نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

VIP مرکز کتاب ℘

شروع موضوع توسط Mojtaba ‏19/2/17 در انجمن داستانک

  1. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم.
    شاید هم بخواهی و ندانی و نتوانی که بدانی.
    عشق، گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است و دست های به گل آلوده ی تو که دیواری را سفید می کنن. عشق، خود مرگان است؛ پیدا و ناپیداست، عشق. گاه تو را به شوق می جنباند و گاه به درد در چاهیت فرو می کشد.

    #محمود_دولت_آبادی
    #جای_خالی_سلوچ
     
    فروغ ارکانی, « «N¡lOo£aR» », کوکیッ و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب


    کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش دل ام از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش می شد همه جیز را با تخته پاک کن پاک کرد.
    کاش یکی از اجرهای خانه ات بودم، یا یک مشت خاک باعچه ات. کاش دستگیره ب اتاق ات بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه، کاش دست هات بودم. کاش چشم هات بودم. کاش دل ات بودم. نه، کاش ریه هات بودم تا نفس هات را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تو من بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفرِ دوتایی.

    #چند_روایت_معتبر
    #مصطفی_مستور
     
    sama_t, Mah Pishooni, فروغ ارکانی و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  3. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    گفت خيلي ميترسم؛
    گفتم چرا ؟
    گفت چون از ته دل خوشحالم ...
    اين جور خوشحالي ترسناك است ...
    پرسيدم آخه چرا ؟
    جواب داد: وقتي آدم اين جور خوشحال باشد
    سرنوشت آماده است چيزي را از آدم بگيرد!

    #بادبادك_باز
    #خالد_حسينی
     
    sama_t, فروغ ارکانی, « «N¡lOo£aR» » و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  4. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    و البته که باید احتیاط کرد . در گفتن بیش از شنیدن . برای جلب ِ شادی یا خشنودی ِ محبوبی که معشوق نیست ، عشق و عاشقی را نباید به پایش سر بُرید . "دوستت دارم" را نباید لقلقه ی زبان کرد . "عاشقت هستم" را نباید نُقل و نبات کرد و بر سر ِ این و آن پاشید .
    و بیش از هر کلمه ای باید از همیشه‌ها و هرگزها و هیچ‌وقت‌ها و هیچ‌کجاها پرهیز کرد - از این "همیشه با تو می‌مانم‌" ها و "هرگز ترکت نمی‌کنم" ها - که "هِ" آغازشان با دو چشم ِ حیران و متعجب به آدم‌هایی می‌نگرد که مقید به زمان و مکان‌اند اما فراتر از زمان و مکان وعده می‌دهند و باور و اعتماد را به سُ خ ر ه م ی‌گ ی ر ن د . .
    .

    #دال_دوست_داشتن
    #حسین_وحدانی
    #نشر_ویدا
     
    sama_t, فروغ ارکانی, « «N¡lOo£aR» » و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  5. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    روباه گفت:
    کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی.
    اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم.
    ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.
    آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!
    امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!
    هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.

    #شازده_کوچولو
    #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
     
    sama_t, فروغ ارکانی, « «N¡lOo£aR» » و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  6. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    نذار ابهتِ هیج آدمِ خبره ای تو رو بگیره !
    اون بهت می گـه که : "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه ! "
    یه آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده !

    بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن
    #کورت_توخولسکی
    #ترجمه #محمدحسین_عضدانلو
    #نشر_افراز
     
    sama_t, فروغ ارکانی, « «N¡lOo£aR» » و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  7. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    متوجه شدم آدمی که حتی فقط یک روز زندگی کرده باشد می تواند صدسال را راحت در زندان بگذراند. آن قدر یاد و خاطره خواهد داشت که حوصله اش سر نرود.
    .جایی خوانده بودم که آدم درزندان بالاخره زمان راگم می کند. اما وقتی این راخوانده بودم خیلی معنایش رانفهمیده بودم.نفهمیده بودم چه طورروزها می توانند در آنِ واحدهم کوتاه باشند هم طولانی. بی تردید طولانی برای گذراندن،اما آنقدرکشدار که دست آخر باهم قاطی می شوند. دیگراسم ندارند. تنها کلمه هایی که برایم معنایی داشتند دیروز و فردا بود.
    درست نمی فهمیدم چه طور صفاتی که برای یک آدم عادی صفتی خوب است می تواند برای یک مجرم تبدیل به اتهامی وحشتناک بشود.

    #بیگانه
    #آلبر_کامو
     
    sama_t, فروغ ارکانی, aida30.30 و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  8. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب


    تنهایی آب‌پز- برای 2 نفر- مواد لازم: 2 تا آدم، یک رابـ ـطه. طرز تهیه: روزهای شادی را می‌گذرانیم. لذتی را که از با هم بودن داریم تا رسیدن به مرحله جوش با تمام مراحل زندگی تند تند مخلوط می‌کنیم. دوستان را به رابـ ـطه اضافه می‌کنیم. سینما می‌رویم، بعد از خروج از سینما چیزی از فیلم یادمان نیست، فقط گرمای دستی که تمام مدت فیلم توی دستمان بوده باقی مانده، وعده و وعید می‌دهیم. وقتی زیر فشار وعده‌ها خوب له شدیم، دروغ‌ها را اضافه می‌کنیم. وقتی خوشبختی شروع به قل‌قل کرد، شعله زیر رابـ ـطه را خاموش می‌کنیم و می‌گذاریم مدتی به حال خود بماند. وقتی به دمای اتاق رسید، به میزان دلخواه ادویه‌هایی مثل حسادت و دعوا اضافه می‌کنیم. در صورت تمایل می‌توانیم خــ ـیانـت هم اضافه کنیم. وقتی رابـ ـطه کاملا سرد شد، همراه اشک چشم سرو می‌کنیم.

    #طرز_تهیه_تنهایی_در_آشپزخانه_عشق
    #یکتا_کوپان
    #نشرقطره
     
    sama_t, « «N¡lOo£aR» », فروغ ارکانی و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  9. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    هر بار
    که سر بر شانه ام می نهی
    هنگام که غرق در طره ی موهایت می شوم
    در بیشه ی گیسوانت
    چونان پروانه ای سرگردان
    گم می شوم و باز نمی آیم

    هر بار که دست در دستانم می گذاری
    پنج انگشتم
    پنج ماهیِ کوچک می شوند
    می روند در ژرفای دیدگانت،
    گم می شوند و باز نمی آیند

    و هنگام
    که به پیکر خود باز می گردم
    آن دَم است
    که می بینم تنهایم وُ
    تو
    اینجا نیستی

    #شیرکو_بیکس
    ترجمه : #بابک_زمانی
    دیوار
    گزینه اشعار شیرکو بیکس
    نشر فصل پنجم
     
    sama_t, « «N¡lOo£aR» », فروغ ارکانی و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  10. یگآنه.غ

    یگآنه.غ حامی انجمن عضو انجمن

    139
    1,950
    امتیاز:
    336
    تاریخ عضویت:
    ‏19/8/15
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    بی کار
    محل سکونت:
    زیر یه سقف آبی
    #یک_قاچ_کتاب

    شايد محل دقيق سر و ته خيار اهميت چندانى تو زندگى روزمره نداشته باشه،اما وقتى با جمله ى "زندگى به سان ته خيار تلخ است"
    به زندگى تشبيه مى شه،جاى بحث داره!مثلاً قسمت تلخ خيار كه همه به اسم ته خيار مى شناسيم در واقع ته خيار نيست بلكه آغاز زندگى خياره!
    چيزى كه ما نسبت به عادت اشتباه فكر مى كنيم.
    ته خيار دقيقا همون قسمتيه كه گل پژمرده ى كوچيكى بهش چسبيده،همونجا كه خيار ديگه رشد نمى كنه و قد نمى كشه.و اين يعنى پايان زندگى خيار!
    گٌلِش هم دقيقا شبيه همون گلهاييه كه روز آخر برامون مى آرن.

    #ته_خیار
    #هوشنگ_مرادکرمانی
     
    « «N¡lOo£aR» », فروغ ارکانی و aida30.30 از این پست تشکر کرده اند.