1. موارد مهم:
    1-با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
    2-نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).
    3- اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
    4- نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.
    5- از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
    6-اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است گزارش پست خلاف را بزنید.
    7-ماده ٢٣- هرکس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او یا عامداً به شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
    8-قوانین مهم
    9-
    کانال نگاه دانلود درتلگرام
آنتی ویروس nod32

قصاص؛ پایان رویای سفر به ترکیه

شروع موضوع توسط DENIRA ‏17/6/17 در انجمن خارجی

  1. DENIRA

    DENIRA ویراستار انجمن ویراستار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/16
    ارسال ها:
    7,154
    تشکر شده:
    47,724
    امتیاز:
    891
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    کار دیدید سلام منم بهش برسونید!
    محل سکونت:
    تهران
    وضعیت تاهل:
    مجرد



    [​IMG]

    پسر نوجوان افغان که برای تامین مخارج سفر به ترکیه، هموطنش را کشت با حکم دادگاه به قصاص محکوم شد.
    به گزارش جام‌جم، بهمن 89، وقوع یک فقره قتل در یک ساختمان نیمه‌کاره به پلیس شرق تهران اطلاع داده شد. یک کارگر 22 ساله اهل افغانستان با اصابت چاقو به قتل رسیده بود.




    پلیس پس از بررسی صحنه جرم از نقش پسری 16 ساله در قتل باخبر شد و او را دستگیر کرد.



    متهم در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و به کانون اصلاح و تربیت منتقل شد.



    او در جلسه محاکمه که در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربان‌زاده برگزار شد در مقابل درخواست قصاص اولیای دم، تقاضای بخشش کرد و گفت: «قبل از حادثه می‌خواستم به ترکیه سفر کنم اما خانواده‌ام حاضر به پرداخت هزینه‌اش نشدند. با آنها درگیر شدم و از خانه بیرون آمدم. حوالی تهرانپارس چرخ می‌زدم که با مقتول آشنا شدم.



    او کارگر یک ساختمان بود و با حقوقش، مقادیری سکه خریده بود. وسوسه شدم آنها را بدزدم. روز حادثه، همراه دوستم به عنوان مهمان به اتاق مقتول در ساختمان رفتیم. بعد از خوردن شام، چکش را برداشتم و چند ضربه به سر مقتول زدم. وقتی فوت کرد طلاهایش را دزدیدم.»



    با این اعتراف، قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند.