نگاه دانلود :

تبلیغات

سفارش تبلیغات

ریشه نام قُم

شروع موضوع توسط ❤ASAL_M❤ ‏28/9/16 در انجمن تاریخ ایران

  1. ❤ASAL_M❤

    ❤ASAL_M❤ مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته

    5,204
    54,836
    امتیاز:
    1,121
    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/16
    جنسیت:
    زن
    شغل :
    نفس کشیدن
    محل سکونت:
    کهکشان راه شیری ، سیاره ی زمین
    ریشه نام قُم


    قُمْ از شهرهای مرکزی ایران و مرکز استان قم و نیز مرکز شهرستان قم می‌باشد. این استان در سال ۱۳۷۵ خورشیدی به استان تبدیل شد .


    نام باستانی شهر قم را کوآنا یا قوآنا نوشته اند . ( تطبیق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران . محمد حسن خان اعتماد السلطنه . صفحه 106 )


    در باره ریشه نام قم چندین نظریه گوناگون وجود دارد که برگزیدن بهترین آن ها تا اندازه ای دشوار می نماید .


    1- معروف ترین نظریه این است که قُم معرّب کومه است. «کومه» به معنای کلبه استراحت چوپانان است . در گذشته چادرنشینان دامدار کومه هایی برای استراحت می ساختند . چون کومه در این دشت بسیار بود کومه نام گرفت . ایرج افشار سیستانی استاد صاحب نظر در ریشه یابی نام شهرها نیز به این نظریه در کتاب خود اشاره کرده است . ( پژوهش در نام شهرهای ایران . صفحه 485 )


    2- برخی آن را واژه ای عربی و از فعل امر« قُم » به معنی « برخیز » می گیرند و در اثبات نظر خود چند روایت مختلف ذکر می کنند .


    علامه مجلسی در بِحارُ الانوار از پیامبر اسلام (ص) چنین روایت کرده است : « شبی که رسول خدا (ص) به معراج رفت ؛ شیطان را دید که بر این سرزمین به زانو در آمده است و هر دو دست بر زانو نهاده و نظر در زمین می کند . رسول خدا (ص) به او فرمود : قُمْ یا مَلعونُ . یعنی ای نفرین شده برخیز .پس بدین سبب قُم نامیده شد . » (پژوهش در نام شهرهای ایران . صفحه 487)


    روایت دیگر از ابو مُقاتِل دَیلَمی نَقیبُ الرَّیّ است که می گوید : « شنیدم که ابا الحسن علی بن محمد امام هادی (ع) فرمود : قم را از برای آن قم نامیدند ، چون سرزمینی است که از طوفان نوح (ع) محفوظبود و در روزگار طوفان ، کشتی نوح به این سرزمین که رسید ایستاد و قم قطعه ای از بیت المقدّس است . »(پژوهش در نام شهرهای ایران . صفحه 487)


    ولی صَفْوان بَصَری از امام صادق (ع) به گونه دیگر نقل می کند :


    « امام (ع) به من فرمود آیا می دانی چرا قم را قم نامیدند ؟ در پاسخ گفتم : خدا و رسول او و شما بهتر می دانید . امام (ع) فرمود : همانا قم را این نام نهادند زیرا اهل قم با حضرت قائم آل محمد می باشند و با آن حضرت قیام می کنند و بر آن استقامت دارند و حضرت را یاری خواهند کرد . » (همان منبع . صفحه 486 و 487 )


    3- برخی آن را تُرکی و به معنی « شن » می دانند . ولی شهر قم ترک نشین نیست . فارسی زبان است و فارسی با لهجه قمی کم کم در شهر قم در حال فراموشی است . زیرا مردم قم با همان لهجه تهرانی سخن می گویند . البته همانند تهران در قم نیز مهاجرانی از همه جای ایران از جمله شهرهای آذری زبان وجود دارند .


    4- حسن بن محمد بن حسن در تاریخ قم می نویسد : محل کنونی قم به دلیل پست ، گود و پایین بودن ، آبِ رودهای تیمره ، اناربار و قم را در خودش جمع می کرد . از این رو به آن قم گفته اند . چون در زبان عربی محلّ جمع شدنِ آب را قُم می گویند . چنانکه قُمقُمه را نیز به این دلیل که مقداری آب در خودش جای می دهد قمقمه گویند . ( صفحه 20 و 21 )


    ولی در عربی واژه قم بدین معنی در عربی کاربرد ندارد و قمقمه نیز که نویسنده به آن استناد کرده است از ریشه قمقم است که در فرهنگ لاروس فارسی عربی و در المنجد ریشه اش را فارسی دانسته است .


    5- علی معصومی بر این باور است که در این محل چشمه پُر آبی به نام کُب بوده و آبِ آن در شهر کنونیِ قم جمع می شد . رودی که از چشمه کُب سرچشمه می گرفت به کُب رود سرشناس شده بود سپس عربی گردید و قُم رود خوانده شد و این شهر را به دلیل وجود قم رود ، قُم نامیدند . (شهرها و قصه ها ، شهر قم صفحه 9 )


    6- به گفته یاقوت حَمَوی هنگامی که اعراب اشعری مذهب به این شهر آمدند ، هفت روستا ساختند که از همه بزرگ تر را کمیدان نام دادند . کمیدان کم کم تبدیل به « کُم » شد و در عربی آن را « قُم » گفتند . ( تاریخ و جغرافیای قم . غلامحسین ادیب کرمانی « افضل الملک » . صفحه 74 )


    در لغتنامه دهخدا در باره کومه چنین آمده است :


    خانه ای را گویند که از نی و علف سازند و گاهی پالیزبانان در آن نشسته و محافظت فالیز و زراعت کنند و گاهی صیادان در کمین صید نشینند. (برهان ).


    خرگاهی که از چوب و علف در صحرا سازند و پالیزبانان و مزارعان در آن نشینند و پالیز و زراعت خود را حفظ نمایند و صیادان نیز سازند و در آن نشسته بر صید کمین کنند و آن را کازه نیز گویند. (از آنندراج ) (از انجمن آرا).


    از جوانب و اطراف رُعات و شبانان به واسطه ٔ علف گرد بر گرد آن خیمه زدند و خانه ها بنا نهادند و مأوی ساختند و آن خانه های ایشان را به فارسی کومه نام نهادند، پس به سبب مرور ایام و زمان در این اسم تخفیفی واقع شد و گفتند کُم ، پس آن را معرب گردانیدند و گفتند قم . (تاریخ قم ص 22).


    «برقی » گوید که قم مجمع آبهای تیمره و انار بود به واسطه ٔ گیاه و علف رُعات احشام و صحرانشینان آنجا نزول کردند و خیمه زدند و خانه ها بنا کردند و آن خانه را کومه نام کردند، بعد از آن تخفیف کردند وگفتند «کم » بعد از آن معرب گردانیدند و گفتند قم . (تاریخ قم ص 25).