نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

❉❈❉❈ صنایع دستی شهرهای ایران ❉❈❉❈

شروع موضوع توسط ☂Baran ‏23/1/14 در انجمن صنایع دستی

  1. Behtina

    Behtina مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    22,570
    66,053
    امتیاز:
    1,171
    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    جنسیت:
    زن
    نمد مالی صنایع دستی چهارمحال و بختیاری



    [​IMG]

    نمد مالی

    نمد مالی، یکی از دیرینه ترین هنرهای صنایع دستی چهارمحال و بختیاری محسوب می شود.
    نمدمالی، از قرن هاي متمادي و چه بسا از بدو شكل گيري زندگي اجتماعي انسان ها، به عنوان یکی از صنایع دستی تولیدی، وجود داشته است.

    انسان ها از زماني كه حيوانات وحشي را اهلي و براي پرورش به مناطق مختلف مانند ارتفاعات، دشت و غیره بردند، نياز به زيرانداز و تن پوشي گرم داشتند كه با توجه به وفور مواد اوليه و پي بردن به خاصيت پشم، هنرصنعت نمد مالی، شكل و رونق گرفت.
    اکنون چهارمحال و بختیاری به عنوان یکی از قطب های مهم تولید نمد در کشور و حتی دنیا به شمار می رود.

    امروزه ابزار صنعتی به كمك نمدمالي آمده و وسایلی مانند ماشين برقي حلاجي به جاي كمان دستي و ضربه زدن برقي كه 20 درصد كار نمد را انجام مي دهد، جایگزین شده است.
    پس از آنكه عشاير گوسفندان خود را از قشلاق به ييلاق مي آورند، پشم آن ها را در آب هاي جاري شستشو داده و سپس به وسيله قيچي مخصوصي به نام "چره"آن را مي چينند و جداگانه بسته بندي مي کنند.
    [​IMG]

    صنایع دستی چهارمحال و بختیاری


    وقتي پشم چيده و از نظر رنگ بندي و كيفيت جداسازي شد، صنعتگران نمدمالی، كه بیشتر هم به صورت سنتي در مجاورت عشاير قرار دارند، پشم مورد نياز را خريداري کرده و به محل كار خود انتقال مي دهند.
    سپس در مرحله نخست، پشم را حلاجي کرده و براساس نوع نمدي كه قصد مالش دهند آن را دارند، پهن کرده و به وسيله ابزار ساده اي به نام پنجي الياف پشم حلاجي شده را تا ارتفاع 60 سانتي متر بر روي قالب به صورت يكنواخت مي ريزند به اصطلاح محلي پشم را بر روي قالب به صورت پف يا پفكي در آورده كه بعد از اين عمل با همان وسيله پنجي يا پنجك، بر روي پشم پف شده فشار مي دهند تا كمي از حجم آن كاسته شود.

    در مرحله دوم، بر روي پشم هاي ريخته شده در قالب،به صورت يكنواخت آب داغ مي ريزند، كه اين عمل پشم را سنگين كرده و در همان مرحله الياف پشم به يكديگر زنجير مي شوند.

    در مرحله سوم، قالب را به صورت لوله مي پيچند و دور آن را با طناب مي بندند و حدود 20 دقيقه تحت فشار چند كارگر با ضربات دست پا به آن ضربه مي زنند تا الياف پشم به صورت فشرده و نسج گونه گردد، كه به اين مرحله خامه مي گويند.

    در مرحله چهارم، قالب را باز كرده و لبه هاي نمد را روي خود برگردان مي كنند و مقدار كمي پشم حلاجي شده در آن اضافه مي كنند و بر روي سطح كار مخلوطي از آب و صابون پخته شده مي ريزند و دوباره قالب را بسته و مالش مي دهند.

    در مرحله پنجم، قالب را باز كرده و نقش و طرح بر روي نمد می گذارند که این مرحله، به دو صورت انجام می شود.
    در مرحله ابتدایی، قبل از ريختن پشم بر روي قالب، نقش ترسيم و طراحي شده و بعد روي پشم ريخته شده به هم مي چسبند.
    [​IMG]

    نمد مالی، یکی از دیرینه تری صنایع دستی چهارمحال و بختیاری محسوب می شود


    در مرحله بعد، در نمد قالب كرده نقش از قبل ساخته و تهيه کرده، بر روي آن گذاشته و به وسیله محلول آب گرم و صابون، با فشار و مالش، طرح و نقش بر روي نمد می چسبد و سپس نمد را لوله كرده و مالش مي دهند.

    در مرحله ششم، نمد را به صورت لوله درآورده و حدود دو ساعت، مالش و ورز می دهند و در حين انجام مالش، نسبت به صاف و قرينه كردن طرح و نقش اقدام می کنند.

    در مرحله هفتم، پس از انجام كار مالش، ابتدا نسبت به صاف کردن ابعاد نمد، رفع كجي ها، برطرف نمودن اختلاف سطح احتمالي، پرز سوزي و اصلاح نمد اقدام می کنند.

    در مرحله هشتم، نمد آماده شده را با آب ولرم شستشو داده و سپس در آفتاب مستقيم خشك و به مشتريان عرضه می کنند.

    متأسفانه به علت زحمات طاقت فرسا و همچنين داشتن فيزيك بدني خشن و سخت برای انجام نمدمالي از يك سو و نداشتن درآمد كافي از سوی ديگر، امكان حضور جوانان در اين رشته کم رنگ شده است.

    منبع:miraschb.ir
     
  2. Behtina

    Behtina مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    22,570
    66,053
    امتیاز:
    1,171
    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    جنسیت:
    زن
    نمد ترکمن (کچه)



    [​IMG]

    صنایع دستی ترکمن


    نخستین و كهن ترین نمونه های باقی مانده نمد در آسیا كه دارای طرح و نقش شگفت انگیزی بودند، دركاوش هایی در كورگان شهر بسیار كهن منطقه پازیریك آلتایی بوسیله پژوهشگران روسی یافت شد، كه بصورت كف پوش و پوشش زین اسب و تزیین شده بودند به چهارصد تا پانصد سال پیش از میلاد تعلق داشتند و نشان دهنده پیشینه دو هزار و پانصد ساله هنر دست انسان است. اندازه نمد یافته شده در این منطقه شش متر و پنجاه در چهار متر و پنجاه بوده كه در عمق یخ ها بوده و گویا این نمد طی مراسم دفن بمثابه دیواری چادری برای مرده به كار بـرده می شده است.

    روكش یا پوشش یافت شده به اندازه صد و نوزده در شصت سانتیمتر بوده است. اشیایی دیگری كه در این مكان از جنس نمد وجود داشت، دیوار آویز، روكش، كلاه از جنس نمد، حلقه و غیره بود. این اشیاء تزیین شده با اشیاء دیگر مانند چرم و آهن تركیب شده بودند. برخی از پژوهشگران پیدایش نمد را بیش از هفت هزار سال می دانند. تكنیكی كه در این قدیمی ترین نمد بكار بـرده شده، برخی امروز نیز در آسیای مركزی بكار می رود. بر این عقیده اند كه تكنیك نمدسازی از طریق مغولستان به چین آورده شده است. دختری كه شاهزاده ای چینی بوده و در مغولستان ازدواج می كند، در نامه ای به خانواده خود می نویسد: «من به كشوری غریب و بیگانه فروخته شدم، یك چادر خانه من است، با دیوارهایی از نمد.»

    نمد امروزه نیز در شمال چین بطور وسیع متداول است. در یونان نمد در حدود چهار تا پنج سده پیش از میلاد بمثابه جنس نو ظهور و جدید توصیف می شود كه از مردمان آسیایی یاد گرفته شده است. در یونان قدیم در میان ماهیگیران و افزارمندان كلاه هایی كه ازجنس نمد ساخته شده بودند، موردپسند بوده است. نمد به یونانی «Pilos » گفته می شد. سپس رومی ها تكنیك تولید نمد را از یونانیان گرفتند. سربازان رومی كلاه های نمدین برسر می كردندكه بمثابه نماد آزادی تلقی می شد. وقتی بـرده ای آزاد می شد، سرِ وی را تراشیده و سپس اجازه داشتند كه كلاه نمدین بر سر وی گذارند.

    از این دوران به بعد است كه نمد در اروپا نیز پا به عرصه وجود می گذارد. در قرون وسطی كارآموزان شمال اروپا به آلمان برای آموختن صنعت كلاه دوزی می آمده اند. كلاه دوزان آلمانی همچنین جوراب هایی از جنس نمد تولید می كرده اند. در كاوش هایی در كشور سوئد، همراه با شنل و كلاه های نمدین، همچنین كفپوش هایی از جنس نمد برای كفش یافت شد. در نروژ نیز جوراب های نمدین با كف پوش های چرمی برای كفش تولید می شده است.

    در قرن هیجده، با تكامل و رشد صنعت و خریده شدن لباس های گرم و گرم شدن خانه ها، نمد تقریبا به فراموشی سپرده شد. طی جنگ دوم جهانی نمد در روستاها رنسانس عمومی را تجربه كرد. بطور كلی می توان گفت كه تولید نمد نخست به آسیا و سپس به اروپا منحصر شد. منابعی وجود ندارند كه نشان دهنده تولید نمد توسط انسان هایی كه در آفریقا و آمریكا می زیسته اند، انجام گرفته باشد.
    [​IMG]

    نمد در زمستان های سرد روی چادرهای تركی افكنده می شد تا سرما وارد چادر نگردد


    می توان گفت كه تقریبا فقط چوپانان چادرنشین در امر تولید نمد به لحاظ پایه اقتصادی معین آن فعال بودند، در صورتی كه كشاورزان هندی، یونانی، چینی و رومی تولید نمد برای آنان تنها بمثابه حرفه ای جانبی به حساب می آمد.

    در آسیای مركزی با آنكه تولید نمد به نیروی بدنی نیاز داشت، اما اكثرا توسط زنان درست می شد. واژه یورت كه به معنی چادر، سرزمین، میهن و زادگاه است، واژه ای است تركی و بیش از دو هزار سال قدمت دارد. منابع چینی برای نخستین بار شش سده پس از میلاد درباره یورت چادرنشینان گزارش می دهند.

    نمد در زمستان های سرد روی چادرهای تركی (یورت، آلاچیق) به صورت سه یا چهارلا افكنده می شد تا سرما وارد چادر نگردد. نمد، چادرنشینان آسیای مركزی را از گرما، سرما، رطوبت و باد حفظ می كرد. با تولید نمد بود كه نخستین شرایط تاریخی تولید لباس های گرم و محافظ به وجود آمد، بدون اینكه حیوان یا جانوری به خاطر پوست خود شكار یا كشته شود. نمد كه از یك سو نماد كار و هنر دست انسان، به واسطه پشم حیوانات تولید می شد، ازسوی دیگر بیانگر رابـ ـطه اصولی و پایه ای بین انسان و طبیعت بود. برای تولید آن تكنیك خاصی لازم نبود. با كار دست، صرف نیروی بدنی، درهم پیچیدن الیاف پشم و مالیدن یا غلطاندن آن، این نخستین پوشاك گرم و كفپوش انسان ساخته می شد. رد پای نمد در شرق آسیا در پژوهش برای منابع كتبی اولیه و شواهدی برای وجود نمد، به گزارش معتبر و موثق دولتی چین كه متعلق به دویست سال پیش از میلاد (دوران سلسه هان ها در چین) است، برخورد می كنیم.

    در فرهنگ نامه چینی متعلق به قرن هفده بنام K`ang- hsi Ta Tzu Tien كه یكی از مشهورترین اثر چینی است، حدود سی علایم و ردپا برای مواد پشمی و نمد با طبقه بندی آن به نام mao ‌= مو، پشم، وجود دارند. برای چینی ها نخ، ابریشم و كتان آشنا بودند، اما رابـ ـطه ای سخت با مواد پشم داشتند. Sung Ying-hsing نویسنده چینی توضیح مختصر و ساده ای درباره نمد بصورت زیر می دهد: « نمد ماده ای زبر از موهای پشمی است كه از انواع حیوانات جمع شده، بصورت لایه لایه روی هم قرارداده، باهم لوله و غلت داده و برای ایجاد نمد فشار داده می شود. چینی ها با چادرنشینان آسیای مركزی كه به پرورش گوسفند و تولید نمد اشتغال داشتند، آشنا بودند و به توسط این مردمان با نمد آشنا می شوند. در شمال چین پیشتر گروه های قومی ترك Hsiung-nu وجود داشتند كه با آنها چینی ها از حدود هزار و پانصد سال پیش از میلاد، همواره در جنگ و ستیز بودند.

    گروه های قومی ترك Hsiung-nu در یورت های نمدین زندگی می كردند و خود را با نوعی لباس از جنس نمد می پوشاندن و چكمه های آنان از نمد بوده است. با اطمینان می توان گفت كه چینی ها نمد و تولید آن را از خلق های آسیای مركزی یاد گرفته اند. در دوران سلسله هان ها از پا دری های نمدین و همینطور از یك كلاه نمدی متعلق به امپراطور چینی بنامWen ( 179- 152 پیش از میلاد) نام بـرده می شود كه بمثابه بهترین وسیله برای پوشاندن سر در هنگامه شكار بوده است.

    در ایالات كنونی چین بنام ssu-ch`uan و Yünnan در حال حاضر برخی از قبایل هان مانند Jan-mang زندگی می كنند و به پرورش دهندگان گوسفند و تولیدكنندگان نمد در چین معروف هستند. درقرن نهم میلادی قبایل Nan-chao در ایالت Yünnan زندگی می كردند كه در بخشی از لباس های آنها نمد به كار بـرده شده بود. نمد كه به چینی Chan خوانده می شد، طبق گزارشی از Shon-Wen بایستی قبل از دوران سلسله هان ها یعنی 206 پیش از میلاد و 221 بعد از میلاد معروف بوده است.

    آورل شتاین Aurel stein)) در حفریات و كاوش های خود در آسیای مركزی (1900- 1916) در ویرانه های Niya,Loulan و دیگر مناطق واحه های جاده ابریشم تركستان شرقی باقی مانده های نمد، پارچه، فرش و همچنین چوب و چرم با خط كاروشتی (Karoshti) از دوران سلسله هان كشف كرد. این اسناد قدیمی، لیست صورت حساب و سفارشاتی است كه در آن نمد و پوشش های زین اسب در كنار بسیاری چیز های دیگر نوشته شده بود.

    در نزد قبایل غرب تركمنستان ، طبق تحقیق و.كو نیگ (W.König ) نمد « كِچه » خوانده می شود، قرقیز ها و قازاق ها نمد را «شیرماق»، «شیرداق» و «تِكِنمِك» نام گذارده، كه همزمان اشاره ای است به نوع كاربرد، اندازه، تولید و الگوی طریقه عمل آن.
    در یادداشت های ه. بیدرس (H.Bidders) ازسفری به واحه ی هامی (Hami) در سال 1940 شماری از نام ها در رابـ ـطه با نمد بدست آمده كه میزبان مسلمان وی برای او به صورت زیر توضیح داده و به زبان تركی اما با حروف عربی نگاشته شده است. برای نمونه:

    تِكِنمِك: Tekenmek، نمد مستطیل شكل، دارای طرح و زینت شده به دسته موهای پشمین.

    كیرگز: Kirgez، پارچه ای سفید كه روی نمد انداخته می شود و برای پوشش دیوار یورت بكار برود.

    یورتقان: Yortqan یا جورغان، رویه ای با پوشش نمدی برای دیوار.

    موینا یورتقان: Moy-na Yortqan، پوشش نمدی دو جداره از پشم گوسفند با رویه ای ابریشمین.
    [​IMG]

    نمد ترکمن


    زلچه: Zilche یا زیلچه، نمدی است دارای طرح و زینت شده كه در خانواده های ثروتمند یافت می شد.

    تكیه: Tekye بالشی ازنمد باروكش ابریشمی كه دو تای آن روی هم قرارداده و مورد استفاده قرار می گرفته است.

    توشِك: Tu-shek، با نمد درست شده، برای نشستن به كاربرده می شد.

    كشف نمد و كاربرد آن طی هزاران سال پیش از هر چیز گویای آن است كه نمد برای جلوگیری از سرما، رطوبت و به ویژه در برابر بادهای مداوم استپ های آسیای مركزی بوده است. صرف نظر از چربی طبیعی پشم، بواسطه بوی آن حیوانات مضر دور نگه داشته می شد. نمد برای جابجایی یورت ها آنگونه كه ماركو پولو گزارش می دهد، ضروری بود و وجود چربی در پشم (نمد) آب را غیر قابل نفوذ بود.

    نمد سفید به طور سمبولیك با « ابرهای سفید آسمان» هم طراز بودند. نمد سفید نشانه « ازتبار ابرها» بودن برای صاحب آن نزد اویغورها و درنزد چینی ها نشانه « پسر آسمان» بود. حاكمان و روسای قبایل روی نمد سفید می نشستند و تخته كف چكمه های مخصوص اسب سواری و زیرانداز زین اسب آنان از نمد سفید بود و هنگامی هم كه سوار اسب می شدند، زیر پای آنان نمد سفید آماده می شده است.

    نمد غیر از ارزش كاربردی آن برای خانه، لباس و برای مسایل روزمره، تا حد احترام و تجلیل آن گران ارز بوده است. نمد در دوران كهن برای هنگام صرف غذا، خوش آمد گویی، خداحافظی و هنگام جشن و سرور بكار بـرده می شد. در دوران كهن در آسیای مركزی در اوج انتخاب خان بزرگ حكمرانان و اشراف نمد سفید رنگ را آماده می كردند. نمد هدیه ای آسمانی به حساب می آمد..

    دركنار یورت های سیاه ( غارا اوی، Qara Öy )، یورت های سفید ( آق اوی، Aq Öy ) وجود داشته اند كه آن را با گچ سفید یا با پودر استخوان سفید نگه داشته می شد. منبع چینی Yu-yang-tsa-ts`u محتوی بسیاری توضیحات راجع به Tu-küe (ترك ها) است یا گرِنارد دركتاب خود راجع به مردم ترك چنین گزارش می دهد: « نمد دارای نیروی جادویی است، اما هیچ نیا یا معبدی را مالك نیست. مردم ترك، اشكال و هیكل های كوچك اسب را از نمد برش می دهند و آن را برای مقاصد جادویی در كیسه ای چرمین حفظ می كنند. چنانچه غارا بوران، ( Qara Buran گردباد سیاه ) از دور دست به این سو بیاید، شامان (جادوگر) از نمد هیكل های كوچك اسب را می بُرد كه آنها او را به اسب بادسای بزرگ بالدار تبدیل كند تا دربرابر غارا بوران پیكار كند.» این نمونه آورده شده نشان می دهد كه نمد یا « گلوله های پشم سفید» بطور سمبولیك از ارج و احترام خاصی برخوردار بوده است.

    نمد خوب و نرم از پشم گوسفند و شتر تهیه می شده است. نمد سفت و زبر برای پوشش چادر، زیر انداز زین اسب، كف پوش كفش ها و امثال آن، یا برای گرم نگه داشتن اسب، از ادغام پشم گوسفند، پشم های بلند نوعی گاو و اسب و پشم بُز و حتی از رشته الیاف گیاهی و از الیاف پوسته درختان درست می شده.‍‍

    در سده های پیشین، دورانی كه هیچ ماشینی برای تولید نمد وجود نداشت، نمد تنها توسط پارچه های گرم و كار یدی تدارك دیده می شد. در منطقه آسیای مركزی در بخش تركستان شرقی نژادهای متنوع گوسفند وجود داشته اند. از كرك و موی شانه شده این گوسفندان نمد های گران بها تولید می شد. در نزد قبایل تركمن به نام های یموت و تكه، هم گوسفندان دنبه دار به نام تاغ لاق( Taglaq) [داغ لاق، Dä´glag] و هم بی دنبه یا كم دنبه به نام اِریك (Erik) پرورش می یافت، كه از پشم آنها برای تولید نمد به یك سان استفاده می شده است. در نزد تركمن های افغانستان، جمهوری تركمنستان، تركمن های ایران و قفقاز، نمد امروزه نیز بر اساس قدیمی ترین روش های تولید یعنی طبق روش سیصد سال پیش از میلاد، همانند روش دوران هان ها كه شگفتی چینی ها را برمی انگیخت، مطابق تكنیك پِرِس كردن، غلطاندن و فشردن پشم ها تولید می شود.

    رنگ دادن پشم ها
    رنگ دادن و تزیین فرش ها و نمد های چادرنشینان آسیای مركزی، تفاوت بزرگ چندانی با مثلا ایرانی نداشت. پیش از هر قبیله دیگری، صحرانشینان قبایل ترك زبان گرایش و تمایل برای رنگ سرخ و آبی، دلبستگی بسیاری به رنگ های متضاد با نوعی تاثیر پلاكاردی داشتند. در جهان غرب این رنگ سرخ بمثابه «سرخ تركی» مشهور شده است. شادی و لـ*ـذت از تركیب رنگ های روشن پایه ریزی مفهوم هنر تكنیك دكور و آرایش را نشان می دهد.

    رنگ هایی كه در پشم ها بكار بـرده می شد، رنگ های اصلی بود كه از گیاهان استخراج می شده است. برای نمونه به رنگ های زیر اشاره می شود:
    ماده رنگی آبی، از گیاه خطمی بومی (غارا گول، Qaragul ) و از گلبرگ های بوته های وحشی آسیای مركزی به نام ساریق تیكن (Sarygh-Tiken) استخراج می شده. ماده رنگی آبی دیگری كه نام شایع آن ایندیگو (indigo) است، ازهندوستان از طریق بخارا آمده كه گران تر از غارا گول بومی بوده است.

    ماده رنگی سرخ، از ریشه های روناس گرفته می شود كه در تركستان « اورِدام» (Uredam) خوانده می شد و بسته به مدت زمان جوشش آن رنگ سرخ روشن یا تیره بدست می آید. در تبت ماده رنگی سرخ را از زعفران های وحشی می گیرند.
    ماده رنگی گیاهی زرد، از نوع دیگر زعفران های وحشی و همچنین از پوسته انار با اضافه كردن روی- كربنات یا از چوبهای ساریق تیكن با اضافه كردن گل اخری یا مخلوط معدنی با اكسید آهن استخراج می شود.

    ماده گیاهی سبز رنگ، با درهم آمیزی زرد و آبی یا با مخلوط كردن اندیگو و زاج سفید به وجود می آمد. پوسته های سبز ریز شده گردو، مخلوط با زاج سفید، علف یا سنگ یشم ( پیروكسنه به شكل سنگ كریستال) برای ایجاد رنگ سبز بكار می رفته است.

    طریقه دیگر به دست آوردن رنگ، استفاده از پودر آهنی بوده است. این روش تاثیر رنگ، هنگام آزمایش و مرمت نمد ها از تپه های گورهای سیبری جنوبی كشف شد. پژوهشگر روسی به نام م.كریازنف می نویسد: « طرح یا فیگور های بریده شده نمدین بخشی به زمینه اصلی نمد دوخته شده، بخشی چسبیده شده هستند. روی این نمد آثاری از ورقه نازك قلع به رنگ نقره ای پیدا شدند. در زمینه این نمد ببری با قشری پودر معدنی به رنگ سرخ پوشانده شده است. سر قوچی به رنگ سرخ، با چشمانی طلایی رنگ و گوش هایی خاكستری رنگ نقش بسته است.»

    این اثر كه متعلق به چهارصد سال پیش از میلاد است با موزاییك های نمدین در رنگ های متنوع صورت گرفته و با قلع و ورقه نازك طلایی روكش شده اند.
    كاربرد تصاویر در زمینه اصلی نمد در اشكال و رنگ های متنوع مانند، جنگ میان حیوانات، تصویر درختان و صحنه هایی با انسان برخی در شكل آبستراكت، نشانگر نماد های دوران كهن بوده كه تا امروز نیز در نزد تركمن ها و دیگر اقوام ترك زبان زنده مانده است. مانند، شاخ قوچ بمثابه سمبول زمین یا ابر بمثابه تصویر احساس آسمان. نزد تركمن های یموت نمد دو طرفه نیز تولید می شده كه در یورت و آلاچیق بكار می رفته است.

    كاربرد تصاویر هندسی، دومین نوع ویژگی و زینت نقوش نمد است. چنین طرح های هندسی درفرش تركمن نیز دیده می شود. همانگونه كه گفته شد، نمد تركمن های یموت و به طور كلی تركمن ها مطابق تاریخ و سابقه دو هزار و پانصد ساله خود با نقش دكور مارپیچ آن، با شاخ قوچ به رنگ های سیاه وسرخ، با ابرهایی به رنگ های سفید وسرخ كه نشان از سمبول آسمان و زمین بوده با نقوش نمد های قیرقیز ها و دیگر اقوام ترك مشترك هست.

    امروزه در بین ترکمن ها جز برای پوشش اسب و رویه زین برای مصارف دیگر از نمد استفاده نمی شود و جز در تعدادی از روستاهای دور افتاده، در شهرها نشانی از نمد در خانه های ترکمن وجود ندارد و به جای آن از قالی های زیبای ترکمنی برای پوشاندن کف اتاقها استفاده می کنند.

    منبع:seeiran.ir
     
  3. Behtina

    Behtina مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    22,570
    66,053
    امتیاز:
    1,171
    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    جنسیت:
    زن
    هاون (هونگ) صنایع دستی استان سيستان و بلوچستان

    [​IMG]

    صنایع دستی استان سيستان و بلوچستان


    هاوَن یا هَوَنگ ظرفی سنگی یا فلزی (غالباً مسی) است که در آن ادویه و تخم‌های گیاهان و غیره را با دسته‌ای می‌کوبند و می‌سایند. هاون یکی از آلات و ابزار مقدس پرستشگاه مزدیسنان بوده و گیاه هوم در آن کوبیده و فشرده میشده و شربت مقدس هوم ساخته میشده است.

    موبد مأمور تهیه شربت هوم هاونان نام داشته و دارای درجه ٔ نخستین بوده است . دسته ٔ هاون ؛ ابزاری از سنگ و یا فلز و یا چوب که بدان در هاون چیزی را کوبند. صدای دنگ و دنگش بیشتر پیام آور قلیه ماهی یا دال عدس بود ، و این اسیاب خانگی که از آهن ساخته شده بود؛ کار خانهای خانه دار را در اسیاب کردن و خرد کردن مواد راه انداخته بود و پس از پایان کارشان آن را با تفاله تمر و خاکستر برق انداخته و در زیر نور آفتاب خشک میکردند.
    [​IMG]

    هاون صنایع دستی استان سيستان و بلوچستان


    ولی امروزه نقش ان در اشپزخانه ها در برابر اسیاب های برقی و بیحوصلگی بانوان و مشغله های کاذب رنگ باخته است. معمولا این هاونها از آهن ساخته میشدند و دارای اشکال گوناگون بودند. این هاون هشتصد سال قدمت دارد. این اثر امروزه در موزه هنر لس‌آنجلس نگهداری می‌شود این هاون و دسته زیبا با پیشینه‌ای نزدیک به هشت سده به ایران عصر خوارزمشاهی و منطقه خراسان تعلق دارند.
    [​IMG]


    اثر از جنس برنز ساخته شده و با نقش‌های مختلف هندسی و حیوانی تذهیب و قلم‌زنی شده است. در قسمت میانی و پایینی عبارات و کلماتی به خط نسخ و در دو ردیف نگاشته شده‌اند. طول دسته بیست و چهار سانتی متر، قطر هاون پانزده سانتی متر و ارتفاع آن بیست و یک سانتی متر است. این اثر امروزه در موزه هنر لس‌آنجلس نگهداری می‌شود.
    [​IMG]

    هنرهای دستی استان سيستان و بلوچستان

    [​IMG]


    منبع:negahmedia.ir
     
  4. Behtina

    Behtina مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    22,570
    66,053
    امتیاز:
    1,171
    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    جنسیت:
    زن
    کمه دوزی؛ هنر رو دوزی هرمزگان



    [​IMG]

    کمه دوزی یکی از دوخت های تزیینی و سنتی هرمزگان است


    یکی از رشته‌های مشهور صنایع دستی در هرمزگان کمه‌دوزی است. در کمه‌دوزی پارچه‌ای را دور دایره‌ای الک‌مانند که به آن«کمان» می‌گویند می‌پیچند. سپس دور دایره را محکم با طناب می‌بندند تا مانند دف شود، با این تفاوت که به جای دف که دور آن پوست است، دور این کمان، پارچه قرار دارد. بعد از این‌که پارچه روی کمان محکم شد، روی آن نقاشی می‌کشند. سپس پارچه را از کمان جدا می‌کنند. گاهی نقاشی از خود پارچه هم بریده و استفاده می‌شود گاهی هم همان پارچه را برای شلوار، کیف و … به کار می‌برند.
    [​IMG]

    هنر رو دوزی هرمزگان


    روش کار کمه دوزی
    روش كار بدين صورت است كه در آن با استفاده از نخ گلابتون دور پولك هاي تخت كوچك طلايي يا نقره ايي را دوخته و در اطراف قالبي كه از سوراخ كردن وسط يك پولك گرد بزرگ بوجود ما آيد نصب مي نمايند .

    در اصطلاح سوزن دوزي به دوختي گفته مي شود كه در آن با استفاده از نخ گلابتون و پولك تخت كوچك طلايي يا نقره ، در اطراف قالبي كه از سوراخ كردن در وسط يك پولك گرد بزرگ بدست مي آيد ، قلاب زده مي شود بطوري كه پولك هاي ريز و نخ گلابتون روي قالب را مي پوشانند تا اينكه طرح و نمايي از گل هاي كوچك را نشان دهد اين گل ها مسلسل و در كنار يكديگر قرار گرفته و نواري را بوجود مي آورند .

    اين دوخت داراي تاريخچه ي مشخصي نيست ولي آنچه كه مسلم است از دوره ي صفوي به بعد در ميان دوخت هاي استان هرمزگان از رواج كامل برخوردار بوده است در آن زمان در اكثر شهرهاي استان هرمزگان اين دوخت براي تزئين : روسري ها ، يقه لباس ، پاي دامن و شلوار و مچ و آستين به كار گرفته مي شد ولي اكنون اين دوخت در شهرهاي بندر لنگه ، ميناب و بندر عباس رايج مي باشد .
    [​IMG]

    یکی از رشته‌های مشهور صنایع دستی در هرمزگان کمه‌دوزی است


    موارد مورد نياز جهت كم دوزي يا كمه دوزي عبارتند از :
    پولك مدور سوراخ دار بزرگ ، پولك كوچك طلايي و ندرتا نقره اي ، نخ گلابتون ، سوزن ، پارچه مخمل يا ماهوت سرمه اي يا سياه و ساتن ، همانطور كه اشاره گرديد اجراي كم دوزي بر روي طرح جداگانه نبوده بلكه با قلاب گل ها و نوار و پولكي آماده شده و روي لباس دوخته مي شود .
    منبع:seeiran.ir
     
  5. Behtina

    Behtina مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    22,570
    66,053
    امتیاز:
    1,171
    تاریخ عضویت:
    ‏8/11/15
    جنسیت:
    زن
    آشنایی با فن زری‌بافی



    [​IMG]

    هنر زري بافي در ايران


    زري بافي چيست؟ زري يعني پارچه‌ي ساخته شده از زر (طلا). پارچه‌اي كه پودهاي آن از طلا است زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي تواند زرين يا سيمين باشد.

    تاریخچه زری بافی
    راجع به زری بافی ایران نیز مانند قالی از دوران خیلی قدیم اطلاع زیاد در دست نیست ولی شواهد زیاد موجود است. در مورد تاریخچه زری بافی باید گفت که بافت‌ پارچه‌هايي‌ كه‌ درمتن‌ و نقوش‌ آنها، نخهاي‌ گلابتون ‌به‌ كار گرفته‌ شده‌ بنا به‌ روايات‌ تاريخي‌ به‌ دو هزار سال‌ پيش‌ مي‌رسد.

    هردودت‌ مورخ‌ مشهور يوناني‌ نوشته‌ است‌ : روميان‌ به‌ خاطر زيبائي‌ و اشتهار زربفت‌هاي‌ سنتي‌ ايران‌ همه‌ ساله‌ مبالغ‌ هنگفتي‌ مي‌پرداختند. فيلوسترات‌ نيز گفته‌ است‌ : اشكانيان‌، خانه‌ هاي‌ خود را با پرده‌هاي‌زري‌ يراق‌ دار كه‌ از پولكهاي‌ نقره‌ و نقوش‌ زرين‌ ، تزئين‌ شده‌ بود مي‌ آراستند. بدون شك بافتن پارچه‌هاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده،به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستين‌ها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنج‌پر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره مي‌دوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي مي‌باشد.

    نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همه دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشته های هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد. پس از نابودی هخامنشیان، و در دوره اشکانیان دیگر آن شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها ، به ویژه در بافندگی، بوجود نیامد ... تنها چند تکه از پارچه‌های ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در آن روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده است.

    از دوره ساسانيان نيز در كليساها و موزه‌هاي خارج از ايران، نمونه‌اي متعدد زري موجود است. بسیاری از تاریخ‌دانان بر این باور هستند که این دوره، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده است. بسیاری از بافته‌های این دوره در کلیساها و موزه‌های غرب، به یادگار مانده است.

    زري‌هاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت مي‌كرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود.

    پس از یورش تازیان به سرزمین ایران، شیرازه‌ی فرهنگ و تمدن ایران از هم گسیخت به ویژه در زمینه‌ی بافت پارچه‌های زربفت. این وضعیت اسفبار در ایران ادامه داشت تا زمان سلجوقیان.دروران سلاجقه را باید دوران شکوفایی دوباره‌ی هنر ایران دانست. از آن دوره حدود ۵۰ تکه پارچه باقی مانده است که اوج هنر در آنها دیده می‌شود. در این دوره پیچیده‌ترین نقشه‌ها بافته می‌شد.

    پس از سلجوقیان، هنر رو به خاموشی گرایید و یورش مغولان از خاور دور به ایران، همه چیز و همه کس را تا لبه‌ی پرتگاه نابودی پیش برد. در دوران مغولان کشتار و ویرانی چون شبحی تار بر ایران سایه انداخته بود و باالطبع هنرمندان هم نه مجالی برای خودنمایی داشتند و نه حکومت چنینی چیزی می‌خواست. هر چند که در اواخر حکومت مغولان اوضاع اندکی رو به بهبود رفت اما هیچگاه شکوه دوران پیشین، تکرار نشد.
    [​IMG]

    پارچه‌های زربفت تن‌ پوش‌ پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان‌ به‌ کار می‌رفت‌

    فن زري بافي در دوران صفويه به منتهاي كمال خود رسيد. به حقيقت بايد گفت دوران صفويان، اوج شكوه و بلندي هنر و تمدن ايرانيان بوده است كه پس از اسلام مانند آن ديده و شنيده نشده است. و امروز اگر کسی به کارگاههای زری بافی هنرهای زیبای کشور مراجعه کند، با دیدن دستگاههای زری بافی آن کارگاههای که نمونه ای از دستگاههای قدیم است توجه خواهد کرد تا چه حد فن زری بافی در عهد صفوی تکمیل شده بود.

    آنان دوباره نام ايران را در انديشه‌‌ها زنده كردند. پارچه‌هايي كه در دوران شاه عباس بافته مي‌شد، در همه‌ي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي بهنام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زري‌باف مي‌خواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچه‌هاي بسيار نفيس مي‌بافت و نام آن شهره‌ ي آفاق گشته بود. از اين دوران هم نمونه‌هاي بسياري باقي مانده كه حتي امروز، ديگر كسي نمي‌داند كه آن استادان زبردست، اين پارچه‌‌ها را بافته‌اند!!

    با سقوط صفويان به دست افغانها، چراغ هنر ايران هم رو به خاموشي گراييد. افشاريه و زنديه و قاجاريان هم هيچ كاري براي نجات آن انجام ندادند.
    در دوران پهلوي ديگر كسي خبري از بافت پارچه‌هاي زربفت و مخملين و گرانبها نداشت. تنها برخي خانواده‌ها پنهاني در خانه خود پارچه‌هايي بافته و پس از كهنه كردن آن به نام پارچه عتيقه، به قيمت گزاف آن را مي‌فروختند... كاشان يكي از شهرهايي بود كه از آغاز در بافت پارچه‌هاي گوناگون شهره بود. استاد محمد خان نقشبند اين هنر را دوباره زنده مي كند و فرزندانش راه پدر را ادامه مي‌دهند. در دوران پهلوي به دليل نياز دربار براي لباسهاي زربفت چه براي پوشش و چه براي هديه دادن، بار ديگر بافت پارچه‌هاي زرباف رونق گسترده‌اي گرفت به ويژه در زمان تاج‌گذاري كه لباس‌هاي دربار بايد از اين پارچه‌هاي بافته مي‌شد..... .

    با ورود ماشين هاي بافندگي و آسان شدن فن بافت در اوايل دوره پهلوي، اين هنر تقريباً به جز در چند زيرزمين خانه هاي سنتي كاشان، يزد و اصفهان، در جاي ديگري وجود نداشت. تا اينكه خبر بافت پارچه‌هاي زربفت در كاشان به گوش رضاشاه مي‌رسد و همزمان با گشايش مدرسه صنايع مستظرفه قديم يكي از استادان بزرگ اين رشته به نام محمد طريقي از كاشان به تهران منتقل شد و اين رشته رو به نابودي را در شرايط سخت گسترش داد و شاگردان بسياري تربيت كرد، تاجايي كه در سال 1352 در تهران اساتيد متخصص در رشته بافت زري و مخمل به بيش از هفتاد نفر رسيده بودند. اما اكنون استاداني كمتر از تعداد انگشتان دست در اين رشته فعاليت دارند.

    پس از انقلاب چون كسي نيازي به اين لباس‌ها نداشت كم كم بافت آنها محدود شد و حتي صادرات آن هم قطع گرديد. بسياري از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسياري هم چهره در خاك پنهان كردند. بسياري از دستگاه‌هاي بافت، ديگر بافنده‌اي ندارد و دير يا زود مي‌شنويم كه اين هنر ارزشمند و باشكوه ايران، پس از قرنها براي هميشه نابود گشت و تنها بايد در موزه‌هاي كشورهاي غربي نمونه‌هاي آن را ببينيم اكنون‌ تنها در كارگاه‌ زري‌بافي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور در تهران‌ و هنرستان‌ هنرهاي‌ زيباي‌ اصفهان‌ و ميراث‌ فرهنگي‌ كاشان‌، نمونه‌هایي ‌از انواع‌ زري‌ و مخمل‌ بافته‌ مي‌شود.

    كاشان شهری است که از قدیم الایام هنر نساجی آن شهره آفاق بوده و زمانی در این شهر بیش از چهل نوع پارچه مختلف بافته می شده است. امروزه از آن همه تنوع فقط می توان چندتایی (و از جمله زری بافی) را در کارگاهی به نام مرکز هنرهای سنتی کاشان واقع در خیابان غیاث الدین جمشید و در کنار برج و باروی هزار ساله شهر مشاهده نمود.
    [​IMG]

    پارچه زربفت؛ نوع بافت: دارایی و اطلسی؛نقشه: ترنج؛بافنده: استاد سید رضا الهامی

    مواد اولیه
    مواد اولیه پارچه‌های زربفت، از بهترین نوع ابریشم طبیعی ایران انتخاب می‌شود. همچنین یکی از مهم‌ترین مواد اولیه، گلابتون است. از گلابتون بیشتر دربافت پارچه‌های زربفت استفاده می‌شود.آن چیزی که باعث درخشش و گران‌بهایی ویژه‌ی پارچه‌های زربفت می‌شود، گلابتون است.

    گلابتون چیست
    گلابتون رشته‌ای سیمی بسیار نازک است که درون آن یک رشته نخ ابریشم قرار دارد و بر روی آن، لایه‌ای از زر (طلا) کشیده شده است. گابتون دو نوع است:
    • گلابتون خارجی
    • گلابتون ایرانی
    گلابتون خارجی از هند می‌آید و بسیار ظریف است. گلابتون ایرانی هم تنها در اصفهان ساخته می‌شود.

    رنگ‌ها و نقش‌ها
    نقوش‌ پارچه‌ های‌ ساسانی‌ در تناسب‌ و هماهنگی‌ طرح‌ و رنگ‌ به‌ نهایت‌ درجه هنری‌ رسیده‌ بود. ترکیبات‌ نقوش‌ ساسانی‌، برگرفته‌ از مرغ‌ و پرندگان‌، جانوران‌ و شکارگاه‌ و سواران‌ و طرحهای‌ تجریدی‌ و انتزاعی‌ بود. پس از ساسانیان‌،به‌ علت‌ حرمت‌ بهره‌ گیری‌ از طلا برای‌ مردان‌ ،مدتی‌ نسبتا" دراز، بافت‌ پارچه‌های‌ زربفت به‌ تعویق‌ افتاد تا اینکه‌ بافتن‌ پارچه‌های‌ زربفت،در دوره‌ سلجوقیان‌ رونق‌ یافت‌. در دوره‌های‌ اسلامی‌ ، نقوش‌ حیوانات‌ و پرندگان‌ مانند شیر،عنقا و عقاب‌ که‌ زربفت‌ شده‌اند و در متن‌ پارچه‌ها ،جلال‌ و شکوهی‌ داشتند از پیشرفت‌ تکنیک‌ پارچه‌ بافی‌ درعصر سلجوقیان‌ است‌ .

    طرحهای‌ شقایق‌ و نیلوفر آبی‌ نیز از عناصر تزئینی‌ در بافت‌ پارچه‌ های‌ این‌ دوره‌ است‌ . در دوره‌های‌ بعد ،تدریجا"طرحهای‌ تازه‌ای‌ به‌ ابتکار طراحان‌ و بافندگان‌ ایران‌ به‌ منّصه‌ ظهور رسید ودر هویتی‌ مستقل‌ ، دوره‌ معتبر و اصیل‌ نساجی‌ صفویه‌ را بنیان‌ نهاد. اما پیش‌ از آن‌ یعنی‌ در عصر مغول‌ ،سالهای‌ فراموشی‌ نساجی‌ ایران‌ بود و زری‌ بافان‌ از بیم‌ مرگ‌ ، متواری‌ شده‌ و در خفا می‌زیستند . تزئین‌ پارچه‌های‌ یاد شده‌ عبارت‌ بوداز اشکال‌ انسانی‌،تصویر حیوانات‌ و پرندگان‌ وگل‌ و گیاه‌ و گاهی‌ نیز تصاویر داستان‌های‌ رزمی‌ و بزمی‌ برآن‌ها نقش‌ بسته‌ است‌ .

    به لحاظ کیفیت طرح ها و نقش های به کار رفته در دوره های قبل و بعد از اسلام، هر دوره ای بیانگر اصالت فرهنگی و تاریخی زمان خویش است و همسانی و اتحاد کاملی با دیگر هنرهای آن روزگار دارد. به طور مثال، طرح هایی را که بر روی ظروف فلزی دوره ساسانی و سفالینه های آن زمان دیده می شود بر روی پارچه های آن زمان نیز می توان یافت و یا در دوره اسلامی، طرح هایی را که به شکل شکارگاه ترسیم می شده با همان شیوه و سبک می توان در پارچه ها رؤیت کرد.

    کاربرد پارچه‌های زربفت
    این‌ پارچه‌ ها، برای‌ تن‌ پوش‌ پادشاهان، وزیران، بزرگان، درباریان‌ به‌ کار می‌رفت‌ . همچنین به عنوان یک هدیه ارزشمند در دربار شاهان ایران برای هدیه دادن به شاهان بیگانه به حساب می‌آمد.

    بافندگان مشهور گذشته
    نساجان‌ و بافندگان‌ مشهور این‌ عهد ،عبارت‌ بودند از:
    غیاث، عبدالله بن غیاث، ابن محمد، معزالدین، ابن غیاث، عیسی عباسی، خواجه قیاس الدین علی نقشبند، حسن بن غیاث، یحیی بن غیاث، معز الدین غیاث، آبان محمد، محمد خان کاشی، علی خان کاشی، اسماعیل کاشی

    بافندگان مشهور امروز
    نام حدود پنجاه نفر از استادان بزرگ کارگاه زری‌بافی تهران از سال 1309 خورشیدی تا 1369.
    حبیب الله طریقی محمد طریقی عباسعلی طریقی عباس طریقی کاشانی محمد فرزاد محمد دهقانی، حسن درویش ، سید عبدالله سلامی ، سید مهدی آشفته، حبیب الله واقفی ، محمد مفتخری‌نژاد، اسلام رحیمی، عباس نوایی مقدم ، سید رحیم حسینی، عبدالله پورکاشانی ، سید قدیر صفوی ساوجی، حسین سمنانی زاده، رضا الهامی ، سید علی آشفته، فضل‌الله صدفی پور، رضا اشراقیان، محمد اشراقی، ذبیح‌الله احمدی ، علی جان عسکری، یدالله معتمدی، رضا رضایی جلفایی، کریم خفایی‌پور، رضا عشاق، حسین رضایی، تقی دارایی‌باف، سیف‌الله مناجاتی کاشانی، ماشاء‌الله عنایتی کاشانی، سید حسین مژگانی ، سید مهدی مژگانی ، صمدعلی شکوه‌فر، محمود محمودی ، محمد سلیمیان ، دلاور هاشملو، عیسی هاشملو، عباد هاشملو، قربان ریوندی، اصغر بهمن‌آبادی، زینب حقیری.

    مهم‌ترین مراکز بافت
    مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد، قم، ساوه و... بوده است. اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه های نقش‌دار شهرة آفاق بودند.

    پارچه‌های زربفت تاریخی
    قدیمی‌ترین زری از دوران صفوی، زری‌هایی است که چندین سال پیش در نزدیکی آرامگاه بی بی شهربانو در قبر یکی از بزرگان عهد سلجوقی پیدا شد و امروز قطعات مختلف آن در موزه های مختلف دنیا پخش شده است. باز از آن قدیم تر اطلاعی است که نویسندگان قرون 2 و 3 هجری به ما می‌دهند و آن این است که ایالات خوزستان، گیلان، استرآباد، طبرستان و خراسان هر کدام سالانه مقدار زیادی پارچه‌های ابریشمی و زری به صورت مالیات به دربار خلفای عباسی می‌فرستادند.
    [​IMG]


    آشنایی با نحوه بافت
    اصطلاحات بافندگي : قبل از آنكه به نقشه برداري از بافت هاي گوناگون زري بافي بپردازيم و قسمتهاي مختلف آنرا بطور خلاصه شرح دهيم لازم است با اصطلاحات بافندگي آشنا شويم، در بافندگي رشته نخهاييكه طول پارچه را تشكيل مي دهد (تار) و نخهاييكه در عرض پارچه قرار گرفته و به تار مي پيوندد (پود ) مي نامند براي اينكه پارچه اي بافته شود بايد تارهاي پارچه با پود آن بپيوندند براي حصول به اين پيوستگي بايد هر بار كه ماكوي حامل پود در دستگاه رفت و آمد مي كند قسمتي از تارها بالا بيايد و قسمت ديگر پايين بماند.

    در فاصله اين دو قسمت كه آنرا (پا) مي نامند پود جا ميگيرد و همينكه پود بوسيله شانه فشرده شد پا عوض مي شود يعني دسته ديگري از پا ها بالا مي آيد و تار هاييكه بالا بوده اند پايين مي روند بدين طريق است كه ميان تار و پود پيوستگي حاصل و پارچه بافته مي شود و اصولا براي بافتن هر نوع زري و مخمل زري بايد رشته هاي تارو پودكه در دستگاه بافندگي هر كدام محل خاص و هر محل اصطلاح مخصوص خود را دارد و در جاي خود قرار مي گيرد تا امر بافندگي امكان پذير شود

    چله كشي و اقسام آن :
    چله كشي عبارت است از گذراندن تار از ورد ها طبق روش مخصوص . انواع و اقسام آن مطابق با تصويرهايي از چند نمونه بشرح زير مي باشد.
    [​IMG]


    تافته روي 4 ورد با چله كشي متوالي
    پس از آنكه چله كشي به پايان رسيد بايد كليه تار ها را از شانه گذراند معمولا تار از شانه اي كه در هر سانتي متر يا هر اينچ داراي دندانه هاي مختلف است مي گذرد . ممكن است از هر دندانه شانه 1-2-3-4-5 تار يا بيشتر عبور داد و اين كم و زياد شدن تعداد تار بمقدار تارهاي عرض پارچه اي كه مي خواهيم ببافيم بستگي دارد، پس كار شانه عبارت است از
    1- عرض پارچه را ثابت نگه مي دارد
    2- پود ها را بطور يكنواخت پهلوي يكديگر نگه ميدارد

    چله كشي و گذراندن تار از ورد ها
    نقشه و علامات قراردادي :

    نقشه عبارات است از طريقه پيوستن تار و پود ،كه با دو روش نقشه بافت و حركت وردها مي باشد و بطور مختصر آنرا شرح مي دهيم ، علامت قراردادي ، براي روش اول در موقع ترسيم نقشه پارچه بر حسب اينكه دستگاه حركت ورد در طرف راست يا چپ دستگاه بافندگي قرار گرفته باشد، درهمان سمت نقشه چكشي ،خطوطي در امتداد وردها رسم مي شود كه هر يك نمايش يك تار يا يك دور رفتن يا برگشتن ماكو را نمايش مي دهد بافتهاي مختلف در زري بافي بسيار زياد است و موارد استثنايي نيز در بافتها يافت مي شود كه در كتاب صد سال زري بافي ايران اثر استاد محمد طريقي بطور كامل و دقيق آمده است.
    [​IMG]


    ريسمان كشي متوالي
    تهيه نقشه :

    [​IMG]


    پس از اتمام طراحي بافت و مراحل مختلف چله كشي طرح و نقش مورد نظر توسط طراح كه معمولا از بين اساتيد بزرگ نقاشي مي باشند تهيه مي گردد و با توجه به تراكم تار و پود طرح مورد نطر به روي كاغذ شطرنجي انتقال داده مي شود اين كار توسط نقشه كشهاييكه كاملا به طرح و انتقال آن بر روي كاغذ شطرنجي آشنايي دارند انجام مي گردد طراحان بايد از همه نكات نقشه كشي اطلاع داشته باشند. پس از انتخاب طرح و انتقال آن روي كاغذ شطرنجي از طريق ريسمان كشي نقشه بافته مي شود.

    مراحل رنگرزي ابريشم
    مراحل رنگرزي ابريشم و روشهاي آن با رنگهاي نباتي مهمترين عامل بوجود آوردن زيبايي پرشكوه و دلپذير زري هاي ايران است رنگها معمولا از گياهان گرفته مي شوند و ماده رنگ كننده آنها از ريشه يا تنه درختان ، برگها ، گلها ، ميوه ها يا پوست آنها باشد، بعنوان مثال رنگهاي طبيعي كه مورد استفاده بوده و اطلاعات كامل آنها در دسترس است عبارتند از:
    1- پوست گردو
    2- ريشه رناس
    3- زرد چوبه
    4- پوست انار
    5 - زعفران
    6- قرمز دانه
    7- نيل
    8- برگ سماق و غيره
    9-اسپرك

    دستگاه زري بافي ، وسايل و ابزار مورد نياز
    دستگاه زري بافي و مخمل زري از قديم الايام از (چوب يا الوار) ساخته مي شده ابزار و وسايل مورد نياز نام و اصطلاح هايي را كه بكار مي رود بشرح تصاوير زير جهت آگاهي و آشنايي بينندگان ، دانش پژوهان و علاقمندان تهيه و تقديم مي گردد.
    [​IMG]


    منبع: rasekhoon.net
     
  6. ~●Monster●~

    ~●Monster●~ کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,446
    24,859
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏9/11/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    ●آرامگاه تاریکی●
    سلام
    این تایپک،
    یه تایپک کلی در مورد صنایع دستی
    استان خراسان رضوی هست.
    لطفا هر پست کلی در این مورد رو در این
    تایپک قرار بدین.
    ممنون:aiwan_lggight_blum:

    جاذبه های گردشگری استان خراسان رضوی هنر و صنایع دستی صنایع دستی ابزاری برای شناخت ویژگی های فرهنگی و قومی یک منطقه می باشد . در استان خراسان رضوی تولیدات هنری ، نقش پر اهمیتی در اقتصاد منطقه دارد. انواع مهم صنایع دستی در این استان عبارتند از : قالی بافی ، ابریشم کشی ،

    صنایع دستی ابزاری برای شناخت ویژگی های فرهنگی و قومی یک منطقه می باشد . در استان خراسان رضوی تولیدات هنری ، نقش پر اهمیتی در اقتصاد منطقه دارد. انواع مهم صنایع دستی در این استان عبارتند از : قالی بافی ، ابریشم کشی ، شعر بافی ، نمدمالی ، پوستین دوزی ، سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ ، فیروزه تراشی ، سفالگری، سبد و حصیر بافی است.

    قالی بافی
    يکى از صنايع دستى مهم استان خراسان «قالى‌‌بافي» است. پيشينه قالى‌بافى در اين استان را مى‌توان به دو دوره‌ متمايز تقسيم کرد:
    دوره‌ صفويه که قالى‌هاى اين دوره اغلب داراى نقش‌هاى هراتى با زمينه لاجوردى و يا لاکى سير و با حاشيه باريک به رنگ زرد روشن مى‌باشند.

    دوره ديگر راه‌اندازى کارگاه‌هاى قالى‌بافى توسط بازرگانان تبريزى در نيمه‌ دوم قرن سيزدهم است. به اين دليل، امروزه در صنعت فرش مشهد دونوع گره وجود دارد که عبارت‌‌اند از : گره فارسى (محلى) و گره ترکى (تبريزى).

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید



    مهم‌ترين مرکز قالى‌بافى در استان خراسان، مشهد است. زمينه‌ قالى‌هاى مشهدى داراى رنگ لاکى با نقش ترنج و لچک و حاشيه لاجوردى است. بيرجند، طبس، کاشمر، سبزوار و نيشابور از نظر قالى‌‌بافى به ترتيب در مراحل بعدى قرار مى‌گيرند.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید



    در ميان عشاير خراسان، قالى‌بافى از رونق فراوانى برخوردار است. قاليچه‌هاى بلوچى در ميان چادرنشينان اطراف تربت حيدريه، کاشمر، سرخس و تربت جام رايج است. هم‌چنين در ميان عشاير کُرد که در شمال خراسان سکونت دارند، بافت قاليچه‌هاى ترکمنى رواج دارد.

    بازدید کننده گرامی ، به جهت مشاهده لینک می بایست ، عضو نگاه دانلود باشید و یا به حساب کاربری خود وارد شوید



    شعر بافی
    شَعر‌بافى با دست‌بافى در استان خراسان، از گذشته‌هاى دور، يکى از مشاغل صنعتگران بوده است. اين صنعت در بيش‌تر شهرهاى استان خراسان، به ويژه در شهرستان‌هاى مشهد، سبزوار و تربت حيدريه، به صورت خانگى و کارگاهى ديده مى‌شود.

    مد بافی
    در میان عشایر خراسان، صنعت نمد مالی از رونق فراوانی برخوردار است و دو مرکز اصلی تولید آن، شهرهای مشهد و قوچان می باشند.

    برک بافی
    یکی دیگر از بافته های خراسان رضوی برک است. این بافته در کارگاههای برک بافی بشرویه از پشم شتر بافته می شود.

    سبد و حصیر بافی
    یکی از صنایع دستی مهم و پردازشی که با هزینه بسیار ناچیز، ساخته هایی را می آفرینند، سبد و حصیر بافی است. مواد اولیه این تولیدات، کاه و شاخه های نازک درختان است و مرکز اصلی آن روستاهای اطراف طرقبه در استان خراسان می باشد. به دلیل توریستی بودن منطقه طرقبه، بازار این تولیدات از موقعیت مطلوبی برخوردار است. برای بافت سبد، از چوب درختچه بید مشک استفاده می شود که هم ظریف و هم باریک است و هم چنین خاصیت انعطاف پذیری آن زیادمی باشد. صنایع ظریف حصیر بافی، در میان مسافرینی که به این استان سفر می کنند و هم چنین اهالی منطقه، جایگاه ویژه ای دارد.

    پوستین دوزی
    یکی از صنایع مهم استان خراسان پوستین دوزی است. در شمال استان، سردی هوا موجبات پیدایش و گسترش این صنعت را فراهم آورده است. پوستین دوزی در میان عشایر کوچ نشین استان از اهمیت به سزایی برخوردار است.
    وجود دو کوه سنگی در دامنه ی کوههای جنوب مشهد سبب شده تا صنعتگران حکاک روی سنگ، همواره مواد اولیه ی مورد نیاز خود را در دسترس داشته باشند. جنس این سنگ ها از مواد آذرین می باشد و رنگ آن سیاه است.

    سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ
    از جمله فعالیت های هنری در شهر مشهد، یکی هم سنگ تراشی است که سابقه ای دیرینه دارد. عمده تولیدات مصنوعات سنگی عبارت اند از:
    قندان، هاون، ظرف دیزی و انواع مجسمه های سنگی.

    فیروزه تراشی
    شهر نیشابور که به شهر فیروزه شهرت دارد، دارای معادن ارزشمندی از فیروزه می باشد که از قرن ها پیش مورد بهره برداری قرار گرفته اند. فیروزه تراشی یکی از حرفه های قدیمی در استان خراسان است. تراش فیروزه به اشکال پیکانی و مسطح از جمله تراش هایی است که طرفداران فراوان دارد. فیروزه یکی از سوغاتی های مهم استان خراسان است و بازار مطلوبی نه تنها در استان، بلکه در سطح کشور دارد.

    کی از مهم ترین صنایع دستی خراسان رضوی سفال مند گناباد می باشد که از اعتبار و پیشینه ای باستانی برخوردار است. از انواع سفال هایی که در این منطقه ساخته می شود می توان به انواع سفال های «بدل چینی» و «رسی» اشاره نمود.

    سفالگری
    یکی از صنایع دستی مهم در ایران سفالگری است که در شهرهای حاشیه کویر ایران از موقعیت مناسبی برخوردار است. مرکز اصلی این صنعت در استان خراسان، در شهرستان گناباد به ویژه روستای مند است. مهم ترین تولیدات این صنعت انواع گلدان و ظروف سفالین می باشد.

    قالی بافی
    صنعت قالی بافی یکی از شاخص‌ترین و قدیمی‌ترین رشته های صنایع دستی در این استان است. در خصوص سابقه و قدمت این هنر در منطقه خراسان، می‌توان به دو دوره تاریخی اشاره نمود. دوره اول به زمان حکومت صفویان بازمی‌گردد. در آن دوره نقوش قالی‌ ها شامل طرح‌های هراتی و نیز زمینه لاجوردی یا لاکی سیر به همراه حاشیه باریکی از رنگ زرد بود. در نیمه دوم سده سیزدهم صنعت قالی خراسان دوره جدیدی را تجربه می‌کند. علت شروع این دوره را می‌توان راه‌اندازی کارگاه‌های قالی بافی توسط بازرگانان شهر تبریز در این استان دانست. به این دلیل هم‌اکنون در قالی مشهد دو نوع گره فارسی و ترکی وجود دارد.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏4/5/18
    Sima.Ch و N.army از این پست تشکر کرده اند.
  7. ~●Monster●~

    ~●Monster●~ کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,446
    24,859
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏9/11/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    ●آرامگاه تاریکی●
    در میان شهرهای استان خراسان رضوی، شهر مشهد در رشته قالی بافی بسیار سرآمد است. شهرستان‌های کاشمر، سبزوار و نیشابور نیز در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. قالی‌های بافته‌شده در مشهد غالبا رنگ لاکی با نقوشی نظیر ترنج و لچک و نیز حاشیه لاجوردی دارند. همچنین عشایر استان خراسان رضوی نیز در بافت قالی و قالیچه نقش بسزایی دارند. به‌عنوان‌مثال در میان عشایر سکونت یافته در شمال خراسان، بافت قالیچه‌های ترکمنی بسیار رایج است. عشایر ساکن در مناطقی نظیر سرخس، کاشمر، تربت جام و تربت حیدریه، غالبا به بافت قالیچه های بلوچی اشتغال دارند.

    گلیم بافی
    یکی دیگر از رشته های مطرح صنایع دستی استان خراسان رضوی گلیم بافی است. تولید این نوع دستبافته، به‌صورت یک حرفه رایج در میان خانواده‌های روستایی و عشایری رونق فراوان دارد. انواع گلیم های بافته‌شده در استان خراسان رضوی شامل گلیم پیچ، بلوچی و کلات است. گلیم پیچ به‌صورت یک رو، روی دارهای زمینی بافته می‌شود. طرح ها و نقوش این نوع گلیم، شامل اشکال هندسی است. از رنگ‌های به‌کاررفته در آن نیز می‌توان به رنگ صورتی، لاکی، لاجوردی و… اشاره کرد. نوع دیگر گلیم های بافته‌شده در این منطقه گلیم بلوچی است که در برخی از مناطق استان بافته می‌شود. سرتاسر این نوع گلیم از بافت راه‌راه تشکیل شده و به‌صورت پیچ است. در بافت گلیم بلوچی غالبا از پشم شتر استفاده می‌شود. همچنین در بافت آن رنگ‌های تیره مانند قهوه‌ای، قرمز تیره، شتری و آبی سیر و رنگ‌های روشن مثل سبز، زرد، قرمز به کار می‌رود. نوع سوم گلیم های استان خراسان رضوی گلیم کلات است. این نوع گلیم نیز روی دارهای زمینی و به‌صورت قرینه یا وارونه بافته می‌شود. نقوش گلیم کلات شامل اشکال هندسی و رنگ‌های سفید، سبز، سیاه و کرم در آن غالب است. از مراکز اصلی بافت گلیم در این استان می‌توان به شهرهای مشهد، قوچان و شیروان اشاره نمود.

    فیروزه تراشی
    وجود معادن ارزشمند فیروزه در منطقه خراسان سبب پیدایش این رشته از صنایع دستی شده است. این هنر ارزشمند که پیشینه‌ای طولانی در این سرزمین دارد، هم‌اکنون نیز از رونق فراوانی برخوردار است. در حال حاضر تراش این سنگ قیمتی به شکل پیکانی و مسطح مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفته است.

    حجاری سنتی
    یکی دیگر از رشته های صنایع دستی استان خراسان رضوی، حجاری یا سنگ تراشی است. این حرفه به‌واسطه شرایط منطقه‌ای استان رواج فراوان داشته و شهر مشهد در این رشته کهن، بسیار سرآمد است. علت این امر، وجود دو کوه سنگی در دامنه کوه‌های واقع در جنوب مشهد است. هنرمندان این رشته معمولا از سنگ هایی همچون سنگ سیاه، سنگ زرد، سنگ مرمر، سنگ سبز و … استفاده می‌کنند. در بین انواع سنگ های نام‌بـرده، تنها سنگ سبز در منطقه خراسان وجود ندارد. سایر سنگ ها به‌خصوص سنگ سیاه به‌وفور در معادن استان یافت می‌شود. سنگ تراشان این استان معمولا نقوشی نظیر گل مرغی، گل شاه عباسی، چهره، ترنج، شکارگاه، خطی، نقوش اسلیمی و … را بر روی اشیاء حجاری می‌کنند. این وسایل شامل سماور و اسباب چای خوری، سرمه دان، سینی قلیان، بشقاب، کاسه، دیگ، کشکول و … می‌شوند.

    پوستین دوزی
    یکی از ویژگی‌های منطقه‌ای استان خراسان رضوی، سرمای بسیار آن در فصل زمستان است. این شرایط اقلیمی، موجب پیدایش و رونق پوستین دوزی در این منطقه شده است. پوستین دوزی در استان بسیار شاخص و مطرح بوده و تولید آن در میان مردم عشایر منطقه، رونق بسیاری دارد.

    [​IMG]

    سفالگری
    رشته سفالگری در استان خراسان رضوی قدمتی دیرینه داشته و اکنون نیز از رونق و اعتبار فراوان برخوردار است. در میان مناطق مختلف استان، شهرستان گناباد و به‌خصوص روستای مند در این حوزه بسیار سرآمد است. انواع مختلفی از سفال ها همچون رسی و بدل چینی در این ناحیه از استان تولید می‌شود. ازجمله محصولات سفالی استان می‌توان به ساخت انواع ظروف سفالین و گلدان اشاره نمود.

    نمد مالی
    یکی دیگر از رشته های صنایع دستی استان خراسان رضوی، نمد مالی است. این حرفه در بین عشایر این منطقه رونق بسیاری دارد. از مناطق اصلی تولید نمد در این استان می‌توان به شهرهای مشهد و قوچان اشاره کرد. پیشینه نمد مالی در قوچان و به‌خصوص در میان عشایر این منطقه به سال‌های دور برمی‌گردد. در کارگاه های نمد مالی، محصولاتی نظیر زیرانداز، سرکش، کلاه نمدی، جلیقه و روپوشی برای چوپانان تولید می‌شود. رنگ‌های به‌کاررفته در محصولات نمدی، کاملا طبیعی است. به‌طور مثال از روناس برای رنگ زرد، از شنگرف برای قرمز و نارنجی و … استفاده می‌شود. طرح ها و نقوش به‌کاررفته در این تولیدات نمدی، شامل اشکال هندسی و ساده است.

    حصیر بافی
    این هنر به دلیل ارزان بودن و در دسترس بودن مواد اولیه بافت حصیر، در منطقه خراسان رونق فراوان دارد. حصیربافان این منطقه اغلب از چوب درختچه بیدمشک، شاخه‌های نازک درختان، کاه و … در تولید محصولات حصیری استفاده می‌کنند. یکی از مراکز عمده استان در تولید این محصول روستاهای اطراف طرقبه است.

    شعربافی
    این حرفه از صنایع دستی که به دست بافی نیز مشهور است، پیشینه‌ای دیرینه در این استان دارد. در حال حاضر تعداد زیادی از کارگاه های تولیدی و خانگی در شهرهای مشهد، سبزوار و تربت حیدریه در این رشته فعال هستند. لازم به ذکر است رشته های فرت بافی، ابریشم بافی و برک بافی را نیز می‌توان در این رده محسوب کرد. با استفاده از این هنرهای دستی محصولاتی نظیر بقچه، حوله، چادرشب و … تولید می‌شود.

    از دیگر رشته های فعال صنایع دستی استان خراسان رضوی، می‌توان به مواردی نظیر گلدوزی سنتی، نوار بافی، کاشی سازی سنتی، ترکه بافی، ابریشم کشی، نقاشی کاشی سنتی، تراش کاشی سنتی، خراطی سنگ، زیورآلات سنتی و … اشاره نمود.

    شرایط فرهنگی و مذهبی استان خراسان رضوی، بستر مناسبی را برای تولید و عرضه آثار صنایع دستی استان فراهم نموده است. هرساله میلیون‌ها مسافر از شهرهای ایران و سایر کشورهای مسلمان برای زیارت مضجع شریف حضرت ثامن‌الحجج (ع) به این استان سفر می‌کنند. بدین‌جهت بازار مناسبی برای عرضه صنایع دستی و قرار گرفتن آن در سبد سوغات شهر مشهد وجود دارد. از سوی دیگر وجود معادن ارزشمند سنگ های قیمتی در این منطقه، زمینه مناسبی را برای توسعه استان مهیا نموده است. به نظر می‌رسد با برنامه‌ریزی صحیح می‌توان در جهت بهره‌برداری از این ظرفیت‌های اقتصادی اقدام نمود.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏4/5/18
  8. ~●Monster●~

    ~●Monster●~ کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,446
    24,859
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏9/11/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    ●آرامگاه تاریکی●
    قالی بافی : به استناد منابع بسیار در قرن سوم هجری آذربایجان از بزرگترین مراکز بافت قالی و زیلو بود. در دوره سلجوقیان و ایلخانیان هنر قالی بافی در آذربایجان رواج کامل داشت و بر مبنای مینیاتورهای نسخ خطی خمسه نظامی اثر قاسم علی و برخی آثار دیگر که بیشتر نقوش قالی و طرز بافت آن را نمایش می دهند، آشکار می شود که قالی بافی در دوره تیموریان و سپس در دوره صفویه سیر تکاملی خود را طی نمود و نقوش جدیدی چون سجاده ای، گل و بوته، ترنج و لچک، حیوانات، خصوصاً نقش گل شاه عباسی متداول گردید .

    پارچه بافی : بافتن پارچه با دست ، خصوصاً پارچه های ابریشمی و زری از قدیم در ایران و همچنین آذربایجان شرقی معمول و متداول بوده است. چنانکه در دوره صفویه که به عصر طلا یی و درخشان بافندگی شهرت دارد، پارچه هایی از حریر ساده ، ابریشم زربفت و مخمل ابریشمی بافته شده.

    نقره سازی : صنعت نقره سازی از دیر باز در تبریز رواج داشته است. تا ۲۰ سال پیش حدود ۲۵ کارگاه نقره سازی با ۱۰۰ نفر هنرمند نقره کار در تبریز فعالیت داشتند. اما امروزه این هنر بی نظیر دستی در حال نابودی است و صاحبان این هنر به مشاغل دیگری روی آورده اند.

    سفالگری و سرامیک سازی : محصولات سرامیک استان در چند کارگاه در شهر زنوز و تبریز تولید می شود. استادکاران سرامیک زنوز از نوع خاک مرغوب ( کائولن یا خاک چینی) استفاده می کنند. علاوه بر کارگاه های سرامیک سازی زنوز، در کوزه کنان شبستر هم صنعت سفالگری دارای سابقه ای بس طولانی است و تولیدات سفال آن در سراسر آذربایجان توزیع می شود.

    سوزن دوزی : سوزن دوزی در بخش ممقان در ۵۰ کیلومتری غرب تبریز از دیرباز رواج داشته است. در سال های اخیر با توجه به درآمد اندکی که از این صنعت عاید هنرمند سوزن دوز می شد، به تدریج علاقه به این هنر کاهش یافت ؛ ولی با تلاش سازمان صنایع دستی، صنعت سوزن دوزی دوباره رونق یافته است. به جای ماده اولیه سوزن دوزی که در گذشته ابریشم طبیعی بود، امروزه از ابریشم مصنوعی استفاده می شود.

    سبد بافی : در شهر تبریز، بافت سبد برای حمل نان و میوه رواج دارد. برای بافتن سبد از تـَرکـِه (چوب انعطاف پذیر درخت) درختان قره آغاج، سنجد، به، آلبالو و بید استفاده می شود. در شهر مراغه و روستاهای اطراف آن نیز سبدهای بسیار ظریفی از چوب موسون می بافند. در مرند و روستاهای بُناب و بهرام و کشکسرای ، از ساقه گندم برای ساخت سبد استفاده می شود.

    ر این استان انواع فرش، گلیم، صنایع چوبی و پارچه‌های دستی تولید می‌شود و علاوه برآن کارگاه‌های صابون‌سازی نیز در سطح استان فعالیت دارند. از این میان، بافته‌های دستی و صنایع چوبی مانند انواع مجسمه‌‌های حیوانات، وسایل شطرنج، جعبه‌ و میز آرایش بانوان و نقاشی روی چرم دارای شهرت ملی است.

    صنایع دستی این استان عبارتند از: بافت انواع قالی، گلیم، جاجیم، سجاده، چادرهای کتانی و شال‌گردن، ریسندگی و بافندگی به شیوه سنتی و تولید جوراب‌های پشمی، عرقچین، کلاه و دستکش، حصیربافی، سبدبافی، کوزه‌گری و صنایع چوبی.

    قالی بافی
    در مورد قالی های استان آذربایجان غربی تاریخ دقیقی در دسترس نیست و نقشه خاصی که مربوط به استان باشد نیز وجود ندارد. ولی هم اکنون تقریباً نقشه سایر مناطق را می بافند. در آذربایجان غربی، به دلیل نزدیکی و همجواریش با استان آذربایجان شرقی که یکی از مراکز عمده قالیبافی در دنیا است-قالیبافی متداول می باشد. مهمترین مراکز قالیبافی استان شهرهای تکاب و میاندوآب و مناطق روستایی و عشایری آن است.

    گلیم بافی
    در بخشهایی از استان، گلیم سوماک نیز بافته می شود.[​IMG]

    رنگرزی و چاپ های سنتی:
    کلیه فرآورده هایی که بوسیله قلم مو، قالب و شابلون رنگ آمیزی می شود و پذیرای نقش می شود جزو چاپ های سنتی به حساب می آیند. البته در آذربایجان غربی عمدتاً در زمینه رنگرزی فعالیت می کند.

    رودوزی
    رودوزی های استان عمدتاً در زمینه «ممقان دوزی» انجام می شود. این هنر- صنعت که تولیدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است. مواد اولیه مورد نیازش نخ ابریشم رنگین و پارچه است. بیشتر محصولات این رشته در تهیه کلاه است. البته در حال حاضر زیرلیوانی، کمربند، کفش، جلیقه و رومیزی نیز تهیه می شود.

    این رشته از سوزندوزی از بخش هایی است که طی آن، زمینه اساسی پارچه را از بخیه می پوشانند و زمینه تازه ای از نقش و نگار ایجاد می کنند. طرحهای سوزندوزی عمدتاً ذهنی و ملهم از برداشت های شخصی هنرمند است.

    گلیم بافی
    گلیم های ساده تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود ۳ تا ۵ متر و عرضی حدود یک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشایری استان بیشتر به استفاده از چله پشمی در تولید کار تمایل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار استفاده می کنند. گلیم های تولیدی خلخال در اندازه ۵/۱ × ۳ متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولاً با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏4/5/18
  9. ~●Monster●~

    ~●Monster●~ کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,446
    24,859
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏9/11/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    ●آرامگاه تاریکی●
    [​IMG]

    ورنی

    ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود، یکی از شاخص ترین “سوماک” های ایران است. “ال سون” ها و نیز عشایر “ارسباران” عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند. متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین، مفرش(رختخواب پیچ یا فرمش) و زیراندازهایی است که غالباً در اندازه های ۳/۱×۱ متر و ۵/۱×۱ متر روی دارهای عمودی بافته می شود. بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلی و … به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.

    [​IMG]

    جاجیم بافی


    بافت جاجیم در اکثر روستاها و مناطق عشایری اردبیل دارای سابقه دیرینه است و به علت وجود مواد اولیه در بین دامداران و عشایر تقریباً اغلب خانواده ها به این فن آشنائی دارند. در استان اردبیل, منطقه خلخال, از نظر نوع بافت و میزان تولید آن, از مراکز مهم جاجیم بافی اردبیل به شمار می رود.

    [​IMG] سفالگری
    سفال عمدتا از خاکهای ثانویه ساخته می شود. مهمترین خاک ثانویه انواع خاک رس است که با نام علمی Earthen Ware شناخته می شوند و رنگ طبیعی آنها از نخودی تا قرمز تغییر می کند. اصطلاح انگلیسی سرامیک دقیقا دارای مفاهیم سفال در زبان فارسی است که از واژه یونانی Kermose به معنای خاک رس گرفته شده است. پیشینه سفالگری در استان اردبیل به دوره اشکانیان و قبل از آنها می رسد.

    [​IMG] زیورآلات محلی
    مواد اولیه تولید فلزاتی نظیر برنج, مس, نقره و … و سنگهایی مانند فیروزه, عقیق, یشم و … می باشد. شیوه تولید بدین صورت است که ابتدا فلز را در کوره ذوب کرده و سپس آن را به کمک قالب به شکل موردنظر که اغلب دایره, چهارگوش, سه گوش, بته جقه, ماهی و … می باشد, در می آورند. سپس با نشاندن سنگهای ذکر شده زیورآلات زیبایی از قبیل : النگو, انگشتر, زیورگیسوان, گردنبند, گوشواره و … تهیه می نمایند.

    [​IMG] ملیله سازی
    ملیله سازی هنر صنعتی است که در آن فلز طلا و یا نقره را به مفتول های نازک (با سطح مقطع دایره یا چهارگوش و مضرس کردن لبه ها) تبدیل نموده و سپس مفتول های آماده شده را در قالبی که از قبل تهیه شده بوسیله انبری ظریف فرم داده و نقش اندازی می نمایند، سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسیله ماده ای بنام جوش نقره انجام می پذیرد. معمولا با ملیله طلا، زیورآلاتی چون سـ*ـینه ریز، گردنبند، انگشتر و گوشواره تهیه می نمایند .

    [​IMG] سازهای سنتی
    سازهای ساخته شده توسط هنرمندان عبارتست از : سه تار, ساز آذری, کمانچه, تنبک, سنتور و … که از چوبهای گردو, فوفل, توت, شمشاد و … ساخته می شوند و در تکمیل آن از سیم های فلزی و گاه استخوان شتر و یا پوست حیوانات استفاده می نمایند. برای تزئین سازها از هنرهایی چون خاتم, خطاطی, نقاشی و … بهره می گیرند.

    [​IMG] تذهیب
    تزئین نوشته ها و تصاویر با رنگ طلا و دیگر رنگهای طبیعی گیاهی یا معدنی مانند لاجورد, اخرا, نیلی و … به همراه نقوش گل و گیاه و یا هندسی در هم تابیده. هنر تذهیب با استفاده از قلم مو و رنگهای گیاهی و معدنی و ورقه های طلا انجام می گرفته ولی امروزه تا حدودی از رنگهای آماده استفاده می نمایند.

    [​IMG] نگارگری (مینیاتور)


    در قدیم ابزار کار توسط خود هنرمند تهیه می شد، از جمله قلم مو و رنگ. قلم موها را از موی سمور یا گربه که در غلافی از دم شاه بال کبوتر قرار می گرفت و با سیریش و نخ محکم می شد، می ساختند. رنگها از انواع گیاهان و مواد معدنی مانند زعفران, نیل و … تهیه می شد.

    مروزه ابزار کار مدرن تر شده و کار نگارگری تا حدی دچار تحول گردیده است. مروزه استاد فرشچیان و استاد میرباقری شیو های جدیدی ابداع کرده اند که در نوع خود بسیار زیبا و مایه افتخار این هنر و افتخار نقاشی ایران در نزد دیگر کشورها هستند.

    مسند
    یکی از دستبافته های زیبای استان مسند نام دارد. مسند گلیمی است مختص منطقه نمین اردبیل به ابعاد تقریبی ۱۱۰*۱۷۰ سانتیمتر و مانند گلیم بر روی دار بافته می شود. نقوش مسند معمولا نقش محراب بوده و به عنوان جانماز بکار می رود. بافت خطوط عمودی پله ای بوده و تقارن در بافت رعایت می گردد. از مشخصات مسند کنتراست شدید رنگها بین زمینه و طرح می باشد.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏4/5/18
  10. ~●Monster●~

    ~●Monster●~ کاربر حرفه ای عضو انجمن

    3,446
    24,859
    امتیاز:
    746
    تاریخ عضویت:
    ‏9/11/17
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    ●آرامگاه تاریکی●
    مفرش
    یکی از صنایع دستی زیبای استان اردبیل مفرش نام دارد. مفرش دستبافته ای است مستطیل شکل و درب دار, به شکل صندوق که برای حمل و نقل لحاف و تشک یا اسباب و لوازم خانگی, در هنگام کوچ عشایر ائل سون مورد استفاده قرار می گیرد. نقش و نگارهای مفرش, جذاب و شاد است و تولید آن بیشتر در بین عشایر ائل سون مرسوم است.

    نمکدان بافی
    یکی از صنایع دستی استان اردبیل نمکدان بافی نام دارد. نمکدان بافته ای است که ایلات و عشایر برای نگهداری و حمل و نقل نمک درشت یا سائیده از آن استفاده می نمایند. نمکدان بطور عمده در ایلهای مختلف, با استفاده از چند نوع تکنیک بافته می شود. بعد از اتمام بافت, پارچه متقالی را به عنوان آستر داخل نمکدان در نظر می گیرند تا نمک با پشم تماس نداشته باشد. فرم کلی نمکدان به شکل بطری می باشد.

    رودوزی (سوزندوزی)
    رودوزی هنر آراستن سطح پارچه با استفاده از نخهای الوان یا اشیاء الوان با کمک سوزن یا قلاب می باشد. بشر بعد از بوجود آمدن پارچه که حفاظی در برابر سرما و یا گرما و سایر نیازهای ابتدایی بود, مانند هر وسیله دیگری آن را از حالت ساده در آورده و به تزئین و تجمل آن پرداخته است که به اقتضای فرهنگ و آداب و سنن هر قومی, دارای دگرگونیهای خاص خود می باشد.

    کاشی معرق
    یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان کاشی معرق نام دارد و آن عبارتست از قطعه های بزرگ و کوچک بریده شده کاشی که بر اساس طرح با نقوش مختلف و رنگهای متفاوت تراشیده شده و کنار یکدیگر قرار می گیرند و به شکل قطعه ای بزرگتر در می آیند.از مراکز تولید کاشی معرق می توان به شهرهای اصفهان, مشهد و تهران اشاره نمود. در اردبیل نیز کارگاههای متعددی در این زمینه فعالیت دارند.انواع رنگهای کاشی مورد استفاده در کاشی معرق عبارتند از : سفید, آبی تیره, فیروزه ای, سبز, پرتقالی و … .

    نقاشی روی چرم
    یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان اردبیل نقاشی روی چرم نام دارد و آن عبارتست از نقاشی و طراحی سنتی بر روی چرم که موارد مصرف فراوانی دارد و از زیبایی خاصی برخوردار می باشد. برای نقاشی روی چرم معمولا از چرم گوسفندی دباغی شده به رنگ کرم استفاده می نمایند.رنگهای مورد استفاده در نقاشی روی چرم از نوع رنگهای پیگمنت بوده و حلال آن الـ*کـل می باشد. پس از پایان نقاشی از محلول رزین برای ثبات و جلای رنگ استفاده می نمایند. در نهایت از ورنی برای شفافیت, براق شدن و عایق بودن کار بهره می برند.نقاشی روی چرم در خلخال و اردبیل رواج دارد.

    چاقوسازی
    مواد اولیه هنر چاقوسازی آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و یا عاج تهیه می نمایند. در گذشته روی دسته شمشیرها و غیره را مرصع کاری نیز می نموده اند و این کار امروزه بصورت ساده تری انجام می گیرد. ابزار کار چاقوسازان چکش، پتک، قیچی، کوره و … می باشد. روش کار بدین صورت است که استادکار در کنار کوره آتش، آهن را گداخته و با ضربات پتک آن را به شکل انواع چاقو، کارد, گزلیک, قندشکن و … درآورده سپس با نهایت هنرنمایی و با استفاده از ابزار ساده، از جنس شاخ حیوانات یا عاج دسته آن را کار می گذارند. پس از اتمام کار چاقو را تیز کرده و آب کروم می دهند.

    خورجین بافی
    خورجین بافی بافته ای است که در اکثر مناطق روستایی و جوامع عشایری با نقوش هندسی تولید می شود. مواد اولیه آن از پشم های رنگی, نخ پنبه ای و گاه موی بز می باشد که موارد مصرفی نظیر حمل ونقل پشت دوچرخه و موتور و یا چهارپایان را دارد. عرض این دستبافته بین ۳۰ تا ۹۰ بوده و بصورت قواره ای بافته می شود. خورجین هایی که در استان اردبیل بافته می شوند از کیفیت و زیبایی بیشتری برخوردار هستند و عمدتا در مناطق روستایی و عشایری استان اردبیل تولید و عرضه می گردد.

    جل اسب
    یکی از دستبافته های زیبا و عشایری استان اردبیل جل اسب نام دارد. جل دستبافته ای است که به منظور تزئینات اسب و شتر تهیه می شود. بدنه اصلی جل یک مستطیل است که دو دستک به آن وصل شده که این دستک ها پشت اسب را می پوشانند. عشایر آذربایجان، دشت مغان، کردهای خراسان، ترکمنها، عشایر فارس، ورامین و ایل افشار هر کدام به گونه ای جل را بافته و تزئین می کنند. بطور مثال در ترکمن صحرا، جل از جنس پارچه و تکه دوزی ماهوتی و پنبه ای با سوزن دوزی های زیبایی تهیه می گردد. در ایلات کرمان بصورت گلیم، نقوش سوزنی، شیریکی پیچ با تار و پود پشم و در میان عشایر آذربایجان از تکنیک بافت جاجیم برای تولید جل استفاده می شود.

    قالی بافی
    بسیاری بجای کلمه قالی کلمه فرش را بکار می برند. در اینجا لازم است توضیحی مختصر راجع به تفاوت این دو کلمه بیان شود. قالی به بافته ای گفته می شود که بر روی دار (عمودی یا افقی) بافته شده, تکه های کوتاه الیاف به وسیله تکنیکی خاص به دور تارهای موازی گره زده شوند تا بافته دارای پرزهای بلند گردد (پرزهای بلند باعث نرمی و لطافت سطح قالی می شوند). مواد اولیه آن برای تار : پشم, کرک یا ابریشم پرتاب بوده و برای پود : نخ پنبه ای, پشم یا ابریشم کم تاب می باشد و داری نقوش اسلیمی, ختایی و یا هندسی است.

    چلنگری(آهنگری سنتی)
    یکی از صنایع دستی استان چلنگری نام دارد. در قدیم هنرمندان این رشته در شهرها و روستاها به ساخت محصولاتی نظیر داس, چکش, میخ طویله, دهان بند اسب و گاو و … مشغول بوده اند. در دوران معاصر از آنجا که دامداری و کشاورزی, صنعتی یا نیمه صنعتی گردیده, این هنرمندان به ساخت محصولاتی تزئینی-کاربردی مانند پایه گلدان, پارتیشن, حفاظ پنجره و … مشغول می باشند. اساس کار آنان همانند چاقوسازی و زمودگری همان تکنیک حرارت دادن فلزات بوسیله کوره آهنگری (Forge) و دمیدن و کوفتن و اتصال پایدار, جهت حصول شکل نهایی می باشد. چلنگری نام قدیمی آهنگری هنری می باشد که امروزه به نام فرفورژه معروف شده است.چلنگری در شهرستانهای اردبیل و مشکین شهر رایج می باشد.

    قلمزنی
    سابقه این هنر قدیمی به زمان “سکاها” یا “سیت ها” بازمی گردد. این قوم حدود پنج الی هفت هزار سال پیش در قفقاز زندگی کرده و دارای نژاد آریایی بوده اند. برای خلق یک اثر, ابتدا (داخل یا زیر) زیرساخت (ظرف یا سینی) را که معمولا از جنس مس یا نقره و گاه طلا می باشد از محلول قیر و گچ پر می نمایند (برای جلوگیری از سر و صدای قلم و سوراخ شدن در اثر ضربه), سپس طرح (طراحی سنتی) موردنظر را بر روی ظرف پیاده نموده و قلم موردنظر را که دارای نوکهای مختلفی می باشند انتخاب نموده و بر اساس طرح, با چکش به آرامی و با آهنگی موزون به انتهای قلم می کوبند. در میان قلمها قلم سایه و نیم بر از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. بعد از اتمام کار قیر را جدا کرده, گرده ذغال روی شیارها ریخته و با روغن جلای سیاه روی ظرف را می پوشانند, سپس روغن اضافه را گرفته و ظرف را تمیز می نمایند. نقوش قلم زده شده بصورت خطوطی مشخص و تیره نمایان می گردد.

    مسگری
    یکی از صنایع دستی پرپیشینه استان اردبیل مسگری نام دارد. مسگری از جمله هنرهای صناعی (هنرهای صناعی به آن گروه از صنایع دستی گفته می شود که بعد صنعتی آن بیش از بعد هنری آن باشد) است که عبارتست از هرگونه ظروف و ابزار و ادوات کاربردی و تزئینی. این تولیدات معمولا از طریق چکش کاری بدست می آیند.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏4/5/18