نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

نقد رمان معرفی و نقد رمان در حصار خاموشی | nadiya96sadeghi کاربر انجمن نگاه دانلود

شروع موضوع توسط nadiya96sadeghi ‏2/2/17 در انجمن معرفی و نقد رمان کاربران

  1. shaghayegh_h96

    shaghayegh_h96 نویسنده انجمن نویسنده انجمن

    915
    44,515
    امتیاز:
    901
    تاریخ عضویت:
    ‏3/9/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نویسنده..
    محل سکونت:
    شیراز

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سلام ممنونم که رمانو می خونید حتما تلاشمو در بهتر شدنش می کنم ،ولی قسمت عاشقانه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    در بخش های بعدی اتفاق می افته،سعی میکنم خلاصمو هم تغییر بدم.بازم ممنون عزیزم
    کلیک کنید تا بازشود...
    خواهش می کنم عزیزم،با تلاش حتما موفق میشی.
     
    Leianma, <ghazaleh>, عقیق و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • :) Taranom.ES

    :) Taranom.ES کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,898
    64,208
    امتیاز:
    976
    تاریخ عضویت:
    ‏8/4/17
    محل سکونت:
    خانه مان
    نام او که هرچه هست از آن اوست!

    نقد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رهای گمشده

    نام

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :

    مطمئنا شما میدونید که یکی از مهم ترین اصل های یک نوشته ، عنوانیِ که نویسنده براش انتخاب میکنه . عنوان

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کاملا باید مطابق با هسته اصلی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه.اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رهای گمشده است، برای اولین بار که من اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    را دیدم باید بگم میتونست بهتر باشه چون میتونیم از این اسامی زیاد ببینیم توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های اطرافمون پس این اسم خنثی ای بود میتونست جذاب تر و هیجان انگیز تر باشه.نام

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با هسته

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    مطابقت داره البته در ابتدا اصلا چنین چیزی مشهود نیست ولی به اواسط داستان که میرسیم به چنین موضوعی دست پیدا میکنیم .من با خوندن اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    (رهای گمشده)به دو چیز به ذهنم رسید.۱- رها اسم دختری است که طی اتفاقاتی گم میشه یا اینکه هویت خودشو از دست میدهد. از روی فونت و رنگ اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    روی جلدتون میشه گنگ بودن همراه با کمی عاشقانه بودن داستان رو حس کرد که رنگ توسی آن ژانر اجتماعی بودن رو به خواننده کمی منتقل میکند.
    ۲- داستان فردی است که از فرط آزاد بودن خودشو و اصلیتشو فراموش کرده.که با دنبال کردن داستان به نتیجه اولیه رسیدم.

    جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :


    وجود دختری که موهایش در باد درحال رقـــص است در ذهن من که خواننده بودم یک احساس التهاب و تشویش ایجاد کرد فضای کمی گنگ بودن دخترک رو به من القا میکرد اینکه او سرگردان است، ولی با این حال جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    میتوانست خیلی بهتر از این باشد و جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با عاشقانه و اجتماعی بودن آن ارتباطی نداشت . به هر حال باید از روی جلد تا حدودی ژانر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو فهمید اما با این حال جلد رمانتون با اسم و محتوا مطابقت داشت.

    خلاصه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :


    خلاصه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    درعین جمع و جور بودن توانست یه ساختاری از داستان را در ذهن خواننده ایجاد کنه در عین رسوندن طرح و موضوع ، بدون اضافه گویی نگارش شده و چیزی که خواننده نیاز داره رو ، بهش تحویل میده که این خیلی خوب بود ولی اینکه در خلاصه از شخص فرعی (مثل یلدا)نام بردید کمی مبهم به نظر میرسه و میتوانستید در خلاصه خود تنها به بردن اسم رها که شخصیت اصلی است بسنده کنید ولی با این حال با گفتن اینکه رها از عرش به فرش میرسه باعث ترغیب خواننده به خواندن داستان شده اید.

    مقدمه:

    رمانتون بدون مقدمه بود ولی با این که اجباری در مقدمه نیست ،توصیه میشه در حد یک بیت یا چند خط

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    مقدمه داشته باشد.

    شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :


    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    یک شروع متوسطی داشت ،(کنکور) که میتوانست خاص تر باشه نمیگم بد بود ولی جای بهتر شدن داشت .باید بگم کلمات آغازین هر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، از لحاظ اهمیت ، برای نویسنده میتونه حکم مرگ و زندگی رو داشته باشه ...! منتظر نتیجه کنکور بودن را میتوان در شروع بسیاری از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های اطراف دید.یکی از بهترین شروع ها میتونه شروعی باشه که یکهو خواننده رو پرت کنه به جریانات

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    .جدای ازاین در شروع توصیفاتی از حالت شخص شد، که تشویش و اضطراب را به خواننده وارد میکرد و این نکته قوت شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بود.

    سیر داستان:

    شما اگر رمانتون سیر خوبی نداشته باشه کلا ممکنه نویسنده بیخیال خوندن پایان بشه . پس اگر یه پایان عالی و در نظر میگیرن ، باید سیرتون رو هم متعادل کنین . عناصر رمانخیلی به هم وابسته ان . در اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    سیر آروم رو در پی گرفته (مثل صحبت درباره نتیجه کنکور و راضی کردن خانوادش )و به شخصه میتونم بگم میتونه مخاطب گریز باشه.میتوانستی در همین مراحل با شک های نویسندگی خواننده رو به خواندن ترغیب کنی(مثل ورود یک شخصیت مبهم اما تاثیر گذار روی زندگی رها، شخصیتی که ورودش به روند داستان یهویی و غیر قابل پیشبینی باشه).موضوعات کلیشه ای پشت سر هم و البته یک سری حوادث خسته کننده ممکنه خواننده را از خواندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    منصرف کنه ولی با این حال هر چه جلو تر میرویم قلم شما پخته تر شده و این این نشان میدهد که

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    میتوانست خیلی بهتر از این روندش ادامه پیدا کند.حدود پانزده پست اول آن با حوادث آروم و بدون هیجان ادامه پیدا کرد ،

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با اینکه در برخی از قسمت ها از حوادث کلیشه ای تقلید شده بود ولی با این حال میتوانست با تغییرات جزئی در قسمت هایی از داستان آن را جذاب کرد.اواسط داستان شاید حضور یک سری شخصیت ها روند داستان را کمی جذاب کرد ، و هرچه رو به جلو پیش رفتیم داستان بهتر و مهیج تر میشد.ماندن بر یک سری از اتفاقات (مثل مسافرت ،تصادف ، بودن خواهر و برادران رها،ابراز عشق پیمان به رها،.. )و سرسری توضیح ندادن آنها و اتفاقات متفاوت تر میتوانست سیر داستان را جالب تر بکند(مخصوصا در ابتدای داستان)ولی با رسیدن به موضوعات جالب آن مثل تصادف دختر، جذابیت آن تازه روند اصلی خود را شروع کرد.


    دیالوگ ومونولوگ:

    دیالوگ ها رو میتوان در داستان بیشتر از مونولوگ ها دید، نبودن مونولوگ باعث میشه خواننده به خوبی احساس وحالت های درونی شخصیت رو درک نکنه پس پر واضحه که به خوبی هم نمیتونه بااون شخصیت ارتباط برقرار کنه . نویسنده عزیز باید بگم که یک دیالوگ خوب درخدمت داستانه و اطلاعات لازم رو برای پیشبرد داستان به مخاطب میده امابا زیاده روی در دیالوگ ممکنه مخاطب این تصوربراش پیش بیاد که شما توانایی نوشتن مونولوگ های تاثیر گذار رو ندارید .درنهایت بااعتماد به توانایی شما در نوشتن ، در آینده انتظار مونولوگ هاودیالوگ هایی تاثیرگذارتر رو ازشما نویسنده عزیز انتظار داریم. .توصییه میکنم گنجاندن یک سری دیالوگ ها یا اتفاقات مهیج درعین کلیشه ای نبودن نوشته را جذاب و خواننده را وادار به دنبال کردن آن میکند.علاوه بر اینها شمارا به خاطر آوردن یه سری از اصطلاحالات جالب تحسین میکنم(کلاممون برشی نداشته باشه کمتر نیست). باید بگم جدا کردن هر دیالوگ خوب بود ولی با این حال تصور داشتم آراس برادر رها شخصیت مقتدر تر داشته باشه و در برخی از جاها از حالت و لحن شخصیت را توصیف کردید( مثل با تعجب گفت یا با عصبانیت گفت و...)و میشه از روی دیالوگ ها فهمید شخصیت مورد نظرتون چه کسی است و این خوب بود.


    علائم و اشتباهات نگارشی:

    -کی ؟؟؟من؟؟!!
    -یلدا،چرا خشکت زده؟؟
    -رها جون صدای ویز ویز میشنونم !!!
    یا اینکه کشیدن حروف
    - ماماااااااااااان مامااااااااااااان
    -خیلی خووووووووووووب

    باید عرض کنم که تنها یک علامت ، برای هر جمله ای { که نیازمند علامت نگارشیِ } کافیه!
    در برخی از جاها در گذاشتن علائم نگارشی کمی کوتاهی شده.باید بگم علائم نگارشی در خواندن متن و

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما به خواننده کمک میکنه و این باعث روان شدن داستان برای خواننده هم خواهد شد!(اسم رها بزرگمهر روی صفحه آشکار می شود و بعد از آن (،) قبول شدن در دانشگاه اصفهان در رشته معماری از خوشحالی نمی توانستم از جام بلند شم)شما بهتره به جای کشیدن برخی حروف در طی دیالوگ با توصیف حالت شخص آن احساس رو در خواننده ایحاد کنید(با صدای خیلی بلند مامانو صدا زدم. مامان مامان!).
    نوشته پر از اشکالات املایی بود (جم و جور←جمع و جور/خیر اینه←غیر اینه) یا اینکه توی داستان گفتیم از توی جام پاشدم که برای اون قسمت

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زیادی عامیانست میتونستید بگید از روی تختم بلند شدم و اینکه توی پست بیست و هفتمتون به جای کلمه کاشان نوشتید کرمانشاه. توصییه میکنم بعد از هربار نوشتن پست جدید آن را ویرایش کنید.در نوشتن برخی کلمات کوتاهی شده و این حس به خواننده داده میشود که نویسنده حوصله نوشتن نداشته است و از زیبایی و جذابیت آن می کاهد.(سر ب سر / ی ترم / صب و ...)


    توصیف:

    توصیف شما بسیار کم بود . توصیف مختصر زیاد بود.نویسنده گرامی توصیفات مختصر لمس فضارو برای خواننده سخت میکنه .توصیف باید در حدی باشه که به خواننده این توانایی رو بده که مکان ،ظاهر ، احساست و شخصیت رو در ذهن تصور کنه .بهتره کمی بیشتر روی توصیفات

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    کار کنید.توصیف چهره ها و مکان میتونست خیلی بهتر از این باشه(توصیف اتاق رها و یا جلسه ی حضور عمه خانم و یا فضاهایی که رها توی دانشگاه در اون ها قرار میگرفت ) با این حال توصیف مکان قوی تر بود و در طی داستان بهتر شد (مثل توصیف اتاق رها توی دانشگاه)، گاهی توصیف چهره خیلی جالب میشد مثل توصیف چهره رها که در سیر داستان اتفاق افتاد و واقعا جالب بود.
    احساس:من به عنوان خواننده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما نتونستم با رها احساس ، تعجب ، دلتنگی و ناراحتی و.. رو تجربه کنم و این موضوع ارتباط خواننده باشخصیت رو کم میکنه و شخصیت رو غیرقابل باور نشون میده (برای مثال احساس ترس رها در مقابل پیمان رو با واکنش های ظاهری بهتر قابل باور کنید)اما درباره پوشش شخصیت ها گاهی قوی میشد و گاه از اون صرف نظر شده بود ولی در کل خوب بود.


    شخصیتها:

    رفتار شخصیت های

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با سن و ویژگی هاشون جور در میاد اما به شخصه با شخصیت ها ارتباط برقرار نمیکنم.شما باید انقدر در پردازش شخصیت ها قوی عمل کنید تا شخصیت ها برای مخاطب خاطره سازی کنند و به

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما جون بدند . باید بگم در ارتباط شخصیت های اصلی و فرعیتون خوب بودید فقط در شخصیت رها در خواننده با تغییر موضع ها و رفتارهای ناگهانی روبه رو شدیم که خواننده را گیج میکرد و ایکه شخصیت طنز صدری اگر بیشتر بهش پرداخته بشود توی بهتر شدن روند داستان کمکتون میکند.و یک نکته مهم شغل های کلیشه ای ! همیشه تنها کارخونه دار ها مهندس ها یا دکتر ها پر درآمد نیستند یکی از نکته هایی نگـاه دانلـود را برای خواننده جذاب میکنه استفاده از شغل های متفاوت برای شخصیت هایش است این بهتر بود مورد توجه قرار میگرفت.

    ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :


    ایده

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های عاشقانه اجتماعی هر دفعه میتواند متفاوت تر از قبل باشد و خاص تر . اصولا

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها جوری مینویسند که شخصیت از سطح اجتماعی و رفاهی پایین جامعه به سطح بالا صعود کنه و به قول معروف از فرش به عرش میرسد.

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما با توجه به خلاصتون شخصیت اجتماعی شخصیت اصلیتون(رها)از بالا به پایین و دوباره از پایین به بالاست و جالب است.تنها کلیشه ای بودن برخی از جاهای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    و تند روی کردن در سیر اتفاقات در اثرگذاری بر روی خواننده تاثیر گذاشته است .مشخصا هرچه به دور از کلیشه و شخصیت های تکراری پیش برین ،رمانتون طرفدار بیشتری پیدا میکنه.

    ژانر های انتخابی:

    از آنجایی که حس میکنم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هنوز به اواسطش نرسیده نمیتوانم نظر دهم که به طور قطع از این دو ژانر به خوبی بهره گرفته اند یا خیر ولی تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که تا حدودی به ژانر اجتماعی و عاشقانه پرداخته اید و مطمئنا در ادامه این دو ژانر بیشتر در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    نمایان میشوند.


    زاویه دید:

    دیدی که برای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    انتخاب کردید زاویه دید اول شخص مفرد هست و تا اینجا که لغزشی نبود.ولی با این حال در طی داستان بدلیل تغییر زاویه دید به دلیل کما رفتن شخصیت اصلی همراه بود که وظیفه خودم دونستم تا برای پیشرفت قلم شما توصیه ای دوستانه کنم بهترین توصیف حالات و غیره

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    استفاده از زوایه دید دانای کل هستش دوست خوبم امدوارم در کارهای بعدیتون شاهد این پیشرفت ها باشیم.

    نثر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    :


    در حین داستان گاهی متون و کلمات ادبی میشد (خدمتکارها) و گاهی عامیانه(خدمتکارا).بهتر بود که در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با همه ی عامیانه بودنش در یک سری نکات رعایت میشد تا خواننده تکلیفش با نوشته مشخص شود.


    نویسنده عزیز باید بگم قلم شما روند رو به جلو دارد وامیدوارم روز به روز بدون ناامیدی به سمت جلو وبرای بهبود قلم و رمانتون قدم بردارید همچنین امید دارم که نکات گفته شده توسط من و دیگر دوستان به شما دراین راه پرفراز و نشیب کمک زیادی بکنه.و در نهایت این دو تاپیک فوق العاده مفید رو بهتون پیشنهاد میکنم:

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    و

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!



    با آرزوی موفقیت!


    عضو ازمایشی شورا نقد

    [​IMG]
     
    Leianma, ^moon shadow^, عقیق و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • ^moon shadow^

    ^moon shadow^ مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    4,372
    58,811
    امتیاز:
    976
    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/16
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    تبــــ♡ـــریز
    به نام تک نوازنده ی گیتار هستی
    سلام نویسنده ی عزیز
    راهنمایی: نکاتی که رعایت نشده و من خودم برای تصحیح اضافه می کنم با رنگ قرمز مشخص شده.
    نام
    اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باید مطابق ژانر و محتوای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باشه و همین طور کنجکاوی خواننده رو تحـریـ*ک بکنه. اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    یکی از موارد خیلی مهمیه که خواننده رو ترغیب به خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما می کنه. اسمی که انتخاب کردید(رهای گمشده) است که هم اسم جدیدیه و هم با ژانرهای رمانتون مطابقت داره و ترکیب دوکلمه ی رها و گمشده در کنار هم ترکیب جالبی از آب دراومده!
    تونگاه اول با خوندن اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    این به ذهنم رسید که شخصیتی به اسم رها، گمشده؟ و یا شخص رها شده ای گم شده؟! که البته با خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    متوجه شدم که حدس اولم درست تر بوده؛ پس بعد از مطالعه مشخص می شد که اسم و محتوا همخوانی داشتن.
    اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما با اینکه شباهتی به اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هایی مثل هویت گمشده و ... داره ولی تکراری نیست و کنجکاو کننده است و خواننده در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    می تونه متوجه بشه که چرا این اسم انتخاب شده.

    جلد
    جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    یکی دیگه از موارد مهم تو ترغیب کردن خواننده است و از طرفی هم معرف

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شماست و باید در یک دید کلی ژانر و موضوع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما رو به خواننده بگه. جلد شما به خوبی نشون می داد که شخصیت اصلی یه دختره و عکس اصلی که یه دختر سرگردون بود به خوبی با اسم

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    مطابقت داشت ولی اثری از ژانر عاشقانه توی جلدتون دیده نمی شد و نمادها و رنگ های استفاده شده تو رمانتون در دید اول این دید رو به خواننده می ده که

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    غمگین و اجتماعیه و بهتره با تغییراتی ژانر عاشقانه ی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو به چشم بیارید.

    خلاصه
    خلاصه یکی دیگه از چهار ضلع مهم جذب خواننده است و خلاصه ای خوبه که در کنار کوتاهیش مبهم باشه و یه دید کلی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو به خواننده بده و در عین حال وقایع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو لو نده و با دادن یه گره به دست خواننده اونو وادار کنه در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    گره رو باز بکنه.خلاصه ی شما کوتاهه و دید اولیه ی خوبی هم از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    داده و مخاطب رو کنجکاو می کنه که یلدا کیه؟ چه بلایی سر رها میاره که رها دختری با اون شرایط طعم زیردستی رو می کشه؟ و می تونه خواننده رو تشویق به خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بکنه تا جواب سئوال هاشو بگیره و تیکه ی (پایان خوش) رو پیشنهاد می کنم از خلاصتون حذف بکنید تا آخر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    لو نره و بهتره از علائم نگارشی درست استفاده کنید که در ادامه بیشتر توضیح می دم.

    مقدمه
    مقدمه خیلی مهمه و ذهن خواننده رو برای روبرویی با حوادث

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    و وارد شدن به جو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    آماده می کنه. مقدمه می تونه یه شعرکوتاه یا یه متن ادبی زیبا باشه، می تونه توصیف احساسات رها تو زمانی باشه که با نداری مواجه می شه و ....
    مقدمه برای جذب خواننده به

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خیلی مهمه و متاسفانه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما فاقد مقدمه بود؛ پس توصیه می کنم حتما مقدمه ای درخور رمانتون بنویسید

    (نقد درونی) شروع
    شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    باید متفاوت باشه! شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    نباید تکراری باشه تا خواننده برای ادامه دادن مشتاق بشه.
    شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما تا حدودی هیجان انگیز بود و از خبر قبولی رها تو رشته و شهر مورد علاقه اش نوشته شده بود ولی بهتر بود برای کنجکاوکننده بودنش از یه چیزی به طور مبهم حرف می زدید تا خواننده برای فهمیدنش مشتاق بشه و سراغ ادامه ی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بره و از اینی که هست بهتر بشه؛ خلاصتون حالت کلیشه ای داره و بهتره روش کار بشه و برای الهام گرفتن یا درک حرف من می تونید به شروع

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هایی مثل: ملکه ی جهنمی و پادشاه دوزخی، جایی نرو و شام مهتاب. توجه بکنید که هرکدوم از یه شروع کلیشه ای پرهیز کردن و خواننده با دیدن شروع کنجکاو می شه تا آخر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بخونه. توی شروع باید بیشتر به توصیف ها بها می دادید ولی هیچ توصیفی نبود و خواننده گیج می شد که اینجا کجاست؟چه شکلیه؟ این دختر کیه؟چه شکلیه؟ و بهتره تو شروع توصیفات کلیدی هم از چهره و اتاق رها بکنید.

    ژانر
    ژانرهای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اجتماعی و عاشقانه بودن.
    ژانرعاشقانه در حال حاضر یکی از ژانرهای پرطرفدار بین خواننده و نویسنده است و به روابط و احساسات بین دونر اشاره می کنه که توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما هم به چشم می خورد؛ مثلا احساسات پیمان وکیلی به رها و یا یلدا و نیما! ولی کم بود و در ادامه انتظار می ره که بیشتر ری این ژانر کار بکنید و از احساسات رها صحبت کنید.
    ژانر اجتماعی هم تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به چشم می خوررد و حقیقتا در جامعه ی الان دید اقشار پااین جامعه به قشر مرفه و قشر مرفه به کسی که حتی کمی از خودشون پایین تره یکی ارز معضلاته و خوب بود که شما در کنار اینکه به این ها اشاره کردید رهارو شخص متواضعی خلق کردید که ثروتش براش اهمیتی نداره و با کسی مثل یلدا وارد دوستی می شه.
    با توجه به دلیل دزدیده شدن یلدا و بلایی که سر رها میاد می تونستید ژانر معمایی رو هم به رمانتون اضافه بکیند.

    دیالوگ ها و منولوگ ها
    دیالوگ هاتون نظم خوبی داشتن.اما بعضی قسمت ها یه بی نظمی در دیالوگ هاتون دیده می شد.مثلا وقتی دیالوگ رو نوشتید مونولوگ رو هم در ادامه ی دیالوگ نوشتید.
    برای مثال:( پست2 )
    -عاشقتم ماماااااااااان خیلی دوستت دارم هرچی بگی قبوله مامان که دیگه باصدا گریه می کرد گفت -ولم کن دختر گنده کشتی منو
    توی دیالوگ شما ممکنه خواننده گیج بشه ولی اگه درست مونولوگ ها و دیالوگ ها از هم جدا بشن و علائم نگارشی رعایت بشن برای خواننده هم جذابیت بیشتری داره،مثل:
    -عاشقتم مامان، خیلی دوستت دارم، هرچی بگی قبوله.
    مامان که دیگه باصدا گریه می کرد گفت:
    -ولم کن دختر گنده، کشتی منو!
    در دیالوگ های دو نفره از(-)استفاده کردید که نکته ی مثبتیه چون در این دیالوگ ها نیازی به ذکر اسم گوینده نیست و مخاطب می تونه بفهمه که کی این دیالوگ رو گفت.برای مثال:(پست2)
    -اون تا حالا هیج جا تنها نرفته. می ترسم بلایی سرش بیاد! به علاوه اون دختر زیباییه، جامعه ی امروزم پر از گرگ، میترسم داریوش!
    -اون دیگه بزرگ شده. باید یاد بگیره روی پای خودش وایسته؛ بهش اعتماد کن! بهتره... بریم دخت بابا حتما حوصلش سر رفته.
    ولی برعکس، توی دیالوگ های سه نفره یا چند نفره باید اسم شخصیت ها ذکر بشه تا باعث گمراهی خواانده نشه و تا جایی که دیدم مکالمه های چندنفری هم تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما تقریبا زیاد بود و با نوشتن اسم گوینده ها می تونید رمانتونو جذاب ترش کنید.
    برای مثال:(پست19)
    -چرا استاد بزرگمهر الان میان
    -خانم مدافع چرا از تازه وارد مایع میذارین خودتون تشریف نمیبرین
    یلدا سریه روشو برگردوند عقب و گفت
    -به تو ربطی نداره آقای خوش مزه
    -استاد فک نکنم کسی باشه خانم پارسا و دوستشون مزاح فرمودن
    بهتر بود این طور نوشته بشه:
    صدری: خانم مدافع چرا از تازه وارد مایع میذارین؟ خودتون تشریف نمیبرین؟
    یلدا با عصبانیت سرشو برگردوند به طرف صدری و گفت:
    -به تو ربطی نداره آقای خوش مزه!
    ساحل:
    استاد فک نکنم کسی باشه، خانم پارسا و دوستشون مزاح فرمودن.
    یه نکته ی دیگه اینکه باید از کشیدگی حروف تو دیالوگ ها پرهیز بکنید و می تونید با بیان کردن لحن و احساس شخص هم تاثیر بهتری روی خواننده بزارید و هم خواننده متوجه لحن مدنظرتون می شه.
    برای مثال:(پست اول)
    - مامااااااااااااان ،مامااااااان
    -آره فرنگیس خانم یه اتفاق خیلی خووووووووب من کنکور قبول شدم همون چیزی که می خواستم تو همون شهری که عاشقشم
    شکل درستش:
    با خودم گفتم نه بابا رها داری درست می بینی تو قبول شدی، قبول! با سروصدا به طرف پله ها سرازیر شدم و مامانمو صدا زدم:
    - مامان؟مامان!
    با هیجان و کشیدن حرفام گفتم:

    -آره فرنگیس خانم. یه اتفاق خیلی خوب! من کنکور قبول شدم! همون چیزی که می خواستم، تو همون شهری که عاشقشم!
    نکته ی دیگه این که تو دیالوگ هاتون بهتره لحن گوینده رو مشخص بکیند. این طوری هم نوشتتون زیباتر می شه و هم خواننده بهتر می تونه ارتباط برقرار بکنه.
    مثلا:(پست14)
    در سمت منو باز کرد و گفت
    ...
    -مجبوری که بخوای.اصفهان منتظرم باش
    مثال کمی طولانیه، ناقص نوشتمش و حالا شکل صحیح:
    در سمت منو باز کرد و گفت:
    -شرمنده آقای توسلی، با رها کار داشتم.
    آقای توسلی با بهت حاصل از پررویی ارسلان با گیجی گفت:
    -خواهش میکنم؟!
    ارسلان رو کرد به طرف من و جدی گفت:

    -بیا پایین کارت دارم.
    می خواستم نرم که با خودم فکر کردم ممکنه بخواد چرت و پرت بگه و اون موقع آبروم جلو توسلی میره پس آروم پیاده شدم و درو بستم؛ و سعی کردم محکم بگم:
    -میشنوم!
    دو لبه کت اسپرت مشکی براقشو گرفت و آروم به من نزدیک شد، عقب رفتم، اون بازم اومد جلوتر که خوردم به در ماشین.میترسیدم توسلی ببینه پس با لحن ملتمسی گفتم:
    -خواهش می کنم، نیا جلو!
    تو یک وجبیم ایستاد و با یه پوزخند و به تمسخر گفت:
    -فکر کردی با رفتن به اصفهان می تونی منو از سرت باز کنی؟ هان؟
    داشت عصبانی میشد. با ترس از هان بلند و کشیده ای که گفت تو جام پریدم که ادامه داد:
    -تو آخرش مال منی،حالا هر جا که بری!
    جراتم رو جمع کردم و با کمی لرزش صدا گفتم:

    -دست از سرم بردار! نمی خوامت!
    بیخیال گفت:..
    این توصیف ها به خواننده کمک می کنه که اون دیالوگ رو بهتر توی ذهنش تصور کنه.مثلا(در جاهایی که لازمن)می تونید بنویسید:با لحن آرومی گفت،با حرص گفت،با خشم گفت و یا...پس لحن صحبت شخصیت هارم مشخص کنید.
    نکته ی بعدی که به بهبود

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما نویسنده ی عزیز کمک می کنه اینه که از تکرار علائم نگارشی خودداری بکنید( من اطمینان می دم یه علامت هم همون قدر کاربرد داره)
    برای مثال: (پست 20)
    بعد ازتموم شدن حرفاش روی نیمکت درست نشستمو و بهش گفتم
    -ببینمت!!گریه کردی؟؟!!
    تند تند اشکاشو پاک کرد و گفت
    -کی ؟؟؟من؟؟!!
    -برو بابا
    شکل صحیحش: بعد ازتموم شدن حرفاش روی نیمکت درست نشستمو و بهش گفتم:
    -ببینمت! گریه کردی؟
    تند تند اشکاشو پاک کرد و با پررویی گفت:
    -کی؟من؟
    -برو بابا!
    نکته ی آخر اینکه دیالوگ ها و مونولوگ ها باید در تعادل و به اندازه باشن که تا جایی که من دیدم در

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما رعایت شده بود.
    توی دیالوگ ها با استفاده از جملات خاص می تونستید تاثیر بیشتری روی مخاطب بزارید و دیالوگ هاتون رو از این حالت تکراری بودن و حوصله سربری دربیاد.
    توی دیالوگ ها باید توجه کرد که جمله ی گفته شده با سن و شخصیت وطبقه ی اجتماعی گوینده همخوانی داره یا نه که تو دیالوگ های شما رعایت شده بود.

    منظور از مونولوگ گفتگوهای درونی و ذهنی شخصیت هاست که متشکل از توصیفاتیه که به خواننده کمک می کنه تا اون مکان یا چهره شخص رو تصور بکنه و توی ذهنش به خاطر بسپاره و یا می شه گفت بیشتر از رمـان لـ*ـذت ببره و احساسات و تفکرات شخصیت

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو درک بکنه.پس توصیفات نقش مهمی تو نوشتن رمـان دارن و باید به حد کافی باشن که توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما تا حدودی رعایت شده بود که در پایین بیشتر توضیح می دم.


    علائم نگارشی و غلط املائی
    1) علائم نگارشی: علامت های نگارشی به خواننده کمک می کنه که اون متن رو بهتر بخونه.پس نباید از علامتی نابه جا استفاده کنیم و یا حتی اصلا از علامتی استفاده نکنیمو متاسفانه شما اصلا از علامت های نگارشی استفاده نکردید! تو مثال های قبل هم اشاره کردم و حتما یه دور بازخوانی کنید و علائمی مثل( : ؛ ، . () و....) استفاده بکنید.
    اصول نگارشی:
    سعی کنید در مونولوگ ها از سه نقطه(...)استفاده نکنید و فقط از نقطه استفاده کنید.
    و در بعضی قسمت ها ایراد نگارشی داشتید.مثلا فعل رو که باید در آخر جمله بیاد در وسط جمله اوردید و کلا یه جای نامناسب ازش استفاده کردید.
    مثال:(پست22)
    -چه اتفاقی افتاد خانم پارسا؟اذیت که نشدین
    در واقع در متن بالا هم ایراد در استفاده از علائم نگارشی داشتید و هم جمله بندیتون اشتباه بود و جمله رو باید به این طریق می نوشتید:
    - خانوم پارسا چه اتفاقی افتاد؟ اذیت که نشدین؟
    در بعضی از قسمت های رمانتون از این موارد دیده می شه.بهتره با یه بازخوانی اونارو پیدا و اصلاح کنید.البته من برای مثال هام شماره ی صفحرو ذکر کردمو نیازی به گشتن نیست.اما باز خودتونم مرور کنید بهتره چون اشکالات تایپی هم که حتما به خاطر باسرعت تایپ کردنتون شده تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    زیاد دیده می شه و چون متاسفانه زیاده من فقط چندتا مثال می زنم:
    برای مثال:(پست4)
    -عزیزم بذار بعد نهار غذا لز دهن می افته ..... از دهن می افته.
    (پست5)
    صدامو صاف کردم تا صدام از استرس زیاد نرزه.... نلرزه.
    -می خواستم بگم عمه خانم من برای قبولی تو دانشگاه دلخواهم خیلی تلاش کردم خواهش میکنم مانع من بشین..... نشین!
    (پست6 و14)
    مازارتی.... مازراتی
    (پست2)
    بی اتنایی
    .... بی اعتنایی
    الن وقتشه... الان وقتشه
    همون طور که قبلا گفتم،رعایت علائم نگارشی،به مخاطب کمک می کنه تا مخاطب بتونه اون متن رو بهتر بخونه.رعایت اصول نگارشی و استفاده از علائم نگارشی به جا و درست، حرفه ای بودن یا نبودن قلم نویسنده رو می سازه و همین طور که قبلا هم ذکر کردم متاسفانه شما اصلا از علائم نگارشی استفاده نکرده بودید:aiwany_light_blum:توصیه می کنم یه بار از اولرمان بخونید و اونارو رعایت کنید.
    و باز هم همون طور که قبلا گفتم توی رمانتون تکرار علائم نگارشی زیاده که باید تصحیح بشه .

    2)غلط املایی:غلط املایی می تونه خواننده رو دلزده بکنه و وقتی نویسنده از درست بودن کلمه مطمئن نیست بهتره یا اونو به کار نبره و یا معادل واسش پیدا کنه،و یا این که توی اینترنت چکش کنه و بعد از مطمئن شدن بنویسه.اما یه نوع دیگه غلط نوشتن هم هست که مربوط به غلط املایی نمی شه و اشتباه تایپیه.در اشتباه تایپی نویسنده به طور غیر عمد کلمه ای رو اشتباه می نویسه.مثلا در بین حروفی فاصله نمیزاره یا به جای یه حروف یه حروف دیگرو می نویسه و یا...
    در متن شما تعدادی غلط املایی و و در کنارش اشتباه تایپی هم دیدم که نکته ی مثبت این بود که غلط املایی های خیلی کمی داشتید و اکثرا غلط های تایپی بود که بالا چندید مورد رو اشاره کردم.

    زاویه دید
    زاویه ی دید

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما اول شخص بود، این زاویه دید اول شخص نسبت به زاویه دید دانای کل(سوم شخص) بیشتر مورد استفاده قرار می گیره.در این زاویه دید همزاد پنداری مخاطب با شخصیت داستان، بهتر اتفاق میفته. چون در این زاویه دید،همه ی اتفاقات و احساسات شخص،از زبون خود شخصیت گفته می شه و خواننده خودش رو به جای شخصیت داستان قرار می ده و یک امتیازی که

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما داشت این بود که تنها از زبون یه شخص یعنی رها توضیح داده می شد و مخاطب رو گیج نمی کرد و کامل با روحیات رها آشنا می کرد ولی در پست 29رمان زاویه ی دید دانای کل شد که به جا بود ولی بهتر بود دانای کل رو به طور کامل با نثر ادبی بنویسید، در زاویه دید دانای کل،دست نویسنده در بیان توصیفات و...باز تره.در این زاویه دید،نویسنده می تونه هم زمان راجع به چند شخصیت توضیح بده. ولی شما نیمی ادبی و نیمی محاوره ای نوشته بودید و باید اصلاح بشه چون همزمان نیم شه از دو زاویه ی دید استفاده کرد.

    شخصیت پردازی
    رها: رها شخصیت اصلی داستانه و دختر ساکت و آرومیه که تا به حال از خانوادش جدانشده و همیشه باب میل مادرش رفتار کرده و بعد از مدت ها که دانشگاه شهر دیگه ای قبول می شه از خانوادش جدامی شه و وقتشه که رو پای خودش وایستاده. دختر یه خانواده ی فوق ثروتمند و معروف که از طرف خانواده ی مادرش می خوان وادارش بکنن تا با نوه ی عمه ی مادرش ارسلان ازدواج بکنه ولی اون مخالفه! رها بعد از سال ها دوستی به اسم یلدا پیدا می کنه که همون دوست زمینه ساز اتفاقات جدید زندگیش می شه.
    یلدا: دوست صمیمی رها که شخصیت ساده و مهربون ولی زبون دراز و شوخ و شیطونی داره که مدام مشغول کلکل با همکلاسیشونه و یه دختر روستایی از یه خانواده ی متعصبه که عاشق شده ولی به اصرار خانوادش ودروغی که گفته نیمارو از دست داده و عشقش رفته سوئد.
    ارسلان: یه جورایی شخصیت بد داستانه! نوه ی عمه ی مادر رها که از بچگی نشون شده ی رهاست. یه شخص سودجو و دنبال پول! یه پسر رفیق باز و my friend دار که به خاطر دارایی رها دست از سرش برنمی داره و حتی تا اصفهان هم دنبال رها می ره و خودشو نامزد اون می دونه.
    پیمان وکیلی: پسر محبوب و پولدار دانشگاه که با اینکه عجیبه ولی به گفته ی خودش تو همون مدت خیلی کم از آشناییش با رها عاشق اون می شه و وقتی عشقش از طرف رها رد می شه با آرزوی اینکه یه روز رهاهم عاشق بشه تا اونو درک بکنه شهرشو ترک می کنه و به شیراز می ره.
    رامین صدری: دوس صمیمی پیمان که یه شخصیت شوخ و تیکه بپرون داره که مدام مشغول کلکل با یلدائه. و راستی... رامین صدری رو از یه جای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به بعد کلا نوشتی نصری؟!
    خب شما از شخصیت های زیادی مثل: ساحل،آرام،آراس،عمه خانم،مهناز خانوم،الناز،داریوش بزرگمهر،پریوش مادر رها،آقای باستانی، آقای توسلی، راضیه خانم،فرنگیس خانم، مش رجب و..... داره و من فقط به شخصیت هایی که تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به نظرم اصلی ان پرداختم.
    نکته ی دیگه این که به خیلی از شخصیت ها توجه کافی نداشتید و اطلاعات کمی به خواننده دادید و بهتره بیشتر توصیفشون بکیند و چهره ی شخصیت هارو هم کامل شرح بدید!
    غیراز این موارد شخصیت ها طبیعی هستن و رفتاراشون به سنشون می خوره ولی پیمان مغرور ذکرشده که تنها چیزی که ازش ندیدم غرور بود!
    راضیه خانم و آقای باستانی و استاد دانشگاه رها و پسرعموی رامین از شخصیت هایی بودن که خیلی تو سایه بودن و می شد بیشتر بهشون پرداخت. مخصوصا خود صدری!

    توصیفات
    همون طور که گفتم،توصیف ها نقش مهمی تو رمـان دارن چون به مخاطب برای تصور کردن کمک می کنن و بهتره به حد کافی باشه.
    1)توصیف چهره:توصیف چهره،به مخاطب کمک می کنه تا بتونه چهره ی اون شخصیت رو توی ذهنش تصور کنه و اونو به خاطر بسپاره و هر وقت که اسم اون شخصیت اومد بتونه تصویر اون شخصیت رو توی ذهنش بیاره.پس توصیف چهرم باید در حد لازم باشه.توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما متاسفانه توصیفات کم و ناقص بود و من به شخصی تا آخررمان نتونستم هیچ کدوم از چهره هارو تجسم بکنم. فقط اشاره ای به رنگ چشم رها شده بود که( مثال می زنم)
    چشای درشتمو که خودمم نمی دنم آخرش چه رنگیه رنگ ثابتی نداره
    این توصیف شما از چشمای رها بود که فکر کنم حق انتخاب رو برعهده ی تخیل خواننده هاتون گذاشته بودید. توصیف موهای بورش خوب بود ولی باید به بلندیش هم اشاره می کردید، در کناری درشتی چشم و یا اینکه رنگ ثابتی نداره باید مثلا می گفتید که یه چیزی بین سبز و آبیه؟! یا می گفتید الوانیه! رنگ چشمی که کمه ولی پرطرفدار و شخص هر لباسی بپوشه چشماش به اون رنگ متمایل می شه. توصیف شما فقط از ارسلان توصیف کاملی بود!

    2)توصیف مکان:به غیر از چهره ها باید رو توصیف مکان ها هم بیشتر کار می کردید و یه دید کلی به خوانندتون می داد.برای مثال می تونستید اتاق رها و یا اتاقش تو خوابگاه رو با گفتن رنگ دیوارها و تختش و وسایل توی اتاق بهتر توصیف بکیند و سرسری از این توصیفات نگذرید چون خیلی مهمن! تو توصیف یه مکان باید اشاره کنی که بزرگه؟ کوچیه؟ چه رنگیه؟ چه چیدمانی داره؟ توصیفات شما خوب بود ولی سئوالات زیادی هم تو ذهن خواننده بی جواب می موند که بهتره بهش پرداخته بشه.
    3)توصیف احساسات:توصیف احساسات یعنی احساسات و شرایط اون فرد در اون موقعیت رو توصیف کنیم.توصیف احساسات باعث می شه که مخاطب با شخصیت همزاد پنداری کنه و اون شخصیت که در اون موقعیت قرار داره رو درک کنه.توصیف احساساتتونم مثل بقیه توصیفاتتون خوب بود ولی جای بهتر شدن داشت و می تونست خیلی بیشتر و زیباتر باشه و هنوز جای کار داره.توصیفات باعث جذاب شدن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شنا نویسنده ی عزیز می شه و تخیل خواننده رو به چالش می کشه.
    - توصیفات بهتره برای کسل کننده نشدن کم کم و تدریجی باشه و نه اینکه یهویی چندین سطر توصیف بکیند که بدتر تاثیر منفی بزاره و یا خواننده اصلا به خودش زحمت خوندن نده. مثلا م تونید رنگ دیوار اتاقو بگید و بعد برع بشینه رو تخت و تختشو و کمدی که تو دیدش قرارگرفته رو توصیف بکنه و با این کار هم اطلاعات کافی به خواننده می دید و اون می تونه اون مکان رو به خوبی تصور بکنه و هم رمانتون جذاب تر می شه.

    نثر
    ما 2 نوع نثر محاوره ای و کتابی داریم که تو نثر کتابی نویسنده از کلی کلمات و جملات زیبای ادبی استفاده می کنه و کتابیه ولی نثر محاوره ای که طرفدارهای زیادی هم داره یه جورایی خودمونیه و خواننده بیشتر باهاش احساس راحتی می کنه.
    نثری که شما برای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    انتخاب کردید به گمونم محاوره ای بود؟! چرا به گمونم؟ چون شما در سراسر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    حتی تو یک جمله از هردو نثر استفاده کردید که بهتره حتما اصلاح بشه:
    برای مثال:(پست2)
    به سمت نشیمن رفتم به طرف مبل های سلطنتی زرد رنگ گرانقیمت رفتم و روی یکی از آن ها نشستم یکی از خدمت کارها اومد و گفت
    ویا مثال:(پست9)
    با گریه گفتم
    -آره دکتر می خوام ببینمش
    -الان به پرستار میگویم تو را به آنجا ببرن
    -ممنون آقای دکتر
    -بسه دیگه دخترم اگه بخوای گریه کنی نمی برمتا
    به چهره مهربان بابا نگاه کردمو تند تند اشکامو پاک کردمو گفتم
    -باشه باشه دیگه گریه نمی کنم
    به کمک آرام و بابا رو ویلچر نشستم پرستار هم سرمو برداشت آرام مرا به طرف درهل داد همه با هم از اتاق خارج شدیم
    رمانتون کلمات و نثر قابل فهم و روانی داشت.
    بافت:
    بهتره کلمات رو نشکنید و کامل بنویسید.مثلا:
    ی روز خوب..... یه روز خوب
    ن نمی خوام..... نه، نمی خوام!
    ی لحظه.... یه لحظه

    سیر
    سیر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    یعنی روند پیشروی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    و بالا و پایین ها و هیجانات و رکود

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    !

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خوب و قلم توانا برای جذب خواننده سیر معمولی و نه خیلی تند و نه خیلی آرومی رو طی می کنه و در کنار اتفاقات روتین با یه موج هیجان دار بشه.
    فراز و نشیب

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما خوب بود و با اینکه اوایل

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    راکد بود و هیجانی نداشت ولی از صفحه ی دوم جذاب شد و گاهی هیجان انگیز و گاهی عادی بود.
    سیر رمانتون در کل خوب بود و چون هنوز در حال تایپه بهتره به سیر رمانتون توجه بکنید تا اواسط

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دچار رکود نشه و تعادل حفظ بشه و بهتره از ماجرای دزدیده شدن یلدا و فراموشی رها سرسری رد نشید و بهش پروبال بدید.

    ایده
    ایده ی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    شما دختر فوق العاده پولداریه که پدرش هم معروفه و این دختر که عزیزکرده ی پدر و مادرشه به خاطر تحصیل تو رشتهو شهر موردعلاقه اش از اون ها جدا می شه و به اصفهان می ره و اونجا با دختر روستایی و خون گرم و زودجوشی صمیمی می شه برای یه پوروژه به روستا و شهر اون دختر می ره که اونجا با اتفاقاتی دختر قصه زندگیش عوض می شه و....
    ایده ی دختر پولدار که با یه اتفاق حافظه اش رو از دست می ده و یا ندار می شه تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های دیگه هم دیده شده و بهتره برای کلیشه ای نشدن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    با خلاقیت خودتون

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو تغییر بدید و جلو ببرید.
    دلیل دزدیده شدن یلدا خودش می تونه آغاز یه ایده ی خیلی ناب و خوب باشه که امیدوارم درست ازش استفاده کنید.

    باورپذیری
    خب بعضی چیزها توی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خیلی مبالغه شده که بهتره کمی ویرایشش بکنید.
    رها دختر یه خانواده ی تحصیل کرده و از طبقه ی اجتماعی بالاست، پس خیلی عجیبه که عمه ی مادرش که حتی نسبت نزدیکی هم باهاش نداره اونو وادار کنه تا با ارسلان ازدواج بکنه و حتی پدر رها هم نتونه به طور جدی در مقابلشون مقاومت بکنه؟!
    و حتی ثروتمندترین اقشار جامعه هم در ایران فکر نمی کنم اتاق لباس داشته باشن. یا حتی داشته باشن هم تعداد کمی و این تجمل گرایی تو رمانتون کمی اون رو از واقعیت دور و تجسمش رو برای خواننده سخت می کنه.
    بهتره در بیان ثروتمندی رها و بعضی اشرافیگری ها بیشتر توجه بشه و کم تر مبالغه آمیز و دور از واقعیت باشه.
    پیمان هم نباید انقدر زود و تو این مدت کم اون طور جدی عاشق و شیدا می شد؟! شخصیتی که شما از پیمان توصیف کردید پسر مغرور و پولدار دانشگاه بود و خیلی عجیب بود که با چهاربار دیدار به قول خودش اسیر خانومی رها بشه؟!

    متفرقه
    نویسنده ی عزیز توی دانشگاه های ایران استادها اتاق جداگانه برای خودشون ندارن.
    توی خوابگاه های ایران اتاق خصوصی و تک نفره داده نمی شه!
    عزیزم ماشین فراری مشکل ترمز نداره و پدرش توی جاده وقتی متوجه تصادف جلوشد با هرسرعتی هم ترمز می کرد ماشین می ایستادو فقط احتمال برخورد ماشین پشتی با اون ها بود و اصلا فرضم کنیم که ترمز نکرد و با سرعت خوردن به ماشین جلویی ماشین می ایستاد و دیگه امکان نداشت که بخوان ماشینو کنترل بکنن و دوباره بچرخن از راه راست و برن تو دره؟!
    موارد این چنینی تو رمانتون به چشم می خورد که با تحقیق روی مسائلی که می خوایید ازشون بنویسید و تصحیح اون موارد رمانتون خیلی جذاب تر می شه.
    راستی عزیزم پرتغال اسم کشور و پرتقال اسم میوه است!
    خسته نباشید،همین طور ادامه بده.... به امید بهبود قلمت و در آینده نویسنده ای تواناشدنت.
    موفق باشی.

    "عضو آزمایشی شورای نقد انجمن"

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

     
    Leianma, DENIRA, <ghazaleh> و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • tasnim-a

    tasnim-a کاربر فعال عضو انجمن

    741
    12,548
    امتیاز:
    671
    تاریخ عضویت:
    ‏28/3/17
    بسم تعالی

    اسم :
    وقتی برای اولین بار اسم این

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو دیدم گفتم قراره درباره دختری به اسم رها بخونم که گم شده و ژانر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم اجتماعیه. این اسم به خوبی نشون میده که ژانر قراره اجتماعی باشه ، اما به وضوح ژانر عاشقانه رو نشون نمیده. این اسم تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که من خوندم ، فقط یه مقدار به محتواش میخورد ، چون فقط اشاره شده به اینکه رهای داستان قراره گم بشه ، ولی اسم رمانت به خوبی به خواننده میفهمونه که قراره اونو با چه موضوعی رو به رو کنه. نظر من بعد از خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تا حدودی با قبل از خوندنش یکی بود ، چون ، همونطور که گفتم من قبل خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به این فکر میکردم که قراره درباره دختر گمشده ای به اسم رها بخونم و بعد از خوندنش هم همین نظر رو داشتم. اسم ، جز اصول اصلی نویسندگیه و باید یک کششی رو در خواننده ایجاد کنه تا خواننده با دیدن اسم هم که شده ترغیب بشه واسه خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، اما اسم رمانت زیاد اون کشش لازم رو ایجاد نمیکنه و همونطور که بهت گفتم ، اشاره زیادی به ژانر عاشقانه نمیکنه. بهت توصیه میکنم یه تغییری تو اسم بدی که خواننده رو جذب کنه.


    جلد:
    خب ببین ، جلد رمانت کشش لازم رو در خواننده ایجاد نمیکنه و خواننده نمیتونه با دیدن تصویر روی جلد به موضوع کلی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    پی ببره ، پس بهتره یه تغییراتی توش داده بشه یا جلد دیگه ای طراحی بشه. خواننده ، اول به جلد و تصویر روی جلد توجه میکنه و با دیدن اونه که میتونه جذب بشه . جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، جز اصلی ترین اصول جذب خواننده ست . جلد رمانت ، یه دختر رو نشون میده که رو یه پل ایستاده و تنهاست ، خب این فقط یه مقدار به اسم میخوره . ببین عزیزم جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، براساس اسمشه ، یعنی باید با اسم همخونی داشته باشه ، اما این تصویر، فقط یه مقدار همخونی داره ، اونم تنهایی دختره که تو تصویر نشون داده شده ، وگرنه دیگه هیچ چیزی از اسم رو بیان نمیکنه و به ژانر اجتماعی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم نمیخوره. تنهایی دختر که تو تصویره میتونه فقط به بیان ژانر عاشقانه بپردازه . پس بهتره جلدی رو انتخاب کنی که هم ژانر عاشقانه و هم اجتماعی رو نشون بده . این جلد به محتوای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم تا حدودی میخورد ، اما بازم لازمه تغییراتی توش ایجاد بشه تا خواننده با دیدنش هم جذب بشه و هم کمی به محور اصلیه داستان پی ببره.


    خلاصه:
    ببین ، بهترین خلاصه ، خلاصه ایه که درعین کوتاه بودن ، دو کار رو انجام بده . اول اینکه یک دید کلی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به خواننده بده ، دوم اینکه ضمن لو ندادن داستان ، سوالات اساسی رو در ذهن خواننده به وجود بیاره و اون رو کنجکاو کنه تا بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو برای پیدا کردن پاسخ اون سوال ها دنبال کنه. ببین عزیزم ، خلاصه تو به معرفی شخصیت اصلی داستان ، یعنی رها پرداخته . گفته که این دختر کی هست، گفته که قراره چه سرنوشتی داشته باشه ؟ این سوالی رو تو ذهن من ایجاد نکرد . خوبه که به ژانر اجتماعیش اشاره شده ، اما باز میگم ، اون کشش لازم رو در خواننده ایجاد نمیکنه ،بهت توصیه میکنم یه تغییراتی توش ایجاد کنی . مثلا اینکه ، تو خلاصت یک گره اساسی رو ایجاد کنی تا خواننده رو به دنبال

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بکشونی ، یا بهتره معرفی شخصیت داستان رو تو خلاصت کمتر کنی و در طی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    این معرفی رو انجام بدی.



    مقدمه:
    خب ببین عزیزم ، مقدمه هم مثل خلاصه مهمه و به نوبه خودش خواننده رو جذب میکنه . همچینین ، مقدمه مثه بقیه اجزای گفته شده نقش مهمی داره و مکمل خلاصه ست ، و وظیفه ای که داره اینه که خواننده رو وارد محیط داستان بکنه، و عوطف و احساسات رو برای ورود به قصه در خواننده برانگیخته کنه. متاسفانه تو مقدمه نداشتی ، یعنی یکی از راه های جذب خوانندتو از بین بردی . بهت پیشنهاد میکنم یه مقدمه خوب که به رمانت هم بخوره تو پست اولت اضافه کنی تا خواننده جذب بشه . حالا این مقدمه میتونه یه متن ادبی باشه و یا شعری باشه که به داستان ربط داشته باشه .


    شروع:
    خب ببین ، یه شروع خیلی خوب و ایده آل ، شروعیه که با بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها تفاوت داشته باشه. یعنی میتونه توصیفات و دیالوگ هایی که باهاش

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو شروع میکنه متفاوت باشه .

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو با توصیف شروع شد، اما تو زمینه توصیفت خوب عمل نکردی و کمی هم توصیفت تکراری بود . در ادامه توصیفاتت در پست اول ، دیالوگ داشتی ، اما دیالوگ ها هم تکراری بودن . من قبلا این توصیف و دیالوگ هارو در چند

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیگه هم خونده بودم . پس بهت توصیه میکنم یه سری تغییرات تو شروعت بدی تا جدیدتر و جذاب تر بشه.


    شخصیت پردازی:
    یکی از موضوعاتی که تو شخصیت پردازی عنوان میشه ، اسم شخصیت ها هستن . اسم شخصیت های داستانت خوبن ، یعنی در عین سادگی به خود شخصیت میخوره . مثلا ، اینکه فرد پولداری باشه به اسم رها ، خب بله میخوره بهش ، یا فردی که وضعیت مالی رو به بالایی نداره مثل یلدا. اما اسم برادر رها یه مشکلی داشت ، و اونم ، این مشکله که یه همچین اسمی شاید به خانواده سطح بالا بخوره ، اما بیست و چهار _ پنج سال پیش ما همچین اسمی نداشتیم . و اما یه جای دیگه کارت اشتباهه ، اینکه مشخص نکردی دوست پیمان وکیلی رامین صدری هست یا نصری ؟! چون تو چند جای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    این دوتارو گفتی و مشخص نیست که بالاخره فامیل کدومه ؟! طرز صحبت کردن شخصیت ها در چند جای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اشتباه بود . مثلا ، طرز صحبت کردن مادر رها به سنش نمیخورد. یعنی حرف هایی که میزد به خواننده نمیفهموند ، این خانوم یه زن چهل سال به بالاست ، بلکه نشون میداد یه خانوم جوان و کمتر از سی و پنج ساله. یا اینکه هر اتفاقی که میفتاد هم رها و هم مادر رها سریع گریه میکردن . و اما یه چیز دیگه ، چند جای رمانت طرز صحبت کردن مادر رها به وضع مالیشون نمیخورد . یعنی تو نشون دادی که مادر رها روی رفتارهای رها خیلی حساسه ، اما تو دیالوگ هات مادرش حرفایی میزد که به یه خانوم متشخص و پولدار نمیخورد . پس اینم یه نقطه ضعفه . موضوع بعدی که نشون دادی ، مذهبی یا غیر مذهبی بودن خانواده هاست . خب تو این زمینه خیلی خوب عمل کردی و نشون دادی که یه خانواده پولدار سخت گیری رو موضوعات دینی ندارن و یا یه خانواده سطح متوسط رو به بالا مذهبی هستن . و اما درباره شغل هاشون ، متاسفانه باید بگم شغل هایی که انتخاب کردی تکرارین . معماری ، عمرانی ، استاد دانشگاه ، اینا تکراری هستن ، تو بیشتر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها و خصوصا

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های کلیشه ای این شغل ها اومده.


    ژانر:
    ژانر رمانتو عاشقانه و اجتماعی انتخاب کردی . تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو عرصه عشق خیلی ضعیف عمل شده و فقط اشاره کوتاهی بهش شده . مثلا ، فقط همین که پیمان به رها گفت که میخواد با دلش کنار بیاد ، یا جایی که آرام از جدا شدنش با نیما صحبت کرد . اما درباره ژانر اجتماعیت ، خب خوبه ، خوب پیشرفتی مثلا ، اینکه یه فردی مثل ساحل چقدر مال و منالشو به رخ میکشه ، این یه چیز اجتماعیه ، چون تو جامعه ما وجود داره . ببین عزیزم ، موضوع رمانت به عاشقانه بیشتر از اجتماعی نیاز داره ، نمیگم کلا نباید اجتماعی داشته باشه چرا باید داشته باشه اما عاشقانشو بیشتر کنی بهتره ، البته تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که من خوندم. ولی خب ژانر های انتخابیت خوب بود .


    سیر:
    بهترین سیر، سیریه که نه اونقدر تو سراشیبی باشه که خواننده هول کنه و زودتر بخواد ته رمانو بخونه یا از همون اول سوالای زیادی ذهنشو درگیر کنه که گیج بشه و از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خسته شه و اونو بزاره کنار ، و نه اونقدر کند و کسل کننده باشه که بازم خواننده فقط ته رمانو بخونه و از خوندن بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    حوصلش سر بره . تا اینجا، رمانت سیر یکنواخت داشت و هیچ اتفاق عجیبی نیفتاد جز، آخرش که قضیه تصادف و مفقود شدن رها پیش اومد . این موضوع باعث شد ، خواننده بیشتر فکر کنه و ببینه اون دختری که پیدا کردن و بردنش بیمارستان ، رها بوده یا یلدا ؟ این قسمت ، یه سوالو تو ذهن خواننده ایجاد میکنه و اونو دنبال خودش میکشونه تا ببینه بالاخره کدومشون بودن ؟ اکثر خواننده ها ، رمانی میخوان که بهشون هیجان بده ، کنجکاوی بده . تا اینجا ، رمانت هیجان نداشت ،اما قسمت آخرش داشت . بهت پیشنهاد میکنم هیجان رمانتو یکم بیشتر کنی ، اما نه اونقدر که خواننده دچار پیچش و سردرگمی بشه .


    ایده:
    خب ، ما اینجا یه دختری رو داریم که تو یه خانواده مرفه و پولدار بزرگ شده ، سختی نکشیده ، همیشه دربالاترین جاها بوده و این یکمی مشکل شده براش که دوستی نداشته و وقتی میاد دانشگاه با یلدا آشنا میشه . این ایده ، توسط نویسنده های دیگه هم استفاده شده بود . من قبلا خوندم مثلا، پولدار بودنشون ، قضیه نامزدیش با ارسلان و مزاحمت های ارسلان . اگه بخوایم داستان رو با دید کلی هم بررسی کنیم ، باید بگم ایده خوب ولی تکراری بود . بهت پیشنهاد میکنم یکم تو ایدت تغییراتی بدی تا خواننده جذب بشه عزیزم.


    دیالوگ و مونولوگ:
    ببین عزیزم ، تو رمانت بیشتر دیالوگ بود تا مونولوگ.اما، بعضی از دیالوگ ها و مونولوگ هات تکراری بود. الان تو همه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها این جمله به راحتی پیدا میشه ( اجازه دادم اشکام راه خودشونو پیدا کنن) و یا یه چیزی تو این مایه ها . ببین باید تو دیالوگ هات تفاوت سن ، جنس ، سطح فرهنگ نشون داده بشه. تو این زمینه فقط کمی خوب کار کردی . اینکه تفاوت سطح فرهنگ یلدا و رها رو نشون دادی خوبه ، اما تفاوت سن رها رو با مادرش به خوبی نشون ندادی ، یعنی اگر کسی نمیدونست این خانوم مادر رهاست ، فکر میکرد دوستشه ، چون طرز صحبت کردن مادر رها مثه یه خانوم با رده سنی بالای چهل نبود . یکی دیگه تفاوت جنس افرادیه که باید تو دیالوگ ها به خوبی نشون داده بشه. تو این زمینه هم خوب عمل کردی یعنی نشون دادی که این حرف مال یه دختره یا پسر . برای شروع دیالوگ ها به جای نام بردن شخصیت از _ استفاده شده . در قسمت مونولوگ ها هم چون از زبان اول شخص بود فقط تونست افکار درونی و ذهنی اول شخص یعنی رها رو نشون بده .


    نثر:
    مشکل اساسی که این

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    داشت و من از همون پست اول متوجهش شدم ، نثریه که استفاده شده بود. ببین ، درست جایی که داری ادبی حرف میزنی ، کلمات محاوره ای استفاده میکنی . برای مثال ، (در همین حین فرنگیس خانم خدمت کار خونمون که از وقتی که به خاطر دارم در خونه ی ما کار می کرد با لحجه شیرین شمالی هراسان به سمت من آمد و گفت) . اگه اینجارو نگاه کنی ، متوجه میشی کلمه خونمون ، یه کلمه محاوره ایه ، درحالی که جمله تو بیشتر کتابی میخوره تا محاوره ای . باید برای نثرت یک تصمیم بگیری و اون رو سازماندهی کنی چون نمیشه از هر دو نثر هم زمان استفاده کرد مگر اینکه فقط دیالوگ ها محاوره ای باشه و خود متن ادبی باشه .


    زاویه دید:
    ببین ، در حال حاضر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هایی که از زبان اول شخص بیان میشه محبوبیت بیشتری بین قشر نوجوان و جوان جامعه داره . رمانت تا اول پست آخر از زبان اول شخص بیان شد. خب ببین ، رمانی که نوشته میشه ، اگه چندین شخصیت داشته باشه و لازم باشه در طول داستان خواننده درباره همه شخصیت ها بخونه ، بهتره از زبان سوم شخص بیان بشه . اما وقتی کل داستان حول محور یک فرد میچرخه ، بهتره از زبان اول شخص بیان بشه . ببین ، در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    فقط از یک زوایه دید میشه استفاده کرد و این شیوه که هم از زبان اول شخص استفاده کنی هم سوم شخص اشتباهه . بهت توصیه میکنم رمانت از زبان سوم شخص بیان بشه .


    غلط املایی و علایم نگارشی:
    ببین استفاده از علامت های نگارشی و املای صحیح کلمات در نوشتن خیلی مهمه، چون با استفاده از این علامت ها خواننده میتونه متوجه حالات شخصیت ها بشه . مثلا استفاده از علامت تعجب (!) به خواننده میفهمونه که شخصیت داستان تعجب کرده . یا املای صحیح واژه ا باعث میشه که خواننده روان تر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو بخونه . غلط املایی خیلی زیاد داشتی و این خودش نقطه ضعف محسوب میشه مثلا، ( لز = از ) ( مثیت = مثبت ) از علایم نگارشی مثل ( ! ، : ؛ ؟ ) هم استفاده نکرده بودی برای مثال ، ( چیزی گفتی ) ،خب اینجا باید علامت سوال میذاشتی ،اما نذاشتی ! پس بهت پیشنهاد میکنم برگردی و علامت های لازم رو بذاری و همچنین غلط های املایی رو برطرف کنی.


    توصیفات: ( توصیف مکان ، چهره ، ظاهر ، حالات)
    خب ببین، توصیف تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بخش خیلی مهمی محسوب میشه ، چرا؟ چون که توصیف به خواننده کمک میکنه تا

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو مثه یک فیلم تو ذهنش تصور کنه . وقتی میگی توصیف چهره ، یعنی باید انقدر دقیق چهره طرفمون بیان بشه که به راحتی خواننده توانایی تصور چهره رو داشته باشه . ببین ، در بعضی جاها اصلا توصیف نکردی ،در بعضی جاها هم توصیف کردی. بهت توصیه میکنم توصیفات رو انجام بدی به صورت دقیق اما تدریجی!


    توصیف چهره:
    رمانت توصیف چهره رو داشت و خیلیم خوب بود . مثلا، وقتی چهره رامین رو توصیف کردی ، یا چهره یلدارو توصیف کردی .اما ، تنها مشکلش این بود که چهره رها که شخصیت اصلی داستان بود رو زیاد توصیف نکردی . نمیشه گفت اصلا نکردی ، اما خب اونطور که لازم بود نکردی ، فقط اشاره کردی که پوست خیلی صافی داره و این اصلا کافی نیست و تکراری محسوب میشه . همونطور که گفتم ، توصیف باید جوری باشه که خواننده بتونه چهره رو تصور کنه ، اما خب نمیشه چهره رها رو به طور دقیق تصور کرد . بهت پیشنهاد میکنم توصیف دقیق چهره رها رو هم انجام بدی ، اما تدریجی! و اما درباره ظاهر افراد ، خب ببین توصیف ظاهر افراد رو هم داشتی ، هرچند کم ولی داشتی . مثلا ، وقتی تیپ رها موقع دانشگاه رفتن رو توصیف کردی یا ظاهر خانم باستانی رو توصیف کردی.



    توصیف مکان :
    توصیف مکان هم داشتی .مثلا ، وقتی رستوران یا خونه آقای باستانی رو توصیف میکردی ، واقعا خوب بود، چون میشد تصور کرد که الان این خونه یا رستوران چه شکلی میتونه باشه ؟ اما مشکلی که داشت ، این بود که همه توصیفات رو یک جا گفتی و همونطور که گفتم ، بهتر بود تدریجی این توصیفات رو انجام میدادی. و اما مشکل دیگه ای که داشتی ، این بود که میتونستی مکان های بیشتری رو توصیف کنی . تو میتونستی محیط دانشگاه رو هم توصیف کنی. خب ، تو این زمینه یکم قوی تر کار کردی اما بازم جای پیشرفت داشت.



    توصیف حالت:
    توصیف حالتت کم بود .مثلا ، تو بند اول پست یک ، حالت نگرانی و استرس رها رو توصیف کردی. اینجا میتونستی وسیع تر و بهتر توصیف کنی ، ولی تو فقط گفتی از استرس ناخن هامو میجویدم ، خب این کافی نیست . یکم عمیق تر توصیف میکردی بهتر بود ، مثلا بقیه حالات استرس رو که تو آدما وجود داره مثل لرزیدن دست رو میگفتی. ولی خب در کل توصیف حالاتت کم بود ، بهت توصیه میکنم بیشتر رو این قسمت کار کنی.


    باور پذیری:
    خب ببین ، رمانت تقریبا با واقعیت مطابقت داشت . یعنی چیزایی که گفتی با عقل جور در میاد. اینکه یه فرد تو یه خانواده خیلی پولدار باشه که باباش شرکت و کارخونه داشته باشه خب درسته . اما، یه مشکلی هم داره ، اینکه رهای قصه اصرار داره بره تو خوابگاه در حالی که تو ایران خانواده هرچقدرم پولدار باشن ، خوابگاه یه اتاق شخصی به یه فرد نمیده ، حالا هرچقدرم که اون خانواده پولدار باشن ، مگر اینکه دانشگاه آزاد باشه . اما ، تو ، تو رمانت گفتی بهترین دانشگاه اصفهان یعنی یه دانشگاه دولتی و همونطور که گفتم دانشگاه های دولتی یه اتاق شخصی نمیدن .


    نکات اخلاقی:
    رعایت نکات اخلاقی تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خیلی مهمه. ببین ،

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    مثل فیلم رو ذهن و شخصیت افراد تاثیر میذاره. پس بهتره نکاتی رعایت بشه تا اثر خوبی رو ذهن و رفتار خواننده بذاره . ما تو جامعه اسلامی زندگی میکنیم و این جامعه قانون محرم نامحرم داره که همه مردم باید اون رو رعایت کنن . وقتی، توی نویسنده تو رمانت قوانین اسلامیِ ایران رو نادیده میگیری ، طبیعتا تاثیر نامطلوبی روی خواننده میذاره. برای مثال ، وقتی میگی رها با بلوز و شلوار جلوی نامحرم میاد ، منه خواننده با خودم فکر میکنم، پس اشکال نداره اگر من هم جلوی نامحرم با بلوز و شلوار حاضر شم ، و این اثرات نامطلوب بیشتر رو خواننده هایی با رده سنی پایین اتفاق میفته. یکی از مشکلات دیگه هم که لازمه بهش اشاره کنم، این موضوعه که پدرمادر رها میخواستن براش یه خونه تو شهر دیگه بگیرن چون خوابگاه محیط سالمی نیست . این جا دوتا مشکل به وجود میاد : 1- اینکه خواننده بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی خانواده خودش ، این تصور رو میکنه که پدر مادر اونم موظفن براش خونه ای تو یه شهر دیگه بگیرن. 2- یک خونه تکی برای یه دختر تو شهر دیگه خطرناکه ، ولی خواننده با چشم پوشی از این موضوع ، بازم تصور میکنه که پدر مادر وظیفه دارن براش یه خونه تو یه شهر دیگه بگیرن. بهتره کمی رو نکات اخلاقی توجه بیشتری داشته باشی ، و به این موضوع هم فکر کنی ،

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو رو خواننده هایی با سنین مختلف میخونن ، پس بهتره رمانت مناسب هم سنین باشه.



    موفق و پیروز باشید

    <<عضو آزمایشی شورای نقد>>
    [​IMG]
     
    Leianma, ~*~havva~*~, ^moon shadow^ و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • nadiya96sadeghi

    nadiya96sadeghi حامی انجمن عضو انجمن

    231
    12,627
    امتیاز:
    716
    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/16
    جنسیت:
    زن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بسم تعالی

    اسم :
    وقتی برای اولین بار اسم این

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو دیدم گفتم قراره درباره دختری به اسم رها بخونم که گم شده و ژانر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم اجتماعیه. این اسم به خوبی نشون میده که ژانر قراره اجتماعی باشه ، اما به وضوح ژانر عاشقانه رو نشون نمیده. این اسم تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که من خوندم ، فقط یه مقدار به محتواش میخورد ، چون فقط اشاره شده به اینکه رهای داستان قراره گم بشه ، ولی اسم رمانت به خوبی به خواننده میفهمونه که قراره اونو با چه موضوعی رو به رو کنه. نظر من بعد از خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تا حدودی با قبل از خوندنش یکی بود ، چون ، همونطور که گفتم من قبل خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به این فکر میکردم که قراره درباره دختر گمشده ای به اسم رها بخونم و بعد از خوندنش هم همین نظر رو داشتم. اسم ، جز اصول اصلی نویسندگیه و باید یک کششی رو در خواننده ایجاد کنه تا خواننده با دیدن اسم هم که شده ترغیب بشه واسه خوندن

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، اما اسم رمانت زیاد اون کشش لازم رو ایجاد نمیکنه و همونطور که بهت گفتم ، اشاره زیادی به ژانر عاشقانه نمیکنه. بهت توصیه میکنم یه تغییری تو اسم بدی که خواننده رو جذب کنه.


    جلد:
    خب ببین ، جلد رمانت کشش لازم رو در خواننده ایجاد نمیکنه و خواننده نمیتونه با دیدن تصویر روی جلد به موضوع کلی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    پی ببره ، پس بهتره یه تغییراتی توش داده بشه یا جلد دیگه ای طراحی بشه. خواننده ، اول به جلد و تصویر روی جلد توجه میکنه و با دیدن اونه که میتونه جذب بشه . جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، جز اصلی ترین اصول جذب خواننده ست . جلد رمانت ، یه دختر رو نشون میده که رو یه پل ایستاده و تنهاست ، خب این فقط یه مقدار به اسم میخوره . ببین عزیزم جلد

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ، براساس اسمشه ، یعنی باید با اسم همخونی داشته باشه ، اما این تصویر، فقط یه مقدار همخونی داره ، اونم تنهایی دختره که تو تصویر نشون داده شده ، وگرنه دیگه هیچ چیزی از اسم رو بیان نمیکنه و به ژانر اجتماعی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم نمیخوره. تنهایی دختر که تو تصویره میتونه فقط به بیان ژانر عاشقانه بپردازه . پس بهتره جلدی رو انتخاب کنی که هم ژانر عاشقانه و هم اجتماعی رو نشون بده . این جلد به محتوای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هم تا حدودی میخورد ، اما بازم لازمه تغییراتی توش ایجاد بشه تا خواننده با دیدنش هم جذب بشه و هم کمی به محور اصلیه داستان پی ببره.


    خلاصه:
    ببین ، بهترین خلاصه ، خلاصه ایه که درعین کوتاه بودن ، دو کار رو انجام بده . اول اینکه یک دید کلی از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    به خواننده بده ، دوم اینکه ضمن لو ندادن داستان ، سوالات اساسی رو در ذهن خواننده به وجود بیاره و اون رو کنجکاو کنه تا بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو برای پیدا کردن پاسخ اون سوال ها دنبال کنه. ببین عزیزم ، خلاصه تو به معرفی شخصیت اصلی داستان ، یعنی رها پرداخته . گفته که این دختر کی هست، گفته که قراره چه سرنوشتی داشته باشه ؟ این سوالی رو تو ذهن من ایجاد نکرد . خوبه که به ژانر اجتماعیش اشاره شده ، اما باز میگم ، اون کشش لازم رو در خواننده ایجاد نمیکنه ،بهت توصیه میکنم یه تغییراتی توش ایجاد کنی . مثلا اینکه ، تو خلاصت یک گره اساسی رو ایجاد کنی تا خواننده رو به دنبال

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بکشونی ، یا بهتره معرفی شخصیت داستان رو تو خلاصت کمتر کنی و در طی

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    این معرفی رو انجام بدی.



    مقدمه:
    خب ببین عزیزم ، مقدمه هم مثل خلاصه مهمه و به نوبه خودش خواننده رو جذب میکنه . همچینین ، مقدمه مثه بقیه اجزای گفته شده نقش مهمی داره و مکمل خلاصه ست ، و وظیفه ای که داره اینه که خواننده رو وارد محیط داستان بکنه، و عوطف و احساسات رو برای ورود به قصه در خواننده برانگیخته کنه. متاسفانه تو مقدمه نداشتی ، یعنی یکی از راه های جذب خوانندتو از بین بردی . بهت پیشنهاد میکنم یه مقدمه خوب که به رمانت هم بخوره تو پست اولت اضافه کنی تا خواننده جذب بشه . حالا این مقدمه میتونه یه متن ادبی باشه و یا شعری باشه که به داستان ربط داشته باشه .


    شروع:
    خب ببین ، یه شروع خیلی خوب و ایده آل ، شروعیه که با بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها تفاوت داشته باشه. یعنی میتونه توصیفات و دیالوگ هایی که باهاش

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو شروع میکنه متفاوت باشه .

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو با توصیف شروع شد، اما تو زمینه توصیفت خوب عمل نکردی و کمی هم توصیفت تکراری بود . در ادامه توصیفاتت در پست اول ، دیالوگ داشتی ، اما دیالوگ ها هم تکراری بودن . من قبلا این توصیف و دیالوگ هارو در چند

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    دیگه هم خونده بودم . پس بهت توصیه میکنم یه سری تغییرات تو شروعت بدی تا جدیدتر و جذاب تر بشه.


    شخصیت پردازی:
    یکی از موضوعاتی که تو شخصیت پردازی عنوان میشه ، اسم شخصیت ها هستن . اسم شخصیت های داستانت خوبن ، یعنی در عین سادگی به خود شخصیت میخوره . مثلا ، اینکه فرد پولداری باشه به اسم رها ، خب بله میخوره بهش ، یا فردی که وضعیت مالی رو به بالایی نداره مثل یلدا. اما اسم برادر رها یه مشکلی داشت ، و اونم ، این مشکله که یه همچین اسمی شاید به خانواده سطح بالا بخوره ، اما بیست و چهار _ پنج سال پیش ما همچین اسمی نداشتیم . و اما یه جای دیگه کارت اشتباهه ، اینکه مشخص نکردی دوست پیمان وکیلی رامین صدری هست یا نصری ؟! چون تو چند جای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    این دوتارو گفتی و مشخص نیست که بالاخره فامیل کدومه ؟! طرز صحبت کردن شخصیت ها در چند جای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    اشتباه بود . مثلا ، طرز صحبت کردن مادر رها به سنش نمیخورد. یعنی حرف هایی که میزد به خواننده نمیفهموند ، این خانوم یه زن چهل سال به بالاست ، بلکه نشون میداد یه خانوم جوان و کمتر از سی و پنج ساله. یا اینکه هر اتفاقی که میفتاد هم رها و هم مادر رها سریع گریه میکردن . و اما یه چیز دیگه ، چند جای رمانت طرز صحبت کردن مادر رها به وضع مالیشون نمیخورد . یعنی تو نشون دادی که مادر رها روی رفتارهای رها خیلی حساسه ، اما تو دیالوگ هات مادرش حرفایی میزد که به یه خانوم متشخص و پولدار نمیخورد . پس اینم یه نقطه ضعفه . موضوع بعدی که نشون دادی ، مذهبی یا غیر مذهبی بودن خانواده هاست . خب تو این زمینه خیلی خوب عمل کردی و نشون دادی که یه خانواده پولدار سخت گیری رو موضوعات دینی ندارن و یا یه خانواده سطح متوسط رو به بالا مذهبی هستن . و اما درباره شغل هاشون ، متاسفانه باید بگم شغل هایی که انتخاب کردی تکرارین . معماری ، عمرانی ، استاد دانشگاه ، اینا تکراری هستن ، تو بیشتر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها و خصوصا

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    های کلیشه ای این شغل ها اومده.


    ژانر:
    ژانر رمانتو عاشقانه و اجتماعی انتخاب کردی . تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو عرصه عشق خیلی ضعیف عمل شده و فقط اشاره کوتاهی بهش شده . مثلا ، فقط همین که پیمان به رها گفت که میخواد با دلش کنار بیاد ، یا جایی که آرام از جدا شدنش با نیما صحبت کرد . اما درباره ژانر اجتماعیت ، خب خوبه ، خوب پیشرفتی مثلا ، اینکه یه فردی مثل ساحل چقدر مال و منالشو به رخ میکشه ، این یه چیز اجتماعیه ، چون تو جامعه ما وجود داره . ببین عزیزم ، موضوع رمانت به عاشقانه بیشتر از اجتماعی نیاز داره ، نمیگم کلا نباید اجتماعی داشته باشه چرا باید داشته باشه اما عاشقانشو بیشتر کنی بهتره ، البته تا اینجای

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    که من خوندم. ولی خب ژانر های انتخابیت خوب بود .


    سیر:
    بهترین سیر، سیریه که نه اونقدر تو سراشیبی باشه که خواننده هول کنه و زودتر بخواد ته رمانو بخونه یا از همون اول سوالای زیادی ذهنشو درگیر کنه که گیج بشه و از

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خسته شه و اونو بزاره کنار ، و نه اونقدر کند و کسل کننده باشه که بازم خواننده فقط ته رمانو بخونه و از خوندن بقیه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    حوصلش سر بره . تا اینجا، رمانت سیر یکنواخت داشت و هیچ اتفاق عجیبی نیفتاد جز، آخرش که قضیه تصادف و مفقود شدن رها پیش اومد . این موضوع باعث شد ، خواننده بیشتر فکر کنه و ببینه اون دختری که پیدا کردن و بردنش بیمارستان ، رها بوده یا یلدا ؟ این قسمت ، یه سوالو تو ذهن خواننده ایجاد میکنه و اونو دنبال خودش میکشونه تا ببینه بالاخره کدومشون بودن ؟ اکثر خواننده ها ، رمانی میخوان که بهشون هیجان بده ، کنجکاوی بده . تا اینجا ، رمانت هیجان نداشت ،اما قسمت آخرش داشت . بهت پیشنهاد میکنم هیجان رمانتو یکم بیشتر کنی ، اما نه اونقدر که خواننده دچار پیچش و سردرگمی بشه .


    ایده:
    خب ، ما اینجا یه دختری رو داریم که تو یه خانواده مرفه و پولدار بزرگ شده ، سختی نکشیده ، همیشه دربالاترین جاها بوده و این یکمی مشکل شده براش که دوستی نداشته و وقتی میاد دانشگاه با یلدا آشنا میشه . این ایده ، توسط نویسنده های دیگه هم استفاده شده بود . من قبلا خوندم مثلا، پولدار بودنشون ، قضیه نامزدیش با ارسلان و مزاحمت های ارسلان . اگه بخوایم داستان رو با دید کلی هم بررسی کنیم ، باید بگم ایده خوب ولی تکراری بود . بهت پیشنهاد میکنم یکم تو ایدت تغییراتی بدی تا خواننده جذب بشه عزیزم.


    دیالوگ و مونولوگ:
    ببین عزیزم ، تو رمانت بیشتر دیالوگ بود تا مونولوگ.اما، بعضی از دیالوگ ها و مونولوگ هات تکراری بود. الان تو همه

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    ها این جمله به راحتی پیدا میشه ( اجازه دادم اشکام راه خودشونو پیدا کنن) و یا یه چیزی تو این مایه ها . ببین باید تو دیالوگ هات تفاوت سن ، جنس ، سطح فرهنگ نشون داده بشه. تو این زمینه فقط کمی خوب کار کردی . اینکه تفاوت سطح فرهنگ یلدا و رها رو نشون دادی خوبه ، اما تفاوت سن رها رو با مادرش به خوبی نشون ندادی ، یعنی اگر کسی نمیدونست این خانوم مادر رهاست ، فکر میکرد دوستشه ، چون طرز صحبت کردن مادر رها مثه یه خانوم با رده سنی بالای چهل نبود . یکی دیگه تفاوت جنس افرادیه که باید تو دیالوگ ها به خوبی نشون داده بشه. تو این زمینه هم خوب عمل کردی یعنی نشون دادی که این حرف مال یه دختره یا پسر . برای شروع دیالوگ ها به جای نام بردن شخصیت از _ استفاده شده . در قسمت مونولوگ ها هم چون از زبان اول شخص بود فقط تونست افکار درونی و ذهنی اول شخص یعنی رها رو نشون بده .


    نثر:
    مشکل اساسی که این

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    داشت و من از همون پست اول متوجهش شدم ، نثریه که استفاده شده بود. ببین ، درست جایی که داری ادبی حرف میزنی ، کلمات محاوره ای استفاده میکنی . برای مثال ، (در همین حین فرنگیس خانم خدمت کار خونمون که از وقتی که به خاطر دارم در خونه ی ما کار می کرد با لحجه شیرین شمالی هراسان به سمت من آمد و گفت) . اگه اینجارو نگاه کنی ، متوجه میشی کلمه خونمون ، یه کلمه محاوره ایه ، درحالی که جمله تو بیشتر کتابی میخوره تا محاوره ای . باید برای نثرت یک تصمیم بگیری و اون رو سازماندهی کنی چون نمیشه از هر دو نثر هم زمان استفاده کرد مگر اینکه فقط دیالوگ ها محاوره ای باشه و خود متن ادبی باشه .


    زاویه دید:
    ببین ، در حال حاضر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هایی که از زبان اول شخص بیان میشه محبوبیت بیشتری بین قشر نوجوان و جوان جامعه داره . رمانت تا اول پست آخر از زبان اول شخص بیان شد. خب ببین ، رمانی که نوشته میشه ، اگه چندین شخصیت داشته باشه و لازم باشه در طول داستان خواننده درباره همه شخصیت ها بخونه ، بهتره از زبان سوم شخص بیان بشه . اما وقتی کل داستان حول محور یک فرد میچرخه ، بهتره از زبان اول شخص بیان بشه . ببین ، در طول

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    فقط از یک زوایه دید میشه استفاده کرد و این شیوه که هم از زبان اول شخص استفاده کنی هم سوم شخص اشتباهه . بهت توصیه میکنم رمانت از زبان سوم شخص بیان بشه .


    غلط املایی و علایم نگارشی:
    ببین استفاده از علامت های نگارشی و املای صحیح کلمات در نوشتن خیلی مهمه، چون با استفاده از این علامت ها خواننده میتونه متوجه حالات شخصیت ها بشه . مثلا استفاده از علامت تعجب (!) به خواننده میفهمونه که شخصیت داستان تعجب کرده . یا املای صحیح واژه ا باعث میشه که خواننده روان تر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو بخونه . غلط املایی خیلی زیاد داشتی و این خودش نقطه ضعف محسوب میشه مثلا، ( لز = از ) ( مثیت = مثبت ) از علایم نگارشی مثل ( ! ، : ؛ ؟ ) هم استفاده نکرده بودی برای مثال ، ( چیزی گفتی ) ،خب اینجا باید علامت سوال میذاشتی ،اما نذاشتی ! پس بهت پیشنهاد میکنم برگردی و علامت های لازم رو بذاری و همچنین غلط های املایی رو برطرف کنی.


    توصیفات: ( توصیف مکان ، چهره ، ظاهر ، حالات)
    خب ببین، توصیف تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بخش خیلی مهمی محسوب میشه ، چرا؟ چون که توصیف به خواننده کمک میکنه تا

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    رو مثه یک فیلم تو ذهنش تصور کنه . وقتی میگی توصیف چهره ، یعنی باید انقدر دقیق چهره طرفمون بیان بشه که به راحتی خواننده توانایی تصور چهره رو داشته باشه . ببین ، در بعضی جاها اصلا توصیف نکردی ،در بعضی جاها هم توصیف کردی. بهت توصیه میکنم توصیفات رو انجام بدی به صورت دقیق اما تدریجی!


    توصیف چهره:
    رمانت توصیف چهره رو داشت و خیلیم خوب بود . مثلا، وقتی چهره رامین رو توصیف کردی ، یا چهره یلدارو توصیف کردی .اما ، تنها مشکلش این بود که چهره رها که شخصیت اصلی داستان بود رو زیاد توصیف نکردی . نمیشه گفت اصلا نکردی ، اما خب اونطور که لازم بود نکردی ، فقط اشاره کردی که پوست خیلی صافی داره و این اصلا کافی نیست و تکراری محسوب میشه . همونطور که گفتم ، توصیف باید جوری باشه که خواننده بتونه چهره رو تصور کنه ، اما خب نمیشه چهره رها رو به طور دقیق تصور کرد . بهت پیشنهاد میکنم توصیف دقیق چهره رها رو هم انجام بدی ، اما تدریجی! و اما درباره ظاهر افراد ، خب ببین توصیف ظاهر افراد رو هم داشتی ، هرچند کم ولی داشتی . مثلا ، وقتی تیپ رها موقع دانشگاه رفتن رو توصیف کردی یا ظاهر خانم باستانی رو توصیف کردی.



    توصیف مکان :
    توصیف مکان هم داشتی .مثلا ، وقتی رستوران یا خونه آقای باستانی رو توصیف میکردی ، واقعا خوب بود، چون میشد تصور کرد که الان این خونه یا رستوران چه شکلی میتونه باشه ؟ اما مشکلی که داشت ، این بود که همه توصیفات رو یک جا گفتی و همونطور که گفتم ، بهتر بود تدریجی این توصیفات رو انجام میدادی. و اما مشکل دیگه ای که داشتی ، این بود که میتونستی مکان های بیشتری رو توصیف کنی . تو میتونستی محیط دانشگاه رو هم توصیف کنی. خب ، تو این زمینه یکم قوی تر کار کردی اما بازم جای پیشرفت داشت.



    توصیف حالت:
    توصیف حالتت کم بود .مثلا ، تو بند اول پست یک ، حالت نگرانی و استرس رها رو توصیف کردی. اینجا میتونستی وسیع تر و بهتر توصیف کنی ، ولی تو فقط گفتی از استرس ناخن هامو میجویدم ، خب این کافی نیست . یکم عمیق تر توصیف میکردی بهتر بود ، مثلا بقیه حالات استرس رو که تو آدما وجود داره مثل لرزیدن دست رو میگفتی. ولی خب در کل توصیف حالاتت کم بود ، بهت توصیه میکنم بیشتر رو این قسمت کار کنی.


    باور پذیری:
    خب ببین ، رمانت تقریبا با واقعیت مطابقت داشت . یعنی چیزایی که گفتی با عقل جور در میاد. اینکه یه فرد تو یه خانواده خیلی پولدار باشه که باباش شرکت و کارخونه داشته باشه خب درسته . اما، یه مشکلی هم داره ، اینکه رهای قصه اصرار داره بره تو خوابگاه در حالی که تو ایران خانواده هرچقدرم پولدار باشن ، خوابگاه یه اتاق شخصی به یه فرد نمیده ، حالا هرچقدرم که اون خانواده پولدار باشن ، مگر اینکه دانشگاه آزاد باشه . اما ، تو ، تو رمانت گفتی بهترین دانشگاه اصفهان یعنی یه دانشگاه دولتی و همونطور که گفتم دانشگاه های دولتی یه اتاق شخصی نمیدن .


    نکات اخلاقی:
    رعایت نکات اخلاقی تو

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    خیلی مهمه. ببین ،

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    مثل فیلم رو ذهن و شخصیت افراد تاثیر میذاره. پس بهتره نکاتی رعایت بشه تا اثر خوبی رو ذهن و رفتار خواننده بذاره . ما تو جامعه اسلامی زندگی میکنیم و این جامعه قانون محرم نامحرم داره که همه مردم باید اون رو رعایت کنن . وقتی، توی نویسنده تو رمانت قوانین اسلامیِ ایران رو نادیده میگیری ، طبیعتا تاثیر نامطلوبی روی خواننده میذاره. برای مثال ، وقتی میگی رها با بلوز و شلوار جلوی نامحرم میاد ، منه خواننده با خودم فکر میکنم، پس اشکال نداره اگر من هم جلوی نامحرم با بلوز و شلوار حاضر شم ، و این اثرات نامطلوب بیشتر رو خواننده هایی با رده سنی پایین اتفاق میفته. یکی از مشکلات دیگه هم که لازمه بهش اشاره کنم، این موضوعه که پدرمادر رها میخواستن براش یه خونه تو شهر دیگه بگیرن چون خوابگاه محیط سالمی نیست . این جا دوتا مشکل به وجود میاد : 1- اینکه خواننده بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی خانواده خودش ، این تصور رو میکنه که پدر مادر اونم موظفن براش خونه ای تو یه شهر دیگه بگیرن. 2- یک خونه تکی برای یه دختر تو شهر دیگه خطرناکه ، ولی خواننده با چشم پوشی از این موضوع ، بازم تصور میکنه که پدر مادر وظیفه دارن براش یه خونه تو یه شهر دیگه بگیرن. بهتره کمی رو نکات اخلاقی توجه بیشتری داشته باشی ، و به این موضوع هم فکر کنی ،

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    تو رو خواننده هایی با سنین مختلف میخونن ، پس بهتره رمانت مناسب هم سنین باشه.



    موفق و پیروز باشید

    <<عضو آزمایشی شورای نقد>>
    [​IMG]
    کلیک کنید تا بازشود...
    ممنونم که رمانمو خوندی حتما مشکلارو بررسی میکنم عزیزم
     
    Leianma, ^moon shadow^, tasnim-a و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • ~*~havva~*~

    ~*~havva~*~ مدیر ارشد عضو کادر مدیریت مدیر ارشد منتقد انجمن

    2,103
    19,172
    امتیاز:
    806
    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/16
    جنسیت:
    زن
    با سلام
    ویرایش

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    بر اساس نقد تایید شد
    امید است در دیگر

    مهمان گرامی برای مشاهده لینک عضو یا وارد شوید برای دیدن لینک و دانلود وارد ویاعضو شوید!

    هایتان نیز همه موارد ذکر شده را رعایت فرمایید
    با تشکر
    مدیریت نقد-
    ~*~havva~*~
    [​IMG]
     
    nadiya96sadeghi و ailaaaa از این پست تشکر کرده اند.
  • کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 7)