نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

+++پیدا کردن رمانهای بی نام +++

شروع موضوع توسط *SAmirA ‏11/7/16 در انجمن تالار متفرقه کتاب

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است. (فقط مدیران امکان ارسال پست جدید در ادامه تاپیک را دارند)
  1. گرگ آلف

    گرگ آلف کاربر تازه وارد عضو انجمن

    3
    11
    امتیاز:
    16
    تاریخ عضویت:
    ‏25/5/17
    سلام رمانی خیلی وقت پیش خوندم اسم پسره میلاد بود با دختره توی یه مهمونی بودن یکی از رفیقای دختره تو نوشیدنیشون قرص میریزه و اینا رو میبره توی یه اتاق اینا هم باهم رابـ ـطه دارن بعد فردا صبح دختره متوجه میشه که چه بلایی سرش اومده میخواست خودشو بکشه پسره میگه میام خواستگاریت بعداز چند وقتی متوجه میشن دختره حامله است و با هم ازدواج میکنن و بعد به هم علاقمند میشن اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اگه اشتباه نکنم توش ماه داشت
     
    ;Ayda;, Ҡį♏įȺ, کامی و 6 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. NEGAN

    NEGAN کاربر نگاه عضو انجمن

    9
    43
    امتیاز:
    41
    تاریخ عضویت:
    ‏30/9/17
    جنسیت:
    زن
    سلام
    یه رمانی هست که خیلی وقته دنبالشم
    درمورد یه دختر به اسم ویدا بود و اسم خواهرش وستا بود. پیش عمش با پسر عمش زندگی میکردم و پدر و مادر نداشتن اما آخر معلوم میشه پدره زندس.به با یه پلیس آشنا میشه که اون پلیسه رو قبلا دیده اما حافظه رو از دست داده اما پلیسه میشناسدش و ازش بدش میاد.بعد اینا میرن تو یه باندخلافکار فک کنم
    آخرش میفهمن بچه دارن که فک کنم اسمش ارمینه.
    پلیسه هم یه داداش داشت به اسم بردیا که فک کنم با وستا ازدواج کرد.
    اگه میدونین بگین
    خیلی دنبالشم:aiwan_light_cray2::aiwan_light_cray::aiwan_light_scratch_one-s_head:
     
    کامی, ;Ayda;, Ҡį♏įȺ و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  3. ستاه نورانی

    ستاه نورانی همراه انجمن عضو انجمن

    96
    194
    امتیاز:
    136
    تاریخ عضویت:
    ‏23/8/15
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    مشهد
    خسته نباشید ی رمانیع فقط ی ذره اشو یادمع ازش.....پسرع تو جاده بودش کنارش کسی که دوسش داشته و دوسه نفر دیگه با چن تا ماشین فک کنم میرن مسافرت کع یهو ی ماشینی از کنارشون رد میشه پسره برا اینکع ب دختره نخورع کع صندلی عقب بودع نخوره می زنع کنار..... پسرع بعدش سرشو می ذارع رو فرمون تا اروم بشه .....اسم رمانش چیع لطفن کمکم کنید
     
    کامی, ;Ayda;, *همتا* و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  4. soosan48

    soosan48 همراه انجمن عضو انجمن

    58
    172
    امتیاز:
    136
    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/17
    جنسیت:
    زن
    سلام.یادمه ازدواج سوری با برادر دوستش که خیلی هم تخقیرش میکرده.که بی سواد وفقیره ولی دختره چند سال دبی زندگی میکرد و با خواهرهاونجا اشنا شده بود فک کنم صدای خوبی هم داشت .وعروسی خواهره خوندBoredsmileyممنون که وقت میزارید
     
    کامی و Eghlimia از این پست تشکر کرده اند.
  5. Nazigol

    Nazigol حامی انجمن عضو انجمن

    130
    582
    امتیاز:
    276
    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    {خرخونی
    محل سکونت:
    سیاره ای به نام زمین
    سلام یه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بود که خلاصه اش این جوری بود که:
    دوست دختره بهش می گـه تو باید زن داداشم بشی و با داداشم ازدواج کنی و...
    ولی دختره فکر می کرد دوستش شوخی می کنه و با خنده میگفت: حتما، کی بهتر از داداش تو و...
    ولی بعد داداش دوستش می آد خواستگاریش و دختره می فهمه موضوع جدیه و...
     
    کامی و Eghlimia از این پست تشکر کرده اند.
  6. farinoosh79

    farinoosh79 کاربر تازه وارد عضو انجمن

    1
    3
    امتیاز:
    6
    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/17
    جنسیت:
    زن
    سلام رمانی که دنبالشم درباره یه دختره است که فک کنم به خاطر هزینه ی درمان مامانش مجبور میشه خود فروشی کنه بعد که با یه پسره رابـ ـطه داشت پوله رو هم خرج نکرد و عذاب وجدان گرفتتش و یه مدت بعد هم متوجه می شه که پسره یکی از اقوامشون بوده. اگه اشتباه نکنم پسره پسر عمه اش بود.... یه قسمت دیگش هم یادمه که دختره واسه مسخره بازی با دوستش میرن گدایی بعد این پسره میبینش..... اگه میدونیین اسمش چیه بگین خیللللی دنبالشم:aiwan_light_cray::aiwan_light_cray::aiwan_light_cray:
     
    کامی, زهرا خانم و soosan48 از این پست تشکر کرده اند.
  7. zahra.kh

    zahra.kh کاربر ویژه عضو انجمن

    1,156
    2,687
    امتیاز:
    506
    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    مشهد
    غریبه ای اشنا از اوا ونوس

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سلام رمانی که دنبالشم درباره یه دختره است که فک کنم به خاطر هزینه ی درمان مامانش مجبور میشه خود فروشی کنه بعد که با یه پسره رابـ ـطه داشت پوله رو هم خرج نکرد و عذاب وجدان گرفتتش و یه مدت بعد هم متوجه می شه که پسره یکی از اقوامشون بوده. اگه اشتباه نکنم پسره پسر عمه اش بود.... یه قسمت دیگش هم یادمه که دختره واسه مسخره بازی با دوستش میرن گدایی بعد این پسره میبینش..... اگه میدونیین اسمش چیه بگین خیللللی دنبالشم:aiwan_light_cray::aiwan_light_cray::aiwan_light_cray:
    کلیک کنید تا بازشود...
     
    farinoosh79, **parisa**, Dina Bano و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • parisa_n78

    parisa_n78 کاربر تازه وارد عضو انجمن

    3
    6
    امتیاز:
    16
    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/17
    جنسیت:
    زن
    سلام یه رمانی بود که برادر و پدر دختره اذیتش میکردن بعد میره خونه یه پسره باهاش ازدواج میکنه پسره یه بچه ی کوچیک داشته که این دختره ازش مراقبت میکرده یه پسره اونجا بوده که میفهمه برادرشه و اصن اونی که فکر میکرده باباش بوده باباش نیست اینو دزدیده بوده مامانش زنده بوده تو یه باغ با مامان و بابای واقعیش میره خارج بعده چند سال میاد برادر و شوهرشو از زندان درمیاره(ببخشید طولانی شد)
     
    Sogolkhanum و **parisa** از این پست تشکر کرده اند.
  • دختر دریا

    دختر دریا کاربر نگاه عضو انجمن

    16
    146
    امتیاز:
    121
    تاریخ عضویت:
    ‏29/6/17
    جنسیت:
    زن
    سلام
    راستش قبلا درباره ی یه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که اسمش رو فراموش کرده بودم پرسیدم اما کسی جوابم رو نداد و من دوباره می خوام بپرسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    از این قرار بود که یک خانواده بودن که پدرخانواده از مادر جدا میشه می ره دوباره ازدواج میکنه اونم با یک خلافکار پسر خانواده هم بعد مدتی میره پیش باباش می مونه دختر و مادر که دختره برای اینکه از باباش انتقام بگیره با کمک عموش می ره تو یه اردوگاه نظامی برای تعلیم عموش هم پلیس هست پسر عموش با زن عموش هم خیلی دوست داره خلاصه بعد چهار سال که به مادره گفته بوده می رم خارج درس بخونم ولی تو اردوگاه نظامی بوده قبول میشه و رسما خودش با یه دختر دیگه قبول می شن که با دختره رفیق فابریک هست
    یه قسمتش هم خلافکارا می خوان مواد از مرز رد کنن که دختره دیدبان بوده می بینه یکی از پسرا تو اردوگاه تیر می خوره دختره از جنگل تا اردو گاه کولش می کنه
    [ببخشید طولانی شد]
     
    zahra.kh, Eghlimia, soosan48 و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • Narcissus.97

    Narcissus.97 حامی انجمن عضو انجمن

    148
    700
    امتیاز:
    266
    تاریخ عضویت:
    ‏27/12/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    {کارشناس گذراندن عمر به بطالت
    محل سکونت:
    همسایه ی یک خلیج

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سلام یه رمانی بود که برادر و پدر دختره اذیتش میکردن بعد میره خونه یه پسره باهاش ازدواج میکنه پسره یه بچه ی کوچیک داشته که این دختره ازش مراقبت میکرده یه پسره اونجا بوده که میفهمه برادرشه و اصن اونی که فکر میکرده باباش بوده باباش نیست اینو دزدیده بوده مامانش زنده بوده تو یه باغ با مامان و بابای واقعیش میره خارج بعده چند سال میاد برادر و شوهرشو از زندان درمیاره(ببخشید طولانی شد)
    کلیک کنید تا بازشود...
    شاید

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    « بگذار ستایشت کنم » باشه
     
    zahra.kh و Eghlimia از این پست تشکر کرده اند.
  • وضعیت موضوع:
    موضوع بسته شده است. (فقط مدیران امکان ارسال پست جدید در ادامه تاپیک را دارند)