نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

تاراج گفته‌ها|فاطمه صفارزاده کاربر انجمن نگاه دانلود

شروع موضوع توسط فاطمه صفارزاده ‏22/9/18 در انجمن داستانک

  1. فاطمه صفارزاده

    فاطمه صفارزاده مدیر تالار ادبیات + ویراستار انجمن عضو کادر مدیریت مدیر تالار ویراستار انجمن

    9,382
    36,084
    امتیاز:
    901
    تاریخ عضویت:
    ‏22/2/18
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    متقلب و محصل
    محل سکونت:
    کجا؟
    «تاراج گفته‌ها~عشق اول~دهمین داستانک»
    «عاشقانه»

    «نوزدهم ماه برگ‌های زرد، یازدهمین سال»
    همیشه می‌گفت. او، عشق من، همیشه می‌گفت: «عشق اول و دوم ندارد. یک‌بار عاشق می‌شوی.»
    و من وقتی با خنده می‌پرسیدم: «خودت گفتی؟»
    هرچند قبلاً پرسیده بودم؛ اما او صبورانه جواب می‌داد: «تو

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    عصر یخبندان خوندم.»
    و من حتی اسم این

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    را هم نشنیده بودم.
    رعنا می‌گفت: «عشق کلمه‌ی قشنگیه؛ اما درست مثل درد که کلمه‌ی سه‌حرفی‌ایه، درد داره.»
    رویا هم با همان خیال‌بافی همیشگی جوابم را داد: «عشق یه حس قشنگه که نصیب هرکسی نمیشه. البته من منظورم یه عشق اصیله. یه عشقی که تموم ویژگی‌های عشقو داشته باشه.»
    آه خدای من! حرف مادر را فراموش کردم.
    مادر می‌گفت: «عشق کلمه‌ی قشنگیه؛ اما بهتره اون طرفو دوست داشته باشی تا عاشقش باشی.»
    چرا نگفته ادامه‌اش می‌داد.
    مادر: «چون عشق اون‌قدری ‌رفتارت می‌کنه که دیگه نمی‌تونی ترکش کنی حتی اگه کاری کنه که دیگه نخوایش باز دلبسته و وابسته‌ش می‌مونی.»
    چه می‌گفتم؟ می‌گفتم دیگر گفتی مادر؟! من دیگر عاشق شده‌ام؟

    [با اجازه از

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    که اسم

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    و دیالوگشو استفاده کردم.]
     
    Morteza4444, PrAiSe, FATEME078 و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.