1. موارد مهم:
    1-با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
    2-نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
    3- اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
    4- نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
    5- از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
    6-اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است گزارش پست خلاف را بزنید.
    7-ماده ٢٣- هرکس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او یا عامداً به شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
    8-قوانین مهم
    9-
    کانال نگاه دانلود درتلگرام
آنتی ویروس nod32

آموزشی ☆ محفل شعرا ☆

شروع موضوع توسط Es_shima ‏31/7/17 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Es_shima

    Es_shima شاعر انجمن شاعر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏13/6/17
    ارسال ها:
    2,638
    تشکر شده:
    10,680
    امتیاز:
    736
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    پارکورکار،دانشجو
    محل سکونت:
    شهر راز

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    درود
    شعر دومم رو اصلاح میکنم

    بقض دارم،دل فدای گریه ها
    دل فدای های های گریه ها
    شمع جانی با من و با گریه گفت
    روشنی، بی انتهای گریه ها
    می روم،درد عمیق عشق را
    می سپارم در هوای گریه ها
    در شعور اشکباری بی جنون
    جان من،تنها نمای گریه ها
    خشک از احساس نمناکی شدم
    گریه ای دیگر فدای،گریه ها
    کلیک کنید تا بازشود...
    شعرت رو اقا همایون نصفه نقد کردن باید ایشون ادامه بدهند.
    فقط بغض درسته!
    و یه سوال...
    اصلا
    دل فدای گریه ها
    دل فدای های های گریه ها
    یعنی چی..؟!
     
    همایون, he.s, لیـالـی و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • *PARLA*

    *PARLA* شاعر آزمایشی کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/3/17
    ارسال ها:
    3,797
    تشکر شده:
    32,089
    امتیاز:
    856
    شغل :
    دکترم فرزندانم:)پزشک
    محل سکونت:
    از برلین

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شعرت رو اقا همایون نصفه نقد کردن باید ایشون ادامه بدهند.
    فقط بغض درسته!
    و یه سوال...
    اصلا
    دل فدای گریه ها
    دل فدای های های گریه ها
    یعنی چی..؟!
    کلیک کنید تا بازشود...
    یعنی دل اون شخص برای گریه های من میسوزه:/
     
    همایون, he.s, لیـالـی و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • somayeh_at

    somayeh_at مدیر تالار ترجمه + شاعر آزمایشی عضو کادر مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/16
    ارسال ها:
    69
    تشکر شده:
    809
    امتیاز:
    256
    جنسیت:
    زن
    آزادی


    خسته ام باز در اين دير خراب
    تشنه ام باز در اين درياي آب
    گم شدم باز در اين درياي نور
    چشم بسته غرق ظلمت كوره كور
    باز تنها مانده ام با من خويش
    ترسم از امروز و فرداهاي خويش
    گيج و سرگردان و حيران گشته ام
    غرق در درياي حرمان گشته ام
    زخم حسرت خورده بر جان و تنم
    پيله اي از ترس بر خود ميتنم
    حبس گشتم در پيله افكار خويش
    گشته ام خود تلخ زندانبان خويش
    مرغ جانم در درونم حبس گشت
    مر وجودم در وجودم پست گشت
    كودك احساس من پايش شكست
    منطقم تنها سر چاهي نشست
    چاه افكارم سرشار از تهي است
    جز سياهي در درون چاه نيست
    خشك چاهي كه درونش آب نيست
    چاه ويل است ديگر چاه نيست
    كفتر انديشه ام چاهي شده
    بال بسته غرق تنهايي شده
    سهم او از آسمان يك حلقه است
    حلقه اي كز دور در چشمش نشست
    در سياهي بود و يك چشمش به نور
    در تباهي بود و در روياي نور
    كفترم بال و پرت را باز كن
    مرغكم با جان و دل پرواز كن
    سهم تو در اين جهان ازادي است
    سهم تو بيشتر ز چاهي خالي است
    مر خدايي كه جهان بنياد كرد
    خود همو انديشه را ازاد كرد
    بال های انديشه ات را باز كن
    از زمين تا آسمان پرواز كن
    هيچ بند بر پاي افكارت مده
    مرغك انديشه را پرواز ده

    دوست
    دلم خاک کف پای تو ای دوست
    و دل قربانی راه تو ای دوست
    سلامت میدهم ای یار همراه
    تمام لحظه هایت شاد ای دوست
     
    همایون, he.s, Es_shima و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • فرشته رحمانی

    فرشته رحمانی شاعر آزمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/15
    ارسال ها:
    749
    تشکر شده:
    7,000
    امتیاز:
    571
    جنسیت:
    زن
    سلام من بیشتر دوبیتی می گم.... این هم چند نمونه از کارهام

    تا به کی هی ناز و غمازی کنی؟
    تا کجا هی عشوه پردازی کنی؟
    تا به کی در حسرت لعل لبت
    من بسوزم تو نظر بازی کنی؟

    *******

    درگیر دو بیت شعر خالی گشتیم
    عمری بگذشت و پیر زالی گشتیم
    دیدیم نیامد خبری از آقا
    ما عاشق دلبری خیالی گشتیم


    ********
    بگذار ز آسمان بر سر من نور بریزد
    در جام دلم جرعه ای انگور بریزد
    بیهوده مزن چین به ابروی سیاهت
    بگذار دلم یاد تــو را دور بریـزد

    *******
     
    همایون, he.s, *PARLA* و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • fateme.p.r

    fateme.p.r کاربر نیمه فعال کاربر نیمه فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20/10/16
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    6,073
    امتیاز:
    531
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    دانش آموز
    محل سکونت:
    فارس

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    در مورد سروده های شما که حرفی نمی شود زد اصولاً وقتی در شعر کلاسیک (غزل) وقتی وزن از دست میره دیگه نمیشه اصلا درباره اش حرفی زد هرچند به لحاظ معنی و دیگر عناصر شعر باید حالا حالا ها شعر بخوانید و تجربه کنید اما چون ابتدای راه هستید در مورد لحن شعر شما چند نکته را قابل عرض میدونم:
    لحن و سبک هرشاعری شناسنامه ادبی اوست و مشخص میکند چه شاعری در چه ضمینه ای شعر می گوید یا بیشتر اشعارش در چه فضایی سروده می شود،
    دوست من حماسه سرایی و شعر های پند آموز دوره اش به سر آمده و دیگر کمتر خواننده ای به سراغ چنین شعری می آید،البته منظورم این نیست که نباید شعر ملی و مذهبی گفت اما لا اقل شکلش اینچنین نیست،سرودن شعر های پند اموز و حماسه ای آنقدر در ادبیات جهان وجود دارد که باید خیلی توانا باشید تا فراتر از آنها شعری بسرایید تا خواننده را جذب کند، شعر، روحی لطیف و آرامی دارد با سروده های حماسی و حکمت گونه هم خوانی ندارد، چرا فردوسی گفته : پی افکندم از نظم کاخی بلند؟ چون خودش شعر شناس است و میداند شاهنمامه شعر نیست نظم است، هنوز هرکسی بخواهد حال و دلش کمی آرام بگیرد حافظ می خواند طیبات سعدی را میخواند کسی را دیده اید برود پروید اعتصامی بخواند؟ پروین شعر هایش حکیمانه است پند است و مردم را از بالا نگاه می کند در بیشتر شعرهایش یک پای پادشاه درمیان است و یک پای رعیت، البته این ریشه در سطح رفاه خانوادگی اش هم داشته اما مخلص کلام اینکه اگر میخواهید برای دل تنگی هایتان و برای دلمردگی ها یا حتی شور وشوق زندگی مردم شعر بگویید فضای شعر خوانی و شعر سراییتان را عوض کنید.
    کلیک کنید تا بازشود...
    خیلی ممنون از نقدتون.من نمی دونستم که حکایت و این جور شعرایی دیگه گفته نمی شه.درباره ی وزن هم من چیز زیادی نمی دونم.فقط می تونم شعری رو هجا کنم و علامت-uو اینطور علامتی رو بهش بدم و همین ها رو هم از توی همین تالار ادبیات یاد گرفتم و نمی دونم چطور باید توی نوشتن شعر ازشون کمک بگیرم.امیدوار بودم شاعر آزمایشی بشم و وزن و کاربردش رو به همراه دیگر عزیزان یاد بگیرم.اینطور که معلومه و از نقد پیداست من رد شدم و این واضحه.به امید موفقیت بقیه دوستان.
     
    همایون, he.s, *PARLA* و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • amin perspolisi7878

    amin perspolisi7878 حامی انجمن حامی انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏23/3/15
    ارسال ها:
    196
    تشکر شده:
    5,004
    امتیاز:
    506
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    student
    محل سکونت:
    قم
    شعر اول
    همیشه
    هميشه ، هميشه خواستم
    که هميشه با تو باشم
    پاک نشم از روى شيشه
    مثل يک قصه تموم شم
    هميشه ، هميشه خواستم
    که تو عاشقم بمونى
    تن ِ من يه برگى تشنه
    تو مثل شبنم بمونى
    هميشه ، هميشه خواستم
    توى آغوش تو باشم
    از دورى ز تو نترسم
    توى فکر اون نباشم
    توی فکر اون نباشم
     
    همایون, he.s, Es_shima و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • Madine

    Madine شاعر آزمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/16
    ارسال ها:
    590
    تشکر شده:
    7,849
    امتیاز:
    571
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نفس کشیدن
    محل سکونت:
    کابل
    سلام خدمت استادان گرامی

    دل دادم و هستی ام ساختمت
    جان دادم و گیتی ام 'باختمت
    افسوس که زودتر نشناختمت


    درد و غم در زندگی ام چو نقل و نبات
    عشق لیک در زندگی ام چو آب حیات
    کاش مرا بود مرگ چو راه نجات


    مرا با خود ببر تا بی کران هستی
    همان جایی که مرگ تاوان زندگی نیست
    همان جایی که ما هستیم و عشق و مستی
     
    همایون, he.s, -ÑïX- و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • YASHAR

    YASHAR مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏25/7/15
    ارسال ها:
    3,424
    تشکر شده:
    11,466
    امتیاز:
    736
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    تهران

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خیلی ممنون از نقدتون.من نمی دونستم که حکایت و این جور شعرایی دیگه گفته نمی شه.درباره ی وزن هم من چیز زیادی نمی دونم.فقط می تونم شعری رو هجا کنم و علامت-uو اینطور علامتی رو بهش بدم و همین ها رو هم از توی همین تالار ادبیات یاد گرفتم و نمی دونم چطور باید توی نوشتن شعر ازشون کمک بگیرم.امیدوار بودم شاعر آزمایشی بشم و وزن و کاربردش رو به همراه دیگر عزیزان یاد بگیرم.اینطور که معلومه و از نقد پیداست من رد شدم و این واضحه.به امید موفقیت بقیه دوستان.
    کلیک کنید تا بازشود...
    اینکه رد بشید یا قبول نمیدونم اما باز هم شعر بگید و در اینجا قرار بدید در موردش حرف میزنیم و انشالله شعرهایتان کم کم پا خواهد گرفت نا امید نشید شما استعداد شاعری دارید.

    یک راه پیشنهاد میکنم:
    شعر زیاد بخونید مخصوصا غزل و بعضی از بیت ها که خوشتون میاد رو حفظ کنید و در طول روز باخودتون زمزمه کنید اگر اینکار رو ادامه بدید ضرب آهنگ وزن در ذهنتون شکل میگیره و هرچه بیشتر ادامه بدید شعرهاتون کمتر مشکل وزنی خواهد داشت و کم کم با عروض و قافیه آشنا میشید.اما همان شعر خوانی و زمزمه خیلی بیشتر کمک میکنه.
    در مورد موضوعات هم لازم نیست از پیش چیزی رو انتخاب کنید و درباره اش شعر بگید فعلا از هر دری بگویید تا بعدها راه براتون روشن خواهد شد.
     
    آخرین ویرایش: ‏13/8/17
    همایون, he.s, -ÑïX- و 7 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • cliff

    cliff کاربر نیمه فعال کاربر نیمه فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏16/11/15
    ارسال ها:
    337
    تشکر شده:
    2,815
    امتیاز:
    441

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سلام
    اگر امکان داره بفرمایید در چه قالبی شعرتان رو سرودید و آیا شناختی در مورد وزن و قافیه دارید اگر جوابتون مثبت هست شعر خودتان رو از نظر وزن تشریح بفرمایید
    این سوالات از باب ضعف شمانیست بلکه آگاهی مارو نسبت به شناخت شما از شعر و شاعری بیشتر میکنه تا دوستان بهتر در مورد کارهای شما نظر بدهند
    کلیک کنید تا بازشود...
    سلام ، خیر ...متاسفانه من نمیدونم در چه سبکی شعر هام سروده شده چون شعر های من دلی هست و من اطلاعات اندکی دارم
     
    همایون, he.s, -ÑïX- و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • cliff

    cliff کاربر نیمه فعال کاربر نیمه فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏16/11/15
    ارسال ها:
    337
    تشکر شده:
    2,815
    امتیاز:
    441
    بر باد رفته

    من اگر ماندنِ بی تو را آزموده ام
    در خیالم بر غم قلب و غرورم کاسته ام
    من که بی تو ژنده پوشی بی سر و سامانه ام

    گر فراموشی بگیرم ،از یادم نمی رهی عشق جاودانه ام

    -------------------

    دردلم جز مهر تو ...
    در سرم جز فکر تو ...
    در کنارم هیچ کس...
    هم قدم با من نباشد جز من و تنهایی ...
    رو به رویم عکس تو ...
    جان من در دست تو ...
    در گلویم بغضِ حاکی از بی خبر رفتنت ....
    در خیالم دست من در دست تو ...
    قلب من پر درد از غم جان سوز تو ...
    بی کس و تنها باز مانده ام در باتلاق غمت
     
    همایون, he.s, ㋡ کــوکــی ㋡ و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 118)