1. موارد مهم:
    1-با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
    2-نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
    3- اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
    4- نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
    5- از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
    6-اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است گزارش پست خلاف را بزنید.
    7-ماده ٢٣- هرکس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او یا عامداً به شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
    8-قوانین مهم
    9-
    کانال نگاه دانلود درتلگرام
آنتی ویروس nod32

می گویند لاک جیغ جای ماه عسل را پر کرده!

شروع موضوع توسط *فریال* ‏8/7/15 در انجمن بیوگرافی بازیگران و عوامل سینما

  1. *فریال*

    *فریال* کاربر برتر کاربر برتر

    تاریخ عضویت:
    ‏1/1/70
    ارسال ها:
    7,116
    تشکر شده:
    7,896
    امتیاز:
    465
    شغل :
    خانه دار
    محل سکونت:
    لارستان
    «هاشم تفکری بافقی» اصلا اسم آشنایی نیست؛ نه در تلویزیون، نه رادیو، نه در سینما و نه حتی در موسیقی اما اگر بگوییم او همان کسی است که ترانه های رپ جزب اللهی در پاسخ به اوباما و ماجراهای سال 88 را خوانده و همان کسی است که برنامه ای با نام عجیب و غریب «از لاک جیغ تا خدا» ساخته و توانهسته در ماه مبارک رمضان روی آنتن بفرستد، حتما فک تان چند سانتیمتر به زمین نزدیکتر خواهد شد!

    تنها 26 سال دارد و با اتصال به پدر معنوی اش یعنی «وحید یامین پور» وارد تلویزیون شده. از رپری بگذریم، حالا برای خودش برنامه سازی شده که همزمان دو برنامه روی آنتن شبکه دو و افق دارد.

    از لاک جیغ تا خدا، برنامه ای است که ساعت پنج دقیقه به یازده شب از شبکه دو پخش می شود. موضوع برنامه اما حتی از اسمش هم جالب توجه تر است. دخترانی که قبلا بی حجاب (همان بدحجاب خودمان) بوده اند و الان دچار استحاله روحی شده و چادر به سر کرده اند.

    این دختران با مجری برنامه در لوکیشن ثابتی می نشینند و سیر تحول شان را توضیح می دهند؛ به همین سادگی. همین ظاهر ساده و نه چندان چسبناکش و همینطور اسم عجیب و غریبش، قلقلک مان داد تا سراغ تهیه کننده اش برویم که همین راه، ما را به جاهای جالب تری رساند!

    [​IMG]

    ایده این برنامه از کجا آمد؟


    - برمی گردد به وقتی که خود من متحول شدم چون من قبلا این سبک آدم نبودم. امام خمینی را شناختم و اسلام آوردم! خانواده ام مذهبی بودند اما من هیچ چیز را قبول نداشتم. تقریبا لائیک بودم! بعد دیدم اطرافم چقدر از این تغییر و تحولات رخ می دهد. با خودم فکر کردم مستندی ساده باید ساخته شود که همین تحولات را به صورت ساده بیان کند. سه سال به دفتر مدیران می رفتم و می گفتم اگر می خواهید کاری برای حجاب کنید، این بهترین کار است. همه می گفتند خیلی چیپ (ضعیف و سخیف) است و از تو برنمی آید.

    مگر چند سال دارید؟

    - 26 سال.

    با این سن کم چطور وارد سازمان شدید؟ رشته اتصال تان به مدیران چه کسی بود؟


    - قبل از اینکه وارد تلویزیون شوم کارگردانی و تهیه کنندگی تئاتر می کردم. 1500 اجرا داشتم. حتی بیست ساله بودم که نمایشنامه ام توسط سازمان بسیج دانشجویی چاپ شد. در فضای موسیقی هم وارد شدم. قبل از حامد زمانی و دیگران، شروع کردم ترانه های حزب اللهی خواندن.

    چه سبکی؟


    - رپ کار می کردم و اولین کارم به نام «می خوام برگردم» خیلی سروصدا کرد. بعد از این کارها، محمدرضا شفا و وحید یامین پور مرا شناختند و با هم دوست شدیم. وحید یامین پور به شبکه افق رفته بود و من هم به وسیله محمدرضا شفا به عنوان کارمند در این شبکه مشغول شدم.

    [​IMG]

    یعنی راه ورودتان به تلویزیون وحید یامین پور بود؟


    - بله. سه سال از وحید کار یاد گرفتم؛ به نوعی پدر معنوی من است. وقتی فهمید چقدر پیگیر قضایا هستم، روی من سرمایه گذاری کرد. برنامه می ساختم ولی خراب می شد و پول های وحید به فنا می رفت اما او از اینکه سراغ سوژه های اجتماعی می رفتم، خوشش می آمد. می توانم بگویم خیلی مدیون او و سازمان اوج هستم.

    پس چرا برنامه از شبکه افق پخش نشد؟

    - چون در این شبکه برنامه «کدبانو» را دارم و آن هم ماه رمضان پخش می شود. البته اینکه «لاک جیغ...» به شبکه دو آمد به خاطر آقای اشناب است. دتو سه سال در همان افق، این برنامه ارائه شد ولی قبول نکردند تا اینکه آقای اشناب گفتند در شبکه دو ساخته شود. ولی قبلش لاک جیغ 1 را ساخته بودیم که یک جور دستگرمی بود.

    آن موقع ها آقای اشناب مدیر گروه مستند شبکه دو بودند، الان چه کاره اند؟

    - الان در شبکه افق مشغول هستند.

    یعنی شما از طریق ایشان به شبکه دو وصل شدید؟


    - بله. من اصلا ایشان را نمی شناختم. جلسه ای در سازمان بود که برنامه هایی برای حجاب پیشنهاد می دادند. من هم طرحم را گفتم و خوش شان آمد.

    [​IMG]

    گفتید لاک جیغ یک؟!


    - بله. بخش اول از بهمن سال گذشته پخش شد، هفته ای یک قسمت.

    اصلا چقدر دیده شد؟


    - بدترین زمان ممکن روی آنتن رفت. بهش اطمینان نداشتند و اصلا فکر نمی کردند بگیرد. من بارها گفتم الان دیگر مردم قبول نمی کنند یک کارشناس بنشیند و درباره حجاب حرف بزند. مردم کارهای جدیدتر می خواهند.

    پس یعنی به این چیزهایش هم فکر کرده اید!

    - بله، دقیقا. من همیشه به سوژه هایم گفته ام فکر کنید جلوی یک دختر چهارده ساله نشسته اید و می خواهید تجربیات شما را بشنود اما نخواهد آنها را تجربه کند.

    حالا چرا چهارده ساله؟! مگر برنامه گروه سنی دارد؟


    - نه. در واقع قصدم این است که در نهایت مخاطب چهارده ساله که در سن انتخاب است، بیشتر متحول شود.

    یعنی نمی خواستید یک جوان بیست یا سی ساله را متحول کنید؟

    - چرا ولی فکر می کردم آن جوان بیست - سی ساله، همه اینها را تجربه کرده و برگشتش راحت تر است ولی دختر چهارده ساله دلش می خواهد این راه ها را برود و تجربه کند. یعنی باید اینقدر تاثیرگذار می ساختیم که نه تنها بزرگسالان که حتی نوجوانان هم به این برنامه جذب شوند.

    سوژه ها را چطور پیدا کردید؟


    - در لاک جیغ 1 خیلی برای پیدا کردن سوژه اذیت شدیم. دنبال کسانی بودیم که قصه های ناب داشته باشند. وقتی بخش اول برنامه پخش شد، خیلی ها با من ارتباط گرفتند. برای همین در لاک جیغ 2 این مشکل را نداشتیم.

    از بعضی ها شنیدم که بعضی از سوژه ها، بازیگران تئاتر هستند!

    - بله، بعضی هایشان تئاتری بودند.

    یعنی بازیگر هستند و دارند نقش بازی می کنند؟


    - نه، اصلا! اگر قرار بود کسی این حرف ها ار بازی کند، برنامه تا الان به زمین می خورد.

    این انتخاب سوژه ها برای چند قسمت اول امکانپذیر است.الان چطور انتخاب می کنید؟

    - وقتی برنامه پربیننده شد خیلی ها خودشان به ما گفتند که می خواهند در برنامه حاضر شوند.

    [​IMG]

    خب شما چطور راست یا دروغ بودن ادعای شان را می فهمیدید؟


    - ما تحقیق کوچکی می کردیم ولی این مشکل را نداشتیم چون برای بعضی هایشان باید خیلی اصرار می کردیم که جلوی دوربین بیایند. اتفاقا دوست ندارند از این تحولات حرف بزنند.

    مستنداتی رو می کردند که نشان دهد واقعا متحول شده اند؟ عکسی، فیلمی، چیزی...


    - به ما نشان می دادند ولی ما نمی توانستیم در تلویزیون نشان دهیم.

    ولی اگر قرار باشد برنامه ای با عنوان مستند ساخته شود باید شواهدش هم باشد. فقط به حرف که نمی شود باور کرد آن فرد قبلا در چه شرایطی بوده. این خاطره بازی ها، این شائبه را ایجاد می کند که به کسی گفته شده داستانی تعریف کند. داستانسرایی درباره این اتفاقات اصلا سخت نیست! به عنوان مخاطب چطور باید باور کنم؟

    - اتفاقا این داستانسرایی ها کار سختی است ولی اینکه شما باور نکنید یک بحث است و اینکه مخاطب باور نمی کند، بحث دیگری است.

    خب من هم مخاطب هستم دیگر!

    - مخاطب می بیند که نگاه این آدم چقدر راست می گوید. شما چیزی درباره اقرار به گـ ـناه می دانید؟ اصلا این کار گـ ـناه است. حالا اگر ما عکس گذشته اش را نشان دهیم، گـ ـناه کرده ایم. ما نمی خواهیم گـ ـناه کنیم ضمن اینکه من از طرف شبکه هم محدودیت دارم. اگر قرار باشد گذشته شان را هم نشان دهم، اصلا نمی توانم روی آنتن بروم.

    شما مستند «به روایت دربار» را اگر دیده باشید، هم مستندات بود هم خاطرات افراد. فقط حرف خالی نبود، حرف که جذابیت ندارد.

    - ولی خیلی ها همین حرف ها را پذیرفته اند و حتی تغییر هم کرده اند.

    بحث من این است که چرا ساختار مستند را رعایت نکردید؟

    - چون گـ ـناه می شد.

    یعنی چی که گـ ـناه می شد؟!

    - وقتی سوژه می گوید قبل از اینکه تغییر کنم، عرق می خوردم، به نظرتان درست است برای جذابیت کار بیایم فضای برنامه را به گـ ـناه آلوده کنم؟ قطعا این کار را نمی کنم. وقتی اقرار به گـ ـناه، گـ ـناه است من اصلا چنین کاری نمی کنم.

    اگر تئوری شما این است، اصلا چرا چنین برنامه ای ساختید؟ شما از این اقرار استفاده کرده اید و برنامه ساخته اید تا مثلا به مردم تلنگر بزند. بماند که اصلا معلوم نیست این کار اقرار به گـ ـناه باشد یا نه! حالا چرا اصول مستند را رعایت نمی کنید؟! چرا جذابیت کار را با آن مستندات بالا نمی برید تا کار بیشتر بگیرد؟

    - نمی خواهم با این وضعیت بگیرد. نمی خواهم کفش پاشنه بلند فرد را نشان دهم تا برنامه بیشتر بگیرد. برنامه با همین وضعیتش گرفته.

    [​IMG]

    بین چه کسانی گرفته؟


    - بین خیلی ها. اگر به اینستاگرام بروید، می بینید چه آدم هایی آمده اند و کامنت گذاشته اند. برنامه در میان تمام سریال ها و حتی ماه عسل جزو 10 برنامه برتر است.

    در ماه رمضان که تلویزیون چندان برنامه خاصی ندارد و صرفا چند سریال و ماه عسل پخش می شود، برنامه شما جزو 10 برنامه برتر باشد، اتفاق شاقی نیست!

    - همین هم خودش خیلی خوب است. اینکه بعضی ها می گویند امسال ماه عسل بد بوده و لاک جیغ جایش را پر کرده، خودش خیلی خوب است. برای من همین ارزش دارد. اینکه مردم به جای کارشناس بهشان درباره حجاب توضیح دهد، کسی را که می بینند که قبلا بی حجاب بوده. من احساسم این بوده که اینطوری برنامه بسازم. اگر شما فکر می کنید بهتر می سازید، بروید بسازید.

    من خبرنگارم و شما برنامه ساز؛ کسی که قرار است برنامه سازی بلد باشد!

    - من می گویم این برنامه احساس من بوده و هر کسی دوست دارد، برود طور دیگری بسازد.

    بگذریم... هزینه کل کار چقدر بود؟


    - نمی توانم این سوال را جواب دهم.

    فقط می خواهم بدانم تامین بودجه از طریق اسپانسر بود یا شبکه دو؟

    - از شبکه دو.

    نمی خواهید بگویید برنامه ای که به گفته شما جزو 10 برنامه برتر این شب ها بوده، چقدر هزینه داشته؟!

    - من هر چه داشتم گذاشتم برای اینکه این برنامه خوب شود. تمام سودم را از برنامه کدبانو در شبکه افق، می بردم. فقط در همین حد می توانم بگویم که برای 23 قسمت لاک جیغ 1، تقریبا 40 میلیون تومان هزینه شد.

    اسم از کجا آمد؟ چرا لاک جیغ تا خدا؟!

    - از لاک جیغ تا خدا چند معنی دارد. لاک جیغ ابهام دارد. لاک پیله ای است که فرد خودش را در آن پیچیده.

    خب یک اسم دیگر انتخاب می کردید. حتی بعضی چادری ها هم گاهی لاک جیغ استفاده می کنند!


    - درست است ولی لاک، ایهام است. اسم را از یکی از سوژه ها گرفتیم. رفته بودیم برای گفتگو و هنوز اسم انتخاب نکرده بودیم. او گفت آخرین چیزی که می خواستم کنار بگذارم، لاک بود چون خیلی لاک دوست داشتم و می خواهم یک کتاب بنویسم با نام «از لاک جیغ تا خدا» و سیر تحولم را در آن بازگو کنم. من خیلی از اسمش خوشم آمد چون مخاطب تا به حال نشنیده و جذبش می شود. ازش اجازه گرفتیم و اسم برنامه را گذاشتیم. بعد فکر کردم آدم از پیله و لاک خودش به خدا می رسد. خیلی می شود درباره اش تفسیر کرد.

    ولی ظاهرش به نظر نمی رسد اینقدر تفسیر پشتش داشته باشد! اولین چیزی که به ذهن می رسد همان معنی ظاهری اش است که مناسب نیست؛ مگر خدا و لاک می توانند در ترازو قرار گیرند.


    - (سکوت) اتفاقا ما می خواهیم با همین نام برای تحول پسرها هم برنامه بسازیم!
     
    *نغمه* از این پست تشکر کرده است.