نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

تاریخ تمدن سکاهای باستان

شروع موضوع توسط Elka Shine ‏12/3/19 در انجمن تاریخ جهان

  1. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    سکاها پیوسته از برابر او عقب می‌نشستند. شصت روزی که این سردار ایرانی برای پاسداران ایونی خود به منزلۀ مهلت جهت دفاع از پل روی دانوب تعیین کرده بود به‌سرعت سپری می‌شد، سربازانش از آن تعقیب بی‌حاصل احساس خستگی می‌کردند و چهارپایانش دچار کمبود علوفه می‌شدند. باوجوداین، سکاها همچنان به سوی غرب عقب می‌نشستند عدم آمادگی آن‌ها برای جنگیدن با داریوش او را بر سر خشم آورد. ازاین‌رو تصمیم گرفت کار را یکسره کند و پیامی توسط قاصد برای ایندانثورسوس فرستاد. قاصد پیام داریوش را در حضور ایندانثورسوس فریادکنان چنین بیان کرد:« ای بیگانه، چرا همچنان از برابر من می‌گریزی و حال‌آنکه به‌آسانی می‌توانی دو کار انجام دهی اگر می‌پنداری که در برابر من یارای مقاومت داری، از سرگردانی دست بازبدار و بیا تا به نبرد بپردازیم. اگر آگاهی که نیروی من از نیروی تو بیشتر است- که حتی در آن صورت نیز باید از فرار دست‌برداری- باید برای سرور خود خاک و آب بیاوری

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    و بی‌درنگ به مذاکره بپردازی.» اما پادشاه سکایی مغرورانه پاسخ داد:« ای پارسی، راه و روش من این است. هرگز از کسی نمی‌ترسم و از برابرش نمی‌گریزم. درگذشته چنین نکردم و از برابر تو نیز نمی‌گریزم. آنچه می‌کنم کاری تازه یا شگفت‌انگیز نیست؛ فقط روش متداول زندگی خود را در زمان صلح به کار می‌برم. اکنون به تو می‌گویم که چرا بی‌درنگ با تو به جنگ نمی‌پردازم. ما سکاها نه شهر و نه زمین زراعتی داریم که مارا بر آن دارد تا به سبب ترس از تصرف یا ویرانی آن‌ها شتابی برای مبارزه با شما نشان دهیم. اما هرگاه لازم است که بی‌درنگ با ما به جنگ آن‌ها برآیید و جرئت کنید که بر آن‌ها دست بیازید.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    در آن صورت گاهید دید که با شما گاهیم جنگید. تا زمانی که این کار را نکرده‌اید، مطمئن باشید که با شما جنگ نخواهیم کرد، مگر آنکه میل ما بر آن قرار گیرد. این است پاسخ من به مبارزه طلبی شما۹.»

    داریوش چون نومید شده و دریافته بود که تعقیب بیشتر سودی ندارد، تصمیم به عقب‌نشینی گرفت. سکاها به سربازان او که عقب می‌نشستند پیوسته حمله می‌بردند، ولی داریوش موفق شد که سربازان خود را به سوی پل بازگرداند و از طریق دانوب به جای امنی برساند. لشکرکشی به پایان رسید. داریوش از این معرکه جان به‌سلامت برد، ولی بار دیگر جرئت نکرد بار دیگر به اروپای شمالی بتازد.

    اما سکاهای خشمگین تشنۀ انتقام بودند. در این هنگام آریستاگوراس (Aistagoras) که رهبر آنان شده بود قوای خود را گرد آورد و به سوی آبودوس

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    (Abydos) پیشرفت و از کلئومنس (Cleomenes) اول، پادشاه اسپارت تقاضا کرد که ضمن آن که خود او از ناحیۀ فاسیس(Phasis) به ایرانیان می تازد وی از افسوس (Ephesus) به آن‌ها حمله برد، ولی داریوش آبودوس را به آتش کشید و کلئومنس از درگیر شدن در مبارزه سرباز زد. آریستاگوراس به‌ناچار از نقشۀ خود چشم پوشید و پس از غارت تراس در ۴۹۵ پیش از میلاد به سوی خرسونسوس (Chersonesus) پیش رفت و میلتیادس (Miltiades) فرمانروای جبار آن جا را مجبور به فرار کرد و سپس به سرزمین خود بازگشت، جایی که افرادش کار و پیشۀ مسالمت‌آمیز و زدوخوردهای قبیله‌ای خود را از سر گرفتند.
     
  2. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    در قرن بعد سکاهای سلطنتی از وجود طایفه‌ای جدید یعنی سارماتی ها (Sarmatians) که در حاشیه شرقی سرزمین آن‌ها پدیدار شده و شروع به دست‌اندازی به اراضی کرده بودند آگاه گشتند. سارماتی ها ازلحاظ اصل و نصب بسیار شبیه سکاها بودند. هردو به یک زبان تکلم می‌کردند و تقریباً روش زندگی مشابه ای داشتند. ولی دوشیزگان سارماتی همراه با مردان طایفه خود سوار بر اسب می‌شدند و شکار می‌کردند و می‌جنگیدند، درصورتی‌که زنان سکایی در انزوای مطلق می‌زیستند و در فعالیت‌های مردان شرکت نمی‌جستند درواقع، هیچ دوشیزۀ سارماتی نمی‌توانست پیش از کشتن دشمنی درصحنۀ نبرد ازدواج کند، و شاید به سبب همین وضع بود که سکاها دوشیزگان مزبور را «سروران مردان» می‌نامیدند. اما پس‌ازآن که زن سارماتی دشمن خود را به قتل می‌رساند اجازۀ ازدواج می‌یافت و از این به بعد خود را کاملاً وقف کارهای خانه می‌کرد.

    یونانیان اگرچه قصه‌های مربوط به آمازون‌ها

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    را وابسته به سکاها می‌دانستند ولی بیشتر احتمال دارد که مقصود آن‌ها سارماتی ها باشد. در این مورد، کشف تصادفی گوری متعلق به زنی جنگاور در زموآوچالا (Zemo-Avchala) در حدود سیزده فرسنگی تفلیس، توسط گروهی از کارگران کشاورز، بسیار جالب‌توجه است. این زن را در وضعی خمیده به خاک سپرده و سلاح‌هایش را در کنارش قرار داده بودند. تاکنون گورهای مشابهی با ویژگی سکایی در روسیه یافت نشده است و نیکورادزه۱۰ (Nikoradze)، مطالبی درباره این گور به چاپ رساند و در این نکته که قدمت آن گور را به قرن سوم پیش از میلاد می‌رساند تا حد زیادی ذی‌حق است، ولی اگرچه او آن گور را مربوط به هیچ طایفۀ ویژه‌ای نمی‌داند، بیشتر احتمال دارد که این گور غیرعادی به یک زن جنگنده سارماتی تعلق داشته باشد. شاید این زن در مبارزه با سکاها کشته‌شده است.

    تا سال ۳۴۶ پیش از میلاد، سارماتی های مهاجم از رود دون گذشته بودند و شاید میل به یافتن اعراضی امن‌تر بود که آیرتس (Aertes) پادشاه سکاها را بر آن داشت که سربازان خود را از راه دانوب عبور دهد و آن قسمت از دو بروجا را که نویسندگان باستانی آن را (سکاییه کوچک) نامیده اند به تصرف درآورد. تا سال ۳۳۹ پیش از میلاد، سکاها به نقطه‌ای در حوالی بالچیک (Balchic) رسیده و درنتیجه خشم فیلیپ دوم پادشاه مقدونیه را برانگیخته بودند. فیلیپ که از نفوذ بیشتر آن‌ها بیم داشت در ناحیه‌ای نزدیک به دانوب با آنان به نبرد پرداخت و آیرتس را که در آن هنگام بیش از نود سال داشت به قتل رساند. سکاها شرایط صلح را پذیرفتند خود مجلوذ شد قوایی برای تنبیه آنان گسیل دارد. ولی او پس‌ازآن که به‌قصد رفتن به صحنۀ کارزار به سوی آسیا به حرکت درآمد، زپوریون (Zepyrion) استاندار تراکیه (تراس) را مأمور سرکوبی سکاها کرد. ولی این سردار نگون بخت از عهده آن کار برنیامد. سربازانش شکست خوردند و خود او در جنگ کشته شد و سکاها پیش از آن که به سرزمین خود در جنوب روسیه باز گردند پایگاه های مرزی در بالکان برقرار ساختند. و بر آن‌ها خراج بستند. آنان ترجیح میدادند که برجای بمانند تا مبارزه علیه مقدونی ها را ادامه دهند، و حتی از اولبیا برای آن کار استمداد کرده ولی با ناکامی مواجه شده بودند و چون به ضعف خود پی بـرده بودند تصمیم گرفتند که بگذارند آتش جنگ به‌تدریج خاموش شود و باوجوداین، سکاها دوباره قوای خود را گرد آوردند.
     
  3. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    [​IMG]

    سکاها

    اسکولوروس (Scylurus) پایتخت خود را در نئاپولیس (Neapolis) در حدود سال ۱۱۰ پیش از میلاد قرارداد و در اولبیا به نام خود سکه زد. وی باوجود خطر شدید از ناحیۀ سارماتی ها، نتوانست از حمله به خرسونسوس خودداری کند، اگرچه این شهر پایتخت مهرداد ائوپاتور (Eupator) پادشاه پونتوس بود. مهرداد که تا سال ۹۵پیش از میلاد به‌صورت فرمانروای سراسر آسیای صغیر باقی ماند ، به‌آسانی حمله سکاها را دفع کرد ولی پیش از آن که نتایج قاطعی از این مبارزه به دست آرد، دریافت که چون در این زمان با رومی‌ها نیز درگیر شده است، مصلحت در بستن عهدنامه‌ای با سکاهاست. وی برای فرونشاندن آتش خشم اسکولوروس، دو تن از دختران خود را به عنوان عروس نزد او فرستاد اما این دختران نگون بخت پیش از آن که به مقصد برسند، به دست رومیان گرفتار آمدند، و کمکی که سکاها از این به بعد گاه‌گاه به مهرداد کردند ناچیز بود. درواقع ، آنان پیش‌ازاین کاری نمی‌توانستند انجام دهند زیرا سارماتی ها، مانند خود سکاها در حدود هفت قرن پیش از جلگه اوراسیایی شدیداً به سوی غرب می‌تاختند. جنگ‌آوران سارماتی نیز مانند سکاها در روزگار پیشین، به سبب تجهیزات تازه خود به موفقیت کامل دست یافتند، زیرا سکاها اگرچه به‌واسطۀ استعدادشان در سوارکاری سرزمین‌هایی را فتح کرده بودند، سارماتی ها با اختراع رکاب فلزی، که به‌نوبه خود استقرار واحدهای سنگین اسلحه را در ارتش تسهیل کرد، بدان مقصود نائل آمدند. سکاها به دست نیروی جدیدتری مقلوب شدند. گروه‌هایی از آن‌ها در نقاط مختلف تا قرن دوم میلادی باقی ماندند و در این زمان بیشتر آن‌ها به‌وسیله گوت ها، که‌موج بعدی قومی به شمار می‌رفتند که از اروپای جنوبی به‌پیش روی پرداختند، از صحنۀ روزگار محو شدند. گروه‌های دیگری از سکاها مسلماً به‌اندازه‌ای در میان ساکنان محلی مستحیل شدند که تنها آثار کمی از آمیزه‌ای شگفت‌انگیز مرکب از گردن کشی و شکوه، که از ویژگی‌های زندگی آن‌ها به شمار رفته بود برجای نهادند.

    سکاها در اوج قدرت خود مردمی موفق و کامکار بودند، و قسمت اعظم ثروت خود را از تجارت و به‌ویژه از تجارت با یونان به دست می‌آوردند، زیرا حتی در آن روزگاران کهن، سرزمین هلاس (یونان)، بدون واردکردن مواد ضروری از نواحی دوردست، قادر به تغذیه مردم خود نبود سکائیه به منزلۀ یکی از انبارهای غلّه یونان به شمار می آمد، و رد جنوب روسیه غله‌ای که توسط ساکنان محلی کشت می‌شد به وسیلۀامیران طوایف بدوی به کوچ نسینان یونانی در پونتوس انتقال می‌یافت و آن‌ها به نوبۀ خود به عنوان واسطه آن را به یونان می‌فروختند. از سوی دیگر، سکاهای کوبان با صاحبان کشتی‌هایی که از ایونی به بندرگاه‌های آن‌ها می‌آمدند به‌طور مستقیم معامله می‌کردند.

    گذشته از این، سکاها رو هم رفته محمولات گران‌بهای نمک، ماهی خاویار و ماهی تون، عسل، گوشت و شیر، پوست و خز و بـرده را که ارزشش کمتر از آن‌ها نبود در اختیار یونانی‌های پونتوس مس نهادند. بردگان، اگرچه از سوی یونانیان «سکایی» نامیده شده‌اند، احتمالاً دشمنان مغلوب یا کشاورزان محلی بودند نه افراد آزادشده بدوی. سکاها درازای این کالاها، جواهرآلات و اشیای فلزی و ظروف سفالین بسیار عالی یونانی را دریافت می‌داشتند.

    در اروپا، هرکدام از گروه‌های عمدۀ سکایی ظاهراً دوره‌ای ویژه، از عظمت و شکوه داشتند. گروه کوبانی یکی از نخستین گروه‌هایی بود که علاقۀ خود را به توانگری و جلال آشکار ساخت. گورهای آنان که تاریخ زیباترین آن‌ها را می‌توان بین اوایل قرن هفتم و اواخر قرن ششم پیش از میلاد دانست حاوی اشیایی عالی از طلاست، که بسیاری از آن‌ها، نمونه‌هایی ممتاز از استادی در صنعت است، و در این منطقه شمار اسبانی که در هنگام مرگ یک رئیس طایفه قربانی می‌شد غالباً به صدها رأس بالغ می‌گشت. اگرچه سکاهای این ناحیه دارای حکومت پدرسالاری بودند، رئیس خود را بدون تردید، همان‌گونه که در پازیریک مرسوم بود، خود انتخاب می‌کردند. بسیاری از گورها به‌اندازه‌ای غنی است که احتمال می‌رود شمار نسبتاً زیادی از خانواده‌های توانگر تقریباً رؤسای خود متمول بودند.
     
  4. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    در جنوب روسیه، ساختار سیـاس*ـی اندکی متفاوت بود. در اینجا سکاها خود را بومی می‌دانستند، و چنین می‌پنداشتند که از نیایی به نام تارگیتائوس (Targitaus) به وجود آمده‌اند. به عقیده آنان، وی از ازدواج خدای آسمان با دختر رود دنیپر، که موجودی نیمه زن و نیمه مار به شمار می‌رفت به وجود آمده بود. بر طبق یک روایت سکایی، که به وسیلۀ هرودوت نقل‌شده است،خیشی زرین و یوغی و تبرزینی و پیاله‌ای که همه آن‌ها حاکی از تسلط بر کشاورزان و جنگجویان بود از آسمان فروافتاد، فرزندان تارگیتائوس برای برداشتن این اشیا قدم به‌پیش نهادند، ولی هنگامی‌که دو فرزند بزرگ‌تر نزدیک می‌شدند، شعله‌هایی از زمین بیرون جست که آنان را به عقب راند. هنگامی‌که جوان‌ترین فرزند پیش آمد، شعله‌ها فرونشست، او آن اشیا را برگرفت و پادشاه طایفۀ سلطنتی فالاتای (phalanta) و فرمانروای ملت اسکولوت (ُScolot) شد. این پسر، که کولاکسیس (colaxis) نام داشت، بعدها کشور خود را میان سه فرزند خویش تقسیم کرد، و سنت تقسیم جنگجویان به سه گروه تا چند قرن باقی ماند. هستۀ مرکزی حکومت همچنان در منطقه‌ای باقی ماند از دنیپر سفلی تا رود توکماک (Tokmak) از شعب مولوخنایا (Molochnaya) ادامه داشت.

    این افسانه البته صورت دیگری از گونۀ ایرانی فّره ایزدی است که تنها نصیب پادشاهان پرهیزگار می‌شد. سکاها نیز چنین می‌پنداشتند که تارگیتائوس هزار سال قبل از ۵۱۳ پیش از میلاد می‌زیسته است، یعنی قرن‌ها پیش از آن که خود سکاها به دنیپر رسیده باشند. بنا بر روایات مختلف، آنان گورهای سلطنتی را در درون سرزمین مربوط به تارگیتائوس متمرکز کردند و جانشینی موروثی رهبران خود را به‌آرامی پذیرفتند، زیرا در مورد آنان، فرمانروا بیشتر جنبۀ پادشاه داشت تا رئیس قبیله. این امر طبعاً منجر به رشد یک طبقۀ اشرافی در داخل آن ناحیه شد، و همچنین منجر به افزایش ثروت شخصی خانواده‌های سلطنتی و شاهزادگان گشت. این ثروت را در گورهای آن ناحیه می‌توان دید، زیرا گورهای سلطنتی غنی‌تر از همۀ گورهای سکایی هستند و بیش از هر ناحیۀ دیگر در جلگۀ اوراسیایی طلا و مواد گران‌بها با خوددارند.

    شمار سکاهای سلطنتی نسبتاً کم بود، ولی آن‌ها چنان فرمانروایان مقتدر و چنان جنگجویان بی‌باکی بودند که به سهولت بر سرزمینی وسیع مستولی شدند و به‌آسانی جمعیتی مرکب از کشاورزان خودشان و کشاورزان بومی مستقر در منطقه را تعداد آنان به‌مراتب بیشتر از خود آن‌ها بود تحت فرمان درآوردند. سکاهای سلطنتی، بدون توجه به شمار آن‌ها، تا قرن ششم پیش از میلاد و احتمالاً تا صدسال پیش از آن در ناحیه‌ای که به دون و دنیپر محدود می‌شد کاملاً مستقر شدند، و درواقع، آن جلگه را تا رود بوگ و اراضی حاصلخیز مجاور پولتاوا (Poltava) مسخر خود ساختند و در آن جا کمال استبداد به حکمروایی پرداختند. مردی که به‌فرمان پادشاه به مرگ محکوم می‌شد می‌بایستی با همۀ خویشاوندان ذکور خود به قتل برسد، زیرا طبق قانون، کسی که احتمال داشت قصاص خون دیگری را بگیرد نمی‌بایستی زنده بماند. باوجوداین، هرگاه پادشاهی نگهبانان خود را خشمگین می‌ساخت، آنان نیز در کشتن او تردیدی به خود راه نمی‌دادند.

    شاه اسکولس(Scyles)، که خود فرزند زنی یونانی بود، به سبب علاقه به فرهنگ یونان، جان خود را بر سر این کار گذاشت، زیرا، به سبب توجه شدید به فرهنگ یونانی، در جشن‌های دیونیسوس یا دیونوسوس

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    (Dionysos)، که دریکی از شهرهای پونتوس در این منطقه برپا می‌گشت، شرکت جست. نگهبانان از این عمل که آن را انحرافی از آیین دیرین خود می‌دانستند خشمگین شدند. ازاین‌رو، بدان شهر درآمدند و شاه نگون بخت را ضمن بیرون آمدن از پرستشگاه به قتل رساندند.

    باوجوداین، بسیاری از اشراف سکایی از فرهنگ یونانی لـ*ـذت می‌بردند و زیباترین آثار هنری یونان را می‌ستودند. بعضی از آن‌ها شیفتۀ اندیشه و دین یونانیان و گروهی مسحور زیبایی مهندسی شهری یونان بودند و اعضای خانوادۀ سلطنتی غالباً بیش از همه زندگی یونانیان را می‌پسندیدند. شاه اسکولس از نخستین افراد بیابن گرد بود که فکر یافتن خانه‌ای برای خود افتاد و آن را در اولبیا برگزید و نمای آن را با تصویرهای تماشایی و موجودات نیمه اشیر و نیمه انسان یا نیمه شیر و نیمه عقاب که موردتوجه شدید سکاها بودند آراست. اما مردم عادی سرسختانه محافظه‌کار و سنت‌گرا بودند، و اگرچه سکاها سلطنتی حامیان شناخته‌شدۀ بسیاری از شهرهای پونتوس به شمار می‌رفتند، پادشاهان، خواه‌ناخواه، همچنان در اردوگاه به روش سنتی می‌زیستند و شاهزادگان، سواران، گله‌ها و شکار بانانشان نیز در پیرامون آن‌ها بودند.
     
  5. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    اشراف سکایی در میان ساکنان محلی و بومی این ناحیه و همچنین در میان شبانان و کشاورزان سکایی به سهولت موردقبول واقع شدند.



    [​IMG]

    کارگزاران و رؤسای کوچک‌تر به همان روش پادشاه و رؤسای قبایل ولی در مقیاسی کوچک‌تر می‌زیستند. ازلحاظ اداری، سکائیۀ سلطنتی یا سکائیۀ خاص به چهار ناحیه تقسیم شد و هر ناحیۀ آن تحت فرمان حاکمی بود که از سوی پادشاه منصوب می‌گشت. جزو وظایف این حکام، گردآوری خراج مقرر از کشاورزان ناحیۀ خود و نیز از بعضی از شهرهای پونتوی بود که مانند اولبیا خراج‌گزار بودند. همچنین حکام مزبور می‌بایستی در اجتماع سالانه جنگجویان شرکت جویند. در اینجا کسانی که نخستین دشمن خود را کشته بودند خون قربانی را در حضور حاکم و تماشاگرانی که به آن‌ها غبطه می‌خوردند و آنان را ستایش می‌کردند می‌نوشیدند. درواقع، سکاها عقیده داشتند که تنها به این طریق می‌توانند شجاعت دشمن مقتول را وارد بدن خویش سازند. سربازانی که اختیار حکام بودند مواجب خود را به‌صورت جنـ*ـسی دریافت می‌داشتند این برخلاف رسمی بود که در مورد نگهبانان رئیس قبیله رعایت می‌شد. این افراد به‌صورت مردان آزادی بودند که از میان قبایل انتخاب می‌شدند، اگرچه سربازان مواجب نمی‌گرفتند، ولی حق داشتند سهمی از غنائم جنگی را به خود اختصاص دهند، ولی هر جنگجو پس از نبرد می‌بایستی بر بریده دشمن را به رهبر خود نشان دهد، و در آن صورت بود که حق داشت آن سهم را به دست آورد. در زمان جنگ، از چند ناحیه‌ای که کشور بدان منقسم می‌گشت سربازانی گرفته می‌شد که به‌صورت گروه‌هایی درمی‌آمدند و هر گروه دارای فرماندهی مخصوص به خود بود. هرسال یک‌بار، این گروه‌ها با فرماندهان خود برای شرکت در جشن به حضور پادشاه می‌رفتند. هر فردی که دشمنی را در برابر چشم پادشاه خود کشته یا در حضور پادشاه در دادخواهی پیروز شده بود حق داشت که جمجمۀ مقتول را برای خود نگاه دارد. بنا بر گفتۀ هرودوت، سکاها غالباً پوست سر دشمنان خود را می‌کندند و گاهی از آن دستمال می‌ساختند و جمجمه‌ها را به‌صورت آبخوری درمی‌آوردند و آن‌ها را در طلا یا مادۀ گران‌بهای دیگری می‌نشاندند، و از کمربند خود می‌آویختند. از این آبخوری‌ها برای بستن پیمان برادری با خون یا هنگام سوگند خوردن استفاده می‌کردند و مخلوطی۱۱ از نوشید*نی با خونی را که نخستین بار سر شمشیر خود را بدان فروبرده بودند به‌سلامتی یکدیگرمی‌نوشیدند.

    [​IMG]

    آثار باقی مانده از سکاها

    هرودوت به گروهی از سکاهای شورشی اشاره می‌کند که از قبیلۀ اصلی جداشده و به شمال غربی دریاچۀ بالخاش (Balkhash) مهاجرت کرده و در ناحیه‌ای که وی آن را ساکای (Sacae) می نامد اقامت گزیده بودند. به نظر محتمل می‌رسد که گروه‌هایی از سکاهای استقلال‌طلب نیز در بعضی نواحی جلگه وجود داشته بودند، و حتی ممکن است ناراضیانی بوده باشند شبیه آن‌هایی که پروس نفوذ کردند. بدین ترتیب، علت وجود گورهایی را ثابت می‌کنند که به نظر می‌رسد شبیه گورهای جنگاوران منفردی مانند گور فترسفلد (Vettersfeld) باشد. بیشتر زیست‌گاه‌های سکایی در بالکان را شاید بتوان پایگاه‌هایی دانست که به‌عمد، توسط سکاهای سلطنتی تأسیس‌شده بود، و جنگجویان منفردی مانند جنگجویان فترسفلد در آن نقشی نداشتند. از سوی دیگر، بعضی از گورستان‌های پیشین سکایی واقع در خاک مجارستان ظاهراً مربوط به گروه‌های ماجراجویی هستند که ناآرام به سوی غرب یورش می‌بردند. وضع در مورد گورهای بعدی که دررومانی و بلغارستان باقی‌مانده است اندکی تفاوت دارد، زیرا این گورها ممکن است به گروه‌های کوچکی از سکاهایی تعلق داشته باشد که می‌خواستند چراگاه‌های خود را در جنوب روسیه به‌منظور فرار از برابر سارماتی هایی ترک کنند که بی‌رحمانه از شرق به پیش می‌تاختند. همۀ این گروه‌های پراکنده از رسوم و عقاید نیاکان خود پیروی می‌کردند و قسمت اعظم اصالت پیشین سنت‌های هنری مخصوص به خود را نگاه می‌داشتند.

    منابع

    شماره‌ها در پرانتز به

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    ‌نامه ارجاع می‌دهد.

    ۱-السورث هانتینگتن(۹)، ص۳۳۵

    ۲-کیسلف(۸۱)، ص ۴۸،۶۱،۹۴

    ۳-همان، ص۱۰۴

    ۴-همان، ص۲۲۸

    ۵-گزاناجی(۱۰۰)

    ۶-واسمر(۵۱)

    ۷-کیسلف(۸۱)، ص۱۸۲

    ۸- السورث هانتینگتن(۹)، صIX

    ۹-هرودوت(۵۱)، کتاب چهارم

    ۱۰-نیکورادزه(۸۶)

    ۱۱-برای دیدن تصویر دو نفر سکایی که از یک آبخوری مربوط به سوگند برادری می‌نوشند رجوع شود به مینز(۸۱)، تصویر۹۸، صفحۀ ۲۰۳

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    از قرن دهم میلادی را قرون تاریک نامند – م.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    سیت فرانسوی شده همین اسم است. یونانیان این اسم را از این جهت به این مردمان داده بودند که «اسکوت»در زبان یونانی به معنی پیاله است و افراد این قوم همیشه پیاله ای با خود داشته اند. فرهنگ فارسی.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    آوردن آب و خاک دلیل اطاعت بوده است – م.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    از اینکه مستفاد می گردد که پرستش نیاکان در میان سکاها متداول بوده است. – م.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    در این جا خواننده ارجمند را به این نکته معطوف می دارد که ،،y،، در یونانی صدای «او» می دهد – م.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    زنان جنگندۀ آسیای صغیر، که طبق افسانه های باستانی، با یونانیان می جنگیدند – م.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    خدای نوشید*نی در نزد یونانیان – م.
     
  6. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    همان‌گونه که کنراد (Conrad) می‌گفت، تصادف (بخت یا حتی سرنوشت، به طرزی که دیگران می‌پندارند) به همان اندازه در تعیین سرنوشت نژادها اهمیت دارد که در سرنوشت افراد؛ و انسان منفرد و گروه‌های مختلف را به همان اندازه دست‌خوش تحولات می‌کند که آنان را سعادتمند می‌سازد. از این تحولات، آنچه از همه غم‌انگیزتر است، ولی مسلماً وحشت‌انگیزتر نیست، تحوّلی است که براثر آن، مردگان به دست فراموشی سپرده می‌شوند. شاید، وقوف ناآگاه از این امر اتفاقی، غالباً رهگذر بی‌خیالی را به گورستانت کهنه‌ای رهنمود شود و او را بر آن دارد که لحظه‌ای در کنار سنگ‌قبر فرسوده‌ای درنگ کند، و به نوشتۀ ناخوانا و از بین رفتۀ آن خیره شود، و اظهار شگفتی کند که چگونه انسانی در زیر تخته‌سنگی اسرارآمیز خفته است؛ دربارۀ نحوۀ زندگی او بیندیشد و اندوهگین شود که حتی اثر نام دوران حیات موجودی سرزنده و چابک تا ابد ازنظر بشر محوشده است.

    عتیقه شناسان غالباً تحت تأثیر افکار مشابهی قرار می‌گیرند، به‌ویژه آن‌هایی که مجذوب تاریخ باستان، که دربارۀ آن‌ها اسناد و مدارک کمتری وجود دارد، واقع می‌شوند. در میان موضوعاتی که دربارۀ آن‌ها سند و مدرک کمتری وجود دارد، ولی جزو جالب‌ترین مطالب به شمار می‌روند، مطالبی است که مربوط به سکاهای بیابان‌گرد است که در آخرین هزاره عصر پیش از میلاد،در جلگه‌های وسیع و تقریباً هلال شکلی که از مرزهای چین تا سواحل دانوب گسترده است، روزگار می‌گذراندند. امروزه، عملاً سراسر این گسترۀعظیم چمنزار طبیعی به شوروی تعلق دارد، اما، در دوره‌های پیش‌ازتاریخ، طوایفی بی‌شمار در این دشت پهناور از پس یکدیگر می‌آمدند.در بخش شمال شرقی، بسیاری از طوایف مزبور غالباً تمایلی نشان می‌دادند که باگذشت قرون و اعصار مشخص‌تر شد، و آن عبارت از مهاجرت به نواحی غربی یا جنوب غربی خاستگاه خود آن‌ها بود. این تمایل بدون تردید براثر وجود موانع جغرافیایی در مرزهای دیگرشان بود که آن‌ها را از حرکت در این جهات بازمی‌داشت. نشان حرکت‌های آنان را در نقاط مختلف با توجه به اشیای که برجای نهاده‌اند می‌توان یافت. ولی تاریخ آن‌ها عملاً برای ما نامعلوم است، هرچند نویسندگان مطالب مربوط به پیش‌ازتاریخ گاهی می‌توانند از آن سال‌های گذشته، که از مدت‌ها پیش فراموش‌شده و مدرکی دربارۀ آن‌ها موجود نیست، نکته‌ها مبهم و تاریک به دست آورند. دربارۀ بخش اروپایی این جلگه در طی آخرین هزاره پیش از میلاد اطلاع بیشتری وجود دارد. در آن هنگام پس از ساکنان این ناحیه در عصر مفرغ متأخر، طوایفی آمدند که سرانجام در آن‌ها مستحیل شدند و در پیرامون سکاهای سلطنتی (Royal Scyths) در جنوب روسیه استقرار یافتند؛ و اگرچه اصل و منشأ آن‌ها مجهول مانده است، باوجوداین، آثار ملموس فراوانی از زندگی خود برجای نهادند. همۀ اموال آن‌ها، به‌جز ظروف سفالین، که به دست ما رسیده (شامل اشیای ضروری) نظر ما را به خود جلب می‌کنند. این امر تا حدی به دلیل مهارتی است که در ساختن آن‌ها به‌کاررفته و تااندازه‌ای به سبب سبک بسیار ویژه تجسم جانورانی است که بدان وسیله قسمت اعظم آن اشیا تزیین‌شده است. این تصاویر، نوعی شگفتی را نسبت به جهان جانوران نشان می‌دهد که، همراه بااستعداد هنرمندان در نشان دادن جنبه‌های اساسی این جهان، وضوح و قاطعیت و عظمتی دارد که تاکنون نظیری در هیچ مکتب دیگر هنر بدوی نداشته است. درواقع، شکل‌های حیوانی که سکاها آن‌ها را برای لـ*ـذت خود می‌کشیدند به‌اندازه‌ای سرزنده و فریبنده است که سرانجام در هنر قسمت اعظم اروپا تأثیر کرد و اثر خاص خود را برای همیشه در آن به‌جای نهاد.
     
  7. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    سکاها (نک به صفایی ۱۳۸۹ آ: ۸-۱۴) و سرمت‌ها (نک به صفایی ۱۳۸۹ ب: ۱۲-۱۵) دو دوسته‌ از اقوام ایرانی‌زبان شمالی بوده‌اند که بررسی وضعیت اجتماعی زنان در جامعه‌ی اینان هدف نگارشِ این مقاله بوده است.

    شیوه‌ی زندگی و اقتصاد سرمت‌ها شبیه سکا‌ها بود (سولیمیریسکی ۱۳۷۴: ۲۵ تا ۲۷.) قرابت میان سکا‌ها و سرمت‌ها، یا توجه به جنبه‌های مشترک، از حیث لباس، سلاح و سازمان‌های اجتماعی و سیـاس*ـی آن‌ها معلوم می‌گردد. آنچه بیشتر جلب توجه می‌کند، اختلافات میان این دو گروه است که نشان می‌دهد، سرمت‌ها روابط منظمی با سکا‌ها نداشتند و سرمت‌ها به طور مستقل از سکا‌ها، در جایی در آسیای مرکزی تکامل یافتند و سپس به عنوان فاتح به جنوب روسیه آمدند و آداب و عادات مشخصی با خود آوردند. (سولیمیریسکی ۱۳۷۴: ۶۹.)

    زنان سرمتی نسبت به زنان سکایی در وضعیت اجتماعی بهتری به سر می‌بردند و دوش به دوش مردان خود می‌جنگیدند. تبار از نَسَب مادر در میان سرمت‌ها وجود داشت ولی در میان سکا‌ها اینگونه نبود. (گروسه ۱۳۸۷: ۴۸)

    موقعیت زنان در میان طوایف سرمتی بسیار جالب توجه است. به ویژه در میان طوایف سورومات‌ها که هرودوت آن‌ها را توصیف کرده است. زنان سوار بر اسب به شکار می‌رفتند، و در حالی که جامه‌ی مردان بر تن داشتند، با شوهرانشان در جنگ شرکت می‌جستند. شمار نسبتاً فراوان گورهای زنان مسلّح، به ویژه گورهای سورومات‌ها معمولاً دلیلی به شمار می‌-رود که نظام اجتماعی باستانی پیش از سورومات‌ها متکی بر نظام مادرسالاری بوده است.

    هیپوکراتس بر این باور است که زنان سرمتی نه تنها جنگجو، بلکه کاهنه بودند. مذبح‌های پایه‌دار سنگی یا بشقاب‌های مسطح مدور سنگی با لبه‌های برجسته، معمولاً در کالاهای داخل گورهای زنان در گورستان‌های گروه اورال جنوبی در دوره‌ی سورومات‌ها یافت شده، هم‌چنین از این گونه مذبح‌ها در گورهای مشابهی اندکی دور‌تر در قزاقستان مرکزی به دست آمده است. این اشیاء که غالباً آن‌ها را با سبک جانوری سکایی آراسته‌اند به عنوان یکی از نشانه‌های زنان کاهنه به شمار می‌رود. (سولیمیریسکی ۱۳۷۴: ۳۴)
     
  8. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    سرمت‌ها هنگامی که به جنوب شرقی اروپا نفوذ کردند، سوارکاران ماهری شده بودند، آنان روش زندگی بدوی را پیش گرفتند و اوقات خود را صرف شکار و چوپانی کردند. مدارک موجود نشان می‌دهد بعضی از آن‌ها، به نوعی کشاورزی ابتدایی، اشتغال ورزیدند ولی تاکنون تعداد کمی از اقامتگاه‌های سرمت‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. به تدریج به‌‌ همان نسبت که طبقه‌ی مرفه به وجود آمد، این طایفه وارد یک مرحله‌ی انتقالی شد و طی آن، رؤسای طوایف جای زنان را به عنوان فرمانروا گرفتند و سرانجام پادشاهانی بر امور مسلط شدند. (بهزادی ۱۳۸۶: ۷۰)

    یونانیان اگر چه قصه‌های مربوط به آمازون‌ها را وابسته به سکا‌ها می‌دانستند ولی بیشتر احتمال دارد که مقصود آن‌ها سرمتی‌ها بوده باشد. در این مورد، کشف تصادفی گوری متعلق به زنگی جنگاور در «زموآوچالا» Zemoavchala در حدود سیزده فرسنگی تفلیس، توسط گروهی از کارگران کشاورز، بسیار جالب توجه است. این زن را در وضعی خمیده به خاک سپرده و سلاح‌هایش را در کنارش قرار داده بودند. تاکنون گورهای مشابهی با ویژگی سکایی در روسیه یافت نشده است و «نیکورادزه» Nikoradze مطالبی درباره‌ی این گور به چاپ رساند و قدمت آن گور را به قرن سوم پیش از میلاد می‌رساند، ولی اگر چه او، آن گور را مربوط به هیچ طایفه‌ی ویژه‌ای نمی‌داند، بیشتر احتمال دارد که این گور غیر عادی به یک زن جنگنده‌ی سرمتی تعلق داشته باشد. شاید این زن در مبارزه با سکا‌ها کشته شده باشد. (رایس ۱۳۸۸: ۴۶-۴۷)

    مطالب خواندنی:


    عقاید سکاها

    ۸ اسفند ۱۳۹۷


    میراث سکاها

    ۱۹ دی ۱۳۹۷


    از ویژگی‌های گورهای زنان سرمتی باید از دستاس‌هایی نام برد که آن‌ها را به زین می‌آویختند و هم‌چنین باید از لوازم آرایش و زینت‌آلات شخصی یاد کنیم: مانند دست‌بندهای مفرغین و گاهی زرین، زینت‌آلات برای معابد و گوشواره‌ها، صفحات کوچک تزیینی به صورت جانور، که آن را به لباس می‌دوختند، یا آویز و تعویذ. (سولیمیریسکی ۱۳۷۴: ۴۷)

    با مقایسه‌زندگی اجتماعی سکا‌ها با سرمت‌ها، به نکته‌ای برمی‌خوریم و آن، سکون و عدمِ جنگاوری زنان سکایی در برابر زنان سرمتی است. شاید که زنان سرمتی، بیشتر به امور تزیینی علاقه داشته‌اند و در واقع، تجمل‌گرا‌تر از همتایان سکایی خود بوده باشند. جامه‌های زنان پازیریک مزین‌تر از جامه‌های مردان بود. از پازیریک قبای بزرگی به دست آمده که مخروطی شکل و بدون آستین است، ولی جاهایی برای بیرون آمدن دست در آن تعبیه شده است. این لباس را از نمد درست کرده‌اند و در حاشیه‌ی آن خز گذاشته و در سراسر سطح آن عملاً طرح‌هایی تو در تو و پیچیده‌ای با تکه‌دوزی نهاده‌اند. جامه‌هایی که همراه این قبا می‌پوشیدند بلند و تنگ بود با آستین‌های دراز و سـ*ـینه‌بندی چسبیده. هیچ پوشش سری برای زنان در پازیریک به دست نیامده، جز نقابی دراز و کلاهی پشمی با گیسی بافته‌ی متصل به آن. (بهزادی ۱۳۸۶: ۱۰۸.)

    کتاب‌نامه

    بهزادی، رقیه. ۱۳۸۶. قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران. تهران: طهوری.

    رایس، تامارا تالبوت. ۱۳۸۸. سکا‌ها. ترجمه‌ی رقیه بهزادی. تهران: طهوری

    سولیمیریسکی، تادئوتس. ۱۳۷۴. سارمات‌ها. ترجمه‌ی رقیه بهزادی. تهران: نشر میترا.

    صفایی، یزدان. ۱۳۸۹ آ. «سکا‌ها»، ماهنامه‌ی الکترونیکی امردادنامه. سال دوم، شماره‌ی پیاپی ۱۶، آبان ۱۳۸۹. رویه‌های ۸ تا ۱۴.

    صفایی، یزدان. ۱۳۸۹ ب. «سرمت‌ها»، ماهنامه‌ی الکترونیکی امردادنامه. سال دوم، شماره‌ی پیاپی ۱۸، دی ۱۳۸۹. رویه‌های ۱۲ تا ۱۵.

    گروسه، رومن. ۱۳۸۷. امپراطوری صحرانوردان. ترجمه‌ی عبدالحسین میکده، تهران: علمی و فرهنگی.
     
  9. Elka Shine

    Elka Shine طراح انجمن طراح انجمن

    4,932
    12,738
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    Artist
    سکاها از هزاره اول پیش از میلاد مسیح تا هزاره اول میلادی،منطقه وسیعی را از کناره‌های دریای سیاه تا مرزهای چین در تصرف داشتند.از زبان قدیم آنها نوشته‌ای بر جای نمانده ‌است، اما از زبان سکاهای مغرب که در کناره دریای سیاه و جنوب روسیه زندگی می‌کرده‌اند تعدادی واژه در کتاب‌های یونانی و لاتین باقی مانده‌است. چند نمونه از واژه‌های سکایی غربی عبارت‌اند از:· arvant:تند و سریع· aspa:اسب

    · atar:آذر· carma:چرم· gausa:گوش· hapta:هفت.
     

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 1)