نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

رمان هدیه‌ی اجباری (جلد دوم رمان هستی ام را نگیر) | م.عبدالله زاده کاربر انجمن نگاه دانلود

شروع موضوع توسط ♥م.عبدالله زاده♥ ‏16/11/17 در انجمن در انتظار ویرایش

سطح رمان رو چطور می بینید؟پایان رمان چطور تموم میشه؟

  1. عالی

    56.5%
  2. متوسط

    23.5%
  3. بد

    2.6%
  4. پایان خوش

    68.7%
  5. پایان بد

    7.8%
  6. پایان باز

    6.1%
فعال بودن نظرسنجی چندگانه
  1. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    به نام خالق یکتا

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    نام

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    : هدیه ی اجباری ( جلد دوم هستی ام را نگیر)

    نام نویسنده:مهساعبدالله زاده کاربر انجمن نگاه دانلود
    ژانر:عاشقانه،اجتماعی، مذهبی،تراژدی

    سطح

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    : پرطرفدار

    نام ناظر:NAZ_BANOW
    بررسی شده توسط FATEMEH_R
    خلاصه:
    مبینا دختری مهربان و خوش قلب در حوالی پیچ و خم زندگی اش ناگهان خود را در دره ی عمیقی از روزگار می بیند ،او باید با مرگ دست و پنجه نرم کند و تنها یک راه برای فرار از این مهلکه برایش باقی می ماند...

    ******************************************
    سلام دوستان عزیز، خیلی ممنونم که

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    بنده رو مهمون نگاه گرمتون کردید، این

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    جلد دوم

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    «هستی ام را نگیر»هست و داستان درباره ی زندگی مبیناست
    البته لازم به ذکره که دوستانی که این

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    رو دنبال نمی کردند هم میتونند این

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    رو مطالعه کنند چون داستانی کاملا مجزا نسبت به جلد اول داره!
    ضمنا ،ایده اصلی داستان بر اساس واقعیته و تنها جزئیات آن متفاوته"
    منتظر انتقادات و پیشنهاداتون هستم

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید


    نظر سنجی فراموش نشه

     
    آخرین ویرایش: ‏22/3/19 ساعت 02:52
    zahra.h.a, n.i.m.a, پریسا اسدی و 97 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. NAZ-BANOW

    NAZ-BANOW مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    902
    22,279
    امتیاز:
    671
    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/16
    شغل :
    دیپلم معماری
    محل سکونت:
    تبریز
    [​IMG]
    نویسنده ی گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما؛ سپاس از اعتماد و انتشار اثر خود در انجمن وزین نگاه دانلود .

    خواهشمند است قبل از آغار به کار نگارش، قوانین زیر را با دقت مطالعه نمایید:

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید


    دقت به این نکات و رعایت تمامی این موارد الزامی ست؛ چرا که علاوه بر حفظ نظم و انسجام انجمن، تمامی ابهامات شما ( چگونگی داشتن جلد، به نقد گذاشتن رمـان، تگ گرفتن، ویرایش، پایان کار و سایر مسائل مربوط به رمـان ) رفع خواهد شد. با این حال می توانید پرسش ها، درخواست ها و مشکلات خود را در

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید

    عنوان نمایید.

    پیروز و برقرار باشید.
    گروه کتاب نگاه دانلود
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏22/2/18
    zahra.h.a, پریسا اسدی, sm.mousavi70 و 51 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  3. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    مقدمه:
    ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ؛

    ﻳﮏ ﺭﻭﺯ …
    ﻳﮏ ﻣﺎﻩ …
    ﻳﮏ ﺳﺎﻝ …
    “ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺳﺖ”
    ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ
    ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ، ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    ﺍﻣﺎ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ،
    ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻳﺖ ندارند
    ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﺍﺷﻨد
    ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻧﺎﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ….
    ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﻯ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ!
    ﺍﻳﻦ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ؛
    ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﻭﻧﺪ
    ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ و ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ
    ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻫﺴﺖ…….

    بازم همون درد شدیدی که هر شب سراغم میومد، از خواب بی خوابم کرد.
    از روی تخت پایین اومدم و دستم رو روی شکمم فشار دادم، از درد چشمام رو روی هم فشار دادم و لبم رو به دندون گرفتم.
    بدون حرف و سر و صدا از اتاق خارج شدم و به سمت آشپزخونه رفتم، در اولین کابینت رو باز کردم و با درد زیادی که توی شکمم احساس می کردم جعبه ی قرص ها رو بیرون آوردم ، یک دفعه زیر شکمم تیر کشید ، روی شکمم خم شدم و جعبه قرص ها از دستم روی سرامیک های کف آشپزخونه افتاد و صدای بدی پیچید.
    مامان هراسان و با چشمای خواب آلود به سمتم اومد:
    -چی شده مبینا؟
    -هیچی ببخشید بیدارت کردم جعبه ی قرص ها از دستم افتاد
    -چی شده؟ چرا دنبال قرص میگردی؟
    -چیزی نیست یکم دلم درد میکنه دنبال مسکن میگردم
    -چرا قرص الکی میخوری؟بیا بریم بیمارستان
    -او مامان چرا بزرگش میکنی؟چیز مهمی نیست... الان خوب میشم قبلا هم این طوری شدم ،بایه قرص خوب میشم
    مامان دستم رو گرفت و من رو روی صندلی داخل آشپزخونه نشوند و بعد هم خودش، زیر کتری رو روشن کرد. فکر کنم میخواد از اون آب جوشه نبات های مخصوص خودش بهم بخورونه!
    -می خوایی بگی تا حالا چند بار این طوری شدی و تاحالا چیزی به من نگفتی؟
    -مامان ،نمی خواستم الکی ناراحتت کنم خودم که میدونم چیز مهمی نیست
    -خودت از کجا میدونی دختر؟ دوبار رفتی بیمارستان فکر میکنی میتونی تشخیص بدی چی خوبه چی بد؟
    -مامان جون پاشو برو بخواب منم الان خوابم میاد
    -نمیشه؛ باید بریم دکتر
    -الان نصفه شبی دکتر از کجا پیدا کنیم؟مطمئن باش اگه الان هم بریم بیمارستان یه سِرم بهم میزنن ،دست آخر هم تشخیص درستی نمیتونن بدن،فردا میرم پیش یه متخصص
    نمی خواست از موضعش کوتاه بیاد اما به اجبار گفت:
    -از دست تو،باشه فردا باهم میریم دکتر
    حالت لوسی به خودم گرفتم و لبهام رو جمع کردم و رو به سمتش گفتم:
    -بوچ بوچ
    یکی از نبات های شاخه ای زعفرانی رو داخل فنجون گذاشت و آب جوش رو هم روانه ی فنجان کرد، نبات رو داخل فنجون چرخوند و فنجون رو روبروم گذاشت
    -این رو تا ته بخور
    -چشم! من دیگه خوب شدم برو بخواب
    -اگه حالت بد شد بیدارم کن
    -باشه،شبت خوش
    -شب بخیر
    رفتن مامان رو با چشم دنبال کردم و فنجون داغ آب جوش نبات رو توی دستم گرفتم و به لبام نزدیک کردم .
    به سمت اتاقم رفتم و چراغ رو روشن کردم، روی گوشیم نگاه کردم، ساعت نزدیک پنج صبح بود.صدای اذان از مناره های مسجد که گلدسته هاش از پنجره ی اتاقم مشخص بود به گوش می رسید، بعد از گرفتن وضو ،چادر نماز گلدارم رو با مقنعه ی سفید، سر کردم و جانماز ترمه ام رو پهن کردم و نماز صبحم رو خوندم ؛همیشه عادت داشتم بعد از نماز صبح دو رکعت هم نماز حاجت برای امام زمانم بخونم.
    ***
    خسته تر از هرروز چشمام رو باز کردم و به سمت روشویی رفتم و آبی به دست و صورتم زدم،به سمت آشپزخونه رفتم، استکان های چایی و سفره ی جمع شده ی روی میز نشون دهنده ی این بود که بابا و مامان رفتن سرکار، پشت میز نشستم و طبق معمول که از صبحانه خوردن فراری بودم فقط به خوردن چایی اکتفا کردم.
    خداروشکر امروزبیمارستان شیفت نداشتم و کل روز رو باید خوش بگذرونم ، روی کاناپه روبروی تلویزیون نشستم و کانال ها رو بالا و پایین کردم،آخر سر هم خسته شدم و با گوشیم آهنگ مورد علاقه ام رو گذاشتم و روبروی آینه قدی داخل سالن شروع کردم به رقصیدن ،از گرسنگی روی کاناپه نشستم و به سمت یخچال رفتم. یه لیوان شیر با شکلات صبحانه ام رو بیرون آوردم و شروع کردم به خوردن،آخیش جون گرفتم انگارخود آزاری دارم که به خودم گرسنگی میدم.آخه اول صبح اصلا دهنم برای خوردن صبحونه باز نمیشه!
    گوشیم زنگ خورد با دیدن اسم مامان که «مامانی» سیو کرده بودم جواب دادم
    -سلام
    سلام عزیزم خوبی؟
    -آره خوبم تو خوبی؟
    -آره ،مبینا جون من امروز نمیرسم که باهات بیام دکتر، میشه خودت بری؟
    -مامان باور کن اصلا نیازی نیست
    -اینقدر پشت گوش ننداز !همین الان پاشو آماده شو و برو پیش خانم دکتر خداوردی
    -چشم
    -مطمئن باشم که میری؟
    -بله مطمئن باش
    -مواظب خودت باش خدافظ
    -شما هم همینطور خدافظ
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    faeze.mandaee, Narcissus.97, zahra.h.a و 120 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  4. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    Narcissus.97, حبیب آذرگشسب, zahra.h.a و 235 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  5. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    faeze.mandaee, Narcissus.97, حبیب آذرگشسب و 219 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  6. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    faeze.mandaee, Narcissus.97, حبیب آذرگشسب و 239 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  7. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    faeze.mandaee, حبیب آذرگشسب, zahra.h.a و 230 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  8. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    Maryam R, پریسا اسدی, عسل بانووو و 181 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  9. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    Maryam R, n.i.m.a, حامی بهرامی و 156 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  10. ♥م.عبدالله زاده♥

    ♥م.عبدالله زاده♥ گوینده انجمن گوینده انجمن

    693
    29,493
    امتیاز:
    781
    تاریخ عضویت:
    ‏30/6/17
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    مربی شطرنج ، دانشجو
    محتوای مخفی :
    **محتوای مخفی: متن مورد نظر توسط نویسنده مخفی شده است برای مشاهده باید ابتدا دکمه تشکر را بزنید.**
     
    آخرین ویرایش: ‏16/3/19
    Maryam R, n.i.m.a, حامی بهرامی و 145 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.