نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

نقد رمان معرفی و نقد رمان جهنم سرد| کتایون ولیزاده کاربر انجمن نگاه دانلود

شروع موضوع توسط کتایون ولیزاده ‏13/8/17 در انجمن معرفی و نقد رمان کاربران

  1. کتایون ولیزاده

    کتایون ولیزاده حامی انجمن عضو انجمن

    204
    3,044
    امتیاز:
    451
    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/17
    محل سکونت:
    به خودم مربوطه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به نام خدا

    نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    جهنم سرد نوشته بانو کتایون ولیزاده


    *اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    : جهنم سرد؛ تضاد ایجاد شده بین دوکلمه این عبارت یعنی جهنم که نماد اتش و البته گرماست و در مقابلش کلمه سرد، عبارت خوبی بوجود اورده، طوری که خواننده جذب پارادوکس ایجاد شده بین این دو کلمه میشه

    و در ذهنش سوال ایجاد میشه که علت سرد بودن این جهنم چیست؟! از اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما این طور برداشت میشه؛ که زندگی شخصی به جهنم مبدل شده؛که میتونه توسط کسی این اتفاق افتاده باشه. و اما سرد در مقابل جهنم میتونه این معنی و بده که شخصی زندگیش به جهنم تبدیل شده اما ظاهرش سرده خشکه و چیزیو معلوم نمیکنه اما در درونش جهنمی به پاست... .جهنم کلمه نام اشنایی در میان

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هاست و زیاد به چشم خورده.

    در کل محتوای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به نامش میخوره؛ چون دقیقا داره روایت میکنه زندگی کسیو که داره خودشو سرد و بی تفات نشون میده اما حقیقت زندگیش جهنمی و اشفته است. ژانر عاشقانه در نام

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده نمیشه کمانکه ژانر تراژدی و جنایی به دلیل بار منفی و غمی که کلمه جهنم و صرفا در مقابلش سرد داره به خوبی در نام رویت میشه.


    *جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    : در عکس کوچک جلد دستان قفل شده زن و مردی دیده میشه که میتونه نشان دهنده ژانر عاشقانه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه که در محتوا هم دیده میشود؛هم چنین خاکستری بودنش میتونه نشونه غم انگیز بودن این عشق باشه.اما عکس بزرگ؛ بازی دومینو رو نشون میده؛هر کسی میتونه با کنکاش در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    برداشتی از این بازی و ربطش به محتوای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما داشته باشه اما اصل بازی دومینو، هدفش: افزایش تمرکز و تقویت دقت و هوشه حالا در این عکس انگشتی داره اونو بهم میریزه؛یعنی بازی اتفاق افتاده حالا داره خراب میشه! در بازی دومینو با افتادن یک مهره بقیه مهره ها هم به ترتیب میوفتن خب این میتونه نشون دهنده اشتباهات افراد باشه که اشتباه یک نفر ممکنه روی زندگی اطرافیانشم تاثیر بذاره و خب ژانر تراژدی و غم انگیز بودن و تا حدودی نشون بده. همچنین شخصیت اصلی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که با انتقامش ضرر میزنه به زندگی خودش و مسیح که این میتونه نشون دهنده جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه. خود بازی یعنی صرفا بازی کردن که اینجا دومینو مدنظره میتونه ژانر جنایی و هم نشون بده چون صرفا خلاف و جنایت مثلا قاچاق و...خودش یک بازیه!

    هم چنین برداشت دیگه از این بازی می تونه به اشتباهات اشاره کنه. اگه یک مهره بیفته بقیه مهره ها هم به ترتیب می افتن. چنین اتفاقی برای آدم های زیادی افتاده و به خاطر یک اشتباه که میتونه اون دومینو باشه،زندگیشون به مراتب سخت تر و سخت تر میشه.
    رنگ استفاده شده برای جلد شما خاکستریه که نشون دهنده غم انگیز بودن این عشقه که صرفا به اسم جلد یعنی جهنم سرد میخوره.اما من ربطی دقیق بین اسم و خود جلد پیدا نمیکنم. اما واقعا خواننده باید کنکاش کنه تا چیزی از این

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دستگیرش بشه و رابطه جلد و محتوا رو متوجه بشه؛پس جلد انتخاب خوبی نبوده،چون خواننده صرفا باید تفکر زیادی نسبت به ربطش با جلد بکنه؛ و خب این جذابیتشو کاهش میده.


    *خلاصه:از خلاصه میشه فهمید دختری که ضربه دیده از یک ادم و حالا خودش به اون ضربه زده اما ضربه دوم به خودش و فردی که بهش علاقه پیدا کرده به نام مسیح هم اصابت کرده! نقدی که اینجا میشه کرد اینه که بهتره که اسم یک شخصیت اصلی در خلاصه اورده نشه؛ (چرا مسیح ترکم کرد؟) خب اینجا معلوم میشه که این دختر از مسیح خوشش میاد و مسیح هم ولش میکنه. حالا خواننده موقع خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    وقتی به بخشی میرسه که مسیح میاد، با خودش میگه که خب، الان این دو تا عاشق میشن، مسیح میره. پس خواننده می تونه خودش ادامه رو حدس بزنه! پس از جذابیت داستان کم میشه.

    هم چنین اوردن اسم مادرش که بازم خواننده میتونه حدس بزنه که در سیر داستان مادرش حتما ترکش کرده.
    نکته دیگه ای که وجود داره درباره پرسش های متعدد و بیش از حدی است که در خلاصه مطرح کردین.خب این
    خلاصه گره ایجاد می کنه و گره ایجاد کردنش ذهن خواننده رو برای پاسخ به خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سوق میده ، اما سوالای ضمن خلاصتون خیلی پراکنده است؛ طوری که این گنگی ذهن خواننده رو اذیت میکنه.

    در خلاصه نویسنده میتونه از خواننده سوال بپرسه؛ اما فقط یه دونه و اونم اخر متن. طوری نباشه که کل خلاصه صحبت با نویسنده باشه.
    پس خواهش میکنم اون بخش های پرسش مستقیم از مخاطبتون و ویرایش کنید.
    نکته دیگه ای که وجود داره در باره خلاصه است که نه باید طولانی باشه و نه کوتاه.
    گمان میکنم بعد از ویرایش و حذف اون پرسش ها به حد متعادل برسه.ژانر عاشقانه و تراژدی در خلاصه دیده میشه.اما ژانر جنایی کمرنگه!

    *مقدمه:قطعا از رکن های اساسی نگـاه دانلـود (به سانسور یک/

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سایت دقت کن.) پر مخاطب، مقدمه اونه که میتونه یک دلنوشته یا نوشته ای که مربوط به محتوای رمانه باشه.پیشنهاد میکنم مقدمه ای بنویسید که ژانر عاشقانه و تراژدی بیشتر توش پررنگ باشه و غیر مستقیم به عشق غم انگیز کتایون و مسیح اشاره کنه. هم چنین ژانر جنایی چون شغل اصلی شخصیت های اصلی و کلا درگیری هاشون خلاف و جنایت محسوب میشه.در ضمن مقدمه هم نه طولانی و نه خیلی کوتاه باشه.میتونه بخشی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خودتون هم باشه.

    امیدوارم هر چه سریع تر مقدمه ای مربوط به رمانتون بعد از خلاصه بنویسید.

    *شروع: شروع از ترکیدن آدامس بود( اونم صورتی) توسط کتایون شخصیت اصلی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    نشون دهنده شیطون بودن بیخیالی و ویژگی هایی از این قبیله،که به این شخص خلافکار ماهر نمیخوره، چون در سیر داستان متوجه خشک بودنش میشیم.سعی کنید ترکیدن بادکنک در شروع و حذف،و به یک روش دیگه بی تفاوتی کتایون نسبت به حرف های خواهر ناتنیش و نشون بدین.مثلا در حال قهوه خوردن،تلویزیون نگاه کردن یا هر چیز دیگه ای که به ذهنتون میرسه.و حتما حالت کتایون مثل احساس سرد بودنش و توصیف کنید.از نظر خواننده شروع رمانتون خسته کنندس ،اما نکاتی هم وجود داره که با اجراش شروعتون جذاب تر میشه. مثلا این حالت بی تفاوتی کتایون نسبت به حرف های خواهر ناتنیش و اینکه چه اتفاقاتی دلیل سردیه این دختره؟!کلی سوال یهو به ذهن خواننده هجوم میارند که خب این باعث خستگی خواننده میشه.

    اگر میشه سعی کنید گنگی شروع رمانتون و جذاب تر بنوسید یعنی به یک یا دو تا از اون دلایل سردی و بی تفاوتی کتایون اشاره کنید تا خواننده ذهنش خسته نشه‌.

    *ژانر:عاشقانه،جنایی و تراژدی ژانرهای انتخابی شما برای رمانتونه.ژانر عاشقانه در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده میشه؛ مربوط به عشق کتایون و مسیح که در ادامه با غم انگیز شدنش یعنی دور افتادن کتایون و مسیح از هم به علت اون انتقام و ضرر ناشی از اون به این دو نفر پس ژانر ترازدی یعنی غم انگیز بودن این عشق هم دیده میشه.

    خلاف کار بودن کتایون، خان، الیاس، یاشار و خب اتفاقات ناشی از خلافشون که همون جنایته،و البته درافتادنشون باهم ژانر جنایی و نشون میده البته اگر در ادامه نقش پلیس هم پررنگ تر بشه ژانر جنایی خودشو بهتر نشون میده.

    *ایده:دختری که بدلیل بی وفایی پدرش،ازدواج دوباره مادرش،ظلم و اجبار پدر ناتنیش و همچنین بی وفایی عشقش و طرد شدن روحی کتایون توسط این افراد زندگیش؛بهش ظلم شده به خاطر عشقش پا به فرار میذاره اما عشقش یاشار قلابی در میاد و اون توسط این عشق قلابی پا به زندگی میذاره که کاملا با زندگی قبلیش فرق میکرده یعنی خلاف!حس انتقام از یاشاری که طردش کرده براش بوجود میاد؛و بالاخره انتقام میگیره اما انتقامش به خودش و مسیح(عشق جدیدش)لطمه میزنه.
    مظلوم واقع شدن عشق ،طرد شدن، انتقام، و باز هم عشق و ... .تا اینجای داستان در کل ایده جدیدی نیست اما حوادثی از این تکراری بودن جلوگیری کرده مثلا این که بعد از انتقام شرط ساغر برای رهایی کتایون ازدواج با مسیحه حادثه جالبی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بوجود اورده.


    *سیر: در سیر داستان متوجه ظلم هایی که به کتایون شده، انتقامی که کتایون براش نقشه ریخته و عشقی که اونو درگیر خودش کرده میشیم.
    نقدی که اینجا میشه کرد اینه که نسبت به عشق دو شخصیت اصلی یعنی کتایون و مسیح خیلی سریع پیشرفته.خواننده دوس داره از اون هفت ماه زندگی مسیح در گروه کتایون هم مطلع بشه.هم چنین علت زخمی بودنش در اون روز!
    سیر خسته کننده نیست اما یک جاهایی شبیه همین مثالی که بالا زدم خواننده دوس داره بیشتر از جزئیات مطلع بشه تند پیشرفتن در داستان باعث کم شدن جذابیت میشه.
    مثلا از حوادثی همچون نامزد بودن کتایون با الیاس،چطوری عضو گروه شدن مسیح یامرگ مادرش،خیلی سرسری رد شدین.در نهایت تو ویرایش سیر سعی کنید نه خیلی اروم و نه خیلی تند جلو بیاین.تا سیر قابل قبولی داشته باشین.

    *شخصیت ها: عزیزم تعداد شخصیت ها زیاده خواننده گاها گیج میشه بین این اسامی که بعضیاشون خیلی هم نقش پررنگی ندارند خصوصا در زیر دست های کتایون این مسئله دیده میشه.اگ میشه رو شناخت افراد گروه کتایون و خصوصا اونایی که نقش پررنگی در سیر داستان دارند بیشتر مانور بده.
    ببین عزیزم در مورد مسیح خیلی سریع پیشرفتی
    خواننده تقریبا هیچ اطلاعاتی از این شخص،خانوادش نداره
    بالاخره مسیح جز شخصیت های اصلی محسوب میشه.
    هم چنین در مورد کتایون اینکه رفتارش در اول داستان سرد و خشک اما ناگهانی میبینیم رفتارش تغییر میکنه
    که این تغییرات یهویی و بدون دلیل صورت گرفتن.
    کتایون که دختری مظلوم بوده از مظلومیتش سو استفاده شده.مسیح کسی که کاملا ناگهانی وارد داستان میشه و ما کماکان تقریبا هیچ اطلاعاتی از او نداریم!
    یاشار عشق قبلیه کتایون فردی که خلافکار بوده و این دختر رو طرد میکنه. الیاس که فردی خشن تصور شده اما در ادامه داستان محبتش به کتایون گل میکنه ... .
    انتظار میرفت نسبت شخصیت مادر کتایون کمی بیشتر توضیح میدادین اون یک مادره
    اما احساسات مادرانش در طول داستان در نظرنگرفته شده!
    ساغر خواهر یاشار در برابر زورگویی های کتایون خیلی راحت رفتار میکنه! ما اطلاعاتی از اینکه چطوری بدست افراد گروه کتایون میوفته نداریم.

    *دیالوگ و مونولوگ:
    (_ببین کتایون من الان هفت ماهه با خودم کلنجار میرم به نظر تو هفت ماه برای عاشق شدن کافیه؟
    _اره برای منی که واسه عشق یاشار سه هفته وقت گذاشتم،
    هفت ماه مدت زیادیه.)
    من این دیالوگ و دوس داشتم به نظرم دیالوگ ماندگاریه.
    تفاوت جنسیتی در دیالوگ ها زیاد نشان داده نشده بود هم چنین بعضی دیالوگ ها به سن شخصیت نمیخورد مثلا در اون جشن تولد کتایون و بالا و پایین پریدناشون خصوصا به کتایونی که اوایل خیلی سرد و خشک بود اون صحنه اصلا نمیومد.
    با خودندن دیالوگ ها تقریبا اطلاعات از اصل داستان بدست میومد خصوصا دیالوگ های که در گذشته گفته میشد.
    درباره مونولوگ ها باید بگم تعدادش مناسب بود نه خیلی زیاد و حوصله سر بر و نه کم که خواننده از وضعیت هیچی نفهمه. مونولوگای رمانتون خسته کننده نبودند، اما چند جا کلمه ی درست رو انتخاب نکرده بودین و ضعف نوشتاری می دیدیم. سعی کنید که توصیفات و... رو بیشتر توی مونولوگ ها به کار ببره و روشون وقت بذارید.

    *توصیفات:
    ۱)توصیف چهره:در توصیف چهره کتایون و زیبایی که به علت عمل بدست اومده موفق بودین و من تقریبا میتونم شخصیت اصلی داستان یعنی کتایون و تصور کنم اما چهره مسیح و الیاس توصیف نشده و حتی یاشار که فقط حرف از زیباییش زدین و به توصیف دقیق چهره نپرداختین.
    توصیفات چهره

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما به اندازه کافی نیست

    هم چنین اگر در توصیف چهره کتایون تدریجی عمل میکردین بهتر میبود یعنی همه چهرش و یکجا و باهم توصیف نمیکردین.
    توصیف ظاهر که زیر مجموعه توصیف چهره است فقط در مورد کتایون دیده میشه.بهتره حداقل برای شخصیت های اصلی داستان توصیف ظاهر و کامل داشته باشید.

    ۲)توصیف مکان: توصیفات مکانی به جز خانه خان،بقیه مکان ها رو خواننده نمیتونه تصور کنه وذهن خواننده رو بهم میریزه.بهتره توصیفات مکانی و بیشتر کنید.

    ۳)توصیف حالات: حالات رو توصیف کنید که خواننده بتونه تموم کارهای شخصیت ها رو تصور کنه. این کار رو انجام نداده بودین؛ البته با گذر زمان بهتر شده. لطفا فضا رو توصیف کنید تا خواننده با حالات شخصیت ها ارتباط بگیره.
    هم چنین حالت شخصیتها هنگام صحبت با مخاطبشون زیاد پررنگ نیست.مثلا وقتی مسیح و کتایون بعد سال ها همو میبینن حالت کتایون نسبت به مسیح مشخص نیست.

    ۴)توصیف احساسات: عزیزم درچند جا می تونستین اشک خواننده رو در بیارین و خب جذابیت داستانتون و بیشتر کنید ولی کم کاری کردین؛مثلا وقت دیدار کتایون و مسیح بعد اون همه سال یا فرار مسیح و دستگیری کتایون یا... ‌.در کل این توصیف به همزادپنداری خواننده خیلی کمک می کنه و مهمه. یا مثلا زمانی که کتایون بعد سال ها متوجه مرگ مادر میشه خواننده احساس غم و در کتایون درک نمیکنه.

    *نثر: نثر رمانتون ادبیه، اما از اون توصیفات زیبای ادبی بهره نبردین.مثلا میتونید خیلی جاها از ارایه های ادبی بهره ببرید خصوصا از تشبیه.
    هم چنین در داستانتون اضافه گویی دیده میشه مثلا در مونولوگ،(دیروز که یک روز ابری و پاییزی بود)بهتره یک روز و از این جمله حذف کنید.
    نکته دیگه ای که وجود داره اینه که تکلیف داستان شما نسبت به ادبی یا محاوره ای بودن معلوم نیست یعنی اوایل ادبیه اما ناگهانی محاوره عامیانه میشه. البته اشکال نداره دیالوگ ها عامیانه باشه. نثرتون ادبیه، ولی چندین جا عامیانه شده.

    *زاویه دید:از اول شخص استفاده کردید. داستان از زبان کتایون بیان میشه؛ اما نکته ای که در مورد استفاده از زاویه دید اول شخص وجود داره؛ اینکه نباید گوینده عوض شه.اما در داستان شما، گوینده ناگهانی تغییر میکنه و بخشی از داستان از زبان کتی دختر مسیح گفته میشود. پس پیشنهاد میکنم حالا که گوینده های اول شخص متفاوته پس یا کلا از زاویه دید دانای کل استفاده کنید؛ یا زاویه دید دختر مسیح و حذف کنید.

    *علائم نگارشی و غلط های املایی:همین اول یه نکته ای و بگم نسبت به اوردن متن اهنگ خواننده های پاپ در ضمن داستانتون این روش حوصله سر بره و خواننده نخونده رد میشه!
    پس پیشنهاد میکنم به جای اوردن متن اهنگ ها از یک یا دو بیت شعر مربوط به اون قسمت ازداستانتون استفاده کنید.
    نکته دیگه ای که حائز اهمیته قید کردن زمان حال و گذشته داستان شماست که متاسفانه ذکر نشده!طوری که خواننده در حال مطالعه زمان حال است اما ناگهانی وارد فاز داستان به گذشته میشه و ذهن خواننده رو اشفته میکنه لطفا در دیالوگ ها گذشته و حال رو مشخص کنید.
    بانوی عزیز پیشنهاد میکنم برای ویرایش حتما مطالعه ای نسبت به علائم نگارشی و کاربرد ان ها در نوشته داشته باشید.چونکه به کار گیری علامت ها به خواندن و فهم درست داستان کمک میکنه.
    در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما بیشتر نقطه و ویرگول و سه نقطه دیده میشه؛که اینها کافی نیستند من از خلاصه شما چند اشکال میگیرم امیدوارم شما هم با یادگیری این علائم به زیبایی اثرتون بیفزایید و خواننده باهاش ارتباط بیشتری بگیره.

    (هم اکنون اشتباهی مرتکب شده ام به ضرر تو!)
    این جمله نسبت به جمله قبل تعجبیه و باید این علامت در انتهای اون اورده بشه.
    (بی گـ ـناه ترین فرد زندگیم،مسیح!)
    (او که ارام وارد زندگیم و قلبم شد؛اما با اشوبی؛من را بهم ریخت و رفت.)
    اشکالات املایی زیاد دیده میشه!پیشنهاد میکنم بررسی کنید
    ضبط صحیح است نه ظبط!
    و... .
    برای نشان دادن کشش و هجا در گفتار از سه نقطهاستفاده کنید مثلا اووووف غلطه باید بنویسید(او...ف)
    مشکلات دیگه قبیل از کشیدن علامت های نگارشی مثل (؟؟؟) دیده می شد.

    *باور پذیری:
    ببین گلم همانطور که قبلا تو سیر گفتم عشق دو شخصیت اصلیه داستان یعنی مسیح و کتایون از دید خواننده خیلی سریع اتفاق افتاده.حالا عجیب بودن قضیه اینجاست که چرا مسیح وقتی اسیر کتایون و گروهش میشه هیچ واکنشی نسبت به زندانی بودنش نشون نمیده؟چرا زود وارد این گروه میشه؟کتایون چقدر زود با مسیح پسر خاله میشه که براش لباس هم میخره؟!
    عزیزم مادر کتایون هر چقدر هم ظالم و بی وفا اما مادره! بعد از ۱۳ سال چرا همراه دختر همسرش به دیدن تنها دخترش یعنی کتایون نمیاد؟پدر کتایون هر چقدر هم بی وفا و بی عشق نسبت به همسرش که اینا رو طرد میکنه و دوباره ازدواج میکنه اما این غیر باوره که نسبت به تک دخترش هیچ حسی نداشته باشه!؟
    گلم باورش سخته که یک شکست عشقی انقد انتقامش انقد سنگین باشه که کتایون بیاد یاشار و بکشه!؟به نظرم اگ به دلیل اینکه یاشار غیر مستقیم در خلاف کار بودن کتایون نقش داشته حالا کتایون به این دلیل اونو میکشت منطقی تره(:
    عزیزم رفتار الیاس نسبت به کتایون که داره با چاقو روی بازوی این دختر خط میندازه عجیبه؟خصوصا وقتی که الیاس در اینده ناجی کتایون میشه این مسئله رو عجیب تر میکنه.
    کتایون بعد اون همه نفرت و کینه ای که نسبت به الیاس داشته این عجیبه که انقد زود دلش برای الیاس میسوزه و میفرستدش که بره؟!
    حالا الیاس چرا انقد زود کتایون و بعد اون همه بلا میبخشه و باهاش راحت میشه طوری که شهادت به بی گناهیش میده!؟الیاس که خودش اخر خلافه چطوری تو دادگاه شهادت میده دستگیرش هم نمیکنن هیچ کس هم هویتشو خبر دار نمیشه؟کتایون که قاچاقچیه تریاکه و هروئینه و البته قاچاق دختر، دوتا هم ادم کشته چطوری پلیس در دادگاه شناساییش نمیکنه و فقط براش دو سال حبس میبره!؟(قاچاق مواد جرمش اعدامه!)
    مسیح و حسام چطوری با جعل هویت در دادگاه حضور پیدا میکنن هیچ کیم نمیفهمه؟!بنیامین هر چقدر هم با کتایون فامیل باشه و یک روز احساسی نسبت بهش داشته باشه یک پلیسه و داره با یک قاتل قاچاقچی صحبت میکنه چرا رفتارش نسبت به این دختر انقد بی تفاوته انگار این دختر هیچ کار خلافی نکرده؟! (طبق گفته شما کتایون خلاف کار حرفه ای بوده و پلیس ها دنبالش بودن)
    عزیز دلم شما یکم اطلاعاتتون نسبت به امنیت و فضای امنیتی و پلیسی کمه که انقدر راحت خلافکارا در رمانتون رژه میرن اب از ابم تکون نمیخوره بهتره یکم خلافکارای رمانتون محتاطانه تر رفتار کنن...
    نکته دیگه اینکه کتی دختر مسیح هر چقدر هم به عشق پدرش و نامردی مادرش حق بده اما باز هم ساغره که مادر اونه نه کتی!
    پس این طرفداری بیش از حدش از کتایون عشق سابق پدرش عجیبه!
    اینکه کتایون گروه جمع کرده برای انتقام از یاشار اونم به خاطر یک شکست عشقی هدفی غیر معقول به نظر میرسه!
    عحیبه کتایون اون همه سال نابینا و فلج بمونه و هیچ کس به دادش نرسه!اونوقت بعد سال ها، الیاس کسی که ازش متنفر بوده بیاد اونو سر پا کنه!
    و دراخر امکان نداره یک دختر هر چقدر هم خلافکار باشه اما نسبت به مادرش و البته پدرش بی مهری کنه طوری که مرگ مادرش براش اهمیتی نداشته باشه!بالاخره اون یک ادمه گلم و احساس داره.

    *نکات اخلاقی: اگر مشـ ـروب خوردن کتایون و هم گروهیاش و دست دادن به نامحرم و نداشتن روسری و در سیر داستان اونم به خاطر خلاف کاریشون فاکتور بگیریم هیچ اتفافی برای داستان شما نمیوفته و قطعا اینا رو حذف کنید از جذابیت داستانتون کم نمیشه.
    اما در کل خواننده انتظار داره زمانی که داره صرف خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    میکنه حتما در اون پند اخلاقی نهفته باشه.

    امیدوارم شما هم هدفی از به نثر دراوردن این رمانداشته باشین.تا اینجای داستان میشه وفاداری مسیح و اینکه عاشق ظاهر ادما نشیم و سیرت و باطن نگاه کنیم،(در مورد عشق اشتباه کتایون به یاشار و زود اعتماد کردن بهش) پند اخلاقی در نظر گرفت.


    *در پایان از شما نویسنده محترم تشکر میکنم که زمان صرف کردین و نقد من رو خوندین قطعا هدف یک منتقد بالا بردن کیفیت

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خود شماست،تا اثری که برایش زحمت کشیدین و به زیبایی خلق کردین ارتباط خوبی با خواننده بگیره.


    پیروز و مانا باشید

    "عضو ازمایشی شورای نقد انجمن نگاه دانلود"

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کلیک کنید تا بازشود...
    مکرم گلم
     
    ~*~havva~*~, NAVA-K, Moonlight و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • Amelia

    Amelia منتقد انجمن + همکار علم و دانش+ مترجم آزمایشی همکار تالار منتقد انجمن مترجم آزمایشی

    5,219
    31,313
    امتیاز:
    901
    تاریخ عضویت:
    ‏7/2/17
    به نام خدا
    «نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    جهنم سرد»​
    نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بر اساس پست های گذاشته شده توسط نویسنده می باشد؛
    ضمن خسته نباشید خدمت شما دوست و نویسنده ی عزیز:

    نام

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!


    اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما «جهنم سرد» بود. اسم جالبی بود و توی ذهن خواننده این سوال رو ایجاد می کرد که دقیقا چرا به جهنم واژه سرد چسبونده شده و این ضربه خوبی برای جذب خواننده است.
    ژانر تراژدی رو به خوبی در اسم نمایش دادین. جنایی و عاشقانه هم تا حدودی نمایش داده شدند و با توجه به اینکه جنایی ژانر خیلی مهمیه، جا داشت اون رو هم توی اسم نشون بدین. با خوندن اسم، داستانی که توی خواننده وجود میاد، می تونه درباره کسی باشه که زندگیش براش جهنم شده و واژه سرد می تونه به این معنا باشه که کسی متوجه این زندگی سختش نشده یا مثلا خودش رو بی تفاوت نشون میده. اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با موضوع هماهنگی داره و انتخاب خوبی داشتین.

    جلد
    جلد رمانتون تصویر دومینوهایی بود که دستی داشت اون ها رو می انداخت. از این اسم برداشت های مختلفی میشه کرد و خواننده قاعدتا باید کلی وقت روی جلد بذاره که متوجه یک چیزایی بشه و این می تونه باعث بشه خواننده ها به رمانتون جذب نشن. ژانر تراژدی رو خواننده از جلد دریافت می کرد، اما توی نشون دادن جنایی زیاد موفق نبودین.طیف رنگ هایی که استفاده شده، سفید و سیاهه. اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با جلد تطابق زیادی نداشت و می تونستید توی انتخاب جلد دقت بیشتری به خرج بدین.

    خلاصه
    خلاصه نباید اونقدر کوتاه باشه که خواننده اصلا چیزی ازش نفهمه و نباید طولانی باشه که داستان رو لو نده. برای شما کمی طولانی بود و جا داشت کمی کوتاه ترش کنین. نکته دیگه ای که قابل توجهه اینه که توی خلاصه نباید از خواننده سوال پرسیده بشه، شما می تونید با یک مقدار زیرکی خودتون این سوال ها رو توی ذهن خواننده بوجود بیارین. برای مثال نوشته بودین «چرا مسیح رفت؟» به جاش می تونید بنویسید: «او رفت و خیلی زود تنهایی همدم خانه تاریک و قلب گرفته ام شد.»
    خلاصه تون زیادی گنگ بود و اوایلش رو نتونسته بودید خوب کنترل کنید. جا داره عوض بشه و ویرایشش کنین.

    مقدمه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما مقدمه این نداشت و از اونجایی که در جذب خواننده هم نقش داره، بهتره که هر چه زودتر مقدمه ای برای رمانتون بنویسید که می تونه بخشی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه یا شعر یا دلنوشته و... سعی کنید ژانر ها رو داخلش به نمایش بکشین و پیش زمینه ای از دستان تو ذهن خواننده بوجود بیارین.

    شروع
    شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما یک مقدار گنگ بود و سوال های زیادی توی ذهن خواننده بوجود می آوردین؛ متاسفانه این سوال ها خیلی زیاد بودند و ذهن خواننده رو اذیت می کردند که ممکن بود کاری کنه که خواننده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو ادامه نده. از بین اون همه سوال تنها سه یا چهار مورد جذابش کافی بود و می تونستید خیلی راحت خواننده رو جذب

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کنید. چند جمله شروعیتون جا داشتند که بهتر باشن و شما می تونستید کمی بیشتر روشون کار کنید.

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما از جایی شروع میشه که کتایون آدامسی باد می کنه و می ترکونه. چنین شروع هایی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های کل کلی زیاد دیده شده اند و ممکنه خواننده فکر کنه که موضوع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تکراریه.
    روی توصیف احساسات جا داشت بیشتر کار کنین تا همزاد پنداری خواننده از همون اول فعال بشه و بتونه کتایون رو درک کنه.

    سیرداستان
    سیر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما متاسفانه تند شده بود. مثلا در پست ۵# سریع پریدین روی یک هفته دیگه.
    پست ۲۲# به یک ماه بعد پریده شده. پست ۲۴# به شش ماه بعد و... این حرکت باعث میشه که خواننده نتونه به راحتی با

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ارتباط برقرار کنه و از این لحاظ خیلی مهمه.
    توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اتفاقات زیادی افتادند که بعضی هاشون خیلی مهم بودند اما زیاد به اون نپرداختین. برای مثال رابطه بین مسیح و کتایون و این که چطوری عاشق شدن و در آخر اینکه مسیح خیلی زود از کتایون خواستگاری کرد و...
    سعی کنید روی حوادثتون بیشتر کار کنید و اون ها رو دقیق تر و واضح تر برای خواننده روشن کنید تا فراز و نشیب های لازم رو بدست بیاره و سیر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو هم آروم تر کنید.

    توصیف
    توصیفات به چهار بخش تقسیم میشه:
    *توصیف احساسات:
    در این توصیفات اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کمی کم کاری کرده بودین. برای مثال در پست ۸# وقتی کتایون پسر زخمی رو دید هیچ توصیف احساساتی ناشی از ترس یا شوکه شدنش انجام نشد. نوشته بودین: (. پسر جوانی حدود بیست و هفت یا بیست و هشت ساله که با یک پیرهن خونی زیر درختی افتاده است.کنارش زانو میزنم و نگاهش میکنم . آنقدر دستپاچه شده ام که همه چی یادم رفت.) جا داشت روش بیشتر کار کنید. البته این توصیفات در پست های آخر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بهتر شده بودند و پیشرفت کرده بودین، اما در کل سعی کنید کمی بیشتر روش وقت بذارین و باتوجه به نثر ادبی که انتخاب کردین، می تونید خیلی زیباتر اون رو بنویسید و حتی اشک خواننده رو هم در بیارین.
    *توصیف حالات:
    این نوع توصیف در اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زیاد دیده نمی شد و حالات شخصیت ها موقع انجام کارهاشون رو توصیف نکرده بودین. برای مثال هنگامی که کتایون، مسیح رو دید، خیلی سریع همه چیز اتفاق افتاد و مسیح رو تو ماشینش آورد و خیلی زود رسید خونه و اتفاقات زیادی سریع پشت سر هم پیش اومدند که این می تونه خواننده رو گیج کنه. البته با گذر زمان پیشرفتی در این زمینه دیده می شد و میشه گفت خوب پیشرفتین. سعی کنید روش بیشتر کار کنید.
    *توصیف چهره:
    شخصیت های زیادی توی رمانتون دیده میشن. متاسفانه زیاد از این توصیف بهره نبردین و فقط چهره کتایون رو در پست ۶# توصیف کرده بودین. بقیه شخصیت ها مثل: (مسیح، یاشار، الیاس، ساغر و...) هنوز توصیف نشدن و شما می تونستید بیشتر روی این بخش کار کنید.
    سعی کنید توصیفات چهرتون رو تدریجی انجام بدین و آروم آروم پیش برین که خواننده راحت تر بتونه اون رو تصور کنه. مثلا در یک خط به رنگ موهاش اشاره می کنید و چند خط بعد به حالت صورتش و...
    —ظاهر:
    شخصیت ها در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو زیاد توصیف نکرده بودین و فقط تیپ کتایون رو توصیف کرده بودین که اون هم جا داشت یک مقدار باور پذیر تر بشه. برای مثال وقتی کتایون می خواست کارهای مهم و جنایت های مختلفی بکنه، چکمه پاشنه بلند می پوشید و امکان اینکه زمین بخوره خیلی زیاد بود.
    *توصیف مکان:
    این توصیف زیاد در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم نمی خورد
    و جا داشت مکان های بیشتری رو توصیف کنید. مثل خونه کتایون و... توصیف کاملی از مکانی در رمانتون به چشم نمی خورد و جا داشت دقیق تر کار کنید. این توصیف رو هم بهتره تدریجی انجام بدید که خواننده موقع خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بتونه مکان ها رو به راحتی تصور کنه.

    دیالوگ و مونولوگ
    *دیالوگ:
    دیالوگ های

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اکثرا روتین (سلام، خداحافظ و عبارت های ساده ای که معمولا در گفتگوهامون به کار می بریم) نبودند. اما با این حال جاهایی دیده می شد که بیش از حد استفاده کرده بودین و جا داشت درست بشه. بهتره سعی کنید از دیالوگ های زیبا و ماندگار در رمانتون بیشتر استفاده بشه تا بتونین رمانتون رو ماندگار توی ذهن خواننده رقم بزنید.
    بهتر بود سعی می کردین دیالوگ ها رو متمایز تر می کردین. مثلا وقتی دو نفر، مثل مسیح و یاشار باهم صحبت می کنند، خواننده حتی بدون اینکه گوینده رو ذکر کنین، خودش متوجه بشه.
    توی این متمایز کردن زیاد موفق نبودین و جا داشت تمایز بیشتری توی حرف زدن هاشون بوجود بیارین. اکثرا تونسته بودید این تفاوت رو در دیالوگ زن و مرد جا کنین. چون دیالوگ یک مرد همیشه با یک زن تفاوت داره. با این حال بعضی جاها این روند کنترل نشد بود. برای مثال مسیح در جایی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    گفت: (آره لولوخان، لولوخان، تازه خونت هم مثل هتل ترانسیلوانیاست.) که این نوع صحبت کردن به یک مرد بالغ نمی خوره.
    بعضی جاها مثل اوایل پست ۳۴# که الیاس صحبت می کرد دیالوگ ها، ادبی بودند، در حالی که ما توی زندگی عادیمون عامیانه صحبت می کنیم و دیالوگ ها ادبی نمیشن.
    *مونولوگ:
    مونولوگ هاتون ایراد آنچنانی نداشتند، اما جا داشت که بعضی جاها روش بیشتر کار کنین تا حالت روتین و خسته کننده به خودش نگیره. برای مثال، اولین جمله، در پست اول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما: (به عادت همیشه ام آدامس صورتی رنگم را که طمع توت فرنگی میداد را ترکاندم و جوابش را ندادم.) این جا از «را» زیاد استفاده شده و می تونه خواننده رو خسته کنه. البته این ایراد زیاد در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم نمی خورد.
    یا مثلا توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    نوشته بودین: (با بسیا ترس) که درستش (باترس بسیاری) میشه و بهتره که روی این اشتباهات بیشتر دقت کنید.

    شخصیت پردازی
    *شغل های رایج توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اکثرا «قاچاقچی بودن و قاچاق مواد مخدر و دختر» بود که به تازگی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها زیاد دیده میشن و شما می تونستید از شغل های جالب تر و جدید تری استفاده کنید.
    *کتایون شخصیت سرد، جدی و مغروری داره، اما جاهایی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده می شدند که شما شخصیتش رو تغییر داد بودین. برای مثال در پست ۹# که کتایون پسر رو خونه آورده بود، دیالوگ ها رفتارهاش تغییر کرده بودن و انگار آدم دیگه ای شده بود. بهتره روی این تغییر رفتار اون بیشتر کار کنین. شاید تصمیم داشتین نشون بدین که شخصیتش بعد یک مدت خوب میشه و تغییراتی بوجود میاد، اما این کار رو خیلی زود انجام داده بودین و جا داشت این رو تدریجی و آروم آروم پیش ببرین.
    *مسیح، عشق کتایونه و میشه گفت آدم مهربونیه. درباره شخصیت اون اطلاعات زیادی به خواننده ندادین و در مورد خونواده و... اون هنوز سوال های زیادی وجود داره.
    *بقیه شخصیت ها هم به همین ترتیب جا دارن که روشون بیشتر کار بشه و خواننده بتونه اون ها رو بیشتر بشناسه.
    *اسم شخصیت های

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تکراری نبودن و در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های دیگه کمتر استفاده شدن که یک نکته خوب و مثبت محسوب میشه. و اکثرا به سن و موقعیت اجتماعی و... می خوردند. و البته یک جا گفتین «داروین» که بیش از حد امروزی بود و اون زمان از چنین اسم هایی استفاده نمی شد.

    زاویه دید
    زاویه دید

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اول شخصه. شاید در اول شخص توصیفات راحت تر انجام بشن، اما این زاویه دید محدودیتی داره که شما اون رو رعایت نکرده بودین. در اول شخص نمی تونید زاویه دید رو تغییر بدین و در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اون رو از زبون نفر بگین.

    ژانر انتخابی
    ژانرهای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما «عاشقانه، جنایی، تراژدی» بودند.
    *عاشقانه: این ژانر رو میشه در عشق بین مسیح و کتایون و... دید. اما جا داشت روی عاشقانه های رمانتون بیشتر کار کنید تا در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم بخوره.
    *تراژدی: این ژانر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده می شد و خوب روی اون کار کرده بودین. مشکلات کتایون و سختی ها و غم ها ناراحتی هاش نمونه هایی از حضور ژانر توی رمانتون هستند.
    *جنایی: این ژانر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم می خورد، اما جا داشت کمی صحنه های جنایی بیشتری توی اون به نمایش بکشین.

    نثر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!


    نثر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما ادبی بود. اما مثل اینکه یک جاهایی حواستون نبوده و تغییر نثر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم می خورد. برای مثلا در پست ۳# استفاده از عبارت «ریزه میزه»: (بااینکه دوسال از من بزرگ تر است اما ریزه میزه تر است.)
    درست: (با اینکه دو سال از من بزرگ تر است، اما جثه کوچکتری دارد.)
    یا مثلا نوشته بودید: (با یک خدافظی) که درست اون (خداحافظی) هستش. خیلی جاها توسط کلمه هایی مثل: (اون، رو و...) نثرتون عامیانه شده بود.
    یا در پست ۸#: (وقتی پدرم طلاق گرفت حضانت کامل من را به مادرم داد و من از آون روز دیگه پدرم رو ندیدم.)
    یا: (یک پسر قرتی با پوست برنزه و چشمانی رنگی و یک آدامس گنده که دهانش را هی تکان میداد.)
    یا مثلا: (دهنش) و...
    اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زمان فعل ها مضارع بود، اما کم کم به ماضی تغییر کرد و بعضی جاها هم ماضی بود و هم مضارع که ناهماهنگی محسوب میشه و بهتره که حتما روی اون کار کنید.
    استفاده از عامیانه برای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما مناسب تره و روی اون بهتر می تونید مانور بدین.
    بعضی جاها دیالوگ ها ادبی شده بودن که بهتره اون ها رو هم عامیانه کنید.

    ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما درباره دختری بود که در گذشته سختی های زیادی دیده بود و بعد هم تصمیم گرفت که از پسری که ازش شکست عشقی خرده بود، انتقام بگیره. برای همین هم یک گروه خلافکار تشکیل داد تا بالاخره بتونه اون پسر رو پیدا کنه و...
    ایده رمانتون زیاد تکراری نبود. بعضی بخش ها مثل انتقام تکراری شده بودن و شما می تونستید با آوردن حوادث مختلف اون رو به رمانی جدید تبدیل کنید. از اونجایی که جنایی ژانر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شماست، می تونستید درگیری های بیشتری توی رمانتون بوجود بیارین و روی ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بیشتر کار کنید.

    باور پذیری
    *یک جا نوشته بودین که کتایون گونه هاش رو عمل کرده، در حالی که گونه رو عمل نمی کنن و شما می تونی بگی پروتز کرده و...
    *زمانی که کتایون مسیح رو زخمی پیدا کرد، شما گفته بودین که پسر چاقو خورده و باید بخیه بخوره، اما درست روز بعدش پسر سرحال توی اتاق نشسته بود. در حالی که لااقل چند روز باید استراحت کنه و زیر نظر پزشک باشه. بعد وقتی توی شکمی کسی چاقو فرو می کنن، امکان صدمه رسیدن به کلیه ها، معده، روده ها، صفرا و... خیلی بالاست؛ پس کتایون چطور پسر رو خونه اش آورد و چطور یکی از اعضا که نه پزشک بود و چیز زیادی از اون نمی دونست، شکم مسیح رو بخیه زد؟
    *دیگه اینکه وقتی کتایون صبح برای اولین بار به دیدن مسیح رفت، درست بعد از یک سلام و علیک، کتایون گفت شخصیت مسیح، هر دختری رو جذب می کنه. درحالی که به این سرعت نمیشه شخصیت کسی رو شناسایی کرد.
    *در پست ۱۳# و ۱۴# کتایون، الیاس رو گروگان گرفت و وقتی اعضا اون رو بیهوش کردند، سریع رفت خرید. این بی خیالی اون دور از باوره. چون قاعدتا کار خطرناکی انجام داده، مخصوصا اینکه الیاس آدم معمولی نبود.
    *شما چندین بار توی رمانتون گفته بودین «قرینه چشم» که اشتباهه و درستش «قرنیه چشم» است. شما گفتید که کتایون تصادف کرد و ضربه مغزی شد و چشم هاش هم توسط شیشه ماشین پاره شد. دیگه چنین چشمی درست نمیشه که عمل داشته باشه و خوب شه. در واقع بخشی از چشماش کلا از بین رفتن و دیگه چیزی از اونها باقی نمونده و حتی امکان اینکه کلا چشماش رو از حدقه در بیارن زیاده. شما می تونستی به شیوه علمی تری این موضوع رو بیان کنی. می تونستی بگی که سرش ضربه دیده و قسمت بینایی مغزش آسیب دیده و به همین دلیل نمی تونه ببینه.

    علامت و اشتباهات نگارشی
    * (برآیم، آون، سرس، پیدا، رایعتی و...) کلماتی بودند که توی اونها اشتباهات تایپی زیاد دیده می شد. بهتره که دقت بیشتری به خرج بدین. درست: (برایم، او، سرم، پیاده، رعیتی و...)
    *غلط املایی مثل (ظبط، اظطراب، کافشن و...) دیده می شدند و بهتره اگه روی کلمه ای شک دارین توی اینترنت سرچش کنید. درست: (ضبط، اضطراب، کاپشن و...)
    * قاطی شدن دیالوگ و مونولوگ در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده میشه: (روبه رویم میایستد و زمزمه میکند : مامانت حالش خیلی بده میخواد ببینتت. نگاهی به لباسان رنگ رفته اش می اندازم.)
    درست: (روبه رویم میایستد و زمزمه میکند:
    - مامانت حالش خیلی بده میخواد ببینتت.
    نگاهی به لباسان رنگ رفته اش می اندازم.)
    *کشیدن کلمات دیده شده: (اوووف، پاشااااا، حسااااام)
    درست: (اوف، پاشا، حسام و...)
    *وسط دیالوگ، مونولوگ باز شده که فقط در فیلمنامه نویسی و نمایش نامه نویسی استفاد میشه: (_ اره، پس به نفعت میرم میرم نکنی و مث بچه آدم اینجا بمونی و زندگی میکنی وگرنه...... (یک خط فرضی وسط گلویم میکشم) اوهوم؟)

    ***
    دوست عزیز،
    قلم خوبت هنوز جای پیشرفت داره؛
    زیاد بنویس و زیاد هم بخون.
    موفق باشی.
    «عضو شورای نقد»

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

     
    ~*~havva~*~, Dictator, کتایون ولیزاده و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • کتایون ولیزاده

    کتایون ولیزاده حامی انجمن عضو انجمن

    204
    3,044
    امتیاز:
    451
    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/17
    محل سکونت:
    به خودم مربوطه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به نام خدا
    «نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    جهنم سرد»​
    نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بر اساس پست های گذاشته شده توسط نویسنده می باشد؛
    ضمن خسته نباشید خدمت شما دوست و نویسنده ی عزیز:

    نام

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!


    اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما «جهنم سرد» بود. اسم جالبی بود و توی ذهن خواننده این سوال رو ایجاد می کرد که دقیقا چرا به جهنم واژه سرد چسبونده شده و این ضربه خوبی برای جذب خواننده است.
    ژانر تراژدی رو به خوبی در اسم نمایش دادین. جنایی و عاشقانه هم تا حدودی نمایش داده شدند و با توجه به اینکه جنایی ژانر خیلی مهمیه، جا داشت اون رو هم توی اسم نشون بدین. با خوندن اسم، داستانی که توی خواننده وجود میاد، می تونه درباره کسی باشه که زندگیش براش جهنم شده و واژه سرد می تونه به این معنا باشه که کسی متوجه این زندگی سختش نشده یا مثلا خودش رو بی تفاوت نشون میده. اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با موضوع هماهنگی داره و انتخاب خوبی داشتین.

    جلد
    جلد رمانتون تصویر دومینوهایی بود که دستی داشت اون ها رو می انداخت. از این اسم برداشت های مختلفی میشه کرد و خواننده قاعدتا باید کلی وقت روی جلد بذاره که متوجه یک چیزایی بشه و این می تونه باعث بشه خواننده ها به رمانتون جذب نشن. ژانر تراژدی رو خواننده از جلد دریافت می کرد، اما توی نشون دادن جنایی زیاد موفق نبودین.طیف رنگ هایی که استفاده شده، سفید و سیاهه. اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با جلد تطابق زیادی نداشت و می تونستید توی انتخاب جلد دقت بیشتری به خرج بدین.

    خلاصه
    خلاصه نباید اونقدر کوتاه باشه که خواننده اصلا چیزی ازش نفهمه و نباید طولانی باشه که داستان رو لو نده. برای شما کمی طولانی بود و جا داشت کمی کوتاه ترش کنین. نکته دیگه ای که قابل توجهه اینه که توی خلاصه نباید از خواننده سوال پرسیده بشه، شما می تونید با یک مقدار زیرکی خودتون این سوال ها رو توی ذهن خواننده بوجود بیارین. برای مثال نوشته بودین «چرا مسیح رفت؟» به جاش می تونید بنویسید: «او رفت و خیلی زود تنهایی همدم خانه تاریک و قلب گرفته ام شد.»
    خلاصه تون زیادی گنگ بود و اوایلش رو نتونسته بودید خوب کنترل کنید. جا داره عوض بشه و ویرایشش کنین.

    مقدمه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما مقدمه این نداشت و از اونجایی که در جذب خواننده هم نقش داره، بهتره که هر چه زودتر مقدمه ای برای رمانتون بنویسید که می تونه بخشی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه یا شعر یا دلنوشته و... سعی کنید ژانر ها رو داخلش به نمایش بکشین و پیش زمینه ای از دستان تو ذهن خواننده بوجود بیارین.

    شروع
    شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما یک مقدار گنگ بود و سوال های زیادی توی ذهن خواننده بوجود می آوردین؛ متاسفانه این سوال ها خیلی زیاد بودند و ذهن خواننده رو اذیت می کردند که ممکن بود کاری کنه که خواننده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو ادامه نده. از بین اون همه سوال تنها سه یا چهار مورد جذابش کافی بود و می تونستید خیلی راحت خواننده رو جذب

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کنید. چند جمله شروعیتون جا داشتند که بهتر باشن و شما می تونستید کمی بیشتر روشون کار کنید.

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما از جایی شروع میشه که کتایون آدامسی باد می کنه و می ترکونه. چنین شروع هایی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های کل کلی زیاد دیده شده اند و ممکنه خواننده فکر کنه که موضوع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تکراریه.
    روی توصیف احساسات جا داشت بیشتر کار کنین تا همزاد پنداری خواننده از همون اول فعال بشه و بتونه کتایون رو درک کنه.

    سیرداستان
    سیر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما متاسفانه تند شده بود. مثلا در پست ۵# سریع پریدین روی یک هفته دیگه.
    پست ۲۲# به یک ماه بعد پریده شده. پست ۲۴# به شش ماه بعد و... این حرکت باعث میشه که خواننده نتونه به راحتی با

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ارتباط برقرار کنه و از این لحاظ خیلی مهمه.
    توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اتفاقات زیادی افتادند که بعضی هاشون خیلی مهم بودند اما زیاد به اون نپرداختین. برای مثال رابطه بین مسیح و کتایون و این که چطوری عاشق شدن و در آخر اینکه مسیح خیلی زود از کتایون خواستگاری کرد و...
    سعی کنید روی حوادثتون بیشتر کار کنید و اون ها رو دقیق تر و واضح تر برای خواننده روشن کنید تا فراز و نشیب های لازم رو بدست بیاره و سیر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو هم آروم تر کنید.

    توصیف
    توصیفات به چهار بخش تقسیم میشه:
    *توصیف احساسات:
    در این توصیفات اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کمی کم کاری کرده بودین. برای مثال در پست ۸# وقتی کتایون پسر زخمی رو دید هیچ توصیف احساساتی ناشی از ترس یا شوکه شدنش انجام نشد. نوشته بودین: (. پسر جوانی حدود بیست و هفت یا بیست و هشت ساله که با یک پیرهن خونی زیر درختی افتاده است.کنارش زانو میزنم و نگاهش میکنم . آنقدر دستپاچه شده ام که همه چی یادم رفت.) جا داشت روش بیشتر کار کنید. البته این توصیفات در پست های آخر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بهتر شده بودند و پیشرفت کرده بودین، اما در کل سعی کنید کمی بیشتر روش وقت بذارین و باتوجه به نثر ادبی که انتخاب کردین، می تونید خیلی زیباتر اون رو بنویسید و حتی اشک خواننده رو هم در بیارین.
    *توصیف حالات:
    این نوع توصیف در اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زیاد دیده نمی شد و حالات شخصیت ها موقع انجام کارهاشون رو توصیف نکرده بودین. برای مثال هنگامی که کتایون، مسیح رو دید، خیلی سریع همه چیز اتفاق افتاد و مسیح رو تو ماشینش آورد و خیلی زود رسید خونه و اتفاقات زیادی سریع پشت سر هم پیش اومدند که این می تونه خواننده رو گیج کنه. البته با گذر زمان پیشرفتی در این زمینه دیده می شد و میشه گفت خوب پیشرفتین. سعی کنید روش بیشتر کار کنید.
    *توصیف چهره:
    شخصیت های زیادی توی رمانتون دیده میشن. متاسفانه زیاد از این توصیف بهره نبردین و فقط چهره کتایون رو در پست ۶# توصیف کرده بودین. بقیه شخصیت ها مثل: (مسیح، یاشار، الیاس، ساغر و...) هنوز توصیف نشدن و شما می تونستید بیشتر روی این بخش کار کنید.
    سعی کنید توصیفات چهرتون رو تدریجی انجام بدین و آروم آروم پیش برین که خواننده راحت تر بتونه اون رو تصور کنه. مثلا در یک خط به رنگ موهاش اشاره می کنید و چند خط بعد به حالت صورتش و...
    —ظاهر:
    شخصیت ها در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو زیاد توصیف نکرده بودین و فقط تیپ کتایون رو توصیف کرده بودین که اون هم جا داشت یک مقدار باور پذیر تر بشه. برای مثال وقتی کتایون می خواست کارهای مهم و جنایت های مختلفی بکنه، چکمه پاشنه بلند می پوشید و امکان اینکه زمین بخوره خیلی زیاد بود.
    *توصیف مکان:
    این توصیف زیاد در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم نمی خورد
    و جا داشت مکان های بیشتری رو توصیف کنید. مثل خونه کتایون و... توصیف کاملی از مکانی در رمانتون به چشم نمی خورد و جا داشت دقیق تر کار کنید. این توصیف رو هم بهتره تدریجی انجام بدید که خواننده موقع خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بتونه مکان ها رو به راحتی تصور کنه.

    دیالوگ و مونولوگ
    *دیالوگ:
    دیالوگ های

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اکثرا روتین (سلام، خداحافظ و عبارت های ساده ای که معمولا در گفتگوهامون به کار می بریم) نبودند. اما با این حال جاهایی دیده می شد که بیش از حد استفاده کرده بودین و جا داشت درست بشه. بهتره سعی کنید از دیالوگ های زیبا و ماندگار در رمانتون بیشتر استفاده بشه تا بتونین رمانتون رو ماندگار توی ذهن خواننده رقم بزنید.
    بهتر بود سعی می کردین دیالوگ ها رو متمایز تر می کردین. مثلا وقتی دو نفر، مثل مسیح و یاشار باهم صحبت می کنند، خواننده حتی بدون اینکه گوینده رو ذکر کنین، خودش متوجه بشه.
    توی این متمایز کردن زیاد موفق نبودین و جا داشت تمایز بیشتری توی حرف زدن هاشون بوجود بیارین. اکثرا تونسته بودید این تفاوت رو در دیالوگ زن و مرد جا کنین. چون دیالوگ یک مرد همیشه با یک زن تفاوت داره. با این حال بعضی جاها این روند کنترل نشد بود. برای مثال مسیح در جایی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    گفت: (آره لولوخان، لولوخان، تازه خونت هم مثل هتل ترانسیلوانیاست.) که این نوع صحبت کردن به یک مرد بالغ نمی خوره.
    بعضی جاها مثل اوایل پست ۳۴# که الیاس صحبت می کرد دیالوگ ها، ادبی بودند، در حالی که ما توی زندگی عادیمون عامیانه صحبت می کنیم و دیالوگ ها ادبی نمیشن.
    *مونولوگ:
    مونولوگ هاتون ایراد آنچنانی نداشتند، اما جا داشت که بعضی جاها روش بیشتر کار کنین تا حالت روتین و خسته کننده به خودش نگیره. برای مثال، اولین جمله، در پست اول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما: (به عادت همیشه ام آدامس صورتی رنگم را که طمع توت فرنگی میداد را ترکاندم و جوابش را ندادم.) این جا از «را» زیاد استفاده شده و می تونه خواننده رو خسته کنه. البته این ایراد زیاد در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم نمی خورد.
    یا مثلا توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    نوشته بودین: (با بسیا ترس) که درستش (باترس بسیاری) میشه و بهتره که روی این اشتباهات بیشتر دقت کنید.

    شخصیت پردازی
    *شغل های رایج توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اکثرا «قاچاقچی بودن و قاچاق مواد مخدر و دختر» بود که به تازگی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها زیاد دیده میشن و شما می تونستید از شغل های جالب تر و جدید تری استفاده کنید.
    *کتایون شخصیت سرد، جدی و مغروری داره، اما جاهایی در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده می شدند که شما شخصیتش رو تغییر داد بودین. برای مثال در پست ۹# که کتایون پسر رو خونه آورده بود، دیالوگ ها رفتارهاش تغییر کرده بودن و انگار آدم دیگه ای شده بود. بهتره روی این تغییر رفتار اون بیشتر کار کنین. شاید تصمیم داشتین نشون بدین که شخصیتش بعد یک مدت خوب میشه و تغییراتی بوجود میاد، اما این کار رو خیلی زود انجام داده بودین و جا داشت این رو تدریجی و آروم آروم پیش ببرین.
    *مسیح، عشق کتایونه و میشه گفت آدم مهربونیه. درباره شخصیت اون اطلاعات زیادی به خواننده ندادین و در مورد خونواده و... اون هنوز سوال های زیادی وجود داره.
    *بقیه شخصیت ها هم به همین ترتیب جا دارن که روشون بیشتر کار بشه و خواننده بتونه اون ها رو بیشتر بشناسه.
    *اسم شخصیت های

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تکراری نبودن و در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های دیگه کمتر استفاده شدن که یک نکته خوب و مثبت محسوب میشه. و اکثرا به سن و موقعیت اجتماعی و... می خوردند. و البته یک جا گفتین «داروین» که بیش از حد امروزی بود و اون زمان از چنین اسم هایی استفاده نمی شد.

    زاویه دید
    زاویه دید

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اول شخصه. شاید در اول شخص توصیفات راحت تر انجام بشن، اما این زاویه دید محدودیتی داره که شما اون رو رعایت نکرده بودین. در اول شخص نمی تونید زاویه دید رو تغییر بدین و در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اون رو از زبون نفر بگین.

    ژانر انتخابی
    ژانرهای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما «عاشقانه، جنایی، تراژدی» بودند.
    *عاشقانه: این ژانر رو میشه در عشق بین مسیح و کتایون و... دید. اما جا داشت روی عاشقانه های رمانتون بیشتر کار کنید تا در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم بخوره.
    *تراژدی: این ژانر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده می شد و خوب روی اون کار کرده بودین. مشکلات کتایون و سختی ها و غم ها ناراحتی هاش نمونه هایی از حضور ژانر توی رمانتون هستند.
    *جنایی: این ژانر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم می خورد، اما جا داشت کمی صحنه های جنایی بیشتری توی اون به نمایش بکشین.

    نثر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!


    نثر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما ادبی بود. اما مثل اینکه یک جاهایی حواستون نبوده و تغییر نثر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم می خورد. برای مثلا در پست ۳# استفاده از عبارت «ریزه میزه»: (بااینکه دوسال از من بزرگ تر است اما ریزه میزه تر است.)
    درست: (با اینکه دو سال از من بزرگ تر است، اما جثه کوچکتری دارد.)
    یا مثلا نوشته بودید: (با یک خدافظی) که درست اون (خداحافظی) هستش. خیلی جاها توسط کلمه هایی مثل: (اون، رو و...) نثرتون عامیانه شده بود.
    یا در پست ۸#: (وقتی پدرم طلاق گرفت حضانت کامل من را به مادرم داد و من از آون روز دیگه پدرم رو ندیدم.)
    یا: (یک پسر قرتی با پوست برنزه و چشمانی رنگی و یک آدامس گنده که دهانش را هی تکان میداد.)
    یا مثلا: (دهنش) و...
    اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زمان فعل ها مضارع بود، اما کم کم به ماضی تغییر کرد و بعضی جاها هم ماضی بود و هم مضارع که ناهماهنگی محسوب میشه و بهتره که حتما روی اون کار کنید.
    استفاده از عامیانه برای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما مناسب تره و روی اون بهتر می تونید مانور بدین.
    بعضی جاها دیالوگ ها ادبی شده بودن که بهتره اون ها رو هم عامیانه کنید.

    ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما درباره دختری بود که در گذشته سختی های زیادی دیده بود و بعد هم تصمیم گرفت که از پسری که ازش شکست عشقی خرده بود، انتقام بگیره. برای همین هم یک گروه خلافکار تشکیل داد تا بالاخره بتونه اون پسر رو پیدا کنه و...
    ایده رمانتون زیاد تکراری نبود. بعضی بخش ها مثل انتقام تکراری شده بودن و شما می تونستید با آوردن حوادث مختلف اون رو به رمانی جدید تبدیل کنید. از اونجایی که جنایی ژانر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شماست، می تونستید درگیری های بیشتری توی رمانتون بوجود بیارین و روی ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بیشتر کار کنید.

    باور پذیری
    *یک جا نوشته بودین که کتایون گونه هاش رو عمل کرده، در حالی که گونه رو عمل نمی کنن و شما می تونی بگی پروتز کرده و...
    *زمانی که کتایون مسیح رو زخمی پیدا کرد، شما گفته بودین که پسر چاقو خورده و باید بخیه بخوره، اما درست روز بعدش پسر سرحال توی اتاق نشسته بود. در حالی که لااقل چند روز باید استراحت کنه و زیر نظر پزشک باشه. بعد وقتی توی شکمی کسی چاقو فرو می کنن، امکان صدمه رسیدن به کلیه ها، معده، روده ها، صفرا و... خیلی بالاست؛ پس کتایون چطور پسر رو خونه اش آورد و چطور یکی از اعضا که نه پزشک بود و چیز زیادی از اون نمی دونست، شکم مسیح رو بخیه زد؟
    *دیگه اینکه وقتی کتایون صبح برای اولین بار به دیدن مسیح رفت، درست بعد از یک سلام و علیک، کتایون گفت شخصیت مسیح، هر دختری رو جذب می کنه. درحالی که به این سرعت نمیشه شخصیت کسی رو شناسایی کرد.
    *در پست ۱۳# و ۱۴# کتایون، الیاس رو گروگان گرفت و وقتی اعضا اون رو بیهوش کردند، سریع رفت خرید. این بی خیالی اون دور از باوره. چون قاعدتا کار خطرناکی انجام داده، مخصوصا اینکه الیاس آدم معمولی نبود.
    *شما چندین بار توی رمانتون گفته بودین «قرینه چشم» که اشتباهه و درستش «قرنیه چشم» است. شما گفتید که کتایون تصادف کرد و ضربه مغزی شد و چشم هاش هم توسط شیشه ماشین پاره شد. دیگه چنین چشمی درست نمیشه که عمل داشته باشه و خوب شه. در واقع بخشی از چشماش کلا از بین رفتن و دیگه چیزی از اونها باقی نمونده و حتی امکان اینکه کلا چشماش رو از حدقه در بیارن زیاده. شما می تونستی به شیوه علمی تری این موضوع رو بیان کنی. می تونستی بگی که سرش ضربه دیده و قسمت بینایی مغزش آسیب دیده و به همین دلیل نمی تونه ببینه.

    علامت و اشتباهات نگارشی
    * (برآیم، آون، سرس، پیدا، رایعتی و...) کلماتی بودند که توی اونها اشتباهات تایپی زیاد دیده می شد. بهتره که دقت بیشتری به خرج بدین. درست: (برایم، او، سرم، پیاده، رعیتی و...)
    *غلط املایی مثل (ظبط، اظطراب، کافشن و...) دیده می شدند و بهتره اگه روی کلمه ای شک دارین توی اینترنت سرچش کنید. درست: (ضبط، اضطراب، کاپشن و...)
    * قاطی شدن دیالوگ و مونولوگ در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیده میشه: (روبه رویم میایستد و زمزمه میکند : مامانت حالش خیلی بده میخواد ببینتت. نگاهی به لباسان رنگ رفته اش می اندازم.)
    درست: (روبه رویم میایستد و زمزمه میکند:
    - مامانت حالش خیلی بده میخواد ببینتت.
    نگاهی به لباسان رنگ رفته اش می اندازم.)
    *کشیدن کلمات دیده شده: (اوووف، پاشااااا، حسااااام)
    درست: (اوف، پاشا، حسام و...)
    *وسط دیالوگ، مونولوگ باز شده که فقط در فیلمنامه نویسی و نمایش نامه نویسی استفاد میشه: (_ اره، پس به نفعت میرم میرم نکنی و مث بچه آدم اینجا بمونی و زندگی میکنی وگرنه...... (یک خط فرضی وسط گلویم میکشم) اوهوم؟)

    ***
    دوست عزیز،
    قلم خوبت هنوز جای پیشرفت داره؛
    زیاد بنویس و زیاد هم بخون.
    موفق باشی.
    «عضو شورای نقد»

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کلیک کنید تا بازشود...
    مچکر گلم
    سعی میکنم نکاتی رو که گفتی رعایت کنم.
     
    ~*~havva~*~, Dictator, Amelia و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • saideh_afsar

    saideh_afsar همراه انجمن عضو انجمن

    60
    1,921
    امتیاز:
    316
    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    مشهد
    سلام ببخشین بنده یک سوال داشتم از منتقد محترم انجمن nava-k
    نکته دیگه در به کار بردن افعال هست. افعال در فارسی باید آخر جمله بیایند.
    مثلا:
    -همه بدین خونه باغ شاهین.
    صحیحش:
    -همه به خونه باغ شاهین برین.

    سوالم در مورد همین قسمت است. تاجایی که من می دونم و مطالعه کردم ، در صحبت های محاوره ای که در داستان می آید نیازی به رعایت گذاشتن فعل در آخر جمله نیست .چون در این صورت دیگه حالت محاوره ندارد اما منتقد محترم ذکر کرده اند که باید فعل در محاوره هم آخر جمله باشد . اما من خونده ام که باید همان طوری که صحبت می شود در گفتار محاوره ای هم نوشته شود . البته بعضی مخفف ها ی غلط که رایج است و کلمات اشتباه دیگر به کار نمی رود اما این که ترتیب جمله دقیقا حفظ شود به نظر شما ، حالت محاوره را تغییر نمی دهد ؟ چون خودم دارم رمانم رو ویرایش می زنم سوال کردم . با تشکر
     
    Dictator از این پست تشکر کرده است.
  • girl_with_black_heart

    girl_with_black_heart کاربر نیمه فعال عضو انجمن

    270
    1,637
    امتیاز:
    361
    تاریخ عضویت:
    ‏22/2/18
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    {...
    محل سکونت:
    ~تیمارستان نگاه●_●~
    سلام!
    فکر میکنم اگه در جلد توی عکس کوچیک، از جهنم (آتش بزرگ و عمیق) استفاده میکردید به نام رمانتون میخورد؛ البته من رمانتون رو نخوندم
     
    Dictator از این پست تشکر کرده است.
  • کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 9)