1. موارد مهم:
    1-با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
    2-نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
    3- اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
    4- نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
    5- از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
    6-اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است گزارش پست خلاف را بزنید.
    7-ماده ٢٣- هرکس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او یا عامداً به شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
    8-قوانین مهم
    9-
    کانال نگاه دانلود درتلگرام
آنتی ویروس nod32

چرا محمدعلی سپانلو شاعر بزرگی بود؟

شروع موضوع توسط *فریال* ‏8/7/15 در انجمن بیوگرافی نویسندگان و شعرا

  1. *فریال*

    *فریال* کاربر برتر کاربر برتر

    تاریخ عضویت:
    ‏1/1/70
    ارسال ها:
    7,121
    تشکر شده:
    7,855
    امتیاز:
    0
    شغل :
    خانه دار
    محل سکونت:
    لارستان
    شاید در روزهای اخیر کسانی که دل در گرو کلمه و شعر و شعور دارند بارها و بارها با این جمله کلیشه ای روبرو شده اند که : «محمدعلی سپانلو شاعر بزرگی بود» و یا جمله هایی از این دست که در نوشتار و مطالب متعددی درباره زندگی و مرگ سپانلو در نشریات و جراید مختلف نوشته شده است. اما شاید کمتر به این موضوع پرداخته شده که اگر سپانلو شاعر بزرگی است پس چرا در انبوه حجم مطالبی که پیرامون شعر و شاعران معاصر نوشته شده و می شود کمتر مطلبی را می توان نمونه آورد که شعر سپانلو را کاویده و پیرامون خصوصیات شاعری وی حرفی به میان آورده باشد.

    با این وجود به هیچ عنوان نمی توان در صحت و قطعیت این گزاره همچنان تردید داشت که «سپانلو یکی از مهمترین و برجسته ترین شاعران روشنفکر» ادبیات معاصر ماست. آری، اهمیت و منزلت حقیقی سپانلو بیش از آنکه در شعر و شاعری وی بطور خاص- البته مبرهن است که شعر او نیز در جایگاه ویژه ای در عرصه شعر معاصر دارد- باشد، در نقش روشنفکرانه سپانلو به عنوان یک شاعر در تاریخ ادبیات معاصر است. نقشی که بی شک با مروری بر روند تحولات و حوادثی که بر ادبیات رفته و تاثیر آن در برهه های مختلف تاریخ چند دهه ی گذشته به خوبی برجستگی خود را نشانمان می دهد.

    [​IMG]

    نقش روشنفکرانه سپانلو را می توان از همان دوران جوانی او ردیابی کرد. نقش وی در شکل گیری کانون نویسندگان و حضور وی در بطن جریانات شعری دهه های 40 و 50 که هیچگاه مجذوب و مرعوب آنها نمی شود و همواره اگرچه خود را با آنها نزدیک می بیند اما نگاه انتقادی خود را نیز نسبت به آنها ابراز می کند. مهمترین عواملی که می توان در شکل گیری نگاه و عمل روشنفکرانه سپانلو موثر دانست از نظر نگارنده دو نکته بسیار ظریف است:

    تسلط او به زبان و فرهنگ و ادبیات غرب و به خصوص فرانسه موجب می شود تا تجربه های عینی و ذهنی او تنها محدود به فرهنگ و ادبیات خودمان نماند و او باغور در آثار و رفتارهای نویسندگان و روشنفکران بزرگ غرب، به تجربه های زیستی بیشتر و بزرگتری دست پیدا کند. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می شود که شرایط سیاسی- اجتماعی آن برهه از تاریخ را در نظر بگیریم.

    همین مسئله موجب می شود تا نحوه اندیشه و نگاه انتقادی سپانلو چه در آثار و چه در رفتارهای بیرونی اش، هم در دوران قبل از انقلاب و هم در دوران بعد از آن به نسبت همدوره ای های خود شکل دیگری پیدا کند. آشنایی و آگاهی او نسبت به شعر و ادبیات جهان و تحولات در حال وقوع آن دوره، رویکرد متفاوتی از ادبیات را در آثار سپانلو شکل می دهد.

    ترجمه هایی که او از شعر و ادبیات فرانسه انجام می دهد نشانگر دغدغه سپانلو برای آشنا کردن علاقمندان ادبیات با بخش دیگری از شعر و ادبیات جهان است. سپانلو برای حضور خود بعنوان روشنفکر، محدودیت تنها در حوزه ی شعر قائل نیست. او شاعری است که سعی دارد برای کسب تجربه های ملموس تر به حوزه های دیگر هنری از جمله سینما و موسیقی سر بزند.

    ایفای نقش او در چند فیلم از جمله «آرامش در حضور دیگران» اثر ناصر تقوایی نشان می دهد تا چه اندازه سپانلو میل به حضور در عرصه ی اجتماع داشته است. و از طرف دیگر نشان می دهد که همچون آن تجربه های عینی ای که در محافل روشنفکری غرب وجود داشته چه ارتباط تنگاتنگ و موقری میان حوزه های مختلف و متعدد هنری و آرتیست های آنان وجودداشته است. شاید از همینجاست که باز می توان به گزاره ی بالا رسید که اهمیت و منزل سپانلو در تاریخ ادبیات معاصر ما بیشتر از آنکه مرهون شعر و شاعری باشد، در گرو حضور روشنفکرانه ی او در این عرصه است.

    [​IMG]

    در دوره ای که شاعر و غیرشاعر و بطور کلی تمامی اهالی فرهنگ و ادبیات ایران به داشتن ایدئولوژی های سیاسی و به خصوص چپ گرایی های مرسوم افتخار می کردند و می بالیدند- همانطور که همچنان نیز برخی از رفقا بدینگونه اند- سپانلو ضمن برخورداری از تفکر و رفتارهای سیاسی، هیچگاه حوزه ی فکری خود را محدود و متعصب به اندیشه ی سیاسی خاصی نکرد. او مستقل زیست، مستقل فکر کرد و آگاهانه و برحسب نیازهای جامعه در برهه های تاریخی مختلف به عمل سیاسی دست زد.

    چپ اندیشی سپانلو هیچگاه معطوف به خواسته ها و سیاست های گروهی و حزبی نبود، همانطور که هیچ وقت تن به خواست ها و رفتارهای راست گرایانه نداد. هوشیاری سپانلو از آنجا بود که از تقابل گرایی با آنچه که نیاز روز جامعه و مردمش بود پرهیز داشت و نمی خواست بدلیل دلبستگی اجباری به گروه و جریان فکری خاصی از در کنار جامعه بودن دور شود و نسبت به آنان گارد بگیرد. حضور او در چند انتخابات و حمایت های روشنفکرانه ی او براساس نیازهای تاریخی دوران از برخی کاندیداها ناشی از همین رویکرد است.

    کاری که بسیاری از دوستان و همراهان سپانلو در عرصه ادبیات و روشنفکری نه تنها از آن ترس داشته اند که گاهی او را نیز بدلیل همین رویکرد مورد هجمه های خود قرار داده اند. سپانلو نمونه ی یک روشنفکر واقعی در عرصه ی ادبیات ما بود. آنجا که می بایست نگاه انتقادی خود را نسبت به جامعه و تحولاتش بروز می داد و آنجایی هم که باید با جامعه و مردمش همراه و همدل می شد چنین می کرد. همانطور که بارها نسبت به وضعیت مخرب سانسور و معضلات ناشی از آن مطب نوشت و گفت و گو کرد و همانطور که در بزنگاه های تاریخی کنار جامعه اش ایستاد و خود را بعنوان یک روشنفکر جدای از آنها ندید.