نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

الاکلنگ

شروع موضوع توسط salin ‏7/1/18 در انجمن اشعار کودکانه کاربران

  1. salin

    salin کاربر فعال عضو انجمن

    878
    2,336
    امتیاز:
    391
    تاریخ عضویت:
    ‏31/12/16
    جنسیت:
    زن
    یه روز خوب نازنازی
    میون یک شهر بازی

    بچه های زبر و زرنگ
    نشسنه بودند رو الاگلنگ

    پویا و علی باهم
    رفتن یک طرف الاکلنگ

    اون طرفش رضا
    نشسته بوده تنها

    اومد مامان رضا
    گفت یه چیزی به بچه ها

    قانون بازی اینه
    هرسو کسی میشینه

    الاکلنگ نمیشه سه نفره
    اینجوری تعادل بهم میخوره

    یکی بالا بکی پایین
    بازی نمیشه این چنین

    اینجوری خطر داره
    یه عالمه دردسر داره

    باید درست نشت رو صندلی
    نمیشه دوتایی یا برعکس بشینی

    باید دسته رو خوب بگیری
    تا اینکه خم نشی نیفتی

    حالا نشته پویا
    روبروش رضا

    بعد از پویا علی اومد
    روبروی رضا نشست

    شاد بودند و می خندیدند
    بالا و پایین می پریدند