ریحانه بمان بانو!

  • شروع کننده موضوع Hima
  • تاریخ شروع

Hima

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
ما #چــادرے ها محدود نیستیم✋

بلڪه محــدوده ای داریم

که هر کسی را به آن ورودی نیست
_____________________
#ریحانه

#چادرے ها
مطمئنا #عشق را فهمیده اند
چون ڪه
عاشق ها❤ عمومأ
سر به زیر اند و نجیبــــــ

#سربہ‌زیـر‌ونجیبمــ✌
#باحجابم‌پاسدارگوهرجان‌مےشوم❤
 

Hima

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
••┈┈••✾❀❀✾••┈┈••

✍براے تو مینویسم...
تویے ڪہ "زیباییِ زلیخایی" داری

ولے...☝
منش مریم گونہ ات،
اجازہ نمے دهد ⛔
ڪہ از آن سوء استفادہ ڪنی

و نمے گذارد
ڪہ زیبائیت را دستمایہ آزار دیگران ڪنی

ڪاش ڪمے از منش تو را
پسرانے داشتند ڪه☝
یادشان رفتہ باید وارث نجابت یوسف باشند

〰〰〰〰

❤ڪپے مطالب با ذڪر صلوات آزاد است❤
 

Hima

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
‌ ‌ °°°°°°°°°ஜ۩﷽۩ஜ°°°°°°°

‌ چـادر یعنی نه فقط یک پارچه مشکے...
چـادر یعنےتمرین صبورے...
تمرین وقــار ...
تمرین حجـاب...

حجابِ نه فقط سر،
بلکه گوش موقع شنیدن،
چـشم موقع دیدن و....

چـادر یعنی تمرین،دقت
دقت به حرفها و کارهایت،
چون نمایندۀ یک اعتقادے

چادر یعنے تمرین کریم بودن.وقتے کسی نگاهی توهین برانگیز به خودت و چادرت میکند وقتےمیرنجے و درکنارش میبخشے
پس سرت را بالا بگیر و با یقین بگو:
سرمایه محبت زهـراست حـجابم
من حـجـاب خویش را به دنیا نمےدهم
#سوغاتی_از_کوچه_های_بنی_هاشم

°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
 

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
164.png
رخت زیبای آسمانی را
خواهرم با غرور بر سر کن
نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت ارزش است باور کن
بوی زهرا و مریم و هاجر
از پر چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد:
دِمُدِه گشت و دست و پا گیر است
توی بال فرشته‌ها انگار

حفظ وقت عبور می‌آیی
کوری چشم‌های بی عفت
مثل یک کوه نور می‌آیی

حفظ و پوشیده در صدف انگار
ارزش و شأن خویش می‌دانی
باوقاری و مثل یک خورشید
پشت یک ابر تیره می‌مانی

خسته‌ای از تمام مردم شهر
از چه رو این قدر تو غم داری؟
نکند فکر این کنی شاید

چیزی از دیگران تو کم داری
قدمت روی شهپر جبریل
هر زمانی که راه می‌آیی

در شب چادرت تو می‌تابی
مثل یک قرص ماه می‌آیی
سمت جریان آب‌ها رفتن

هنر هر شناگری باشد
تو ولی باز استقامت کن
پیش رو جای بهتری باشد

پر بکش سمت اوج می‌دانم
که خدا با تو است در همه جا

پر بزن چادرت تو را بال است

و بدان می‌برد تو را بالا
در زمانی که شأن و ارزش جز
به دماغ و لباس و ماشین نیست

توی چادر بمان و ثابت کن
ارزش واقعی زن این نیست

#وحید مصلحی
 

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
83m.png
بشنو از چادر که در توصیف زن
تار و پودش با تو می‌گوید سخن

تار و پودم را شرافت تافته
تا شرافت را به عصمت بافته


در کلاس حفظ تقوی و شرف
دختران دُرند و چادر چون صدف


بهترین سرمایه زن چادر است
زانکه زن را زینت زن چادر است


حفظ چادر در سرای اقتدار
دختران را هست تاج افتخار


حفظ چادر حفظ دین و مذهب است
شیوه زهرا و درس زینب است


حفظ چادر حافظ ناموس‌هاست
پاسدار حیله جاسوس‌هاست


حفظ چادر نص قرآن مجید
قفل جنت را بود تنها کلید


حفظ چادر چاره‌ساز کارهاست
حافظ گل از هجوم خارهاست


حفظ چادر زخم‌ها را مرهم است
دست رد بر سـ*ـینه نامحرم است


حفظ چادر التیام دردهاست
سد محکم در بر نامردهاست
 

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
754.png
خواهرم گو که چرا رنگ به رنگ آمده‌ای؟
مگر از عفت و آزرم به تنگ آمده‌ای؟


چه بدی دیدی از آیات خداوند رحیم
که تو با مذهب اسلام به جنگ آمده‌ای؟


این گـ ـناه علنی از تو مسلمان زشت است
تو خوش از اینکه به انظار، قشنگ آمده‌ای؟


عصمت و دین جوانان همه بر باد دهی
ای که بی چادر و با مانتو تنگ آمده‌ای


به کجا می‌روی از خیمه زهرا، برگرد
که به راه گنه و فتنه و ننگ آمده‌ای


دل به دریای هـ*ـوس‌ها زده‌ای، غافل از این
طعمه‌ای هستی و در کام نهنگ آمده‌ای


تو چنان صیدی و صیاد هـ*ـوس در پی توست
از چه در معرکه تیر و خدنگ آمده‌ای؟


صید صیاد شود، کبک خرامنده مـسـ*ـت
از چه در دام خطر مـسـ*ـت و ملنگ آمده‌ای؟


چون که بودست حجابت، سپر تیر نگاه
پس چرا بی سپر ای غافل منگ آمده‌ای؟


بود تقوای تو زین مَهلَکه‌ها، پای گریز
از خطر چون بگریزی تو که لنگ آمده‌ای؟


تو گلی هستی و گلچین هـ*ـوس کرده کمین
شیشه‌ای هستی و در معرض سنگ آمده‌ای


برد گستاخی خواهــش نـفس همه شیرینی عشق
نوش بودی تو چرا زهر و شرنگ آمده‌ای؟


رهبرت عشق و وفا بود و کنون نفس و هواست
در خطر گاه، چه بی فکر و درنگ آمده‌ای


جای غفلت نبود، خواهر من قدر بدان
که در این دار فنا ، گوش به زنگ آمده‌ای
 

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
82m.png
نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانایی
بنای وهم برهم زن اگر جویای فتوایی

چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان
وگرنه جز صباحی چند نباشی در فرحزایی

تا که مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده شب را
کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدایی

برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد
خیال شوم دارد او از این توصیف زیبایی

فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست
برون از خیمه عفت تو در زندان کبرایی

ز هر کنجی نواهایی ز هر فکری سخن‌هایی
اگر بیراهه رفتی تو گرفتار شررهایی

چو از دروازه عصمت برون رفتی خطا کردی
صباحی حور و شیدایی سپس مبغوض و تنهایی

چراغ روز فردایت حجاب خوب امروزست
نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینایی

لباس عصمت و تقواست نشان حکم کرمنا
میفکن سایه طوبی اگر هشدار و بینایی

تو رمز خلقتی ای زن تو محبوب خداوندی
دل مردان حریم اوست رها کن این خودآرایی

بدان بی پرده می‌گویم اگر گوشت خریدار است

مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرایی
 

کوکیッ

مدیر تالار سرگرمی
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
345.png
چادرم
بوی عشق می‌دهد و می‌وزد عطر گل ز روسری‌ام
ولی هرگز ندیده نامحرم عشـ*ـوه نابجا و دلبری‌ام
دل نبرده ز من مد امروز دلخوشم بر حجاب دیروزم
در مصاف نگاه آلوده شکرلله همیشه پیروزم