریبا به ارسام میگه دوست دارم . بهتره مثل پست 26 که سرهنگ میخواد یه چیزی رو بپرسه و من من میکنه و بعد کلی کلنجار رفتن با خودش اون سوالو میپرسه. فریبا هی با خودش کلنجار بره و کلافه باشه و من من کنه . فک میکنم اینجوری بهتره .


پست 32 : دختره با خودش میگه چه اسم سختی . این یه جورایی وجدانش داره باهاش حرف میزنه که اینجور وقتا این کار نویسنده ی جورایی کلیشه ای نظر میاد . بهتره بگی خودم گفتم یا به نظرم .


پست 34 : اسام به خودش میگه من حرص دادنشو دوس دارم و خیلی باحاله بهتر قسمت دوم رو حذف کنی خود خواننده میفهمه که این حرص دادن برای اسام لـ*ـذت بخشه .


پست 23 : پرش مکانی . اسام از خونه حاجی میاد بیرون یهو تو اسانسور اپارتمانشه :aiwan_light_bbbbbblum:. اینجا رو توضیح بده و این پرش رو حذف کن .

پست 14 : مامان به بابا پیوست . خیلی جالب نیست . مخصوصا برای یه نثر محاوره ای . فعلت رو بهتره عوض کنی .

تموم شد . تمام حرف ها و کلمات بالا که من برای نویسنده این رمان نوشتم نه دستور بود نه نصیحت و نه چیزدیگه ای همه اونا فقط یه پیشنهاد بود . نویسنده میتونه به اونا عمل بکنه میتونه هم نکنه . میتونه راحت از این نقد بگذره یا نهایتا دکمه تشکر رو بزنه . یا میتونه هم با دقت این مطالب رو بخونه . سعی کردم یکم لحنم طنز باشه و از این شکلکا استفاده کنم تا درکش برای نویسنده این رمان راحت تر باشه


اها راستی رمانت خیلیییی قشنگه بعد که رفت برا دانلود بهم خبر بده برم بخونمش :NewNegah (7):


خیلی خیلی ممنونم از نظرت *_* من حتما این هارو تو رمان لحاظ میکنم
مرسی که بهم گفتی