نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

آموزشی خاطره نگاری

شروع موضوع توسط ZahraHayati ‏6/1/18 در انجمن داستانک

  1. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    ب- راوی

    نویسنده بهتر است پس از یافتن سوژه مورد نظر خود، برای نگارش خاطره، نوع راوی را هم به نسبت خاطره و متناسب با موضوع آن تعیین كند. در این بخش همان طور كه گفته شد، تا حد امكان سعی كنید از «راوی سهیم در ماجرا» برای بیان خاطره استفاده كنید و فقط در صورتی از «راوی ناظر بر ماجرا» استفاده كنید كه شخصیت پردازی و نشان دادن ابعاد روحی و روانی شخصیت اصلی لازم باشد. با این توضیح كه راوی سهیم در ماجرا نمی‌تواند ذهنیت‌ها و ویژگی‌های روحی خود را بیان كند، زیرا در این صورت كار بسیار غیر قابل باور خواهد بود؛ در صورتی كه اگر راوی شخصیتی ناظر بر ماجرا باشد و از شخصیت اصلی خاطره متمایز باشد، می‌تواند در خلال شرح حوادث، ویژگی‌های روحی و فكری شخصیت اصلی خاطره را نیز شكافته، او را روانكاوی كند تا به این وسیله خواننده را بیشتر درگیر خاطره خود كند.
     
  2. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    ج‌ـ نوع خاطره

    در این بخش، نویسنده باید با توجه به موضوع، كلی‌نگر و جزئی‌نگر بودن خاطره خود را مشخص كند و آن را در یكی از این دو قالب به رشته تحریر درآورد:
    1- اگر خاطره او دارای حادثه نادر و جذابی باشد، باید با كم كردن شاخ و برگ روایت، نقش حوادث را برجسته كند و خاطره را به صورت كلی‌نگر بنویسد.
    2- اگر هم خاطره‌اش نسبتاً عادی و معمولی باشد، می‌تواند با دقت در جزئیات صحنه‌ها، فضاسازی‌های ماهرانه و شناساندن شخصیت‌های خاطره برای مخاطب، ضعف «اندك بودن سیر حوادث» را بپوشاند.
     
  3. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    د ـ آغار خاطره

    نویسنده خاطره می‌تواند به چند روش خاطره را شروع كند؛ روش‌هایی كه حتی شما هم می‌توانید پدید آورنده برخی از آنها باشید. اما برای آن كه بتوانید تا هنگامی كه به پختگی نسبی در این كار دست می‌یابید، به سادگی خاطره‌ای را كه در ذهنتان وجود دارد بر كاغذ بیاورید، چند نمونه از روش‌های آغاز نوشتن خاطره را ذكر می‌كنیم، اما شما ملزم به استفاده از این روش‌ها نیستید.
     
  4. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    شروع به كمك عبارت‌های كلیشه‌ای
    همیشه بین زمان تصمیم‌گیری برای نوشتن و زمان قلم به دست گرفتن، فاصله‌ای هست كه باید سعی كنید آن را به حداقل برسانید. اگر این فاصله زمانی زیاد شود، سبب تنبلی، سستی اراده و دور افتادن از موضوع مورد نظر جهت نوشتن می‌شود. برای جلوگیری از این كار و كم كردن فاصله می‌توانید فعلاً از برخی عبارت‌های كلیشه‌ای برای شروع خاطره استفاده كنید تا به قول معروف «استارت كار زده شود» و مشكل شروع نوشتن را نداشته باشید.

    عبارت‌هایی كه می‌توانید برای شروع خاطره نویسی از آنها استفاده كنید، اینها هستند:
    1- استفاده از یك زمان: «صبح بود» یا «تابستان سال 48 بود»..
    2- استفاده از یك صحنه ساكن و سپس جان بخشیدن به آن: «من و مجید لب شط نشسته بودیم كه»..
    3- استفاده از یك رویداد تاریخی: «در جریان جنگ تحمیلی»..
    4- استفاده از یك مقطع سنی تحصیلی: «كلاس اول ابتدایی بودم»..
    5- استفاده از وضعیت هوا: «سه روز متوالی برف باریده بود‌» یا «هوا ابری بود»..
    6- استفاده از یك مقدمه: «كار كردن در یك مدرسه استثنایی مشكل است اما به انسان آرامش و رضایت خاطر می‌دهد. در یكی از مدارس استثنایی تهران كار می‌كردم»..
    7- استفاده از یك توضیح مختصر: «در سال‌های خیلی دور، مدیر یكی از دبیرستان‌های اراك بودم. یك روز از دروازه شهر جود راه افتادم به سمت مدرسه كه» ‌یا «چهار سال اسیر بودم . یك روز در زندان»..
    8- معرفی یك شخصیت: «او هم مهاجر بود. از مهاجرانی كه به خاطر ویران شدن خانه و كاشانه‌شان به دست عراقی‌ها، به دیگر شهرها و روستاها مهاجرت كرده بودند.» یا «موجود عجیبی بود. اسمش رضا بود»..
    9- استفاده از یك اتفاق: «در سال 1360 در شهداد كرمان زلزله شدیدی رخ داد»..
    10- استفاده از مكان: «نزدیك مرز عراق بودیم»..
    11- استفاده از یك توصیف یا صحنه‌پردازی: «بادی سرد زوزه‌كشان خودش را به پنجره كلاس می‌زد كه به جای شیشه با مقوا بسته شده بود»..
    12- «یادش بخیر آن روزها …» یا «عجب روزهایی بود»..
    13- «یادم می‌آید كه» …
    14- «هیچ وقت یادم نمی‌رود» …
    15- «در خاطرم هست كه» …
     
  5. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    تفاوت گزارش و خاطره نویسی:

    1- خاطره فقط قسمتی از محدوده زمانی را در برمی‌گیرد كه در آن اتفاق برجسته یا حادثه خاصی روی داده باشد یا فكری جذاب در زمانی محدود به ذهن انسان خطور كرده باشد. اما گزارش، شرح دیده‌ها و شنیده‌هایی است كه درباره یك موضوع خاص توسط گزارشگر انتخاب می‌شود.

    2- نثر گزارش معمولاً حالت صمیمیت و سادگی و بی‌تكلفی نثر خاطره را ندارد. در گزارش نویسی معمولاً سعی می‌شود ترتیب و توالی اجزای جمله به صورت نسبی رعایت شود. اما در خاطره نویسی، نویسنده بدون تكلف و با رعایت نكاتی محدود جمله‌ها را به هر صورت كه بخواهد، به دنبال هم می‌آورد.

    3- گزارش، بسیار واقعگرایانه از خاطره است؛ یعنی، اگر چه در خاطره نویسی باید از خیالپردازی دوری كرد، گاهی می‌توان ذهنیت‌های شخصیت یا شخصیت‌های خاطره را هم در خلال خاطره به كار برد؛ در صورتی كه گزارش نویسی ثبت دیده‌ها و شنیده‌هاست و گزارش نویس نمی‌تواند ذهنیات، احساسات و عواطف انسان‌ها را بیان كند.
     
  6. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    مقايسه تحليلي خاطره نگاري با تاريخ شفاهي
    خاطره، از جمله مواد و مصالح مورخ در تحقيق تاريخي و همچنين، بنياد تاريخ شفاهي، به عنوان روشي متفاوت در تاريخ نگاري، مي باشد. خاطره نگاري با شيوه ها و قالب هاي مختلف، سابقه اي طولاني در تاريخ فرهنگ و ادب ايران دارد. در سال هاي اخير، به دلايل متعدد، در ميان طيف وسيعي از رجال و شخصيت ها، سنت قديمي خاطره نويسي در اشکال گوناگون آن، رواج يافته است. از سوي ديگر، فرآورده هاي روش علمي تاريخ شفاهي، به عنوان يکي از جديدترين روش هاي گردآوري داده هاي تاريخي موردنياز مورخان و محققان تاريخ، جامعه شناسي و روان شناسي، رو به افزايش نهاده است. در اين ميان، برخي، عنوان تاريخ شفاهي را بر انواعي از خاطرات نيز اطلاق مي نمايند. بنابراين، شناخت خاطره، خاطره نويسي و تاريخ شفاهي، به منظور بررسي تطبيقي و مقايسه تحليلي اين دو، ضرورت دارد. پرسش کليدي، اين است که آيا اطلاق عنوان تاريخ شفاهي بر انواع خاطره (خودنگاشت، ديگر نگاشت، مکتوب و شفاهي) از نظر علمي صحيح است؟ اين، در حالي است که خاطره نويسي و تاريخ شفاهي از ابعاد ماهيتي، ساز و کار و کارکرد، تفاوت هاي اساسي با يکديگر دارند. اين مقاله، بر آن است تا با ارايه تعاريف رايج خاطره، خاطره نگاري و انواع آن، به تشريح کارکردها و مقايسه ويژگي ها، تمايزها و تفاوت هاي خاطره نگاري با تاريخ شفاهي، بپردازد. افزون بر اين، اشاره کوتاهي هم به حافظه، به عنوان ظرف خاطره شده است.
     
  7. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    حسب حال ننوشتي و شد ايامي چند
    محرمي کو که فرستم به تو پيغامي چند

    يکي از متنوع ترين انواع ادبي که در متون ادب فارسي بسيار رايج مي باشد ،حسب حال نويسي است ،که اغلب اوقات در لابلاي آثار گذشتگان و نويسندگان معاصر به صورت وصفي و گاهي به جنبه ي روائي به چشم مي خورد .
    حسب حال نويسي همچنان که از نامش پيداست ،به نوشته يا سروده اي اطلاق مي شود که نويسنده يا شاعر ،درباره ي اخلاقيات و روحيات به ويژه در تألمات روحي و معنوي و وضع زندگي و کيفيت معاش خود، قلم فرسائي کرده و شرح احوال کنوني و سوانح حوادث شخصي و تيمار خواري زن و فرزند و ذکر پيري و حسرت بر جواني خود را در حالت غم و تنهايي خويش به تصوير بکشد .و در حقيقت نوعي بديهه گويي بکند .
    از نظر معاني لغوي نيز ترکيب حسب حال در معاني فوق وضع شده است چنان که مرحوم دهخدا ،در لغت نامه ي جامع خود مي نويسد :«حسب حال (ترکيب اضافي )وقايع روز ،حوادث جاريه ،احوال کنوني ،شعري که در وقايع حاضره ،گويند .
     
  8. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    بنابراين ،حسب حال نويسي و تذکره نويسي نيست ؛بلکه نوعي از «اتوبيوگرافي »آنهم در حالت مخصوص و تألمات روحي و معنوي به شمار مي آيد ،که شاعر و نويسنده تحت تأثير عواطف قرار گرفته و احوال کنوني خود را نجوا مي کند .از قلم و بيان بسياري از نويسندگان و سرايندگان ادب فارسي نيز مي توان همين مفهوم را از ترکيب حسب حال برداشت نمود ،چنان که نويسنده ي تواناي چهار مقاله ؛حسب حال را با بديهه گويي مترادف مي آورد و مي نويسد :«اما بايد دانست که بديهه گفتن رکن اعلي است در شاعري ،و بر شاعر فريضه است که طبع خويش را به رياضت بدان درجه رساند ،که در بديهه معاني انگيزد ،که سيم از خزانه به بديهه بيرون آيد و پادشاه را حسب حال به طبع آورد و اين همه از بهر مراعات دل مخدوم و طبع ممدوح مي بايد و شعرا هر چه يافته اند از صلات معظم به بديهه و حسب حال يافته اند .»
     
  9. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    چنان که واضح مي نمايد ،تعبير عروضي از حسب حال ،بديهه گويي است ،يعني شاعر مناسب احوال کنوني و به مقتضاي واقعه ،شعري بسرايد و ذکر وقايع حاضره و حوادث جاريه نمايد .
    خاقاني چندين بار در مفاهيم ياد شده اين ترکيب اضافي را به کار مي برد ،از آن جمله مي گويد :

    گوش کن حسب حال خاقاني
    گر چه او ژاژ بيشتر خايد

    هر چه دارد ضمير خاقاني
    در غمش حسب حالي افتاده است

    نظامي گنجوي نيز در چند بيت از آثار گران قدرش حوادث جاريه و اتفاقات روزانه را حسب حال مي نامد و مي گويد:

    گزارنده ي حرف اين حسب حال
    ز پرده چنين مي نمايد خيال

    خواند به مثل چو درّ مکنون
    بيتي که به حسب حال مجنون

    به حسب حال من پيش آورد ساز
    بگويد آنچه من گويم برو ناز

    ياران صفت مقال گفتند
    ويشان همه حسب حال گفتند

    مسعود سعد نيز حسب حال را در چنين مفهومي به کار مي برد :

    امروز ياد خواهم کردن ز حسب حال
    يک داستان که دهر چنان داستان نداشت
     
  10. ZahraHayati

    ZahraHayati ویراستار آزمایشی ویراستار آزمایشی

    5,862
    58,894
    امتیاز:
    1,021
    تاریخ عضویت:
    ‏3/7/16
    از گفته ي عطار هم مي توان اين معاني مورد نظر را از ترکيب حسب حال فهميد:

    گفتمش چيست گفته ي عطار
    گفت پند است و حسب حالي چند

    بنابراين حسب حال نويسي به نوشته يا سروده اي اطلاق مي گردد ،که نويسنده يا شاعر پستي ها و بلندي هاي روزانه ي خود را در تألمات روحي به رشته ي تحرير در آورد و همچنان که در شواهد مثالي متعدد مشاهده مي شود ،اين نوع نوشته ها که در اغلب سروده هاي بزرگان ادب فارسي جلوه گري مي کند ،بيشتر در ضمن قصايد مدحيه -براي عرض حال به ممدوح -و مقدمه ي داستان ها يا در اثناي مقطعات و اشعار اخلاقي -به صورت شکوائيه ها و اعتذاريه ها -و به صورت غزليات گلايه آميز از زندگاني و اوضاع و احوال روز سروده مي شود و مي توان از اين نوع سروده ها به عنوان راهنماي خوبي براي اطلاع بر احوال کنوني و خصوصيات زندگي شاعر استفاده کرد ،و از نظر انطباقي که با مراحل گوناگون و مختلف زندگي هر فرد دارد ،شيرين و خواندني است .
    و با توجه به گستردگي اين نوع سروده ها مي توان گفت :حسب حال نويسي بين شاعران روشي معمول و سنتي شايع شده است و کمتر کسي از شاعران مي توان پيدا کرد که به نوعي به اقتضاي حال و زمان حسب حالي ننويسند و حتي بعضي از شعرا از نوشتن چنين سروده هايي ،راه گريزي نمي دانند .چنان که جمال الدين اصفهاني مي گويد :

    سپهر قدرا بشنو ز حال من دو سه بيت
    که شاعران را از حسب حال نيست گريز

    و در جايي ديگر همين شاعر آن را سنّتي مسنون (روشي رايج و معمول )براي شاعران مي داند :

    ز حال خويش کنون چند بيت خواهم گفت
    که شاعران را آن هست سنّتي مسنون