نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

من یک منتقدم! ( نقد و بررسی فیلم، سریال، انیمیشن و انیمه به قلم اینجانب)

شروع موضوع توسط *AFSOON* ‏8/3/19 در انجمن نقد و بررسی فیلم های ایرانی و خارجی

  1. *AFSOON*

    *AFSOON* کاربر افتخاری + شاعر انجمن کاربر افتخاری شاعر انجمن

    333
    11,284
    امتیاز:
    631
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نوازنده
    محل سکونت:
    زمین
    هر چه صفا داشتیم لطف خدا بوده ست
    ورنه که پنداشتیم از ره ما بوده ست
    سلام خدمت نگاه دانلودی های خوب و مهربون :aiffwan_light_blum:
    احوال شما؟!

    عرضم به حضورتون که بعد مدت ها تصمیم گرفتم فیلم ها و سریال ها و انیمیشن ها و انیمه هایی که قبلا دیده بودم و حسرت نقدشون به دلم مونده بودو، با رعایت اصول نقد سینما، از قلم خودم مستفیض کنم :campe45on2: و نقد اونا رو اینجا با شما به اشتراک بزارم.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید


    بعد از گذشت چند پست کم کم سلیقه نامتعارف بنده :aiwan_light_biggrin: هم دستتون میاد و با فیلم هایی که می بینم و نقد می کنم بیشتر آشنا می شید. :aiwan_lighnnnnnt_blum:
    نکته: کپی برداری از این مطالب بدون اجازه مستقیم نویسنده، از هر جهت ممنوع است.
     

    فایل های ضمیمه:

    • Capture.PNG
      Capture.PNG
      اندازه فایل:
      1.3 MB
      نمایش ها:
      1
    آخرین ویرایش: ‏10/3/19
    ㋡ کــوکــی ㋡, Asal km و شکوفه حسابی از این پست تشکر کرده اند.
  2. *AFSOON*

    *AFSOON* کاربر افتخاری + شاعر انجمن کاربر افتخاری شاعر انجمن

    333
    11,284
    امتیاز:
    631
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نوازنده
    محل سکونت:
    زمین
    برای اولین نقدم، میخوام از فیلمی که به شدت عاشقش هستم شروع کنم :aiwan_light_biggrin:
    ***

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید


    نام فیلم: چه بر سر دوشنبه آمد؟ (What Happened to Monday)
    ژانر: مهیج، درام، علمی تخیلی
    کارگردان: تومی ویرکولا
    بازیگران: نومی راپاس
    گلن کروز
    ولم دفو
    سال انتشار: 2017
    ***
    چه بر سر دوشنبه آمده یا پس دوشنبه کجاست از اون فیلماییه که با هر سلیقه ای جور میاد و به خوبی بلده که چطور خودشو تو دل بیننده جا کنه. فیلم، یه شروع تیتر وار و کمی سردرگم کننده داره از کمبود منابع غذایی روی زمین و افزایش جمعیت به طور عجیب و غریب و در آخر، پیشنهاد قانون تک فرزندی توسط یه سیاست مدار با نفوذ با بازی زیبای گلن کلوز. در این میان فاجعه ای برای یه خانواده رخ میده، اما چی؟! آقای ستمن با بازی ولم دفو، از تک دخترش صاحب نوه میشه، اما نه یکی و دوتا... هفت تا دختر!اون چی کار میتونه بکنه؟! قطعا تحویل شش تا از نوه هاش به سازمان کنترل جمعیت انتخاب اون نیست. پس با رشوه کادر بیمارستانو ساکت نگه میداره و همون روز برای بچه ها اسم انتخاب می کنه و اونا رو به خونه می بره. اون اسم هر کدوم از دخترا رو با روز های هفته نامگذاری می کنه! خواهران هفته (!) بزرگ و بزرگ تر میشن. اونا انقدر به هم شباهت دارن که به راحتی قابل تشخیص از هم نیستن و همین باعث به وجود اومدن یه قانون توی خانواده ستمن میشه: هر دختر می تونه توی اون روز هفته که به اسم خودشه از خونه خارج بشه و از صبح تا شب با هویت کارن ستمن زندگی کنه. وقتی هر خواهر به خونه برگشت باید ریز به ریز اتفاقات اون روزو برای خواهرا شرح بده تا وقتی اونام خواستن از خونه خارج بشن مشکلی براشون پپیش نیاد.
    [​IMG]
    این طرح داستانی جذاب این فیلمه که آدمو بهش جذب میکنه و پای مانیتور نگه می داره. درسته که سه دقیقه اول فیلم اون قدر که باید جذاب نیست اما از دقیقه سه به بعد فیلم وارد سیر صعودی خودش میشه و این فرآیند تا حدود نیم ساعت اول ادامه پیدا می کنه و بیننده رو بیشتر با زندگی خانواده ستمن آشنا می کنه. اون اوایل کارگردان به خوبی ما رو تحت تاثیر قرار میده تا حس کنیم هیچ چیز نمی تونه قانون این خانواده رو در هم بشکنه اما در آخر میشود آنچه باید بشود!
    یه روز که دوشنبه از خونه خارج میشه و از قضا روز

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    برای ارتقا شغلی خواهرا هست، شبش اون به خونه برنمی گرده و همه در عجب از این اتفاق می مونن که یعنی چه اتفاقی برای دوشنبه افتاده؟!
    جدای از هنر خاص کارگردان برای نشون دادن اتفاقات اون طور که واقعا نیستن و فریب بیننده، باید از بازی نومی راپاس تقدیر بسیار ویژه ای کرد! همین که در هفت نقش متفاوت بازی کرده و دیوانه نشده خودش جای تقدیر و تشکر داره. اون گیج و سردرگم نشده و تونسته برای هر خواهر شخصیت خاص خودش رو به خوبی نشون بده و علاوه بر همه اینا، نومی به طرز عجیبی در انتقال حس به کسی که داره تماشاش میکنه موفقه و اینو در فیلم دختری با خالکوبی اژدها به خوبی به همه ثابت کرده. تیم بازیگری این فیلم بسیار کامله، البته با فاکتور گرفتن از پال سوره هاگن، یکی از نقش های منفی و چندش که به طرز غریبی در نقشش اغراق کرده و تقریبا گند زده به سکانس هایی که توش بازی کرده!
    [​IMG]
    کارگردان به خوبی تونسته جامپ اسکمپر های یه فیلم مهیج رو کنترل کنه طوری که نه توی ذوق بزنن نه اونقدر کم باشن که ما خوابمون ببره و این فیلمو به مجموعه ای از تصاویر شگفت آور و مهیج تبدیل کرده که برای بار اول بسیار از دیدنش لـ*ـذت خواهید برد. یکی دیگه از نقات قوت فیلم طرح و پیرنگ بسیار مناسب داستانیه اونه که تا دقیقه آخر میخکوبتون می کنه و اصلا نمیذاره حدسی در مورد منشا اتفاقات خانواده ستمن داشته باشید. همچنین کارگردان با بی رحمی تمام سعی کرده کاری کنه که شما به تک تک شخصیت ها دلبسته بشید و بعد اونا رو از فیلم خارج می کنه تا بدونید که از انجام هیچ کاری توی این فیلم پروا نمی کنه! به شخصه از بین خواهرا عاشق جمعه و چهارشنبه بودم که پایان غیرمنتظره ای براشون رقم خورده بود، اونم توسط شخص آقای کارگردان!
    اما نقاط ضعف که به نسبت فیلمای این روز هالیوود تقریبا ناچیز و کمن! اول از همه، ناشناخته باقی موندن سرانجام پدربزرگ خانواده چیزیه که هنوز که هنوزه منو آزار میده... کارگردان کاری که میخواست از پدربزرگ کشید و اونو دور انداخت! اما چرا؟!
    همچنین فیلم هیچوقت دلیل این همه مخفی کاری و مکر و حیله خانم گلن کلوز رو در نقش سیاستمدار مشهور برامون باز نمی کنه، که چرا این خانم انقد تونسته بی رحم باشه و این کارو با همنوعان خودش بکنه؟! ( به دلیل احتمال لو رفتن داستان نمی تونم بگم چه کاری :aiwan_lightsds_blum: )
    فیلم بهره خوب و مناسبی از جلوه های بصری و همچنین موسیقی بسیار جالب خودش بـرده که به شدت شما رو غرق در خودشون میکنن.
    در مجموع، چه بر سر دوشنبه آمده فیلمیه که تا ابد هم فراموشش نخواهم کرد و هیچ وقت توی حافظه من مثل اون تکرار نخواهد شد.
    ***​
    لینک تریلر فیلم در آپارات:

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

     
    Seniorz و Asal km از این پست تشکر کرده اند.
  3. *AFSOON*

    *AFSOON* کاربر افتخاری + شاعر انجمن کاربر افتخاری شاعر انجمن

    333
    11,284
    امتیاز:
    631
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نوازنده
    محل سکونت:
    زمین
    و این بار...
    تنها فیلمی که سال ها بعد از تماشای تایتانیک تونست برای بار دوم اشکو از چشام سرازیر کنه :aiwan_light_heart:
    ***

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید


    نام فیلم: سقوط (The Fall)
    ژانر: تراژدی، فانتزی
    کارگردان: تارسم سینگ
    بازیگران: لی پیس
    کاتینکا اونتارو
    سال انتشار: 2006
    ***
    سقوط... سقوط... فیلمی که نوشتن دربارش خیلی برام سخته، آخه چی می تونم بگم؟! این فیلم، صرفا یه فیلم نیست... مخلوطی از رویا، خیال، اشک و لبخند و امید و تاریکی و روشنیه، این فیلم، فقط یه فیلم نیست!
    فیلم با سکانسی از سقوط مردی با اسبش از روی یه پل بسیار بلند آغاز میشه، و این میشه پیش درآمدی بر زندگی شخصیت اصلی داستان، روی والکر با بازی لی پیس. روی یه بازیگر بدلکار در آستانه شهرته اما پرت شدن از روی پل در حین فیلمبرداری باعث میشه که اون از کمر به پایین فلج بشه، شغل و شهرتشو از دست بده و نامزدش با یه هنرپیشه معروف تر از اون، نامزد کنه. تصورشم سخته که اگه این اتفاقات برای خود من میافتاد چی کار می کردم، روی در آستانه یه دوره خیلی وحشتانک از زندگیشه. اون توی بیمارستانی کوچک در نزدیکی یه کلیسای کوچک بستریه و یه روز از قضا با دختری پنج ساله به نام الکساندرا آشنا می شه که یه تبعه رومانیاییه و حین کار در باغ و میوه چیدن از روی درخت پرت شده و دستش شکسته. روی و الکساندرا کم کم صمیمی میشن و روی شروع به گفتن داستان برای الکساندرا میکنه، توی گیر و دار قصه گفتن روی و شنیدن و تصور و خیال الکساندرا از قصه، اتفاقات عجیبی توی دنیای واقعی و بیمارستان می افته، تا جایی که قصه و خیال و واقعیت در هم تنیده میشن و به جاهای حساسی می رسن.
    [​IMG]
    نکته عجیب و دلچسب فیلم اینه که تمام قصه و اتفاقات از چشم الکساندرای پنج ساله هستن، مثلا وقتی که روی شروع به تعریف کردن داستان اصلی و تلخ خودش می کنه، که در اون یه دزد دریایی می خواد برای گرفتن انتقام برادرش با پادشاه ظالم اودیوس بجنگه و در این راه از یک ایتالیایی کارکشته در مواد منفجره، یک بـرده سیاه فراری، یک مرد هندی شمشیر بدست، چارلز داروین (دانشمند مشهور) و میمونش (والاس)، و دست آخر یک صوفی که از دل یک درخت بیرون میاد و به آنها میپیونده، کمک میگیره. الکساندرا شروع به تصور و خیال داستان می کنه و هرکیو هر طور که دلش بخواد جای شخصیت های اصلی و فرعی قصه می زاره، اون روی رو در نقش دزد دریایی و کادر بیمارستانو در نقش بقیه آدمای قصه تصور می کنه و این موضوعیه که تارسم سینگ، کارگردان پرشور فیلم از اون به زیبایی برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب استفاده کرده. گذشته از این لی پیس، که سابقه بازی در فیلم خوبی مثل نگهبانان کهکشان رو در کارنامه خودش داره، در این فیلم هم به خوبی درخشیده و نقش یه آدم افسرده ی تنهای دلخور از دنیا و خدا رو واقعا درخشان بازی کرده. اما کاتینکا، بازیگر پنج ساله نقش الکساندرا که خودش به تنهایی بار عظمت و شیرین زبونی های این شخصیت عجیبو به دوش میکشه، جزو 100 شخصیت تکرار نشدنی در بین فیلم های مورد علاقه منه. جالبه که در مورد کاتینکا بگم اون اصالت رومانیایی داره و موقع بازی در فیلم سقوط هنوز در حال یادگیری زبان انگلیسی بوده و به سختی میتونسته حروف انگلیسیو بخونه و همین هم میشه نقطه مثبت اون برای کارگردان تا این دخترو برای ایفای نقش الکساندرا انتخاب کنه. فیلم روا و پیرنگ بسیار جذابی داره و سیرش ترکیب لـ*ـذت بخش و مناسبی از صعود و سقوطه. مهم اینه که این اثرو می تونه در نیم ساعت پایانی که تایم طلایی هر فیلم محسوب میشه، شما رو به خودش میخکوب کنه و کاریزمای عجیبی در تک تک صحنه ها و تک تک شخصیت های بیاد موندنی و دوست داشتنیش ایجاد کنه تا شما ناراضی از فیلم دیدنشو به پایان نرسونید.
    [​IMG]
    تارسم سینگ که معتقد بود برای چنین فیلمی نباید از جلوه های ویژه استفاده کرد، فیلمبرداری این اثرو در 18 کشور مختلف و در طی 4 سال به انجام رسوند که خودش این فیلمو به اثری ارزشمند تبدیل کرده چرا که ما در فیلم شاهد مجموعه ای از لوکیشن های واقعی، جذاب، طبیعی و گوناگون هستیم، از جزایر خوش آب و هوا تا کوهپایه ها و قصر ها و کریدور های باستانی که به نظر من انتخاب هایی شگفت آور برای لوکیشن فیلم بودن. کاگردان، ذوق هنری خودشو با فیلم ترکیب کرده و با استفاده از رنگ ها و نماها و نشان های قومی یا قبیله ای مختلف روح تازه ای به فیلم خودش بخشیده. مثلا محدوده شهری که اودیوس توش زندگی می کنه آبیه اما هر چی که شخصیت های قصه به قصر اون نزدیک میشن فضا تاریک تر و سرخ تر میشه. فیلم، موسیقی زیبایی داره که ضرباهنگش تا حدودی با صحنه و سکانس هماهنگه و تونسته تا حد رضایت بخشی تصاویر رو در بر بگیره و در اون ها تنیده بشه. همون طور که گفتم، سقوط تنها یه فیلم نیست، سقوط اونقدر رنگ و طرح و جون داره که باورم نمیشه همش قصه و بازی باشه. فیلم داستان سقوط و تولد دوباره یه مرده افسردست، سقوط داستان امید و زندگیه!
    [​IMG]
     
  4. *AFSOON*

    *AFSOON* کاربر افتخاری + شاعر انجمن کاربر افتخاری شاعر انجمن

    333
    11,284
    امتیاز:
    631
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نوازنده
    محل سکونت:
    زمین
    اولین نقد من از یه انیمیشن، اونم انیمیشنی بسیار زیبا که درجه یک بودنش خیلی هامونو شوکه کرد :campe45on2:
    ***
    [​IMG]
    نام انیمیشن: مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spider-Verse)
    ژانر: مهیج، فانتزی، کمدی
    کارگردان:
    باب پرسیتجی
    پیتر رمزی
    رودنی روثمن
    بازیگران: شمیک مور
    لیو شرایبر

    ماهرشالا علی
    برایان تایری هنری
    جیک جانسون
    هیلی استاینفلد
    سال انتشار: 2018
    ***
    اسپایدرمن جزو شخصیت هاییه که تقریبا همه دنیا دوستش دارن و این علاقه عجیب مردم بهش دستخوش کارگردانان و تهیه کنندگان هالیوودی شد تا نسخه های متفاوتی از اونو راهی سینما ها کنن تا مردم از دیدن پیتر پارکر محبوب روی پرده نقره ای حسابی سرخوش بشن، از جمله اقتباس های سینمایی معروف از روی شخصیت و زندگی پیتر پارکر میشه به سه گانه مرد عنکبوتی و سه گانه مرد عنکبوتی شگفت انگیز اشاره کرد که فک نکنم کسی باشه که ندیده باشدشون. نکته اینجاست که بعد اون همه فیلمی که از زندگی پیتر ساخته شد دیگه همه کل فراز و نشیب های فیلمو حفظ شدن و فیلم ها از جذابیت خودشون افتادن، چون مخاطب می دونست که عمو بن قراره بمیره، می دونست که پیتر مرد عنکبوتی میشه، می دونست که عاشق مری جین میشه و بار ها و بار ها دنیا رو نجات خواهد داد. علاوه بر همه این ها خط داستانی کلیشه ای، شخصیت پردازی نامناسب و شوخی های یخمک و پشمک گونه فیلم ها باعث شدن که اونا با همون سرعتی که محبوب شدن، از چشم بیننده ها بیفتن، آخه مخاطب ها منتظر یه چیز متفاوت بودن، قصه ای که فرق کنه، قصه ای که روح داشته باشه و باهاشون ارتباط برقرار کنه. این انتظار تا سال 2018 و اکران انیمیشن مرد عنکبوتی به طول انجامید تا اینکه این انیمیشن به اکران رسید و مخاطبان سینما و متقدان رو یکی بعد از دیگری به تعجب وادار کنه! شاید این انیمیشن، شاهکاری بود که بعد اون همه افتضاح در قصه پیتر پارکر، جهان انتظار ظهورشو نداشت.
    [​IMG]
    نکته مهم: خط داستانی این انیمیشن صد و هشتاد درجه با خط فیلم ها متفاوته و همین یه شوک خیلی عجیب بهمون وارد می کنه. شخصیت اول این قصه پیتر پارکر نیست! در عوض و در کمال تعجب یه نوجوان دبیرستانی باحال به اسم مایلز مورالز هست که یه دایی باحال تر از خودش به اسم دایی آرون داره. یه شب که اون همراه داییش میره به ایستگاهی از کار افتاده در متروی شهرش، نیویورک، خیلی اتفاقی یه عنکبوت عجیبو غریب دستشو می گزه و این میشه شروع دردسر های مایلز. اون هم با مشکلات پارکر جوان مواجه میشه، دست هایی که به شیشه یا حتی موی دختر مورد علاقش میچسبن و جدا هم نمیشن، کله ملق زدن روی دیوار های کالج قدیمی، شنیدن صداهای عجیب توی مخ و غیره و غیره. تا اینکه یه شب خیلی اتفاقی گذرش به محل درگیری مرد عنکبوتی، همون پیتر پارکر با گرین گوبلین میفته. اون شاهد سر رسیدن یه گولاخ وحشتناک به اسم کینگ پن میشه که تا سر میرسه، یه مشت خیلی جانانه میکوبه تو صورت پیتر که مجروح رو زمین افتاده و روز بعدش توی خبر اعلام می کنن که ناجی نیویورک، اسپایدرمن، در حادثه زلزله جان خودشو از دست داده! فقط تصور کنید... انیمیشن مرد عنکبوتی اونم بدون مرد عنکبوتی؟! مگه میشه؟ اصلا امکان داره؟! مگه میشه پیتر پارکری نباشه؟! آخه چطور؟! جواب این سوالا در چهل و پنج دقیقه دوم به دستتون میرسه. کینگ پن به دلایلی یه سری دریچه به جهان های موازی باز میکنه و طی اتفاقاتی جاب و مهیج، پنج شخصیت عنکبوتی
    که در جهان های موازی زندگی می کردن، به دنیای مایلز کشیده می شن تا در ازای از دست دادن پیتر پارکر جوان توی قصه، صاحب شش تا عنکبوت بشیم. این پنج شخصیت وحشتناک جذاب همه عشق مخاطب میشن، قول میدم بهتون. تصور کنید... یه مرد عنکبوتی که از 1933 اومده و توی دنیای سیاه و سفید زندگی میکنه و لباساشم سیاه سفیده، یه زن عنکبوتی بسیار زیبا که مثه بالرین ها انعطاف پذیر و باشکوهه، یه دختر ژاپنی با ربات عنکبوتی باهوشش، یه خوک عنکبوتی به اسم پیتر پورکر (!) که حرف هم میزنه، و در آخر، یه پیتر پارکر که قیافش کپی پیتر پارکر اصلیه، فقط 9 سال پیر تره، کند تره، یه شکم گنده داره، عاشق فست فوده، خیلی بانمکه و موهاش بلوند نیست! این تیم شخصیت های انیمیشنی هستند که منتقدان بهش لقب معجزه سونی پیکچرز رو دادن.
    [​IMG]
    بهترین و بزرگ ترین نقطه قوت انیمیشن، صدا گذاری قوی اونه. انگار که کارگردانان با توجه به حجم و گستره صدای تک تک بازیگرا، شخصیت های کارتونی رو میلی متری و دقیق طراحی کردن تا صدای اونا علاوه بر صدای زمینه، هماهنگی عجیب و غیرقابل باوری با موشن قصه داشته باشن. انیمیشن تصویر سازی خیلی جالبی هم داره، که پنی پارکر، دختر ژاپنی عنکبوتی رو به سبک انیمه های ژاپنی دوبعدی به تصویر کشیده و از استاپ موشن های معمول ژاپن و انیمه هاش روی این دختر کار کرده و همچنین خوک عنکبوتی رو با حال و هوای باگزبانی و قصه هاش طراحی کرده، مرد عنکبوتی 1933 رو کاملا دهه 30 یا چهلی و از مد امروزی افتاده و زن عنکبوتی رو هم حدالامکان ظریف و جذاب. موزیک کاملا متفاوت و بسیار عجیب و عمیق هم در تک تک صحنه ها تنیده شده، بر خوب بودن این اثر دامن میزنه. اگر این اثرو دیدید که هیچ، اما اگر ندیدید و با خوندن این مطلب قصد دیدن کردید، حتما به صحنه تاب خوردن مایلز در نیویورک و رفتنش به سمت محل درگیری کینگ پن و عنکبوتی ها دقت کنید، به موزیک و کلماتی دقت کنید که می گن: "سلام به خطر، سلام به خطر... شاید دیوانه به نظر بیام، یا احمق، یا یه ترسوی از خود راضی، اما من یه قهرمانم، شاید قهرمان بودنم یه جوک به نظر برسه، شاید خودمو گم کنم، اما من خود خطرم، سلام به خطر، سلام به خطر..."
    فقط می تونم بگم که موزیک خوب و جذاب و هماهنگ هم یکی از هزاران نقات قوت این اثر بیاد ماندنی و تاریخیه.
    [​IMG]
    این انیمیشن تونسته در نود و یکمین دوره جوایز اسکار، جایزه بهترین انیمیشن بلند رو به خودش اختصاص بده و همچنین همین جایزه رو در جشنواره های گلدن گلوب و بفتا ببره، انیمیشنی که از هوادارانش امتیاز 97 از 100 و از منتقدین 89 از 100 رو دریافت کرده و بهترین انیمیشن تاریخ لقب گرفته. با توجه به هنپیشه های کار درست، موشن قوی، داستان قوی تر، شخصیت پردازی قوی تر تر و کاریزمای بیش تر تر تر، به عنوان یه دوستدار سینما که هنوزم انیمیشنو ترجیح میده، دیدنشو بهتون جدا توصیه می کنم.
     

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 8)